![]() |
![]() |
|
| هر گونه کپی حتی با قید نام وبلاگ ممنوع است. |
|
سلام و درود به همه ي دوستان خوبم.در اينجا مي خوام سايتم رو بهتون معرفي كنم.البته من اين وبلاگ رو به عنوان آرشيو درسهام نگه مي دارم اما ديگه در اون به سوالات جواب نمي دم.بنابراين نظرخواهي در اين وبلاگ ديگه غير فعال ميشه. دوستان خوبي كه سوالاتشون رو در نظرات اين وبلاگ مي پرسيدن، بايد به سايت برن و در قسمت آموزشهاي رايگان همگاني وارد بشن كه همون درسهاي وبلاگه و سوالاتشون رو فقط در نظرات آخرين درس اون بگذارند و مثل هميشه منتظر جوابشون بشن در نظرات همون درس آخر . ( آپ بعدي معمولا" ماهي يك باره).بنابراين ماهي يك بار به سوالاتي كه در نظرات آخرين درس گذاشته شده باشه جواب داده ميشه. سايت من اسمش هست " دستنوشته هاي يك جادوگر " كه مي تونين اون رو در آدرس ببينيد. البته هنوز كارهاي زيادي داره كه بايد روش انجام بشه اما از همين حالا دلم مي خواد به اونجا بياين! و حرفهاي قشنگتون رو در نظرات آخرين پست اون بگذارید.به همین دلیل نظرات این پست غیر فعاله. در سايت علاوه بر اين دستنوشته ها (آموزشهاي رايگان همگاني) شما با يك كتابخونه كه توش تا حالا حداقل صد تا مقاله ي متافيزيكي گذاشته شده آشنا مي شين كه در همون سايت نوشته شده چطوري براي كمك به آگاهي ديگران شما هم مي تونيد براي ما مقاله بفرستيد و نوشه شده كه گردآوري اين مقالات ثمره ي تلاش چه كسانيه. بعلاوه شما با برنامه ها و فعاليتهاي دسته جمعي توانگرانه مي تونيد همراه بشيد و در كنار اون برنامه هاي مشارطه اي.همين الان براي فروردين ماه شما يك برنامه ي دسته جمعي و يك مشارطه ي ماهانه در سايت گذاشته شده. كافيه بعد از باز كردن صفحه ي سايت بريد روي سرفصلها و روي اونها كليك كنيد. در واقع با كمي گشت زدن در سايت و كليك روي سرفصلهاي مختلف مي تونيد كلا" به طور خلاصه سردربيارين كه چه كارهايي قراره اونجا انجام بشه. مي تونين در ختم قران همگاني شركت كنيد يا در كمكهاي نقدي به نيازمندان سهيم بشين.مي تونين با مجموعه اي از دعاهايي كه در برآورده شدن آرزوها به اونها توصيه شده بيشتر آشنا بشيد. همين طور مي تونين با دوره هاي مكاتبه اي نيمه ي تاريك بيشتر آشنا بشين و انشاالله به زودي و در آينده اي نزديك ، دوستاني كه در اين دوره ها هستند در تالارهاي گفتگو مي تونند با هم دوره اي هاشون در اين باره گپ بزنن. در سايت قسمت ديگه اي داره برنامه ريزي ميشه براي پدرها و مادرها تاياد بگيرن چطور بايد با كودكان رفتار كرد كه هم طبق اصول تربيتي درست باشه و هم از كودكي،به صورت غير مستقيم اين دروس به كودكان آموخته بشه تا كودكاني شادتر و راضي تر داشته باشيم. بعلاوه مجموعه ي نوشته هاي من براي دخترم حورا _ با نام دنيا از نگاه فرشته اي از بهشت _ در سايت موجوده كه شما به شكل ديگه اي باز با همين دروس در اون نوشته ها برخورد خواهيد داشت. مجموعه اي از نوشته هاي پراكنده ي ديگه ي من هم در سرفصل ديگه اي از سايت موجوده. فعلا" دسترسي به مطالب سايت كاملا" براي همه بازه و حتي ثبت نام هم نمي خواد براي اينكه گشتن در سايت وخوندن مطالب براتون راحت باشه و كسي گيج نشه كه چطور ا ز مطالب سايت استفاده بكنه. اين سايت توسط دوست ارزشمندم آقاي حكيمي خیلی وقت پيش ساخته شده و انشاالله به تدريج كارهاي زيادي در اون انجام خواهد گرفت.لطفا" فعلا" با نگاهي ازاغماض به مطالب اون نگاه كنيد تا به تدريج بتونم اون رو به كمك دوستان خوبم براتون كامل تر كنم و امكانات بيشتري در اختيار شما قرار بدهم. دوستتون دارم.دلم براي تك تكتون مي تپه و براي همه تون بهترينها رو ازطرف خداوندآرزو دارم. خدايا!امسال را سال ظهور مولايمان امام عصر قرار بده ! آمين!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت 10:0 توسط جادوگر عشق( جادوگر سفید تغییر نام داد) |
|
|
سلام و درود به همه ي شما همراهان خوبم.با آرزوي بهترينهاي خداوند براي همه ي تان با ادامه ي درسهاي قدرت عشق در كنارتون هستم. امروز مي خوايم درباره ي اصل ديگه اي به نام " كاتالوگ بودن زندگي " صحبت كنيم كه همون طور كه قبلا" هم گفته ام جزو آموزشهاي راندا برنه درباره ي اصول قدرت. زندگي يك كاتالوگ است .اين يعني چي؟ يعني همه چيز در زندگي به تو عرضه مي شود تا از بين آنها هر چيزي را كه دوست داري انتخاب كني! اين خبر بايد همه ي وجود شما رو از شوق بلرزونه! واقعا" همين طوره! زندگي همه چيز رو به تو عرضه مي كنه اگه تو بلد باشي بهش بگي كه چه چيزي رو مي خواي در واقع داري از توي كاتالوگ زندگي براي خودت سفارش مي دي.پس اون رو دريافت مي كني! اولين بار كه خودم مفهوم اين جمله رو فهميدم و با تمرين تجربه اش كردم واقعا" دچار شعف بزرگي شدم و دلم از خوشحالي لرزيد! اين آغاز جديدي براي توانگري من بود! اميدوارم تك تك شما به معني جملاتي كه به شما مي گم حسابي فكر كنين تا عمق شكوه و عظمت موضوع رو دريافت كنيد! حالا موضوع رو بيشتر براتون توضيح مي دم از زبان راندا برن.پس حسابي دقت كنيد. زندگي يك كاتالوگه يعني زندگي تو را دنبال ميكند: يعني تجربيات زندگي تو ناشي از افكار و احساسات خود توست. زندگي يك كاتالوگ است. به تو مدام چيزهايي را نشان ميدهد. آيا چيزهايي را كه دوست داري از آن كاتالوگ انتخاب ميكني يا مشغول قضاوت كردن و برچسب زدن به موارد بد هستي؟ اين يك قانونه: وقتي نسبت به هر چيزي كه فرد ديگري داره حال و هواي خوب داشته باشي، و به اندازه اونهايي كه اون رو دارن هيجانزده و ذوقزده بشي انگار اين موارد براي خودت پيش اومده، يعني عشق ساطع كردي و همين موارد رو به سمت خودت جذب ميكني! وقتي خودروي روياييات به سرعت از كنارت ميگذره زندگي داره اين خودرو رو به تو نشون ميده! اگه غبطه بخوري يا حسادت بكني چون فردي ديگر خودروي رويايي تو را ميراند، فقط خودت را از خودرويت محروم مي كني، تو بايد طوري ذوق كني كه انگار تو الان سوار اوني چون زندگي تو رو انتخاب كرده كه اون رو نشونت بده!در واقع ديدن اون خودرو اتفاقي نبوده چون هيچ چيز در دنيا اتفاقي نيست! وقتي زوجي خوشبخت ميبيني يعني زندگي داره به تو فرصت ميده تا از كاتالوگ اون انتخاب بكني. اگر با ديدن اونها احساس غم و تنهايي كردي يعني داري منفي گرايي ساطع ميكني و در اصل داري به دنيا ميگي: دلم ميخواد غصهدار و تنها باشم! اگه اضافهوزن داري و فرد خوش اندامي ميبيني چه حال و هوايي براي خودت انتخاب ميكني؟ زندگي اندام زيبا رو به تو عرضه كرده تا تو هم حق انتخاب داشته باشي پس اگه بابت اندام نامتناسب حس بدي داشته باشي، در واقع انگار داري ابراز ميكني، دلم نمي خواد چنين اندامي داشته باشم. دلم مي خواد چاق باشم! اگر بيماري و زندگي افراد سالم را به تو عرضه كرده براي اينكه كه تو انتخاب كني، اگه بابت سلامت بودن اطرافيانت احساس عشق كني و بابت عدم سلامتي دچار احساس بدي نشي تو سلامتي رو براي خودت انتخاب كردي. يعني چي؟ باز هم توضيح مي دم. هرچيزي در زندگي خودش را به تو عرضه ميكند تا خودت هر چه را مي خواهي يا نميخواهي انتخاب كني. چون زندگي يك كاتالوگ است.اما وقتي زندگي اين كاتالوگش رو جلوي تو ورق مي زنه و تو از چيزي خوشت مي آد چطور بايد اون رو جذب كني؟ و وقتي زندگي چيز ي رو به تو نشون مي ده چطور بايد مانع جذب شدنش بشي؟ براي قانون جذب فقط "بله" مفهوم دارد.يعني در واقع قانون جذب و كائنات، كلمات بلي يا نه ، خوب يا بد، و ...رو بلد نيستند!در واقع زبانهاي امروزي توسط بشر ساخته شده و بشر در هر جاي دنيا داره به يك زبوني صحبت مي كنه.خوب! كائنات كه نمي تونن بفهمن وقتي شما از چيزي در كاتالوگ زندگي خوشت اومده و داري به زبون فارسي مي گي من اون رو مي خوام يعني چي داري مي گي! آخه اونها كه زبان و كلمات رو مثل ما بلد نيستند! زبان كائنات و زبان قانون جذب طور ديگريست.زبان كائنات بر اساس احساسه نه كلمه. ساده ترش اينه كه اگه زندگي كه يك كاتالوگه، چيزي رو به من نشون بده و من نسبت به اون از خودم احساس نشون بدم براي كائنات معنيش اينه كه : بله! من اون رو مي خوام! ( حتي اگه به زبون بگم اون خيلي افتضاحه و من ازش متنفرم! ) و اگه زندگي كه يك كاتالوگه چيزي رو به من نشون بده و من بهش احساس نشون ندم يعني من اون رو نمي خوام.(حتي اگه به زبون بگم اون عاليه و كاش من هم داشتمش! )در واقع چون همه چيز در دنيا بر اساس فركانسه كائنات هم كه بر اساس فركانس كار مي كنند، فقط فركانس احساسي رو مي شناسن نه كلام رو! پس هر چيزي كه در دنيا ببينم و به اون احساس نشون بدم ( چه احساس خوب چه بد) معنيش از نظر كائنات اينه كه من اون رو مي خوام! حتي اگه من به چيزي احساس نفرت نشون داده باشم معنيش اينه كه من اون رو از كاتالوگ زندگي مي خوام! در واقع غول چراغ جادوي ما كلمات رو بلد نيست! اما فركانس احساسات رو بلده!وقتي ما به چيزي احساس نشون بديم غول چراغ جادومون اون رو برامون مي سازه و دريافتش مي كنيم! پس اگه زندگي در كاتالوگش چيزي رو به ما نشون داد كه ما دوستش نداشتيم نبايد بهش احساس نشون بديم(والا جذبش مي كنيم!) فقط بايد بدون بروز احساس از اون رو برگردونيم و توجهمون رو به قسمتي از كاتالوگ دنيا بديم كه دوستش داريم و دلمون مي خواد داشته باشيمش! پس از هر آنچه خوشت نميآيد فقط ازش رو بگردان و در مقابل اون هيچ احساس منفي از خودت نشون نده. در قبال چيزهايي كه خوشت نميآيد، جواب منفي نده چون جواب منفي همان را به تو مي كشاند. چرا؟ چون وقتي در قبال آنچه نمي خواي، جواب منفي بدي، درمورد آنها حال و هواي بد پيدا ميكني، و همان احساس بد، شرايط منفي زندگيات را به سوي خودت برمي گردونه. در زيارتگاه توشوگو در ژاپن قرن هفدهم، مجسمه سه تا ميمون هست كه يكي چشماش را گرفته، يكي گوشهاش رو گرفته، يكي دهنش رو . اين يعني: هيچ مورد منفي را نبين،نشنو، حرفش رو هم نزن! واز هر چي خوشت اومد حتي مال ديگري ،بگو بله. اين عاليه. اين فوق العاده است.و ازش احساس عشق و شادي كن تا جذبش كني چون زندگي تو رو انتخاب كرده كه اين كاتالوگ رو نشونت بده! فقط تو بايد با نشون دادن احساس درست اون رو جذب كني! اين يعني نثار عشق و بله گفتن به آن. وقتي به چيزي ميگي نه، مثلاً ترافيك وحشتناكه، اين آدم ديوونهاست، اينجا شلوغه و... كائنات نه تو رو نميشنوه، چون بهش احساس نشون دادي اون رو ميسازه و فكر ميكنه تو بهش بله گفتي. مثال : اگه دلت مي خواد پدر يا مادر بشي،هر وقت پدر يا مادري رو مي بيني عشق از خودت ساتع كن و حال و هوايي خوب در خودت به وجود بيار.اگه با ديدن بچه ها، احساس دلتنگي كني چون خودت بچه نداري، در اين صورت داشتن بچه رو از خودت دفع مي كني! هر وقت تو بچه ها رو مي بيني اين زندگيه كه در واقع داره در كاتالوگي اونها رو به تو عرضه مي كنه پس تو مي توني با نشون دادن احساس خوب از خودت اون رو دريافت كني. مثال : اگه مي بيني كسي ازدواج مناسبي كرده بايد حال و هوات رو عالي كني چون كاتالوگ زندگي تو رو انتخاب كرده كه اين مورد رو به تو نشون بده يعني زندگي مي خواد به تو بگه اگه الان تو هم بتوني حس خوب و شادي در خودت ايجاد كني و بفهمي زندگي كاتالوگه براي تو، تو هم مي توني عين اون رو دريافت كني!اما اگه با ديدن كسي كه ازدواج كرده ياد تنهايي خودت بيفتي و حال و هوات بدتر بشه يعني تو در برابر تنهايي واكنش احساسي نشون دادي پس تنهايي بيشري رو جذب مي كني! مثال : وقتي توي يك مسابقه ي ورزشي شركت مي كني و فردي ديگر برنده مي شود، وقتي همكارت به تو مي گه كه اضافه حقوق دريافت كرده، وقتي دوستت بهت مي گه كه همسرش هديه اي غافلگيرانه به اون داده براي رفتن به مسافرتي رويايي، يا كسي مي گه كه خونه اي خريده، تو هم بايد به اندازه ي اونها ذوق زده بشي كه انگار اين موارد براي تو هم پيش اومده و وقتي در برابر اينها واكنش مثبت نشون بدي، همين موارد رو به سمت خودت جذب مي كني! پس هر چيز خوبي كه دنيا به تونشون داد، ذوق زده شو چون معنيش اينه كه تو با اون چيزهاي خوب هم فركانس هستي! كاتالوگ زندگي چيزهاي منفي هم داره. چيزهايي كه تو دلت نمي خواد داشته باشي.در مقابل اونها مقاومت نكن.فقط ازشون رو برگردون.نبينشون و ازشون حرف نزن!راحت و بدون هيچ قضاوتي از اون رو برگردون تا ضميمه ي زندگي تو نشه! بنابراين ، اين درس بسيار مهم رو به صورت چند جمله براتون تكرار مي كنم : نكته ي مهم : وقتي قضاوت و انتقاد مي كني ، همونها به خودت بر مي گرده.عشق و قدرداني رو به فردي ديگر يا هرچيزي عرضه كن تا همانها را به خودت اهدا كني! يعني در مورد فردي ديگه چه احساسي داري؟در مورد اون چه فكري مي كني؟براي او چه مي كني؟ اينها تعيين مي كند كه تو براي خودت چه مي كني!!! اگر قضاوت و خرده گيري مي كني در واقع اونها رو به خودت اهدا كرده اي!همان طور كه اگر عشق و قدرداني به ديگري بدهي چون همانها را دريافت مي كني پس در واقع همانها را به خودت اهدا كرده اي! نكته ي مهم : تو به اندازه ي كافي خوب هستي! اگر كاري انجام داده اي كه صحيح نبوده است،درك و پذيرش صحيح نبودن اون براي قانون جذب حكم چشم پوشي داره.پس همين حالا خودت رو ببخش و از اين لحظه طبق اصول قدرت رفتار كن! نكته ي مهم : هر قصه اي تعريف كني، چه خوب و چه بد، قصه ي زندگي تو خواهد بود!بنابراين تعريف قصه ي زندگي محشر خودت رو شروع كن و قانون جذب هم اون رو براي تو آماده مي كنه! يعني قصه ي واقعي اينه كه تو موجودي نامحدودي! در مورد قصه ي زندگيت چيزهايي رو كه دوست نداري و نمي خواهي، ول كن و صرفا" به چيزهايي كه دلت مي خواد بچسب!هر بار كه اونها رو به ياد بياري اونها رو ضميمه ي قصه ي زندگيت مي كني. مواردي رو كه در مورد ايام كودكي نمي خواي رها كن و به اون قسمتهايي كه دوست داري بچسب! آنچه را كه در بزرگساليت نمي خواهي ول كن و موارد خوب رو نگهدار! تمام موارد منفي گذشته اگه بهش احساس نشون بدي باز تكرار ميشه به شكلهاي جديد! تمام موارد منفي تمام شد و رفت پي كارش! تو كه همون آدم سابق نيستي پس چرا اونها رو در قصه ات نگه مي داري تا حال و هواي تو رو خراب كنند؟اگر دائم اين قصه را تعريف كني كه قرباني زندگي شدي، در اين صورت بارها و بارها سروكله ي همين تصاوير در زندگيت پيدا ميشه.اگه تعريف كني كه تو به باهوشي بقيه نبودي يا مثل بقيه جذاب نيستي يا مثل ديگران با استعداد نيستي ، حتما" حق با توئه!!!چون حتما" همين ها در زندگيت جذب و تكرار ميشه!پس تعريف قشنگترين قصه ها رو از زندگيت شروع كن تا نيروي عشق، زندگيت را بانور تصاويرقصه ي واقعي زندگي معركه ات روشن كند! " زائر صلح " (ميلدرد ليسته نورمن كه بيست و هشت سال تحت عنوان صلح سراسر آمريكا رو پياده طي كرد ) مي گه : " عشق بزرگترين قدرت روي كره ي زمين است كه بر تمام مسايل غلبه مي كند!" خداوندا! نيروي عشق را بر قصه ي زندگي ما حاكم كن! آمين! |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 22:6 توسط جادوگر عشق( جادوگر سفید تغییر نام داد) |
|
|
سلام و درود به همه ي شما همراهان خوبم.سال نوي همگيتون مبارك و پر از بركات خداوندي باد! خوشحالم كه با ادامه ي درسهاي اصول قدرت در خدمتتون هستم. امروز مي خوايم باز هم درباره ي " احساس يعني خلق " حرف بزنيم كه جزو اصول قدرته.همون طور كه قبلا" هم بهتون گفتم اينها جزو آموزشهاي راندا برنه. اميدوار هستم حتي با خوندن اين درس بارقه هاي انرژي و نور شادي رو در وجودتون احساس كنيد و انرژي و عشقي رو كه من با تمام وجودم براي همگيتون مي فرستم در درونتون حس كنيد. فصل بهار شروع سبزينگي طبيعته و دلم مي خوادببينم كه همه ي شما اين سبزينگي رو در روح و جانتون هم احساس خواهيد كرد. وقتي مااز طريق ايجاد حال و هواي خوب براي خودمون ، عشق ساتع مي كنيم احساسات ما يك حوزه ي مغناطيسي ايجاد مي كند كه كاملا" شما رو در بر مي گيره.همه جا اين حوزه ي مغناطيسي همراه ماست.اين همون چيزيه كه بهش ميگن : " هاله ي فرد".ما الان نمي خوايم وارد درسهاي هاله شناسي يا هاله درماني بشيم و من فقط توضيحات لازم رو بهتون مي گم. پس هالهاي كه دور فرد را احاطه كرده است، در اصل حوزهاي الكترومغناطيسي است و شما از طريق خاصيت مغناطيسي حوزه خودتون كه احاطهتان كرده است، هر چيزي را در زندگي جذب ميكنيد. احساسات شما در هر لحظه مشخص مي كند حوزه ي شما در هر زمان مثبت است يا منفي! هر چقدر عشق بيشتري اهدا كني، حوزه مغناطيسي تو بزرگتر و قدرتمندتر ميشه. آنچه كه در حوزه مغناطيسي توست، درحال جذب كردن به سوي خودش است، بنابراين هرچه عشق بيشتر در حوزه تو باشه، قدرت بيشتري براي جذب چيزهايي كه دلت ميخواهد خواهي داشت. اين يك قدرت شگفت انگيزه كه خداوند يكتا در تك تك ما آفريده. مثال: راندابرن كه عاشق گله، تو يه روز باروني كه شنبه بازار تعطيل بود تصميم گرفت واكنشش در مقابل اينكه از گل خبري نيست، خوب باشه و به اين فكر كنه كه قدر گل رو بدونه و حتي بيشتر گل دوست داشته باشه. به جاي احساس ياس، حال و هواي عشق به گل رو انتخاب مي كنه بنابراين حوزه مغناطيسياش از عشق به گل پر ميشه و در ساعتي بعد خواهرش از اونطرف دنيا يك گلدون بزرگ گل براي اون سفارش ميده كه مياد دم خونهاش. راندا برن مي گه زندگي خود اون هم زماني معركه نبوده اما با كشف اينكه براي نيروي عشق هيچ چيزي عظيم و دور از دسترس نيست زندگيش رو عوض كرده. بنابراين ، اين قانون رو هرگز فراموش نكنيد : "با مهار كردن بزرگترين قدرت كائنات، مي تونين هر چيزي رو در زندگي تغيير بدين و تنها كار لازم اهداي عشق است! " ( و براي اهداي عشق به دنيا شما بايد شاد باشيد و در لحظه ي ابدي اكنون در بهترين حال و هواي ممكنه باشيد تا بهترين چيزها رو به خودتون جذب كنيد.و اين شاد بودن فقط با مشارطه هاي كوتاه براي شاد زيستن و بودن در زمان حال امكان پذيره.) اينجا شما بايد چند تا نكته ي خيلي مهم رو به ياد داشته باشيد. نكته ي مهم : اندازه خواسته. ما تمايل داريم فكر كنيم چيزهايي كه ميخوايم واقعاً بزرگه. با اين كار به قانون جذب ميفهمونيم اين خواسته به قدري بزرگه كه رسيدن به اون بسيار مشكل خواهد بود و احتمالاً كلي هم طول ميكشه تا دريافتش كنيم. اگر خيال كني خواستهات خيلي بزرگه، مشكل ايجاد مي كني و در دريافت خواسته ات تاخير ايجاد ميشه. براي قانون جذب بزرگي يا كوچكي وجود ندارد و زمان هم مفهوم نداره. پس بدون اينكه فكر كني از نظر خودت خواستهات چقدر بزرگه، آن را به اندازه يك نقطه در نظر بياور! مهم نيست كه چي مي خواي ، فكر كن خواستهات به اندازه يك نقطهاست، چون براي نيروي عشق، هر آنچه تو بخواهي،كوچكتر از يك نقطه است. تمرين: يك نقطه در وسط دايرهاي بزرگ بگذار و كنار آن نقطه اسم خواستهات رو بنويش. اگر متوجه شدي ايمانت متزلزل شده، گهگداري به اين نقطهاي كه كشيدهاي نگاه كن و متوجه باش كه خواسته تو براي نيروي عشق به اندازه آن نقطه است! ويليام شكسپير ميگه: "ترديد و دودلي ما خائن و دغلباز است و غالبا" باعث مي شود، موهبتي را كه ممكن است به دست بياوريم، از دست بدهيم! " پس مواظب ترديدهاتون كه باعث ميشه فكر كنين خواسته تون اينقدر بزرگه كه نعوذ بالله خداوند با اون عظمتش از پسش بر نمي آد، باشيد! خواسته ي شما در برابر خواست خداوند حتي اون نقطه هم نيست! پس خواسته تون رو بطلبيد.قوانين سيستم آرزوها رو براي اون انجام بدين و طوري شاد زندگي كنين انگار پيشاپيش اون رو دريافت كرديد.(اگر صلاح و خير شما در اون باشه حتما" با اين روش اون رو دريافت مي كنيد در غير اين صورت از خداوند بخواهيد كه چيزي برتر از اون در جهت خير شما و ديگران، به شما اهدا كنه و به بهتريني كه اون براي شما انتخاب مي كنه اعتماد كنيد.) نكته ي مهم : تغيير دادن موارد منفي. اگر موردي منفي در زندگيت وجود داره و دلت مي خواد تغييرش بدي با تجسم و احساس اينكه هماكنون آنچه را كه ميخواهي داري عشق از خودت ساطع كن. يادت باشه كه هر مورد منفي يعني فقدان عشق. بنابراين تو بايد خلاف وضعيت منفي را مجسم كني. چون خلاف آن عشق است. مثال: اگر دچار نوعي بيماري هستي و شفا مي خواهي براي جسمي كه ميخواي سالم بشود، عشق بفرست. وقتي براي تغيير موردي منفي از روند خلق استفاده مي كني متوجه باش كه لزومي نداره منفي را به مثبت تبديل كني،چون در واقع احساس خواهي كرد انجام اون كار دشواره . خلقت يعني به وجود آوردن چيزي جديد كه به طور خودكار جايگزين مورد سابق بشه. تنها كاري كه تو بايد انجام بدهي اين است كه براي آنچه مي خواهي عشق از خودت ساطع كني، و نيروي عشق خودش منفي گرايي را برايت با موردي مثبت جايگزين ميكند. تمرين مهم 1 : هر روز مدت هفت دقيقه را به داشتن هر آنچه مي خواهي و تجسم و احساس آن اختصاص بده. اين كار را هر روز انجام بده تا به اين احساس برسي كه از قبل خواستهات را داشتي . اين كار را بكن تا در ذهنت نهادينه بشه كه خواستهات به خودت تعلق داره. درست مثل اسمت كه مال خودته. تمرين مهم 2: بعد در كل روز با خودت مشارطه هاي كوتاه مدت داشته باش كه به راحتي به زندگيات برسي و انگار كه آرزوت رو به دست آوردي، تا جايي كه ميتوني عشق و احساس خوب از خودت ساطع كني، چون هر چه بيشتر عشق ساطع كني، سريعتر به خواستهات ميرسي. تمرين مهم 3:درطول روز مشارطه كن با حرف زدن درباره جراحتي كه خوب نشده بر دنيايي جديد خط بطلان نكش. چون با اين كار با حرف زدن در مورد اون، دوباره بدترينها رو مجسم ميكني و به دنياي قبل برميگردي وقتي بدترين رو مجسم كني همون رو هم دريافت ميكني. مثال : اگر كسي درباره جراحتت از تو پرسي مي توني بگي: صد درصد حال و هوايي خوب دارم و جسمم هم همين حالت رو دنبال ميكنه. يا بگي: اين رحمت الهي بوده چون باعث شده حالا بيشتر از هر وقت ديگهاي قدر سلامتي و خوشبختي رو ميدونم. يا اگر به اندازه ي كافي شجاعت داري، حتي مي توني بگي : " از پس اون بر آمده ام و بهبود كامل يافته ام!" نكته ي مهم :از بين بردن حال و هواي بد. تو مي توني با تغيير حال و هواي خودت، هر چيزي را در زندگي تغيير دهي. وقتي حال و هواي تو درباره هر موضوعي تغيير بكنه، بيبرو برگرد اون موضوع تغيير ميكنه! براي تغيير دادن احساست سعي نكن از دست احساسات بد خلاص بشي،چون تمام حال و هواي بد صرفا" به خاطر فقدان عشق است. پس سعي نكن مجسم و فكر كني چطور بايد از عصبانيت و غم خلاص بشي، به جاي اين كار چون تمام حال و هواي بد به دليل فقدان عشق است، خودت را از عشق سرشار كن، اون وقت عصبانيت و غم و غصهات از بين ميره.وقتي خودت رو از عشق سرشار مي كني ( با خوب كردن حال و هوات از هر راهي كه برات ممكنه) اون وقت خود به خود فركانست تغيير مي كنه و تمام احساسات بدت هم از بين مي ره. پس اين يه قانونه: حال و هواي خوب= سرشار از عشق بودن حال و هواي بد= فقدان عشق درمورد عشق طوري فكر كن كه انگار آب توي ليوانه. تو نميتوني وقتي آب ليوان كمه، با جنگ و جدل و دشنام دادن به خالي بودن ليوان زيادش كني! تنها راهش اينه كه ليوان رو از آب پر كني. وقتي تو حال و هواي بد داري ليوان جسم تو از عشق خاليه. وقتي ليوان وجودت رو از عشق پر كني، احساسات بدت از بين ميره. راندابرن مثال قشنگي ميزنه و ميگه احساسات بد رو مثل اسبهاي وحشي مجسم كن. اصطبلي پر از اسبهايي با حال و هواي بد وجود داره. اگه من الان احساس سرخوردگي دارم روي اسب سرخوردگي سوار شدم. به خودم مي گم:اگر ميتونم سوار اين اسب وحشي بشم ميتونم ازش پياده هم بشم. اسب عصباني، دلخور، ملامتگر، عبوس، بدخلق ، اخمو و تند خو و... اسبهاي اين اصطبل حال و هواي بد هستند. لائوتسه "بنيانگذار مكتب تائو " مي گه : " حتي در برابر رفتار و طرز برخوردي جاهلانه هم واكنشي عاقلانه نشان بده. " بنابراين وقتي ديگران با برخوردهاي جاهلانه شون حال و هواي تو رو خراب مي كنند مواظب باش به همستر روي چرخ تبديل نشي!( در درسهاي پيش گفتم كه اين يعني چي )براي لذت بردن از تجسم و قوه ي تخيل خودت استفاده كن تا قدرت را از هر چه كه نمي خواهي سلب كني.مثلا" مجسم كن با مشاهده ي خودت و ديگران كه در شرايط سخت مختلف زندگي بر اسبهاي وحشي سوار شده ايد! فقط بخند و سعي كن حال و هوايت را عوض كني! راندابرن مي گه: من احساسات بد را براي خودم يا ديگري واقعي نميدونم، چون اين حقيقت نداره. احساس بد ناشي از اين نيست كه تو يا ديگري چه كسي هستيد. ناشي از اينه كه اين همون چيزيه كه تو به خودت اجازه دادي كه آن را احساس كني. و تو مي توني انتخاب كني به همان سرعتي كه روي اين اسب پريدي، ازش پياده بشي! اگه يكي از نزديكانت بدخلقه تصور كن سوار اسب بدعنقي شده بدعنقي اون رو شخصي تلقي نكن. اگه اون رو شخصي تلقي كني، و تو هم بدليل بدعنقي اون بدعنق بشي، تو هم با اون سوار اسب بدعنقي شدي. بنابراين درچنين شرايطي با مشاهده خودم يا سايرين كه در شرايط مختلف زندگي سوار بر اسب وحشياي هستيم، فقط ميخندم! يعني اگه حال و هوام بده، و بگذارم احساساتم خودكار عمل بكنه، يعني دارم به اون اسب وحشي تازيانه ميزنم تا حالت منفي شوريدهتري پيدا كنه.پس از حال و هواي بد منزجر نباش بلكه بخند و حال و هوات رو عوض كن. چون منزجر بودن يعني مقاومت نشون دادن.در برابر هر چيزي كه در زندگي مقاومت به خرج بدي بيشتر همون رو به خودت جذب ميكني. پس اگر حال و هواي بد به سراغت اومد بهش بها نده. ازش منزجر نباش. دربرابرش مقاومت نكن. و بعد تمام قدرت اون رو بگير با تغيير دادن حال و هواي خودت. هر آنچه اهدا ميكني تغيير بده. هر آنچه دريافت ميكني تغيير خواهد كرد. چون اين است قانون جذب! عشق بده تا عشق دريافت كني! حال و هواي خوب براي خودت ايجاد كن تا شرايط و آدمهايي را به خودت جذب كني كه حال و هوايت را خوبتر مي كنند! خدايا! كمكمان كن تا جوانه هاي عشق در وجودمان از نو برويند! آمين! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت 18:26 توسط جادوگر عشق( جادوگر سفید تغییر نام داد) |
|
|
سلام و درود به همه ي دوستان و همراهان عزيزم.دوستتون دارم و خوشحالم كه با ادامه ي درسهاي قدرت عشق در كنارتون هستم.در آستانه ي سال نو هستيم و دلم مي خواد با اين درس جديد سبزينگي و رويش در ذهن و فكر تك تكتون جاري بشه.انرژي عشق خودم رو براي قلبهاي صادق همه تون روانه مي كنم و خوشحالم كه كنار منيد.پس با آرامش بخونيد.يقين دارم اين عشق رو دريافت خواهيد كرد! امروز مي خوايم درباره ي اصل ديگري از اصول قدرت عشق با هم حرف بزنيم.به نام " ورود به روند خلق". اگه يادتون باشه اولين درس قدرت ، قدرت عشق بود و بعد قدرت احساسات و بعد تغيير فركانس و چهارمين كار براي قدرتمند شدن" ورود به روند خلق" است كه چند مرحله دارد.در درسهاي ابتدايي وب من براتون از تجسم خلاق مقداري نوشته ام و گفته بودم كه بعدها باز هم به اون خواهيم رسيد. در واقع امروز در اين قسمت مطالب بيشتري رو درباره ي تجسم با هم مرور مي كنيم. مراحل ورود به روند خلق : 1_ مجسم كن: (مجسم كن در ذهنت كه به خواستهات رسيده اي.يعني براي تمركز بر خواسته ات و تجسم اون، از ذهنت استفاده كن.مجسم كن كه به خواسته ات رسيدي و با اون كاري انجام مي دي.يعني مثلا" اگه من مي خوام پولداري رو مجسم كنم خود ديدن يك اتاق پول حس عشق ممكنه در من به وجود نياره.پس بهتره من در تجسمم ، به كارهاي لذت بخشي كه با اون يك اتاق پول انجام ميدم فكر كنم.كارهايي كه واقعا" دوستشون دارم و فكر كردن به اونها حس لذت و عشق در من ايجاد مي كنه.مثلا" من عاشق سفرم.براي تجسم پولداري مي تونم مجسم كنم تو سفري هستم كه دوستش دارم و كارهايي رو مي كنم كه دلم مي خواد و با پول زياد با بركتي كه همراهمه چيزهايي رو مي خرم كه بهم لذت مي ده.اينقدر بهش فكر مي كنم كه كيف اين كار رو توي وجودم احساس كنم!در اينجا مرحله ي دوم روند خلق يعني " احساس كن! شكل مي گيره.) 2_ احساس كن (يعني بايد همانطور كه مجسم ميكني، نسبت به آنچه آن را مجسم مي كني، احساس عشق كني. تو بايد مجسم كني به خواستهات رسيدهاي. بايد انجام دادن كاري در ارتباط با خواستهات رامجسم و احساس كني. اين كار توليد مغناطيس ميكنه يعني اگر تجسم خواسته همراه با ايجاد احساس عشق به اون باشه، يك نيروي مغناطيسي ايجاد ميشه و خواسته ات رو به سمت تو مي كشه.) 3_ دريافت كن. (يعني نيروي عشق از طريق نيرويي طبيعي،مرئي و نامرئي كار مي كنه تا تو رو به خواسته ات برسونه.اما هر چه را كه مي خواهي، بايد براش اشتياق شديد يعني عشق داشته باشي. خواسته ات بايد از ته دل باشه چون ميل شديد يعني عشق.پس تو بايد براي دريافت خواسته ات بتوني از خودت عشق ساتع كني.) براي اينكه ببينين دقيقا" منظور از اين سه مرحله چيه نكته هاي زير رو با دقت بخونيد. نكته ي مهم _ وقتي داري از روند خلق استفاده مي كني، (واقعاً باور كن دريافت كردي) براي اين كار بايد مجسم و احساس كني كه آنچه را ميخواهي از قبل داري و هرگز ذهنت را از اين حالت منحرف نكني. قانون جذب هر چيزي را كه به آن بدهي كپي ميكند. پس مجسم كن به آن رسيدهاي (نه اينكه داري ميرسي) اگه مي خواي وزن كم كني، با تجسم و با احساس اينكه به وزن دلخواهت رسيدي، عشق از خودت ساطع كن نه اينكه هر روز مجسم كني و احساس كني كه چاق هستي.( در اين صورت مي گن تو داري از روي فقدان تمرينات رو انجام مي دي نه از روي عشق) اگه ميخواهي در ورزش، موسيقي، آواز، كارت يا هر چيز ديگري پيشرفت كني، اون مرحله رو الان تجسم و احساس كن و عشق از خودت ساطع كن. اگه ميخواي زندگي زناشويي و رابطه عشقي بهتري داشته باشي تجسم و احساس كن كه اكنون به خواستهات رسيدي. عشق از خودت ساطع كن. *سنت آگوستين (عالم الهيات و اسقف) ميگه: ايمان يعني باور هر آنچه نمي تواني آن را ببيني و پاداش اين ايمان، ديدن آن است. *جرج برناردشاو مي گه: تجسم سرآغاز خلق است خواستهات را مجسم كن براي تجسم خود، قصد و اراده داشته باش، و سرانجام آنچه را قصد كردهاي، خلق خواهي كرد. نكته ي مهم _ قسمت سوم قانون "دريافت كن" ميتونه به شكل اهدا كن –دريافت كن در بياد. چون دنيا بومرنگه. قانون جذب مثل آيينه ميمونه كه هر چي مقابلش بگذاري منعكس ميكنه. مثل انعكاس صدا ميمونه كه هر صدايي بيرون بفرستي، همان صدا به سوي تو برميگردد. مثل دستگاه فتوكپي ميمونه كه هر آنچه را براي نسخه برداري به آن بدهي،عين همان را به تو تحويل ميدهد. يعني قانون جذب مثل آيينه، انعكاس صدا، بومرنگ يا دستگاه فتوكپيست. اگه از فقدان جلوش حرف بزني يا رفتار كني فقدان ايجاد مي كنه و اگه از داشتن (يعني عشق) حرف بزني داشتن ايجاد مي كنه!(مثال: راندابرن دامن زيبايي در پاريس تن زني ميبينه .اون عاشقانه درباره ي اون دامن مي گه: چه دامن قشنگي!و طوري اين رو مي گه كه دلش از عشق به اون دامن پر ميشه!(اون نمي گه آخ اين رو از كجا گرفته ؟من كه نمي تونم همه ي اروپا رو بگردم پيداش كنم!) چند هفته بعد تو استراليا چون راننده ي ديگه اي مي خواسته به خلاف سر چهار راهي دور بزنه مجبور به توقف در جايي ميشه .و همون طور كه ايستاده بوده همون دامن رو در ويترين مغازه اي ميبينه و اون رو نصف قيمت مي خره!چون مغازهدارمي گه اون رو نميخواسته و اشتباهي توي باري كه از اروپابراش فرستاده بودن اون دامن رو گذاشته اند!) راندا برن اون رو ميخره .برن ميگه مغناطيس عشقي كه صادر كردم اون رو به من رسوند. زيباترين دامن عمرم! و نتيجه گيري مي كنه كه من فقط با اون مغناطيس عشقي كه توليد كردم اون رو دريافت كردم. نكته مهم: آنچه مجسم ميكني نبايد به فردي ديگر لطمه بزند. تجسم چيزي كه به فردي لطمه بزند، از عشق ناشي نميشود بلكه ناشي از فقدان عشق است و مسلماً هر منفي گرايي كه در ذهن به تصوير كشيده بشود با همان شدت و ناگواري كه براي آن فرستاده شده به سوي خودت برمي گردد!(چون قانون جذب مثل آينه مي مونه و هر چي جلوش بگذاريم عين همون رو توليد مي كنه!)پس نبايد درباره ي چيزي كه متعلق به ديگريست مثل همسر ديگري، كار ديگري، خانه ي ديگري و ...تجسم خلاق كنيد.هر نوع منفي گرايي كه در ذهن به تصوير كشيده مي شود، به سوي خود تو بر مي گردد چون هرآنچه بفرستي، همان را دريافت مي كني!(چون اين هم از روي فقدانه نه از روي عشق) نكته ي مهم _ قدرت تجسم حد و حصر نداره!محدوديت نداره!تاريخ نشون داده اون كساني كه در علوم پزشكي، هنري، ورزش و ....موفقيتهاي بزرگي رو به دست آورده اند، كساني هستند كه تمام حد و مرزهاي بشري در تخيل رو شكونده اند .اونها با فروپاشي حد و مرز تخيلشون، دنيا را متحول مي كنند. بهترين و والاترينها رو مجسم كن و يادت باشه كه تفاوت آدمهايي كه زندگي معركه دارند با اونها كه مدام دارند با زندگي دست و پنجه نرم مي كنند در يك چيزه! افرادي كه زندگيشون عاليه هر چه را كه دوست داشته باشند، مجسم مي كنند و درباره ي اين تجسم بيشتر از ساير افراد احساس عشق مي كنند! يعني احساس مي كنن اون رو دارن !(اونها ممكنه اصلا" اين قوانين را بلد نباشند ولي ناخودآگاه اين كار را انجام بدهند.همسر خود من ميگه وقتي خيلي بچه بودم وانمود مي كردم يك هنرپيشه ي بزرگم و توي خونه براي خودم نقش بازي مي كردم!خودم روتحسين مي كردم و تو آينه خودم رو يه جوري نگاه مي كردم كه انگار دارم به يك هنرپيشه ي توي تلويزيون نگاه مي كنم! و از اون كيف مي كردم.اين تجسم در همون بچگي باعث ميشه مثلا" توي يك كارمربوط به بچه ها انتخاب بشه و بازي كنه و ادامه اش.در حالي كه در بچگي اون هيچ كسي رو نداشته كه بخواد ببرتش توي كار هنري و هيچ شناختي هم از اين قوانين نداشته.)افرادي كه مدام در زندگي در حال كشمكش هستند، ناخواسته وقتشون رو صرف تجسم چيزهايي مي كنند كه دوست ندارندو به اون احساس منفي دارند!مدام به اونها فكر مي كنند و از اونها حرف مي زنند!و بنابراين باعث ساخته شدن اونها مي شن.( اين كار هم از روي فقدان شكل مي گيره نه از روي عشق پس باعث ايجاد بدترينها ميشه به جاي بهترين ها!) نكته ي مهم _در انجيل عهد عتيق آمده: خلقت زمين و آسمان و هر چيزي در آن كامل شد. يعني پنج هزار سال قبل درانجيل عهد قديم شرح داده شده كه كل خلقت به انجام رسيده و تكميل شده است و هر چيزي كه هماكنون قرار است خلق بشود، از قبل موجود بوده است! حال بعد از پنج هزار سال، فيزيك كوانتوم تاييد مي كند كه در اصل هر چيزي و تك تك چيزها از قبل بوده است! (شايد شما هم درباره ي اين موضوع كه اين دنيا بازتاب دنياي واقعي ديگريست در" جهانهاي هولوگرافيك" مطالعاتي داشته باشيد يا مطالعاتي در اين باره درباره ي "عالم ذر" داشته باشيد.در هر حال اين يكي از چيزهاييست كه خيلي از معلمان متافيزيك به اون اشاره كرده اندو ما نمي تونيم الان وارد اين بحث بشيم.) پس همون طور كه گفتم در اين اصل گفته ميشه كه هر چيزي كه قراره الان خلق بشه از قبل وجود داشته و مفهومش اينه كه براي ما غير ممكنه چيزي را مجسم كنيم كه وجود نداره! پس خلقتت كامل است. وقتي تو مجسم ميكني ركورد دار جهاني بشي، سرشار از سلامتي و پول بشي، همسر يا پدر و مادر بشي، تمام اين احتمالات در خلقت وجود داره. اگر از قبل وجود نداشت، ممكن نبود بتوني اونها رو به ذهنت بياري براي آوردن چيزهاي مورد نظرمان از دنياي نامرئي به دنياي مرئي خودمان، تنها كار لازم اين است كه زندگيت را همان طور كه مي خواهي مجسم كني. مجسم كني چه حال و هوايي داري اگر رابطهات معركه باشد! مجسم كن چه حال و هوايي داري اگر كسب و كارت پررونق بشود. مجسم كن چه حال و هوايي داري اگر آنقدر پول داشته باشي كه هر كاري دلت ميخواهد بكني.مجسم كن كه چه حال و هوايي داري وقتي سرشار از سلامتي هستي. نكته ي مهم _ حواس تو حكم عصاي دستت را دارد. براي تجسم از تمام حواست استفاده كن تابه اين احساس كه آنچه را مي خواهي ، داري ، دست پيدا كني .آن را احساس كن! بچش! بو كن! ببين! و بشنو! اگر دلت مي خواهد به ايتاليا سفر كني، در ذهنت بوي روغن زيتون رو به مشام بكش! پاستاي ايتاليايي رو مزمزه كن! مجسم كن با تو به زبان ايتاليايي حرف ميزنند و بودن در ايتاليا رو احساس كن! پس در تجسم بايد از همه حواست استفاده كني: ببيني- بچشي- ببوئي- بشنوي! مثال : مردي در مدت سه سال براي هفتاد و پنج تا شغل درخواست داده بود ولي حتي يك پيشنهاد شغلي هم دريافت نكرده بود.سپس تصميم گرفت از همه ي قوه ي تخيلش و حواسش براي رسيدن به كارموردنظرش استفاده كنه. مجسم كرد كه شغل مورد نظرش رو گير آورده.اون تك تك جزئيات دفتر كار جديدش رو مجسم كرد.اون صفحه ي كليد كامپيوترش رو لمس كرد و مجسم كرد داره اين كار رو تو دفتر كار جديدش مي كنه! با موارد تميز كننده اي كه بوي ليمو مي داد ميز توي خونه اش رو پاك كرد و مجسم كرد اين بوي مواد تميزكننده ي ميز نويي است در محل كارش! اون حتي همكارانش رو هم در نظر آورد! تو ذهنش با اونها حرف زد و جلسه گذاشت! اون حتي نوعي غذاي مكزيكي سفارش داد و خورد و مجسم كرد كه اين ناهار دلچسب رو داره در وقت استراحتش در سر كارش مي خوره! هفت هفته ي بعد، اون دو تا پيشنهاد شغلي پيدا كرده بود و شغل روياييش بين اونها بود! تمرين: در گفتگوها و افكارت بگو: من مجسم ميكنم كه ... بعد با هر چه دلت مي خواهد بقيه جمله را كامل كن. اين را در صفحات مختلف براي پول، كار، عشق بنويسيد.اگه با دوستي حرف زدي كه درباره ي ارتقا گرفتن همكارش و پيشرفت نكردن خودش حرف مي زنه كمكش كن! بهش بگو تصورش رو بكن دليل اينكه تو در اين زمان ارتقاي مقام پيدا نكردي براي اينه كه تو قراره به مقام بهتر و پول بيشتري برسي! براي خودت هم در موارد مشابه همين گونه فكر كن ،به جاي تمركز بر اونچه كه از دست داده اي. چون حقيقت اينه كه مقام بالاتر و پول بيشتر، از قبل براي دوستت وجود داشته و داره و فقط كافيه اون بتونه اون رو احساس كنه و مجسمش كنه كه بهش رسيده تا به دستش بياره! و اين براي تو هم همين طور خواهد بود! نكته ي مهم و تمرين: در كل كارهايي كه در طول روز انجام ميدهي دقت كن كاري نكني كه در ارتباط با اين خواستهات تناقصي ايجاد بشود.يعني بعد از اين تجسم ، مهم ترين كار تو براي تحقق اون ،مشارطه هاي كوتاه مدت بعدشه كه در طول روز يك جوري رفتار نكني يا حرفي نزني كه انگار اون تجسم دروغ بوده و فقط يك خيال واهيه! يعني اگه در تجسمت خودت رو شاد و خوشبخت مي بيني در طول روز بايد با مشارطه كردن روي خودت تمركز داشته باشي كه تا ناراحت شدي گوشي تلفن رو بر نداري و يك عالمه از بدبختيهاي زندگيت براي دوستت تعريف كني! كلا" بودن در لحظه ي ابدي اكنون براي همينه كه تو مشارطه كني تو هر لحظه شاد شاد زندگي كني انگار همه ي آرزوهات رو صبح بهت دادن و حالا ديگه نيازي نيست به خاطر نبودن اون آرزوها غصه بخوري و بي انرژي باشي. يعني اگه تو تجسمت همسر الهيت رو مجسم مي كني روزش نبايد با شش نفر پاي كامپيوتر چت كني!اگه خودت رو پولدار ميبيني نبايد دادن قسطها و قرضهات رو بندازي عقب! نكته ي مهم و تمرين :در كل مواظب باش نه تنها كاري نكني كه با اون تجسمت منافات داشته باشه بلكه كارهايي بكني كه در جهت خواسته ات باشه. مثلا" در اطرافت از وسايل و ابزاري استفاده كن و دوربر خودت بگذار كه اين حس را به تو بدهد كه قبلاً به هر آنچه ميخواستي رسيدهاي.دور و بر خودت رو با وسايلي مثل لباس، تصاوير، عكس و اشياي مرتبط با خواسته ات پركن تا بتوني حال و هواي داشتن آنچه را مي خواهي مجسم كني. كارهايي بكن كه تو رو در مسير اون خواسته قرار مي ده كه به نوعي مثل گودال كندن براي آرزو مي مونه.يعني اگر لباس جديد مي خواهي ببين آيا كمدت براي لباس جديد جا داره؟ چوب لباسي اضافه تو كمد بگذار! لباسهاي كهنه ي قديمي رو دور بنداز!اگه پول چشمگير ميخواي ببين كيف پولت جاي كافي داره يا پر كاغذهاي بيربطه؟ اگر همسر دلخواه ميخواهي نصف كمد لباست رو براش خالي بگذار! " برن " مي گه : از اسباب و وسايل مربوط به آرزوت استفاده كن مثل زني كه پول نداشت اسب بخره اما برس اسب ميخريد، نقاشي اسب مي كشيد،عكس اسب روي لب تابش گذاشته بود، با بچههاش ميرفتن به بهانه ي خريد چكمه،چكمه اسب سواري پا ميكردن . و اين در حالي بود كه اصلا" پول خريد يك اسب رو نداشت! اون به يك نمايشگاه اسب تو شهرش رفت و تو قرعه كشي اون شركت كرد و آخرش يه اسب برنده شد!يك اسب بلوطي رنگ از نژاد مورگان كه دقيقا" همون چيزي بود كه اون مجسمش مي كرد. تمرين : با استفاده از قدرت تجسم و تخيلت ، بازيهايي اختراع كن كه واقعا" حال و هوايي خوب به تو مي ده." راندا برن " مثال مي زنه و ميگه مثلا" زني بعد ازفارغ التحصيليش بيكار مونده بود.اون هر روز تو دفترش مي نوشت كه خدا رو شكر مي كنه اگه كاري گير بياره! تا بالاخره فهميد اعمالش از روي سرخوردگيه (يعني از روي فقدان عشق) و اون واقعا" نمي تونه مجسم كنه كه شغلي داره. تصميم گرفت همه چيز رو تغيير بده.براي اين كار تو ذهنش به اين فكر كرد كه حالا ديگه داره مي ره سر كار دلخواهش. بنابراين اون روز توي دفترش به جاي اينكه واسه خدا بنويسه شكرش مي كنه اگه كاري به دست بياره اين جوري نوشت كه : بابت موفقيت در حرفه اش و براي مردمي كه داره با اونها كار مي كنه، خدا رو شاكره! اون هر روز لباسهايي رو كه بايد سركار جديدش بپوشه مرتب مي كرد.حساب پس اندازي براي چكهاي دريافتيش باز كرد.حتي ساعت شماطه دارش رو طوري تنظيم كرد كه انگار داره مي ره سر كار. و چند روز بعد كار دلخواهي با همون خصوصياتي كه دوست داشت به اون پيشنهاد شد. در اين درس چند تا مثال جالب كه خود راندا برن زده بود رو براتون نوشتم. به مجموعه ي اين كارها مي گن روند خلق! يعني آوردن چيزي از دنياي نامرئي به دنياي مرئي با تجسم و روند درست آن. بنابراين وقتي تو با انجام اين امور مربوط به روند خلق نقش خودت رو در روند خلق تكميل مي كني بايد بدوني تو كار خودت رو كردي.از اين جا به بعدش در دستان قدرتمند خداونده و اصلا" به تو ربطي نداره كه چجوري و از چه طريقي اين خواسته بايد به تو برسه.( پس بعد تجسمت نگو اما با وجود همه ي اينها من كه پول ندارم! من كه خانواده ي درستي ندارم! من كه موقعيت خوبي ندارم! و ...) بايد بدوني كه تو ديگه در دنياي قديم نيستي كه هر چه را مي خواهي نداشته باشي! تو با انجام روند خلق،به دنيايي جديد منتقل شده اي ( چون فركانست رو تغيير داده اي و بالا برده اي پس چيزهايي كه در دنياي مرئي روي فركانس بالاتر هستند به تو روي خواهند آورد!اگر هنوز دريافت نمي كني پس بايد فركانست رو بالاتر ببري!).در اين دنياي جديد هر آنچه را كه مي خواهي، حتي با وجود اينكه نمي تواني آن را ببيني، داري.پس آگاه باش كه تو آن را دريافت مي كني! و فقط آخرين نكته كه خيلي مهمه و خواهش مي كنم فراموشش نكنين : آرزوي قلبيت رو مجسم كن و از قوانين روند خلق براي اون استفاده كن.بعد در طول روز با مشارطه هاي كوتاه مدت طوري رفتار كن كه انگار صبح همون روز به همه ي آرزوهات رسيدي!(به اين مي گن از روي قدرت عشق تمرين كردن نه از روي فقدان عشق و اين مهم ترين نكته ي قوانين جذبه چون ما گاهي فكر مي كنيم داريم طبق قوانين مثبت انديشي و جذب كار مي كنيم اما اگه دقت كنيم مي بينيم داريم از روي فقدان عمل مي كنيم نه از روي بودن عشق) پس بايد بتوني در لحظه ي ابدي اكنون شاد زندگي كني و واقعا" لذت ببري از زنده بودنت.اگه يك جوري شاد زندگي كني كه انگار آرزوت رو به دست آوردي يعني داري از روي قدرت عشق رفتار مي كني نه فقدان و اون وقته كه تازه در جريان دريافت كردن آرزوها و خواسته ات قرار مي گيري! اگه در اين مرحله آرزوي قلبي كسي به بيماري قلبي تبديل بشه بايد از قانون عدم مقاومت استفاده كنه! يعني چي؟ يعني اگه ته اين تجسمها تو نتوني در طول روز درست و شاد زندگي كني و به همه ي مسايل زندگيت برسي و به جاي اين كار همه اش تو فكر اين باشي كه اما هنوز كه آرزوم نرسيده! و اگه به آرزوم برسم بعدا" تازه شاد زندگي مي كنم ! و اگه نشد چي ميشه! و اصلا" چجوري مي خواداين آرزو انجام بشه و ..... در اين حالت مي گن آرزوي قلبي شما به بيماري قلبي تبديل شده! در اين زمان هر كار و تمرين ذهني كه براي رسيدن به اون انجام بدين بي نتيجه خواهد ماند چون از روي عشق نيست بلكه از روي فقدان عشقه.در اين زمان فقط رها كردن آرزو ( يعني قانون عدم مقاومت ) به كمك شما مي آد. شما بايد نقشه ي گنجتون رو كنار بگذاريد و فقط و فقط به بالا بردن فركانستون با شاد زندگي كردن بپردازيد.تاوحشت و ترس انجام نشدن آرزو كم كم كمرنگ بشه و آرزوتون از حالت يك بيماري قلبي كه راه زندگي شاد رو براتون بسته در بياد.اين نكته كوچك خيلي مهمه و انشاالله بعدها بيشتر درباره اش صحبت خواهيم كرد. درسها و اصول قدرت همچنان ادامه دارند.دوستتون دارم و از خداوند مي خوام كه به تك تكتون قدرت عشق رو اهدا كنه. خداوندا!وقتي تو با قدرت عميق عشقت در قلبم هستي من قويترينم!مرا در آغوش محكمت پناه بده! آمين! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعت 12:53 توسط جادوگر عشق( جادوگر سفید تغییر نام داد) |
|
|
سلام و درود به همه ي دوستان و همراهان خوبم. خوشحالم از بودن و همراهيتون و براتون بهترينهاي خداوند رو مي خوام.همون طور كه در چند پست قبل ديده بودين من شماره حسابي از كميته ي امداد دادم و خواهش كردم با كد شناسه اي كه براتون گذاشتم هديه ها و كمكهاتون رو به هفت خانواده ي فقير برسونين.چون خيلي از دوستان خوبم در اين رابطه همكاري كردند و جداگانه سوال مي كنند كه آيا من شماره فيش اونها رو دريافت كرده ام و پول به اونها رسيده يا نه بنابراين من تصميم گرفتم اين پست رو به نام "نتيجه ي نيكوكاري شما " در اين باره براتون بگذارم. در اين پست در قسمت نظرات ، از اين به بعد هر كس كمكي به اين خانواده بكنه و براي من شماره فيش بگذاره عنوان مي كنم كه پيگيري شده يا نه و پول به دستشون رسيده يا نه.كه اينطوري هم شما با اطمينان بيشتري از اينكه من پيگيري خواهم كرد و پول به دستشون رسيده مطلع بشيد و هم يادآوري بشه براي بقيه ي دوستان و كمك كردن اونها .چون شايد كمك شما به نظرتون كم بوده يا كم باشه اما همين كمك كوچك شما تونسته تا حالا كمك حال اين هفت خانواده باشه. همانطور كه قبلا" گفته بودم فعلا" ماهي بيست هزار تومن به هر كدوم از اون هفت خانواده پرداخت ميشه.تا به حال با كمكهاي شما 140000 تومن براي دي ماه اونها و همين مقدار براي بهمن ماه و اسفند ماه جمع شده و به دستشون رسيده.يعني همون بيست هزار تومن براي هر ماه(كه اگر چه واقعا" براي سرپا نگه داشتن يك خانواده كمه اما با توجه به تعداد زياد اين جور خانواده ها خوبه كه همين حداقل هم به اونها برسه و اگه يك زماني كمكهاي شما بيشتر بشه قطعا" پرداختي به اونها هم مي تونه بيشتر بشه.)براي فروردين اونها غير از ماهيانه ي بيست هزارتومانيشون، به هر خانواده مبلغ 40000 تومن به عنوان عيدي پرداخت شده. اين پولها توسط خوانندگان خوب اين وبلاگ و بعضي از شاگردان و دوستان خوبم پرداخت شده و من اينجا از تك تك اونها صميمانه تشكر مي كنم و خواهش مي كنم يادتون نره كه عيد و سال نو در راهه و كمكهاي ما هرچقدر كوچك باشه براي اونها كه شرايط مالي بسيار بدي دارند مثل يك گنج كوچكه. .پس گنجهاي كوچك ماليتون رو به همراه اون گنج بزرگ مهرباني كه در دلهاي تك تكتون سراغ دارم به كمك بگيريد تا يك لبخند بيشتر به روي لبهاي اين نيازمندان بياد.قطعا" كارماي خوب اين كار رو در لحظات زندگي خودتون تجربه خواهيد كرد.انشاالله. بعد از هر پرداختي لطفا" حتما" براي من شماره فيش و مبلغ رو يا به ايميلم بفرستيد يعني به آدرس زير: thewitch150@yahoo.com يا در نظرات همين درس بگذاريد تا من پيگيري كنم و بعد در نظرات همين درس مي نويسم كه پول شما رسيده به دست اونها.انشاالله. يك بار ديگه براي يادآوري شماره ي حساب و كد شناسه ي پرداخت كننده را مي دهم. بانك ملت شماره حساب : 13/ 15248737 به نام كمكهاي كميته امداد منطقه ي چهار كدشناسه ي پرداخت كننده : 96250171826 گذاشتن كد شناسه خيلي مهمه چون اين كد شناسه در كميته امداد موجوده و باعث ميشه پول به حساب اون هفت خانواده بره نه نيازمندان ديگه. دوستاني كه منتظر درس جديد هستند در چند روز آينده اون رو براتون مي گذارم.مشغول تايپ اون هستم.لطفا" كمي ديگه صبر كنيد. لطفا سوالاتتون رو در نظرات اين درس نگذاريد .فعلا تا آپ شدن درس بعدي مي تونيد در نظرات درس قبل بگذاريد و همونجا منتظر جوابش باشيد. خدايا! با بخشندگي خودت به ما نگاهي بينداز تا بخشندگي را تجربه كنيم! آمين! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 15:18 توسط جادوگر عشق( جادوگر سفید تغییر نام داد) |
|
|
سلام و درود به همه ي دوستان خوبم.با ادامه ي اصول قدرت درسهاي وب رو ادامه مي ديم. تا اينجا از قدرت عشق و قدرت احساسات حرف زديم.سومين چيز مهم كه بايد درباره اش بدونيد و ادامه ي همون درس قدرت احساساته مبحثيست به نام تغيير فركانس. در درس قدرت احساسات بهتون گفتم كه "شما در وهله اول بايد شاد باشي بايد شادي از خودت ساطع كني تا موارد شاد را دريافت كني! هيچ راه ديگري هم وجود ندارد، چون هر آنچه دلت ميخواهد در زندگي دريافت كني، اول بايد همان را از خودت ساطع كني. نيروي عشق هر آنچه از خودت ساتع كني، به تو برميگرداند پس براي تغيير شرايط زندگيات كشمكش نكن! فقط از طريق احساسات خوب خودت، عشق از خودت ساطع كن و هر آنچه بخواهي، ظاهر ميشود." و براتون درباره ي احساسات خودكار حرف زدم و اينكه اگه تابع احساسات خودكارتون بشيد مثل همستر روي چرخه ي گردان مي شيد.به خاطر اهميت موضوع يك بار ديگه براتون مي گم: احساسات خودكار يعني چه؟ يعني خيلي از مردم احساساتشان واكنشي است در قبال هر آنچه برايشان رخ ميدهد. يعني آنها احساسات خود را به جاي اينكه آگاهانه مسئول آن باشند، روي حالت خودكار گذاشتهاند. وقتي اتفاق خوب بيفتد. احساس خوبي دارند و وقتي مورد بدي برايشان رخ بدهد، احساس بدي دارند. آنها خبر ندارند كه اين احساس آنها عامل بلاهايي است كه به سرشان ميآيد. وقتي در برابر اتفاقات بدي كه برايتان ميافتد با احساسات منفي واكنش نشان بدهيد، احساسات منفي بيشتري از خود ساطع ميكنيد و با شرايط منفي بيشتري مواجه ميشويد. آن وقت در دام چرخه احساس خود مي افتيد. زندگيتان دايره وار ميچرخد و مثل يك همستر روي چرخهاي گردان به جايي هم نمي رسد چون آنها متوجه نيستند كه براي تغيير زندگيشان بايد فركانس ارتعاشي خودشون رو تغيير بدهند. هر چيزي در كائنات مغناطيس است و فركانسي مغناطيسي دارد حتي افكار و احساسات . هر احساسي داشته باشي، خوب و يا بد، فركانس تو را مشخص ميكند و توافراد، رويدادها و شرايطي را كه فركانسي مشابه دارند، جذب ميكني. پس براي جذب چيزهاي خوب، از طريق تغيير حال و هوايت، در هر زمان فركانس خودت را تغيير بده و هر چيزي در دورو برت تغييري مي كنه چون تو روي فركانس جديد هستي. و مواظب باش احساساتت روي دستگاه خودكار باقي نمونه. خوب! حالا مي خوام بهتون بگم كه همه ي اصول قدرت و جذب بر اساس قانون تغيير فركانس انجام مي گيره. تغيير فركانس چيه؟ تغيير فركانس: نيكولا تسلا گفته: اگر دلت ميخواهد از راز كائنات سر در بياوري،افكارت را براساس انرژي، فركانس و ارتعاش پايهريزي كن. اين يعني اينكه همه چيز در كائنات مغناطيسه و هر چيزي فركانسي مغناطيسي داره. هر شي يا جسمي فركانس داره.هر موجودي زنده و غير زنده فركانس داره. هر كلامي فركانس داره.هر جمله اي فركانس داره. يعني مثلا" همونجوري كه درباره ي هر موجودي مي تونيم بگيم مثلا" 5 كيلو گرم وزنشه و درباره ي هر انرژي مي تونيم بگيم مثلا 5 گاست انرژي داره درباره ي هر چيزي هم مي تونيم بگيم مثلا" فركانسش عدد پنجه يا دهه يا هر چيز ديگه... مسئله فقط اينجاست كه ما چون فركانس رو به چشم فيزيكيمون نمي بينيم نمي تونيم عدد اون رو تشخيص بديم كه اهميتي هم نداره. اونچه كه اهميت داره اينه كه احساسات ما روي هر عددي كه باشه يعني فركانسمون هر عددي كه باشه ما اتفاقات و شرايط و آدمهايي رو به خودمون جذب مي كنيم كه عدد فركانسشون با اون يكي باشه! يعني اگه من احساسات خوبي نداشته باشم و مثلا" فركانسم عدد دو باشه بايد بدونم كه در دنيا آدمهايي با فركانس دو وجود دارند.مثلا" اگه من به كسي بگم بيشعور احمق و اون حرف من فركانس دو داشته باشه جاي ديگه اي كسي يا اتفاق و حادثه اي با فركانس دو رو به خودم جذب مي كنم.مثلا اگه ريخته شدن گل از زير چرخ يك ماشين به روي لباس نوي من فركانسش دو باشه ممكنه اون رو جذب كنم!اگه يك دروغ گيج كننده فركانسش دو باشه ممكنه اون رو جذب كنم و كسي اون دروغ رو به من بگه! و ....... يعني حوادثي با فركانس دو وجود دارند و من همه ي اونها رو مي تونم مثل يك آهن ربا به خودم جذب كنم.چيزهاي خوب رو فركانسهاي بالا هستند. بنابراين ما چون فركانس آدمها و اشيا و حوادث رو نمي دونيم نمي فهميم همون حال و هواي خودمون(يعني فركانس ما) باعث جذب شدن آدمها يا شرايط بدي به ما شده اما در يك نگاه كلي مي تونيم اين نتيجه گيري رو بكنيم كه : هميشه عدد فركانس ما بر اساس احساسات ماست.اگر احساسات خوب و حال و هواي خوب داشته باشيم چيزهاي خوب جذب مي كنيم و اگه حال و هواي بد داشته باشيم چيزهاي بد جذب مي كنيم.براي اينه كه در متافيزيك گفته ميشه كه ريشه ي هر اتفاقي در بيرون تو دليلي در درون تو داره. و براي اينه كه اگه شما حال و هواتون رو خوب كنين چون فركانستون روي عدد بالاتري ميره چيزهاي بهتري رو به خودتون جذب خواهيد كرد! نكته ي اول: هر ثانيه فرصتيست براي تغيير زندگيت!چون در هر ثانيه مي توني چگونگي احساست رو تغيير بدي! مهم نيست كه قبلا" چه حال و هوايي داشتي! مهم نيست كه فكر مي كني چقدر خطا در اين باره از تو سر زده! يادت باشه كه وقتي روي فركانس مقاومت قرار مي گيري فوري قانون جذب هم واكنش نشون ميده! (براي اينه كه ترسها و نااميديهاي ما سريع باعث جذب چيزهاي بد ميشن!) وقتي نوع احساست رو تغيير بدي ، گذشته راهش رو مي كشه و مي ره و زندگيت تغيير مي كنه! "نويل گدارد " در اين باره ميگه : حتي يك لحظه را هم با احساس تاسف هدر نده! چون فكر كردن در مورد اشتباهات گذشته همراه با احساساتي پر شور، باعث مي شود تحت تاثير آن قرار بگيري!" نكته ي دوم : اگه چيزهايي رو كه مي خواي نداري براي اينه كه به اندازه ي كافي از خودت عشق ساتع نمي كني! در اين مورد فكر كن: يك لحظه عزيزي رو در آغوش مي كشي و عشقت رو نثارش مي كني.تو فركانست رو با اين كار بالا مي بري و بايد چيزهاي خوبي جذب كني.مثلا" فركانست ميشه پنجاه.اما يك لحظه ي بعد، به خاطر گير نياوردن جاي پارك يا گم كردن دسته كليدت گرفتار خشم ميشي و فركانس دو از خودت ساتع مي كني.يك لحظه با همكارت مي خندي و فركانس سي توليد مي كني كه فركانس مثلا" خوبيه.بعد مي ري رستوران تا مي بيني غذاي مورد علاقه ات رو نداره چنان حال و هوات بد ميشه كه فركانس احساست ميشه مثلا" پنج.بعد يك قبض موبايل ميرسه دستت كه بايد پرداخت كني.دچار احساس بدي ميشي و مثلا" فركانست ميشه يك.بنابراين نمي توني منتظر باشي كه بر اساس اون فركانس پنجاه يا سي كه توليد كردي چيزهايي رو به خودت جذب كني! شايد بر اساس ميانگين همه ي اين فركانسهات عدد فركانسي خاصي پيدا كني و بر اساس اون دريافت كني.در واقع تو نمي توني عدد فركانسهات رو هي جمع و كم كني و اگه مي تونستي هم فايده نداشت چون نمي دوني چه آدمها و شرايطي رو عدد فركانس توهستند كه جذبشون مي كني! اما مي توني اين نتيجه گيري رو بكني كه مشكل تو در طول روز ادامه داره! تو لحظاتي فركانست رو بالا مي بري و عشق نثار مي كني اما مدام حال و هوات به دلايل مختلف بد ميشه و فركانست مياد پايين چون از نثار عشق دست مي كشي!چون همون طور كه قبلا" گفته ام تو در هر لحظه يا داري عشق ايجاد مي كني يا فقدان عشق از خودت ساتع مي كني. نكته ي سوم : دليل آوردن چيزي رو تغيير نمي ده! اگه براي همه ي حال و هواهاي بدت دلايل محكم محكمه پسند هم داشته باشي باز براي قانون عشق فرقي نمي كنه! يعني تو با هيچ عذر و بهانه اي_ حتي قابل قبول و واقعي و منطقي_ نمي توني نيروي عشق رو صرفا" به اين دليل كه از چيزي خوشت نيومده مهار كني! عذر و بهانه و حتي دليل آوردن براي اينكه چرا حق داشتي ناراحت بشي باز بار منفي بيشتري به زندگيت اضافه مي كنه.وقتي عذر و بهانه مي آري كه چرا عشق نورزيدي، دوباره همون شكل منفي گرايي رو احساس مي كني و در نتيجه مقدار بيشتري از اون رو از خودت ساتع مي كني و در نتيجه فركانست پايين تر مي آد و در نتيجه چيزها و آدمها و شرايطي با فركانس پايين رو به خودت جذب مي كني! چون تو مغناطيس هستي! بودا جمله ي بسيار زيبايي داره.اون مي گه : " چسبيدن به خشم مثل چسبيدن به ذغال داغ است با اين قصد كه آن را به سوي كسي ديگر پرتاب كني.اما اين تو هستي كه مي سوزي! " نكته ي چهارم : گاهي مي تونين براي اينكه بفهمين چه چيزي رو چرا جذب كرده ايد اسمي براي نوع فركانس احساستون بگذاريد! مثلا" اگر از به هم خوردن قرار ملاقاتتون ناراحت هستيد و كسي رو بابت اين مسئله ملامت مي كنيد يعني از اين ملامت به عنوان بهانه اي براي ساتع نكردن عشق و بد بودن حال و هواتون استفاده مي كنيد قانون جذب چيزهايي رو كه روي فركانس ملامت هستند به شما جذب مي كنه! يعني شما شرايط ملامت بار ديگه اي رو به خودتون جذب خواهيد كرد! بنابراين چنين شرايطي الزاما" از طرف فردي كه اون رو ملامت كرده ايد به شما بر نمي گرده بلكه مسلما" شرايط ملامت بار متنوعي را دريافت خواهيد كرد! براي نيروي عشق هيچ نوع بهانه اي وجود ندارد! هر چه بدهي همان را مي گيري! درست انگار يك آينه مقابل شما گذاشته شده است! هر احساسي چيزي عين خودش را جذب مي كند.( اين همان چيزيست كه در قانون كارما هم گفته مي شود.قوانين كارما قوانين پيچيده اي هستند اما اساس آن همين است كه لزوما" كسي كه او را آزار داده ام من را آزار نخواهد داد.بلكه اگر با فركانس يك آزارش داده باشه حوادث و آدمهايي با فركانس يك به سراغم مي آيند!) نكته ي پنجم : يادت باشه اين قوانين شامل هر چيز جزئي هم مي شود! يعني چي؟ يعني ملامت، انتقاد، مقصر شمردن كسي و گله كردن، همه منفي گرايي هستند.حتي جزئي ترين خرده گيري ، منفي گرايي نصيب تو مي كنه.شكايت درباره ي هوا، ترافيك، حرفه ات، قيمتها، سروصداها، خدمات و ...اگر چه ممكنه به نظرت مواردي پيش پا افتاده بيايند اما چون از عشق ناشي نمي شن پس از فقدان ناشي مي شن و منفي گرايي رو به سمت تو جذب مي كنند.راندا برن مثالهاي جالبي در اين باره داره.اون مي گه: وقتي تو از مغازه دار گله مي كني، چند ساعت بعد همسايه ات به تو زنگ مي زنه و در باره ي جيغ كشيدن پرنده ي كاسكوي تو گله مي كنه!وقتي موقع ناهار با دوستت پشت سر دوست مشتركتون غيبت مي كنيد بعد كه سر كار بر مي گرديد مي بينيد يكي از عمده ترين مراجعانت برايت دردسر درست كرده است! وقتي گفتگوي سر شامت درباره ي اخبار منفيه اون شب يكهو ياد يك موضوع ناراحت كننده مي افتي نمي توني بخوابي! وقتي به فردي در خيابان كه بسته اش به زمين افتاده كمك مي كني ده دقيقه ي بعددرست جلوي سوپرماركت جاي پارك پيدا مي كني! وقتي با خشنودي به تكاليف بچه ات كمك مي كني روز بعد بهت خبر ميرسه مالياتت كمتر از اونيه كه فكر كردي! وقتي به دوستت لطف مي كني همون هفته رئيست دوتابليط رايگان بهت مي ده! در همه ي اين موارد فكر مي كني تو اينها رو نساختي و تو چنين ارتباطي رو ايجاد نكردي!؟ اما اين طور نيست! در هر شرايط و هر لحظه از زندگيت، هر آنچه ساتع كني همان را دريافت مي كني چه باور كني اين ارتباط رو تو ساختي چه انكار كني! "نوبل گدارد " مي گه : هيچ چيز از جهان بيرون ناشي نمي شود.همه چيز از درون ناشي مي شود. نكته ي ششم : اگر پنجاه و يك درصد افكار و احساسات خوب از خودت ساطع كني، به وضعيت و تغيير و تحولي تازه ميرسي.به اين مي گن مرحله ي تغيير و تحول تازه.يعني مرحله اي كه شي يا فردي از حالت توازني كه داشته خارج ميشه و حالت متفاوتي پيدا مي كنه. يا (tiping point ) يعني چي؟ يعني حتي اگه پنجاه و يك درصد از افكار و احساساتت خوب باشن باعث مي شن كه در زندگيت رويدادهايي خوب رخ بده و دليل اون اينه كه وقتي تو عشق اهدا كني،نه تنها به شكل شرايط دلخواهت به تو برميگرده بلكه در حين بازگشت حتي عشق و موارد مثبت بيشتري را هم به زندگيت اضافه مي كنه.سپس موارد مثبت جديد، چيزهاي جديد مثبت به زندگيت اضافه مي كنه و اين چرخه همين طور ادامه پيدا مي كنه.چون همه چيز مغناطيسه وقتي چيزي خوب نصيبت ميشه به طور مغناطيسي چيزهاي خوب ديگه رو هم جذب مي كني.ما معمولا" اين رو تجربه مي كنيم كه گاهي احساس مي كنيم همه ي درهاي شانس و اقبال يكي بعد از ديگري داره به رومون باز ميشه.اقبال درواقع احساسات خوب خودمونه كه داره تصاعدي چيزهاي بهتر رو به ما جذب مي كنه!يعني تو بيشتر از منفي گرايي عشق ساتع كردي.وقتي عشق به تو بر مي گرده ، اين عشق عشق بيشتري رو به زندگيت اضافه مي كنه كه حتي موارد خوب بيشتري رو جذب مي كني. شايدهم برعكس اون رو تجربه كرده باشين كه وقتي اوضاعي بد ميشه مصيبت يكي بعد از ديگري پيش مياد.اين اتفاقات مي افته چون تو منفي گرايي از خودت ساتع كرده اي و وقتي موارد منفي به تو رو كنه منفي گرايي بيشتري به زندگيت جذب مي كنه كه حتي موارد منفي بيشتري رو به خودت جذب مي كني.ما اينها رو " بد اقبالي متوالي " مي ناميم ولي هيچ ربطي به بخت و اقبال نداره.دقيقا" قانون جذبه كه در زندگي ما اعمال ميشه.در واقع براي خروج از به اصطلاح "بد اقبالي متوالي" تنها راه تغيير دادن احساسات به جهتي ديگره.يا به عبارت ديگه تغيير حس و حالتون به يك حس و حال خوب كه در درس پيش گفته ام و با اين كار در واقع تغيير فركانس صورت مي گيره. "چارلز هانل " در اين باره مي گه : " به اين نحو است كه تو زندگي مجذوب كننده اي را دنبال مي كني و براي هميشه از هر گزند و آسيبي در امان هستي.و اين چنين است كه تو نيرويي مثبت مي شوي و از اين طريق شرايطي سرشار از وفور نعمت و هماهنگي به سوي تو جذب مي شود." نكته ي هفتم : اين نتيجه گيري مهميه كه بايد در انتهاي اين درس براي خودتون جمع بندي بكنيد. هر روز صبح كه از خواب بيدار ميشوي، در مرحله ي تغيير و تحول تازه ي روز خودت قرار داري! يك سو تو را به سمت روزي معركه و سرشار از موارد خوب سوق مي دهد و يك سو تو را به سمت روزي پر از مشكلات سوق مي دهد.تو خودت هستي كه مشخص مي كني روزت چگونه خواهد بود.آن هم صرفا" از چگونگي احساسي كه داري.هر احساسي كه داشته باشي،همان چيزيست كه از خودت ساتع مي كني و مسلما"هر انچه در طول روز دريافت كني، هر جا كه بروي تو را احاطه مي كند.وقتي روزت را با حال و هواي خوب شروع كني روزت عالي خواهد بود! اما اگر روزت را با بدخلقي شروع كني و كاري براي تغيير حال و هوايت نكني اصلا" روزي عالي نخواهي داشت چون تصاعدي منفي گرايي بيشتري را جذب مي كني! افراد بيشماري هستند كه براي امروز زندگي نمي كنند.فكر و احساسات آنها كاملا" به آينده معطوف است.با اين حال، طرز زندگي امروز ماست كه آينده مان را خلق مي كند.مسئله اينست كه احساس امروز توست كه كه اهميت دارد چون تنها چيزيست كه آينده ي تو را خلق مي كند!هر روز فرصتي براي زندگي جديد است.چون هر روزخدا، تو در مرحله اي تازه از تغيير و تحول قرار داري و هر روز مي تواني با تغيير احساسات و حال و هوايت آينده ات را تغيير بدهي! خدايا! كمكمان كن تا با تغيير احساساتمان بهترين آينده اي را كه برايمان مي خواهي به خودمان جذب كنيم! آمين! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 22:24 توسط جادوگر عشق( جادوگر سفید تغییر نام داد) |
|
|
سلام و درود به همه ي دوستان و همراهان خوبم..امروز با ادامه ي درسهاي قدرت عشق در خدمتتون هستم.اولين اصل قدرت ، قدرت عشق بود كه قبلا" براتون گفتم و امروز دومين اصلش رو كه قدرت احساسات نام داره با هم بررسي مي كنيم. قدرت احساسات: نوبل گداردخالق تفكر نوين ميگويد:احساسات يعني راز. مي دونين اين جمله يعني چي؟ يعني راز اينكه تو در زندگيت چه چيزهايي رو دريافت مي كني به احساسات تو مربوطه. در اينجا دو تا نكته هست كه بايد بدونيم. اولين نكته : *تو موجودي احساسي هستي (يعني همه آدمها از لحظه تولد هميشه دچار نوعي احساس هستند. نميتواني هرگز بدون احساست زندگي كني چون زنده بودن يعني احساس كردن زندگي. بههمين دليل هر قسمت از بدن انسان طوري خلق شده كه بتونه حيات رو احساس كنه.) دومين نكته :* احساسات تو محرك هستند. (يعني افكار و كلام تو، بدون احساساتت بههيچوجه در زندگيات قدرتي ندارند. تو در طول روز درباره خيلي چيزها فكر ميكني اما به جايي نميرسي .چرا؟ چون خيلي از افكار تو باعث ايجاد احساسي قوي در تو نميشود. از طرفي خيلي آدمها كه اصول توانگري رو بلد نيستند به خاطر احساسات درستشون توانگرانه چيزهاي خوبي رو دريافت مي كنند و اين شما رو به تعجب وامي داره! در حالي كه اين يك واقعيته! اگه اصول رو بدوني اما احساساتت رو نتوني درست كني بدترينها رو جذب مي كني! و اگه اصول رو ندوني اما احساساتت درست باشند توانگرانه بهترينها رو جذب مي كني!) تصور كن افكار و كلام تو حكم فضاپيما را دارند و احساساتت حكم سوخت را دارد. فضا پيما وسيلهاي غير متحركه كه بدون سوخت نميتونه كار كنه.بنابراين تجسم خلاقت ، عبارت تاكيديت، نامه دادن به فرشته ات و .....اگر احساس درست پشتش نباشه نمي تونه موجب بروز چيزهاي خوب در زندگيت بشه.مثل اين مي مونه كه تو هي هواپيما بخري بندازي يك گوشه! تا سوخت نباشه با وجود داشتن هزار تا هواپيما تو هيچ جا نمي توني بري! سوخت هواپيماي آرزوهاي تو احساسات توئه! مثال : وقتي ميگي: نميتونم رييسم رو تحمل كنم، اين فكر احساس منفي تو رو درباره رييست ابراز مي كنه و تو احساسي منفي از خودت ساطع ميكني. در نتيجه ارتباط تو با رييست رو به وخامت ميگذاره.چون هر رويدادي وقتي احساس پشتش باشه مثل يك هواپيما پرت ميشه به آينده .يعني دوباره مثل يك درس تكراري تكرار ميشه!(براي همينه كه يكي از راههاي نجات از درسهاي تكراري زندگي اينه كه بريم نيمه ي تاريك كار بكنيم تا احساساتمون درباره ي رويدادهاي گذشته ي زندگيمون درست بشه و بتونيم در زندگيمون تغيير ايجاد بكنيم!) مثال : اگر فكر كني: سركارم با افرادي معركه كار ميكنم و اين كلام احساس مثبت تو رو درمورد افرادي كه با اونها كار ميكني، ابراز كنه و تو احساسي مثبت از خودت ساطع كني، ارتباطت با همكارهات بهتر ميشه. چارلز هانل ميگويد: احساسات را بايد فراخواند تا به افكار حس بدهند و به اين ترتيب شكل بگيرند. انواع احساسات: احساسات دو نوعند. احساسات مثبت (تمام احساسات خوب از عشق ناشي ميشود.) احساسات منفي (تمام احساسات منفي از فقدان عشق ناشي ميشود.) يعني چي؟ يعني وقتي حال و هوات خوبه ←افكارت خوب خواهد شد←عشق از خودت ساطع ميكني ←عشق دريافت خواهي كرد. و وقتي حال و هوات بده←نمي توني افكار خوب داشته باشي←منفيگرايي از خودت ساطع كني←منفي گرايي جذب ميكني. و وقتي حال و هوات نه خوبه ، نه بد (يعني معتدل است ←در اينصورت زندگيت هم نه خوبه و نه بد، يعني چنگي به دل نميزنه! يادتون باشه شما در هر لحظه از زندگيتون تو يكي از شرايط بالا هستيد و بر اساس احساستون آدمها ، افراد و شرايط رو به خودتون جذب مي كنين!بنابراين براي جذب چيزهاي توانگرانه و عالي كه دوستشون داريد نمي تونين منتظر بشينين تا اون چيزها اول به وجود بيان و بعد حال و هواي شما رو خوب بكنند! شما بايد اول حال و هواي خودتون يعني احساساتتون رو خوب بكنيد تا بعد اون چيزها ي خوب به وجود بيان! براي اينه كه در متافيزيك گفته ميشه كه هر چيزي براي ساخته شدن و شكل گرفتن در بيرون وابسته است به چيزي در درون ما! و اين جمله ي : همه چيز از درون تو شكل مي گيرد! از همين جا اومده و همين معني رو مي ده. و اينكه در قوانين توانگري گفته ميشه كه اول بايد وانمود كني انگار چيزي را كه مي خواهي واقعا" ستانده اي! بعدا" آن را به دست مي آوري! به همين معناست. و اينكه در قوانين سيستم آرزوها ياد گرفتيد كه بايد براي ستاندن هر آرزو براي اون چاله بكنيد هم به همين معناست! خوب! حالا كه اهميت داشتن حال و هواي خوب و احساسات درست رو متوجه شديد شايد بپرسيد وقتي شرايطم خوب نيست آخه چه طوري حال و هوام رو خوب كنم و طوري وانمود كنم انگار همه چيز خوبه؟!يا به عبارتي براي داشتن احساسات خوب در هر شرايطي چه بايد بكنم؟ تمرين: بهمنظور تقويت احساسات خوب، درمورد همه چيزهايي كه دوست داريد فكر كنيد. تمام چيزهايي را كه دوست داريد بدون وقفه يكي بعد از ديگري بشمريد. خانواده ، دوستان، خانه، گلهاي باغچه، هوا، موقعيتها و ... يعني مواردي كه درطي هفته و ماه و سال رخ ميدهد و آنها را دوست داريد. گوش دادن ذهني و فكر كردن به چيزهايي كه دوست داريد و نوشتن آنها حال و هواي خوب ايجادميكند. حال و هواي خوب توسط خود ما ساخته ميشود. با مشارطه هاي كوتاه مدت مي تونيد خودتون رو مجبور كنيد حتي در شرايط نا مناسب حال و هواي خوب داشته باشيد. تمرين : وقتي چيزهايي در آدمي كه كنارتونه ناراحتتون مي كنه براي تغيير اون شروع نكنيد به چيزهاي منفي اون فكر كردن! بلكه بلافاصله براي خودتون مشارطه بگذاريد كه در اون لحظات فقط به خصوصيات خوب اون و رفتارهاي خوبي كه داشته فكر كنيد.حتي اگه اين رفتارهاي خوب رو براي ديگران داشته باز به اونها فكر كنيد تا احساس لذت و شادي و آرامش در شما ايجاد بشه! فقط در اين صورت باعث زياد شدن نقاط مثبت ديگران مي شيد. تمرين _ در يك شرايط بد چه طوري احساسات بدتون رو به خوب تغيير بديد؟ يك كاغذ برداريد.دنبال نكات مثبت و خوبي كه هنوز وجود دارند بگرديد و اونها رو بنويسيد.اگه هيچ چي در اون شرايط پيدا نكرديد كلا " به زندگي و زنده بودنتون نگاه كنيد و درباره ي چيزهاي خوبي كه هنوز وجود دارند فكر كنيد و بنويسيد.بگرديد! از چيزهاي كوچولو نگذرين! براي كائنات اهميتي نداره شما روي چي متمركز شدين و اندازه و اهميت اون چقدره! از نظر كائنات همه چي مهمه! اگه بگيد به به هوا خوبه! آخ جون من چشمهام سالمه! خدا رو شكر اين آدم كه مقابلمه تو زندگيش با دوستهاش خيلي مهربون و با گذشته! و ...اگه روي همين چيزهاي خوب تمركز كرديد و تونستيد احساس خوبي در خودتون به وجود بيارين و حال و هواتون رو خوب كنيد اون وقت شرايط بد تغيير مي كنه! ولي متاسفانه بيشتر ما اين كار رو مي كنيم كه تا كسي ناراحتمون مي كنه گوشي تلفن رو بر مي داريم و نه تنها خودمون فقط به خصوصيات بد اون فكر مي كنيم بلكه به ديگران هم القا مي كنيم كه اون آدم چقدر مي تونه بد باشه و چقدر مي تونه به ما بدي كنه ! يا شرايط ما چقدر وحشتناك و اسف باره و چقدر بن بست جلو راهمونه و ..... و بعدش مي گيم حالا برم يك نامه به فرشته بنويسم دنيا رو تغيير بدم! يا برم دو تا جمله ي تاكيدي بگم و همه چيز رو تغيير بدم! عزيز من! دنيا تغيير نمي كنه تا تو تغيير نكني! مگه نه اينكه در انجيل اومده دو نفر كه با هم روي چيزي اتفاق نظر كنند اون حتما" انجام ميشه؟! خوب! طبيعيه! شما با همه ي احساساتت و درد و رنجت به خاطر شرايط و افراد بد اين حس رو به ديگري منتقل مي كني و باعث ساخته شدن بيشتر اون مي شي!در واقع قوانين راز و خلق دارن كار خودشون رو انجام مي دن! فقط در جهت منفي براي شما! چون خود شما با ايجاد احساسات و حال و هواي بد باعث ايجاد منفي گرايي بيشتر ميشي! مثال: وقتي درباره پول فكر مي كني، احساس تو آنچه را درمورد پول از خودت ساطع كني، منعكس ميكند. اگر وقتي درمورد پول فكر ميكني حال و هواي بدي داشته باشي چون به حد كافي پول نداري، شرايط و تجارب منفي حاكي از نداشتن پول به حد كافي را دريافت ميكني، چون همين احساس منفي را از خودت ساطع كردهاي. وقتي درمورد حرفهات فكر ميكني، احساساتت به تو ميفهمونه كه درمورد شغلت چه احساسي از خودت ساطع ميكني، اگر درباره شغلت احساس خوب و حال و هواي احساسي خوب داشته باشي شرايط و تجارب مثبتي رو دريافت ميكني چون احساس مثبت از خودت بيرون ميدهي. نوبل ميگويد: حواست به خلق و خوي و احساساتت باشه، چون اتصالي مدام بين احساساتت و دنياي مرئي تو وجود دارد. به همين دليل گفته ميشود:تو كارگردان و نويسنده قصه زندگي خودت هستي، چون تو از طريق هر آنچه از خود ساطع ميكني، مشخص ميكني كه زندگيت چگونه خواهد بود. حال و هواي خوب درجات مختلف داره و حال و هواي بد هم همينطور همه چيز براساس چگونگي احساس توست. هر چيزي كه در زندگي ميخواهيم به خاطر اينه كه از اون خوشمون مياد و حال و هواي خوب به ما ميدهد. هر چيزي در زندگي نمي خواهي، آن را نميخواهي چون حس بدي به تو ميدهد. يعني تو سلامتي ميخواهي چون حس خوب به تو مي ده تو پول ميخواهي چون حس خوبي به تو مي ده و... حالا بايد يك قانون جالب را بياموزيد! اين يك قانونه: هر آنچه تو دوست داري، تو را ميخواهد! سلامتي تو را ميخواهد! شادي تو را ميخواهد! اگر با چنين ذهنيتي زندگي كني كه به خودت بگي: وقتي خونه بهتري پيدا كنم، خوشحال ميشم، يا وقتي با مرد آيده آلم ازدواج كنم شاد ميشم، هرگز به اونها نميرسي چون افكار تو در برابر شيوه عملكرد عشق عرض اندام ميكند. آنها در برابر قانون جذب عرض اندام ميكنند. مهم: تو در وهله اول بايد شاد باشي بايد شادي از خودت ساطع كني تا موارد شاد را دريافت كني! هيچ راه ديگري هم وجود ندارد، چون هر آنچه دلت ميخواهد در زندگي دريافت كني، اول بايد همان را از خودت ساطع كني. نيروي عشق هر آنچه از خودت ساطع كني، به تو برميگرداند پس براي تغيير شرايط زندگيات كشمكش نكن! فقط از طريق احساسات خوب خودت، عشق از خودت ساطع كن و هر آنچه بخواهي، ظاهر ميشود. (و اين كار يعني بلافاصله براي خودت مشارطه بگذار و نكات مثبت فرد يا شرايط را ليست كن و به آنها فكر كن و از آنها حرف بزن و به هر شيوه اي كه مي تواني احساسات و حال و هوايت را خوب كن !) احساسات خودكار يعني چه؟ يعني خيلي از مردم احساساتشان واكنشي است در قبال هر آنچه برايشان رخ ميدهد. يعني آنها احساسات خود را به جاي اينكه آگاهانه مسئول آن باشند، روي حالت خودكار گذاشتهاند. وقتي اتفاق خوب بيفتد. احساس خوبي دارند و وقتي مورد بدي برايشان رخ بدهد، احساس بدي دارند. آنها خبر ندارند كه اين احساس آنها عامل بلاهايي است كه به سرشان ميآيد. وقتي در برابر اتفاقات بدي كه برايتان ميافتد با احساسات منفي واكنش نشان بدهيد، احساسات منفي بيشتري از خود ساطع ميكنيد و با شرايط منفي بيشتري مواجه ميشويد. آن وقت در دام چرخه احساس خود مي افتيد. زندگيتان دايره وار ميچرخد و مثل يك همستر روي چرخهاي گردان مي شويد. وقتي يك همستر روي يك چرخه ي گردان قرار مي گيره مي ترسه و به جاي پريدن از روي صفحه تند تر پا مي زنه و همين باعث تند تر گشتن چرخه ي گردان زير پاش ميشه! هر وقت شما با شرايط بد خودتون رو محق بدونيد كه بايد احساساتتون رو به نزول بره عين اون همستر مي شيد! از شرايط مي ترسين و تند تر دست و پا مي زنين و بعد با سرعت بيشتري تو گرداب حوادث بد مي افتين! تمرين : بايد در طول روز مشارطه كنين كه همستر روي چرخه نشين! وقتي حوادث و شرايط خوب هستند كه طبيعيه حالمون خوب باشه! مهم اينه كه وقتي همه چيز داره بد پيش مي ره حال و هواتون رو خوب كنيد و دچار احساسات خودكار نشيد. يادتون باشه وقتي احساس مسرت مي كنيد هر جا بريد لذت و شادي از خودتون ساتع مي كنيد و با شرايطي مسرت بخش ، شرايطي شاد و افرادي دلشاد رو به خودتون جذب مي كنيد.از كوچكترين تجربه مثل شنيدن آهنگ مورد علاقه تون از راديو گرفته تا تجاربي مثل دريافت اضافه حقوق! شرايطي كه جذب مي كنيد همون قانون جذبه كه در برابر حال و هواي مسرت بخش شما عكس العمل نشون مي ده. وقتي احساس خشم و عصبانيت مي كنيد خشم از خودتون ساتع مي كنيد و هرجا كه بريد شرايط و آدمهاي خشمگين رو به سمت خودتون جذب مي كنيد.از آزار و اذيت يك پشه گرفته تا آزار و اذيتهاي بزرگتر مثل خراب شدن ماشينتون. هيچ چيز در دنيا اتفاقي نيست.در درس جلسه ي بعد درباره ي فركانسها براتون صحبت مي كنم كه تاييد اين موضوعه. تمرين: حذف كلمات وحشتناك، منزجر كننده و افتضاح از فرهنگ لغاتت و استفاده از كلماتي مثل معركه، محشر، جالب، شگفت انگيز و عالي. تمرين مهم براي شما : وقتي حالتون خوبه چه كارهايي مي كنيد؟ آواز مي خونين...اس ام اس شاد مي خونين...مي خندين...به دوست مورد علاقه تون زنگ مي زنين و .....اين ليست رو تهيه كنيد.به محض اينكه ديدين حال و هواتون بده سريع براي انجام اين كارها مشارطه كنيد و خودتون رو مجبور كنيد كه اونها رو انجام بديد.اين جوري خيلي زودتر حال و هواي خوبتون رو دوباره به دست مي آريد و مثل يك همستر در دام احساسات خودكار نمي افتيد! سخته! مي دونم و قبول دارنم! اما شما مي تونين! بهتون قول مي دم! و فراموش نكنيد : تو ابتدا بايد شاد باشي و شادي از خودت ساتع كني تا چيزهاي شاد به دست بياوري. خداوندا! براي شاد بودن و شاد ماندن كمكمان كن! آمين! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 22:17 توسط جادوگر عشق( جادوگر سفید تغییر نام داد) |
|
|
سلام و درود به همه ي دوستان خوبم.اميدوارم كه در پناه خداوند باشين و بهترينهاي خدا رو تجربه كنين. امروز اومدم كه بهتون يك مژده بدم.دوستاي خوبم خيلي از شما هميشه نگراني اين رو داشتين كه اگه مثلا" وبلاگ فيلتر بشه چي ميشه؟ كه من هم هميشه گفتم كه انشاالله اين وب در امن الهي است. يا مي گفتين بعضي وقتها سرور بلاگفا ياري نمي كنه و نمي تونين وارد وبلاگ بشين يا نظر بگذارين. خيلي از شما هميشه دوست داشتين در نظرات وبلاگ جايي داشته باشين براي صحبت با هم. اما من خواهش كرده بودم در نظرات وب به هم جواب ندين و بحث و گفتگو نكنين.چون شرايطش رو نداشتم كه تك تك جوابهاي شما به هم رو نگاه كنم كه بگم درسته يا نه.خيلي هاتون هم دوست داشتين بيشتر با بقيه ي كساني كه دارن روي اين تمرينات كار مي كنند در تماس باشين. البته يادتون باشه كه من در فيس بوكم با نام bahar haghighi همه ي درسهاي وبلاگ رو گذاشته ام و هر مسئله ی احتمالی که پیش بیاد شما می تونین به درسهای من در اون رجوع کنید. اما در اونجا به سوالي جواب نمي دم. دوست عزيزي هم به نام آقاي حكيمي لطف كرده و يك سايت براي من راه اندازي کرده كه به زودي انشاالله شما مي تونين درساي وب رو بخونين و بعلاوه براي آقايان و شهرستانيها امكان استفاده از كلاسهاي نيمه ي تاريك در اون مهيا شده كه بعد از آماده شدن درباره اش به شما اطلاعات لازم رو خواهم داد. من در اینجا در اولین باری که این پست رو آپ کردم ازتون خواستم در باشگاهی عضو بشین و گفتم در اونجا جلسات گفتگو را راه اندازی خواهم کرد اما در کمال شرمندگی و عذرخواهی صمیمانه ی من به دلیل بعضی مسائل پیش آمده در آن مکان در باشگاهی که آدرس و مشخصاتش را داده بودم نمی توانم و نمی خواهم این کار را انجام بدهم.بابت معطل شدنتان برای ثبت نام در باشگاه و حتی عضو رسمی شدن در آن صمیمانه از تک تکتان عذرخواهی می کنم و برای جبران وقتی که برای این کار گذاشتید هر کاری که از دستم بر بیاید انجام می دهم.از جمله همه ی تلاشم را می کنم تا این امکان گفتگو در مکانی دیگر فراهم بشود.
دوستتون دارم.به زودي با ادامه ي درس قدرت پيشتون بر مي گردم. خدايا! با ما كمك كن تا دوستيهايمان را پررنگ تر كنيم.آمين! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 19:53 توسط جادوگر عشق( جادوگر سفید تغییر نام داد) |
|
|
سلام و درود به همه ي دوستان و همراهان خوبم. اول از همه دوست دارم از همه تون به خاطر همه ي دعاها و ختمهاي قران كه براي خواهرم خوندين تشكر كنم.واقعا" تشكر كلمه ي كوچيكيه دربرابر همراهي تك تكتون و فقط مي تونم بگم خداوند رو شكر مي كنم كه شما را جزو همراهان و دوستان من قرار داده و با تمام وجود دوستتون دارم و ازتون ممنونم و اميدوارم بهترينهاي خداوند متعلق به شما باشد!ازپريسا ي عزيزم كه ختمها رو هدايت كرد ، از موناي عزيزم كه در وبش براي خواهرم مطلبي براي دعا خواني براي اون نوشت و از بيتاي عزيزم كه در وبش براي فرستادن انرژي براي اون نوشت و همين طور تك تك دوستان و شاگردان خوبم كه همراهيشون مايه ي دلگرميم بود ممنونم. و فقط مي تونم بالاترين و باارزش ترين كلامي رو كه همه به خاطر اون خلق شده ايم نثارتان كنم: دوستتان دارم! ما در كنار هم درباره ي " قدرت عشق " صحبت كرديم و گفتم كه اصول زيادي داره كه من كم كم اونها رو براتون مي نويسم.اما در اين پست مي خوام اول به مناسبت گذشتن تعداد پستهاي وبلاگم از عدد مقدس 110 كه يادآور نام مولا علي است به خودم يك جايزه بدم! و دليل دوم جايزه هم سالروز تولدمه كه 25 آذره . اساس تمرينات دوست داشتن خود اينه كه ما به خودمون بها بديم و ارزش وجودي خودمون رو دريابيم تا قدر روح خداوندي را كه در درون تك تك ما جريان داره بفهميم. من بارها از همه تون خواسته ام كه به خودتون جايزه و هديه بديد و ننشينيد تا ديگران از شما تشكر كنند! چون دنيا بازتاب رفتار ما با خودمونه. اگه يادتون باشه چند سال پيش من اين وبلاگ رو با نام جادوگر 150 كه براي خودم سمبلي از يك جادوگر سرگردان بود شروع كردم. بعدها نامم رو به جادوگر طلايي تغيير دادم و بعد ها اون رو به جادوگر سفيد! و گفتم اينقدر اين كار رو مرحله به مرحله ادامه مي دم تا خودم رو لايق اسم " يوحنا" يعني پيام آور محبت " ببينم. بنابراين امروز به عنوان جايزه اسم خودم رو در اين وبلاگ از جادوگر سفيد به جادوگر عشق تغيير مي دم به اين اميد كه قدرت عشق خداوندي در كلام و رفتارم نمود پيدا كنه و لايق عشق خداوندي بشوم. و خوشحالم كه اين تغيير نام زماني آغاز ميشه كه ايام مولاي عشق _ امام حسين _ است و اميد دارم كه آقاي مهربان نگاهي شفيعانه به من و خانواده ام بيندازد تا لايق نام شيعه ي حسين بشوم. هميشه از شما خواسته ام از خودتان تشكر كنيد.اين بار من از خودم تشكر مي كنم و متن تشكرم را براي شما هم مي نويسم تا بياموزيد كه تشكر از خود دليل خودبزرگ بيني نيست بلكه در واقع ما از آن روح خداوندي كه در درون ما دميده شده و به ما حيات داده است تشكر مي كنيم. ********************************************************** متن تشكر من از خودم ! عزيزم.دوستت دارم.تو دوستداشتني هستي.اسمت هر چه هست باشد! چه مثل كودكيها يت زري يا زهرا صدايت كنند و چه بهار! چه نامت جادوگر سفيد باشد چه جادوگر طلايي چه هر نام ديگري! چه نويسنده باشي چه مدير برنامه ريزي چه يك وبلاگ نويس يا مدرس! چه يك همسر باشي چه يك خانم مامان براي حورا! هر چه باشي دوستت دارم! تو فقط يكي هستي! خداوند دوستت داشته است كه تو را آفريده است! پس حتما" لايق دوست داشتن هستي! با همه ي كاستيهايت، كوتاهي هايت ، كمبودهايت دوستت دارم به خاطر همان روح پاك خداوندي كه در درونت مي درخشد! راست گفت اشو كه تو قطعه اي از پازل هستي هستي و دنيا بدون تو چيزي را كم دارد! اميدوارم نور وجودت را پيدا كني.اميدوارم نور وجودت را زنده كني. اميدوارم عشق از گفتار و رفتارت فوران كند. هر چه هستي دوستت دارم و تو را براي كاستيهايت مي بخشم ! تو در هر لحظه از زمان بر اساس آگاهي آن زمانت رفتار كرده اي پس اميدوارم خداوند هم تو را ببخشد و دوست بدارد. ممنون كه 110 پست نوشتي تا به ديگران عشق هديه كني! ممنون كه در عالم ذر برگزيدي تا به اين دنيا بيايي شايد بتواني مثل همه ي ديگران هديه اي به دنيا عرضه كني. ممنون كه متولد شدي! مي دانم خيلي از خودت راضي نيستي! مي دانم بار گناهانت روي قلبت سنگيني مي كند و مي داني هميشه حرمت نور خداوند را كه در درونت بوده نگه نداشته اي!اما مي دانم مي خواهي بهتر باشي پس باز هم دوستت دارم و از تو متشكرم! **************************************************** باز هم از همراهي همه تون كه باعث شد اين وبلاگ بر پا بمونه و به پست 110 برسه تشكر مي كنم. اميدوارم عشق خداوندي ياريگر من و شما باشه تا همراه هم درسهاي توانگري و انسان زيستن را در اين وبلاگ با هم ادامه بدهيم . و اما مطلبي ديگر....اگه يادتون باشه در پست چهل من درباره ي قانون عشريه كه كاترين پاندر از آن در كتاب قانون توانگريش نوشته صحبت كردم و گفتم كه عشريه طبق نظر پاندر به استاد معنوي مي رسد يعني كسي كه شما قوانين توانگري را از او مي آموزيد و بايد خصوصياتي داشته باشد كه در درس چهلم و نوشته هاي پاندر موجوده. چند تا از دوستان خوبم كه از نزديك هم نمي شناسمشان زحمت كشيده اند و به حساب من پول واريز كرده اند و گفته اند كه من مشاور آنها هستم. من اينجا از همه ي اين دوستان که به من لطف می کنند و می خوان عشر به حساب من بریزن تشکر می کنم و خواهشي دارم و اون اينه كه من شماره حسابي كه مربوط به كمكهاي اماني كميته امداده در اختيارتون قرار مي دم كه هم از كارت و هم اينترنتي ميشه بهش پول ريخت. بانك ملت شماره حساب : 13/ 15248737 به نام كمكهاي كميته امداد منطقه ي چهار كدشناسه ي پرداخت كننده : 96250171826 دوست عزيزي كه اين رو در ايميل ازش خواستم براي من نوشت كه من دوست دارم اين مبلغ به شما ( يعني من ) برسه.شما اگه به عشر و اينكه بايد به استاد معنوي برسه اعتقاد داريد با ريختن پول به اين حساب مي تونيد فكر كنيد كه داريد مستقيم به من پرداخت مي كنيد! چون عشر جزو قوانين توانگريه نه اسلام.بنابراين اگر دادنش به من حق الهي من باشه كه خوب شما اون رو از طرف مشاور اصلحتون پرداخت كرده ايد و ثواب اين كارتون به من مي رسه و اگر مورد ديني و اعتقادي هم داشته باشه شما كار خير انجام دادين و ثوابش به شما مي رسه و اين جوري براي من هم خداي نكرده مورد ديني در پي نخواهد داشت.( همين جا از دوستاني كه به عنوان حق مشاوره به حساب من پولي ريخته اند خواهش مي كنم چون من بهشون دسترسي ندارم و نمي دونم آيا عشر شون حق الهي من هست يا نه به اين دقت كنند كه يا اون رو به جای حق مشاوره به من داده باشند و اون رو حلال كنند چون مشاور مي تونه حق مشاوره را در هر راهي خرج كرده باشه يا اينكه به من مشخصات فيش بدن كه اگه راضي نبوده اند پول رو بهشون برگردونم و از اين به بعد هم مستقيم به حساب داده شده بريزند كه لابلاي حسابهاي من قاطي نشه.) نكته : لطفا اگر پولي به اين حساب ريختيد شماره فيش و مبلغ رو به من اطلاع بدين تا من با كميته امداد هماهنگ كنم چون اين كد شناسه كه شما بايد حتما" موقع واريز پول اون رو بنويسيد نشون دهنده ي نام هفت نفره كه هر پولي كه به اين حساب ريخته ميشه بين اونها قسمت ميشه. نكته : براي اطمينانتون مي گم كه اين هفت نفر رو من خودم پيگيري مي كنم تا مطمئن بشم پول به دستشون مي رسه و نيازي نيست در اين باره به كميته امداد ترديدي داشته باشين چون همون طور كه گفتم پيگيري مي كنم و بهتون اطمينان مي دم به دستشون ميرسه و درباره ي مستحق بودنشون هم من مطمئن هستم. نكته : باز براي اون دوستاني كه گفتن مي خوان پول به دست من برسه مي گم كه فقط اگه هديه ياتحت نام حق مشاوره اینترنتی به من باشه مي پذيرم اما اگه به نام عشره چون من نمی دونم از نظر دین اسلام صد در صد درسته یا نه و نمي خوام برام مورد ديني داشته باشه اگه تحت اين دو مورد نيست لطفا به حساب كمیته امداد بريزيد و همون طور كه گفتم( چون شما دارید بنابر حرف خود من به عنوان مشاورتون این کار رو می کنید) اگه حق الهي من باشه ثوابش به من مي رسه و در غير اين صورت ثوابش به شما مي رسه و مال حرامي هم وارد زندگي من نميشه. نكته : لازمه بدونين پولي كه به اين حساب مي ره با شناسه ي گفته شده به صورت مساوي بين هفت تا خانواده تقسيم ميشه.من بدون ذكر نام( براي حفظ آبروي اونها) كمي از شرايطشون رو براتون مي گم: نفر اول دختري است كه پدرش بيمار اعصاب و روان است و كاملا" از كار افتاده است و هيچ درآمدي ندارند و چون سن دختر 26 ساله كسي از حاميان كميته امداد اون رو نپذيرفته.اين دختر 26 سالشه اما عقب مانده ي جسمي و ذهنيه و در بستر افتاده است يعني تحرك نداره. نفر دوم يك پسر بيست ساله است كه اون هم به خاطر بالا بودن سنش شامل كساني نميشه كه حامي هاي مردمي ازش حمايت كنند.پدرش سكته ي مغزي كرده و توي بستر افتاده و كاملا" از كار افتاده است. خودش هم متاسفانه به علت كم خوني شديد که در دوران طفوليت داشته دچار ناتواني جسمي بسيار بالاست.شرايط جسمي خاصي داره و جسمش مثل بچه ها باقي مونده و ازش كاري بر نمي آد . نفر سوم يك دختره دبيرستانيه كه سالهاست پدرش مفقود شده و هيچ اطلاعي از اون در دست نيست.دانش آموز ممتاز و بسيار درسخونيه و يك برادر هم داره. مادرش به دلايلي تحت پوشش امداد نيست و مختصر كمك ما مي تونه كمك كنه كه اون مجبور نشه درسش رو رها كنه. نفر چهارم يك پسره سوم ابتدايي است كه پدرش سرطان ريه و سرطان مغز استخوان داره و پاي چپش رو از دست داده.(در تاریخ ۲۰اسفند ۹۰ به من اطلاع داده شد که متاسفانه پدر این دوست کوچکمون فوت شد و از این به بعد اسمش در قسمت اکرام کمیته امداد ثبت میشه و اونجا براش حامی هم پیدا کردند.به جای ایشون دختر ۱۱ ساله ای که پدرش هم در تصادف پاش رو از دست داده و هم سرطان سیستم گوارشی و کبد داره جایگزین شد برای کمکهای شما.) نفر پنجم يك دختر بچه است كه دوم ابتدائيه و پدرش قطع عضوي داره كه نمي تونه كار كنه. نفر ششم يك دختر بچه ي سيده كه مادرش بيمار قلبيه اما با همون حالش كار خدماتي مي كنه. پدرش به خاطر 9 ميليون تومن بدهي كه توي كارش بالا آورده زندانيه و شرايط بسيار بدي دارند. نفر هفتم يك دختر سيده كه درس مي خونه و پدر و مادرش سالهاست از هم جدا شده ان و براي اينكه مجبور نشه درسش رو رهاكنه نياز داره بهشون كمك بشه. خوب! لازمه اين رو هم يادآوري كنم كه هر ماه به هر كدوم از اين خانواده ها بيست هزار تومن داده خواهد شد! (این یک مبلغ حداقل است که به خانواده ی تحت پوشش داده میشه تا همه تحت کمک قرار بکیرند)و فكر نكنيد كه الان هزاران تومان به حساب اينها ريخته شده يا ميشه .همون طور كه گفتم بايد حداقل به هر خانواده بيست هزار تومن در ماه برسه كه خودتون مي تونين بفهمين چقدر رقم كوچكيه. بنابراين حتما" اگه به اين حسابها پولي ريختين يادتون باشه شماره ي شناسه رو درست بزنيد تا پول به حساب اين هفت نفر بره و به من هم اطلاع بدين مبلغ و شماره فيشتون رو تا اگه پول ماهانه بيشتر از بيست تومن بود براي ماه ديگه شون گذاشته بشه يا اگه كمتر بود من به كميته اطلاع بدم كه اونها بيست تومن ماهانه شون رو دريافت نكرده اند تا فكري به حالشون بشه. نکته ـ اگه پول بیشتر از بیست هزار تومن هم باشه کمیته امداد کاری نداره اما فعلا برای اینکه به همه شون برسه باید لااقل ماهی بیست هزار تومن بهشون برسه و این به معنی این نیست که اگه بیشتر از بیست هزار تومن باشه به دستشون نرسه. نکته ی مهم ـ اگه کسی به عشر اعتقاد نداره می تونه به عنوان صدقه یا رد مظالم یا هر خیرات برای اموات یا هر چیزی که اعتقاد داره به این حساب پول بریزه.اما باز به من شماره فیش بده.من همه ی پولها رو پیگیری می کنم که مطمئن بشم به دستشون رسیده.اگه مقدار پولها زیاد شد من تعداد دیگری آدم به این لیست اضافه می کنم که شرایطی مشابه دارند و همین جا مشخصات رو دوباره اضافه می کنم.بنابراین گاهگاهی به این پست سر بزنید اگر کس جدیدی اضافه شده بود مشخصات رو بخونین.البته همون طور که گفتم این در صورتیه که مقدار پولی که ریخته میشه زیاد باشه که بشه به دیگرانی هم داد.
از بودن همه تون ممنونم. دوستتون دارم. جادوگر عشق به زودي با ادامه ي درس قدرت عشق بر مي گرده.انشا الله! خدايا! به ما قدرت بده تا قدرت عشق را در زندگيمان تجربه کنیم! آمین! |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 15:0 توسط جادوگر عشق( جادوگر سفید تغییر نام داد) |
|
|
در ۲۶ آبان هزار و سیصد و نود خواهرم به خانه ی اصلیش برگشت. خیلی از شما دوستانم به من و خواهرم لطف کردید و برایش قران یا نماز خواندید.من اینجا از همه ی شما دوستان و همراهان خوبم صمیمانه و با تمام وجود تشکر می کنم و آرزو می کنم بهترینهای خداوند نصیب شما باشد. من این پست را از وبلاگم پاک نمی کنم به خاطر همه ی حقوقی که خواهرم به گردنم داشت. از همه ی دوستانی که در ماههای آینده به این قسمت وبلاگ می رسند درخواست دارم اگر این وبلاگ کمکی به شما کرده برای آرامش روح خواهرم یا جزئی از قران را بخوانید یا رکعتی نماز یا فاتحه.و آن را در نظرات این پست بگذارند تا مایه ی تسلی فرزندان و خانواده اش باشد. این تنها هدیه ایست که می توانم برای او بفرستم و از آنجا که دعا با زبانی که با آن گناه نکرده ایم بهتر برآورده می شود به دعای همگی شما برای آمرزش روح خواهرم و آرامش و صبر مادر و پدرم نیازمندم. ******************************* این را بر مزار او سرودم:
رفتم تو را به خاک سپردم و آمدم! در باورم نبود که اینگونه می روی خاموش و بی کلام بی رنج " هر چه بود!" اما این عهد ما نبود! بی من کجا چنین شتابان روانه ای؟! لبخند روی صورت تو از برای چیست؟! پشت سرت هزار نفر گریه می کنند اما تو ای عروس عزیز کفن شده آرام می روی!
از خاکسپاری خواهر جوانم بر گشته ام. برایش های و هو نکردم که مادر و پدر پیرم آزار نبینند. برایش مویه نکردم چون می دانستم از من زنده تر است. دیشب دیدم که در نور سفید لباس سفید عروسی تنش کردند. امروز در سردخانه وقتی می شستنش و کفن پیچش می کردند لبخند روی لبش به یادم آورد به جشن عروسی خواهرم آمده ام. وصالش با خدا.به جشن برگشتنش به خانه.در سردخانه کنارش ماندم و برایش قران خواندم.می دانستم کنارم ایستاده پس لبخند زدم و در شستنش شرکت کردم.انتقالت به کالبدی دیگر مبارک خواهرم." ********************************* مرگ تنها یک انتقال است.تغییر فرکانس یک موجود به فرکانسی دیگر.تغییر یک کالبد به کالبدی دیگر.برگشتی به خانه.برای رفتگانمان گریه کنیم! گریه خالی کردن انرژیهای تلنبار شده است.باید گریه کرد تا حرفها و بغضها در چاکرای گلو جمع نشوند.باید از خوبیهایشان گفت.باید برایشان دعا خواند.حرفها را باید زد...دردها را باید گفت...اما... اما مویه نکنیم! در سر نکوبیم! صورت خراش ندهیم!تسلیم باشیم.امانتی داده شده! حالا پس گرفته می شود! سخت است! آخر انسان امانتدار خوبی نیست! دلمان تنگ می شود! می دانم....دل من هم تنگ است.اشکهایمان امان نمی دهند.می دانم.این رسم زندگیست.اما راضی باشیم به رضای خداوند. یاد جمله ای از کتاب شازده کوچولو افتادم: "باید به سفری دور بروم!جسمم خیلی سنگین است! روحم تحمل سنگینی کالبدم را ندارد!فقط پوست می اندازم! پوست کهنه که دلتنگی ندارد! " *********************************** درس امروز : جادوی دوستت دارم! برای تشکر از خواهرم چند خطی از خاطراتش را نوشته ام. برای اینکه یادم بماند همیشه برای اینکه بگوییم " دوستت دارم" زمان نداریم!برای اینکه یادم بماند " همه چیز در دنیا چاره دارد جز مرگ!" پس غصه ی غمهای گذرای دنیا را نخوریم! برای اینکه یادمان بماند مسافریم! به اندازه ای که می توانیم با خودمان ببریم غصه ی نداشته ها را بخوریم! توانگری یعنی این! این درس امروزمان است! اینکه شما هم اینها را به یاد داشته باشید! تمرین ـ غصه هایتان را لیست کنید!نفرتهایتان را لیست کنید! مقابل همه شان بنویسید اگر فردا پایان عمر من باشد کدام یک از اینها واقعیست؟! بعد دوباره در هر لحظه به زندگی که موهبت خداست لبخند بزنید.و از لحظه هایی که برایتان مانده برای استفاده از جادوی عشق درونتان وگفتن "دوستت دارم! " بهره ببرید.این دو کلمه کلماتی جادویی هستند با اثری عمیق و بزرگ.مشارطه کنید آن را در لحظات مختلف زندگی به کار ببندید تا جادوی گره گشای آن را به چشم خود ببینید!
****************************** دستنوشته هایی از خاطرات مشترکم با خواهرم پروانه برای اینکه بداند همیشه در قلبم و در خاطراتم زنده است.برای تشکر از او و برای اینکه بداند دوستش دارم!
"ازخاطراتت لبريزم.كوچك بودم موهاي طلائيم را شانه مي كردي.لباس عروس پوشيدي من را كنارت نشاندي.شايد ساقدوش كوچكت بودم.لباسي را كه توي عروسيت پوشيدم خودت دوخته بودي.ماه عسل رفتي نوار قصه ي خروس زري پيرهن پري را برايم سوغات آوردي كه اولين و بهترين نوارقصه ي زندگيم بود.دبستان بودم به من زبان انگليسي ياد دادي و براي اولين بار ديكته ي انگليسي به من گفتي.همه را غلط نوشته بودم.خنديدي و نمره ندادي.گفتي دوباره ياد بگير.با آناهيتا رفتي مشهد براي او گريه مي كردم.آنقدر دلتنگ آناهيتاي كوچولو شدم كه مادرم من را آورد مشهد.توي هال خانه ات دراز كشيدم.دو پايم را بلند كردم و آناهيتا را روي پاهايم بالا و پايين انداختم.يكدفعه چنان معلقي زد كه نمي دانم چطور كمرش نشكست!عين ژيمناستيك كارها از پشت معلق زد!نفهميدي.شايد هم فهميدي و به روي خودت نياوردي.آخر من اولين بچه ات بودم!(به كوري چشم آناهيتا! اين را براي اينكه دخترت ميان گريه بخندد برايت نوشتم.ماند تولید کردم؟در عوض آناهیتای تو را خنداندم!نه؟!) بزرگتر كه شدم مثل مادرها در كارهايم فضولي مي كردي!قربان فضولي كردنهايت بروم عزيزم!طعم و بوی نگرانیهای مادرانه داشت کارهایت! مي گذاري كوچك بشوم دوباره در كارهايم مراقبم باشي كه نكند خطا كنم؟! اولين تولد زندگيم در خانه ي تو جشن گرفته شد.تو همه ي كارها را كردي اما به من گفتي هميشه وقتي مهمان داري دستشويي خانه را هم بايد تميز كني!دستشويي مهم است كه چرك نباشد!...امروز دلم برايت گرفته وچرك شده!نمي خواهي يادم بدهي چطور چركهايش را پاك كنم؟! موقع عروسيم وقتي ازانتخابم با توحرف زدم برايم گفتي آدمي با طبع بلند انتخاب كن!بعضيها همه چيز دارند اما طبعشان پست است.بعضي ها هرچه نداشته باشند باز هم طبعشان بلند است! قربان نصيحتهاي مادرانه ات بروم.اين را به يادبود نوشتم تا دخترهاي جوانت بدانند چه فكر مي كردي! تشكهاي عروسي و لحافم را تو دوختي.بعدا" فهميدم جراحي كرده بودي و با همان بخيه هايت پشت چرخت نشسته بودي و آنها را دوخته بودي. بعد عروسي من بخيه ها پاره شدندو مجبور شدي دوباره به بيمارستان بروي.بعدهاوقتي باردار شدم لباسهاي بارداريم را هم تو دوختي.با آن چرخ خياطيت براي هر لباسي كيف و كلاه هم دوخته بودي.از لباس سنتي آناهيتا خوشم آمد .دفعه ي بعد برايم يك كاور آوردي.بازش كردم.يك لباس سنتي ايراني برايم دوخته بودي!حتي رويش نگين دوزي و منجوق دوزي كرده بودي.در مجلست آرام مانده بودم.اما نگاهم كه روي چرخ خياطي لغزيد دلم پاره پاره شد!نمي خواهي باز مثل شبهای قبل به خوابم بيايي دل هزار تكه شده ام را بدوزي؟ همه ي موزه هاي تهران را با تو ديدم.چقدر حرصت مي گرفت وقتي يك خبر سياسي مهم يا يك خبري كه در اخبار دنيا مطرح بود را با من در ميان مي گذاشتي و من مبهوت نگاهت مي كردم كه ليلي زن است يا مرد؟ من كه اهل اخبار نبودم.....مي گفتي آدم اينقدر از دنيا بي خبر؟! چند بار حرصت داده باشم خوب است؟!...باشد...من نتوانستم اصول و تكنيكهاي خودم را به تو ياد بدهم اما تو بالاخره توانستي! الان برايت از مهم ترين خبر دنيا مي گويم......پروانه ام پر كشيده است و من دلم برایش تنگ شده است! حورايم كه دنيا آمد به خانه ي تو وارد شدم. اولين بار تو باسن حورا را شستي!به من و افشين هم ياد دادي اما گفتي تا چهل روزگي حورا نمي خواهد اين كار را بكني.من و فرزانه هستيم.اما ياد بگير براي بعد. من گفتم اصلا" از اين كار بدم نمي آيد! اما فكر مي كنم ته دلم خيلي خوشحال بودم كه كسي انتظار اين كار را از من ندارد! به من گفتي به مرور اينقدر عاشق بچه ات مي شوي كه .......جمله ات را نمي گويم.اي خواهر بي تربيت شوخ طبع!....امروز صد بار حورا را مي شورم. با همان عشقي كه تو گفتي.نمي خواهي بيايي يك آفرين به من بگويي؟ شبهايي كه حورا نمي خوابيد يادت است؟ تا صبح حورا را روي سينه ات مي خواباندي و برايش تا صبح یک نفس مي خواندي: تمام دنيا يك طرف تو يك طرف عزيزم...جونم به جونت بسته...مهرت به دل نشسته...آهسته و پیوسته ...عزیزم ....حورا هم که عاشق صدای تو بود تا ساکت می شدی جیغ می کشید و تو حتی بین خواب و بیداری باز می خواندی...باز می خواندی...عزيزم....خواهرم....عزيزم...مي گذاري امشب من برايت لالايي بخوانم؟ تمام دنيا يك طرف...تو يك طرف عزيزم...عزيزم...مهرت به دل نشسته ...جونم به جونت بسته...عزیزم... هر وقت با دلتنگي از خانه ي مامان مي آمدم و از بيماريش چيزي مي گفتم ميگفتي مامان و بابا مهمان امروز و فرداي ما هستند.بايد مواظبشان بود.....چرا آن موقع نگفتي كه تو هم مهمان امروز و فردايم هستي؟! شايد مهماندار بهتري مي شدم! چند بار براي اينكه واكسن سرماخوردگي را به موقع نزدم زنگ زدي كه گوشم را بپيچاني؟ من آخرش هم با يك ماه تاخير واكسن را زدم! الان باز چشمهايم پر آب است و در كمال پوزش آب دماغم هم سرازير! اما خواهش مي كنم غصه نخور! اين بار سرما نخورده ام! هواي دلم باراني شده است!خوب آخر دل من هم تنگ می شود! دلم از سنگ که نیست! گریه در خلوت دل ننگ که نیست! دل من می گیرد! حوض خانه ام را درست كردم.فقط به ياد حوض خانه ي بچگي كه شبها دورش جمع مي شديم و بابا چراغهاي قارچي باغ را روشن مي كرد و فواره را باز مي كرد.آخرين مهماني دسته جمعيمان كنار حوض خانه ي من بود.دفعه ي قبلش چقدر خوشحال بودي كه فواره درست شده .اما دفعه ي آخر حتي نتوانستي كنار فواره و حوضي كه دوست داشتي آبش كنم بنشيني. حالا مي خواهي با اشكهايم برايت يك حوض درست كنم كه در آن آبتني كني؟! وسط آن همه درد خنديدي و گفتي نمي توانيم دوتابند اختراع كنيم كه دستهايت را به آن آويزان كني كه بتواني راحت بخوابي؟ ما نتوانستيم. مثل همه ي كارهاي ديگري كه بايد برايت مي كرديم اما به خاطر صبوري و سكوتت نتوانستيم بكنيم! در سالنامه ات ديدم شبهاي فراوان نوشته بودي" درد بيداد مي كند! "چقدر به تو گفتم قفل از دهانت بردار و لااقل جايي در خلوت دردهايت و حرفهاي نگفته ات را فرياد كن ! اما...! آن همه درد ظرفي بزرگتر از يك سالنامه مي خواست مگر نه؟! من دير فهميدم آنها را در ظرف طاقت خودت كه از هر ظرفي بزرگتر بود نگه داشته بودي! در غسالخانه لبخند آرامت دلم را به شوق آورد! لبخند زده بودي كه بدانم حالا راحت خوابيده اي؟! باشد.....راحت بخواب! .....در غسالخانه كف پاهايت را بوسيدم.به حرمت همه عشقهايي كه در طي سالها به من دادي.در مجلست مداح گفت كسي كه پاي مادرش را ببوسد انگار به خانه ي خدا رفته است! حاج خانم شده ام ؟! به ديدنم نمي آيي حالا كه حاج خانم شده ام؟! از مرده پرستي بدت مي آمد! نگو اين حرفها براي چيست! اشتباه فهميدي! من كه مرده پرستي نمي كنم! تو وقتي دوستم مي داشتي ، داشتي مرده پرستي مي كردي! اما حالا.....مي دانم تو زنده تري!تو را به خدايي مي سپارم كه قدرت را مي داند! ما آدمها دير مي فهميم كه فرصت دوست داشتن تمام شده است! به فرشته هاي خداوند مي سپارمت تا نگهبانت باشند! تو را به آنها مي سپارم تا مواظبت باشند و نوازشت كنند.تنها كاري كه الان آرزو داشتم ميتوانستم برايت انجام بدهم! آخرين كلام حورا براي تواين بود كه فرياد كشيد : دوستت دارم..... انگليسي گفت كه خوشت مي آمد!كسي به حورا نگفت اين را داد بكشد! اما وقتي افشين داشت حورا را از پيشت مي برد در حاليكه نفسهاي آخرينت را زير كپسول اكسيژن مي كشيدي خودش يك دفعه فرياد كشيد.بلند و با آخرين صدايي كه در حنجره ي كوچكش داشت! صدايش را شنيدي؟! يادت نرود اينجا هميشه دلهايي هست كه به ياد تو و خاطرات خوب با تو بودن مي تپند! مي بينمت! شايد دير شايد زود! دوستت دارم." برایت فاتحه می خوانم و خدا را شکر می کنم برای همه ی سالهایی که به من فرصت داد تا از عشق تو بهره مند بشوم.خدا را شکر می کنم برای همه ی سالهایی که به تو فرصت داد تا زندگی زمینی را تجربه کنی.فردا اول محرم است. همان طور که خواستی برای امام حسین گریه می کنم و مصیبت او که تا دنیا دنیاست باقی می ماند! قربان دل سوخته ات بشوم زینب کبری! چگونه آن همه داغ را طاقت آوردی!خجلم از بی طاقتیهایمان! می شود نگاهی شفیعانه به پروانه ی پر کشیده ی ما هم بیندازی؟!و به دلهای گناهکار بی طاقت ما.....تا زندگی عاشقانه را بیاموزیم؟! (لطفا با خواندن فاتحه ای شادش کنید.معلم امروز شما پروانه ی پر کشیده ی من است که یادمان می اندازد همیشه برای زندگی وقت نداریم.پس مزدآموزشش را با خواندن فاتحه ای بپردازید!به لطف دوستان و همراهانم تقریبا" ۵ ختم قران تمام شده از این به بعد هر کس بخواهد لطفی بکند می تواند هر سوره یا جزیی را که خودش می خواهد هدیه کند.ممنون از بودنتون.و ممنون از پریسای عزیزم که این ختمها را هدایت کرد) خدایا! به ما عشق بده تاقدر فرصتهایی را که برای دوست داشتن اطرافیانمان داریم بدانیم! آمین! |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم آذر 1390ساعت 12:54 توسط جادوگر عشق( جادوگر سفید تغییر نام داد) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من یک جادوگر سرگردانم...دستت را به من بده و تنهائیت را با من قسمت کن...
|
|
RSS
|