![]() |
![]() |
|
| هر گونه کپی حتی با قید نام وبلاگ ممنوع بوده و پیگرد قانونی به همراه دارد. |
|
سلام.به هجدهمين جلسه ي كلاس جادوگري خوش اومدين.از همه ي دوستهاي خوبي كه اف و نظر مي گذاشتن و منتظر پست بعدي بودن تشكر و عذر خواهي مي كنم.شرايط كاريم يه مقداري فشرده است و اوقات فراغتم كم تر شده. خوب. بريم سر ادامه ي درس خودمون.يادتونه كه توي درس قبل گفتم تصورات مثبتي رو كه در مورد آرزوتون دارين و همين طور كارهاي خوبي كه بعد از تحقق اون آرزو مي تونين انجام بدين، رو يادداشت كنين ؟ حالا به مر حله ي بعدي مي رسيم كه اسمش هست هدف گذاري. ما اول بايد اصول اين مبحث رو ياد بگيريم پس لطفا" يه كم حوصله به خرج بدين. هدف گذاري : اين يك قانون كليه كه انسان داراي هيچ محدوديتي براي آرزو كردن نيست، مگر خودش، خودش را محدود كند! مي دونين چرا؟ چون انسان ، خليفه ي خدا در زمينه، پس مثل خداوند ، مي تونه نامحدود باشه. مگه نه اين كه روح خداوند در ماست؟! پس اين قانون رو ، هميشه به ياد خواهيم داشت: آن چه را كه باور داريم، مي تواند محدوديت يا عدم محدوديت ما باشد. اگر محدوديتي براي خودمان ايجاد مي كنيم و خودمان را لايق خيلي چيزها نمي دانيم، خودمان مقصريم. مهمترين قانون در سيستم آرزوها : هيچ قانوني ، انسان و آرزوهايش را محدود نمي كند، به جز باورش. نكته: بعضي ها وقي اين قانون رو مي شنوند، مي گند: پس قناعت چي مي شه؟ آيا اين عدم محدوديت انسان براي آرزو كردن، با قناعت منافات نداره؟ پاسخ اينه: هرگز! هيچ منافاتي نداره! قناعت يعني رضايتمندي.رضايتمندي يعني لذت از لحظه ي ابدي اكنون! ( قبلا" درسش رو ياد گرفتيم.)و هر آرزو يعني : تمايلي براي بهتر كردن فردا. اما لذت از اين لحظه، چرا بايد با تمايل به بهتر بودن فردا منافات داشته باشه؟ مگه نه اين كه اصلا" اگه قرار بود ما اينقدر از 5 سالگيمون راضي باشيم كه تمايلي براي بهتر كردن فردا نداشته باشيم، هرگز 10 ساله نمي شديم!؟ پس اين خواست خداونده كه هر روز ما ، كامل تر از روز قبلمون باشه. خوب حالا من از شما مي خوام بالاي دفتر مراقبه تون آرزو تون رو بنويسيد و زيرش بزرگ بنويسيد: آرزو = هدف حالا بايد قوانين رسيدن به هدف رو با هم مرور كنيم.براي رسيدن به هر آرزويي بايد اين قوانين جادويي رو انجام بديم والا سيستم آرزوها مون درست عمل نمي كنه! قانون 1 _ ريز و كوچك كردن هدف ها: يعني مثلا" اگه آرزوي ما رسيدن به دكتراست ، بايد ببينيم چه مراحلي بايد طي بشه تا به اون برسيم. مثلا" همه ي ما مي دونيم كه از مهد كودك و دبستان نمي شه مستقيما" به دكترا رسيد! اول بايد رفت دبستان، بعد راهنمايي و دبيرستان، دانشگاه و بعد دكترا. پس براي هر آرزويي بنويسيد از نظر شما براي اين كه از موقعيت فعلي به اون هدف برسيد، چه مراحلي بايد طي بشه. قانون 2 _جعبه: هميشه بايد فكر كنيم كه آرزو يا همون هدف ما يك جعبه است كه قراره ما از جايي بلندش كنيم و اون رو به مقصد برسونيم.( يعني همون مسيري كه در خرد كردن هدف بررسيش كرديم.) حالا اگه بين راه خسته بشيم و جعبه را بگذاريم زمين، به هدف نمي رسيم. مثلا" اگه آرزو و هدف ما خريد يه ماشين پرايده ، اگه وسط راه نااميد و خسته بشيم و به پيكان راضي بشيم يعني جعبه مون رو زمين گذاشتيم! يادمون نره كه هر وقت از حمل اون جعبه خسته شديم ، به مقصد فكر كنيم تا شوق رسيدن به اون، بهمون انرژي دوباره بده ! اما اجازه نداريم جعبه رو زمين بگذاريم! قانون 3 _قسم خوردن:قسم بخوريم كه تا به هدف و آرزومون نرسيديم ، از اون دست بر نمي داريم و هرگز به كمتر از اون راضي نمي شيم! قانون 4 _در مسير هدف قرار گرفتن: يعني اگه آرزوتون باز كردن كارخونه ي لبنياته ، توي نجاري چي كار مي كنين؟!چرا دوستهاتون نجار هاي موفق هستند؟! بايد با كسي كه كارخونه ي لبنيات داره دوست باشيد، اون هم با آدم موفق در اين كار، نه با كسي كه توي اين كار شكست خورده! حالا دستتون به صاحب كارخونه ي لبنيات نمي رسه؟ عيبي نداره! يه درجه پائين تر! معاونش! نمي شه؟ كارمنده لبنيات! نميشناسين؟ راننده اي كه شير رو از كارخونه مي ياره بيرون! نميشناسين؟ شير فروش محل! ( باور كنين شوخي نمي كنم! اين يه قانونه.در هاله ي هر كس رايحه هايي وجود داره كه وقتي به اون آدم نزديك مي شيم ازش دريافت مي كنيم. براي رسيدن به هدف و آرزومون، بايد در نفحات هدف خودمون _ نه نفحات هدف هاي ديگه _ قرار بگيريم تا كائنات مجبور به پيروي و فرمانبرداري از ما بشن و اون آرزو رو برآورده كنن) قانون 5 _تيز كردن اره ها: اين داستان زندگي يكي از بزرگترين كارخونه دارانه دنياست.اون يه پسر جوون كه بوده فكر مي كنه كه علاقه ي اصليش كار با چوب جنگله.واسه همين كار اصليش رو رها مي كنه و به جنگل مي ره و با جنگلبان آشنا ميشه.اون مي گه حاضره در تيز كردن اره هاي دستي كه بي ارزش ترين كار اون جا به حساب مي اومده، مجاني كمك كنه! بعد از يه مدت، اون در كندن درختها شروع به كمك مي كنه، و كم كم با كساني كه براي خريد چوب مي اومدن آشنا و دوست ميشه و از طريق اون ها مسئول خريد يه كارخونه ي چوب ميشه. در طي چند سال، اون اول كارمند يك كارخونه توليد چوب ميشه و به خاطر ايده هاي خوبي كه داشته به تدريج به مشاور رئيس تبديل ميشه. پنج سال بعد اون بزرگترين كارخونه ي تامين چوب كشورش رو با مشاركت رييس قبلي بنا مي كنه.اون الان جزو بزرگترين كارخونه داران چوب دنياست! اين يعني اون در مسير هدف قرار گرفته و مدام اره هاش رو تيز تر كرده ، تا بالاخره به هدف اصليش رسيده. حالا من از شما مي خوام جلوي آرزوتون بنويسين: براي تيز كردن اره ها تون، چه كارهايي مي تونين انجام بدين؟ قانون 6 _مصالحه نكردن: يعني وقتي قسم خورديد تا به هدفتون برسيد، ديگه كوتاه نياين! هرگز بعدش مصالحه نكنين.اگه زمان به درازا كشيد، نگيد نميشه و نميتونم.به كمتر از هدف راضي نشين.اگه آرزوتون بنز بوده، تن به ژيان قراضه ندين! فقط آدم هايي كه مستمرا" طالب هدفشون هستند، به اون مي رسند. قانون 7 _صحبت نكردن در مورد اهداف و آرزوها:به هر كسي كه مي رسيد در مورد آرزوهاتون توضيح نديد.چون ممكنه اون ها با افكار يا حرفهاي منفيشون، مانع تحقق اون آرزو بشن. اما اگه مشاور اصلح پيدا كردين ، حتما" با اون درباره ي اهدافتون حرف بزنيد. چون طبق انجيل " اگر دو نفر، بر روي زمين، بر چيزي اتفاق نظر كنند، آن، حتما" انجام خواهد شد! " نكته:مشاور اصلح كيه؟ 1 _ كسي كه مثبت انديش باشد. 2 _ در مورد موضوع مشاوره، دانا باشد. 3 _ سوئ نيت نداشته باشد. فراموش نكنيد ويژگي افراد بزرگ، در راز داري اون هاست. افراد موفق، يك راز بزرگ دارند و اون هم، ذهنشونه. دانشمندان ذهني، ذهن را به يك اتوبوس بزرگ تشبيه كرده اند، كه ما راننده ي اون هستيم و بايد اون رو به مقصد برسونيم. اگه جلوي هر مسافري بايستيم و بپرسيم كه سوار ميشه يا نه؟ و بعد بر طبق نظر اون ، راهمون رو تغيير بديم، ساعتها طول مي كشه تا به مقصد برسيم و شايد هم اصلا" نرسيم! افراد موفق، كه براي رسوندن اتوبوس ذهنشون به مقصد عجله دارند، هيچ كسي رو سوار اتوبوسشون نمي كنند، به جز مشاور اصلح. پس فراموش نكنين، هيچ آرزو، هدف و تصوير ذهني و ... را با كسي غير از مشاور اصلح در ميان نگذاريد. فراموش نكنين همون قدر كه در ميون نگذاشتن افكارتون با ديگران مهمه، در ميون گذاشتنش با مشاور اصلح هم مهمه! حتي خيلي مهم تر! چون مشاور اصلح، براي شما تصوير سازي ذهني مي كنه و شما رو در آرزوتون ، به صورت يك آدم پيروز مجسم مي كنه و اين خودش باعث ساخت اون آرزو ميشه! قانون 8 _چگونگي به دست آمدن اين هدف، هيچ ربطي به ما ندارد! بعضي ها، وقتي به هدف و آرزوي بزرگي فكر مي كنند، بلافاصله به اين هم فكر مي كنند كه " آخه چه جوري امكان داره؟ " و همين جا، با اين فكر منفي ، سيستم آرزوها رو از كار مي اندازن.اين يه قانون مهم ذهنيه كه وقتي به چيزي مثلا" به داشتن يك خونه ي بزرگ فكر مي كنيد، بعدش ديگه به خودتون نگيد " آخه چه جوري؟ من كه پول ندارم! " (در اين مورد بعدا" توضيح ميدم كه چه كار بايد بكنيم.) نكته: بهتره وقتي مثلا" دلتون خانه ي بزرگ، ماشين بهتر و ....مي خواد، يعني چيزهايي كه مستقيما" با پول ارتباط دارند، به جاي اين كه بگيد من مي خوام فلان چيز را بخرم، بگيد كه من مي خواهم صاحب فلان چيز بشوم . چون وقتي از خريد حرف مي زنيم يعني فقط دادن پول ، اما صاحب چيزي شدن يعني دريافت اون از هر راه خوبي مثل هديه گرفتن، بردن در يك قرعه كشي، گرفتن جايزه و پاداش و ..... قانون 9 _هدف هاي متضاد؟ هرگز!هيچ وقت هدف هاي متضاد رو با هم سوار اتوبوس ذهنتون نكنين! اين كار مثل اين مي مونه كه شما چند تا راننده رو ، كه هر كدوم مي خوان به يه مسيري برن، رو بگذارين واسه رانندگي اتوبوس ذهنتون! فكر مي كنين اين جوري اتوبوس اصلا" موفق ميشه از جاش تكون بخوره؟! هدف هاي متضاد، ذهن رو اين طرف و اون طرف مي برن.وقتي در مورد هدف و آرزوتون ، تصوير سازي ذهني مي كنين، فقط يك آرزو رو مد نظر داشته باشين و براش تصوير سازي ذهني كنين. وقتي اين آرزو برآورده بشه، اون وقت با اعتماد به نفس بيشتر بيشتر مي تونين برين سراغ تصوير سازي براي آرزوي بعدي. ( تصوير سازي رو در درس تجسم خلاق توضيح دادم.) قانون 10 _ به پيام ها و نشانه ها دقت كنيد . من بعدا" مفصلا" در اين مورد صحبت مي كنم اما فعلا، فقط اين رو بدونين كه خداوند در مورد همه چيز مدام به ما شهود و نشانه هايي رو مي رسونه تا بفهميم داريم درست حركت مي كنيم يا نه. اما فقط كساني كه در" لحظه ي ابدي اكنون " زندگي مي كنند، اين پيام ها و نشانه ها رو دريافت مي كنند.آدمي كه در لحظه زندگي مي كنه و شاخك هاش رو بر افراشته، پيام ها رو مي شنوه و مي فهمه كه اين پيام ، جوابي براي سوالات اونه! قديمي ها چهارشنبه سوري، براي چيزي نيت مي كردند و فالگوش مي ايستادند، و اولين چيزي رو كه مي شنيدند، به عنوان پاسخ خودشون از طرف خداوند، به حساب مي آوردند! اين از باور اون ها به شهود و نشانه ها، نشات مي گرفته! يه خاطره از خودم: مدتها بود كه مي خواستيم ماشين بخريم، اما پولمون خيلي كم بود و فقط به اندازه ي قسط اول براي ثبت نام پرايد پول داشتيم. اما من چون هدف اصليم خريد پژو بود، مدام به همسرم مي گفتم " ما نبايد با آرزومون ، مصالحه كنيم! بايد پژو بخريم!"يه روز شنبه كه من فقط چند ساعت ديگه ، فرصت داشتم براي ثبت نام پژو اقدام كنم به همسرم گفتم " من طبق اصول سيستم آرزوها ، به خدا اعتماد مي كنم و " گودال هام رو مي كنم " و پژو ثبت نام مي كنم.( قانون گودال ها رو بعدا" مي گم.) اما همسرم معتقد بود بايد پرايد ثبت نام كنيم و مدام حساب مي كرد كه تا يك ماه بعد كه سر رسيد قسط بعدي بود ؛ امكان نداشت اون همه پول دستمون بياد! اما من تصميم گرفتم به " قانون گودالت را بكن ! " پايبند بمونم! فقط يه كم ترديد داشتم كه از نظر كيفيت و كار بردش براي ما، پژو بهتره يا پرايد .بعد از تمرين هاي مراقبه، از خدا خواستم پاسخ ترديد من رو ، به صورت نشانه و پيام شنيداري به من بده. از خونه رفتم بيرون تا خودم رو به محل ثبت نام ماشين برسونم فقط يك ساعت فرصت داشتم تا جوابم رو بگيرم! پس تصميم گرفتم كه در لحظه زندگي كنم يعني آگاهانه، كاملا" ببينم و بشنوم تا جوابم رو از روي نشونه ها دريافت كنم. ( لحظه ي ابدي اكنون كه قبلا" با هم ياد گرفتيمش.) به محض اين كه سوار تاكسي شدم راننده به كناريش گفت" مي دوني چرا ، واسه ي تو، پژو بهتر از پرايده؟! يكي به خاطر اين كه از اول دلت پژو مي خواست! دوم اين كه تو مي خواي ماشين بخري تا باهاش بري مسافرت و گردش. و پژو واسه اين كار بهتره. سوم اين كه اگه پرايد بگيري، يه مدت بعد كه پول دستت بياد فكر مي كني حالا نوبت عوض كردن ماشينه! اما چون كلا" حوصله ي خريد و فروش مجدد رو نداري، كفرت در مي ياد كه چرا از اول پژو نخريدي! خيلي جالب بود چون دقيقا" اين من بودم كه ماشين رو براي مسافرت مي خواستم ومن بودم كه هميشه از خريد و فروش ماشين بدم مي اومد! و من بودم كه از اول دلم پژو مي خواست نه پرايد! من پيامم رو گرفته بودم .بي ترديد رفتم و پژو ثبت نام كردم. بعدا" وقتي " قانون كندن گودال" رو توضيح دادم، مي گم كه چه طوري پول قسط هاي بعدي اين پژو از غيب رسيد! خوب! اين قوانين همچنان ادامه داره پس بقيه شون رو مي گذاريم براي پست بعدي. يادتون نره همه ي اين كار هايي رو كه گفتم، براي آرزوتون انجام بدين و در موردشون توي دفتر مراقبه تون ، يادداشت بنويسين! اين درس رو با دعاي امام سجاد (ع) به پايان مي رسونم. خدايا!به من قدرتي بده تا تغيير دهم آنچه را كه مي توانم تغيير بدهم! و شهامتي، تا بپذيرم آنچه را كه نمي توانم تغيير بدهم! و دانايي و بينشي تا فرق اين دو را بدانم! آمين! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 12:7 توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) |
|
|
سلام به همه ي جادوگر هاي عزيز! به هفدهمين جلسه ي كلاس جادوگري خوش اومدين! بي مقدمه بريم سر درس جديد.قبوله؟ درس امروزمون در باره ي اينه كه چه طوري چيزي رو آرزو كنيم؟ كه ما بهش مي گيم: " سيستم آرزو ها " اولين كاري كه مي كنيم ، اينه كه يه ورق بر مي داريم و بالاي اون آرزومون رو مي نويسيم. حالا بايد به چند تا سوال جواب بديم اما جواب دادن به سوال ها چند تا اصل مهم داره. سه اصل مهم در جواب دادن به سوال ها: يكي اين كه با خودتون صادق و راستگو باشين . دوم اين كه هر چقدر ميشه و مي تونين ، قدرت تفكر و تخيلتون رو آزاد بگذارين ، حتي خيال پردازي كنين. و سوم اين كه به گذشته هاتون، فكر هايي كه در خلوت و تنهاييتون داشتين و چيز هايي كه ته دلتون يواشكي به ديگران نسبت دادين (در همين مورد )، يا هميشه از ديگران در اين مورد شنيدين، توجه خاصي بكنين. خوب ! حالا مي ريم سراغ اولين سوال. زير عنوان آرزوتون بنويسين: سوال 1 _ افكار منفي اي كه در باره ي اون آرزو دارم، چيه؟ (براي پاسخ به اين سوال ، حتما" به اين فكر كنيد كه وقتي با كساني برخورد كردين كه به اين آرزو رسيدن، در موردشون چي فكر كردين يا گفتين.) حالا من اين كار رو در قالب يه مثال كه معمولا" هم اون رو توي كلاس هاي ذهني بيان مي كنن، چون مسئله ي خيلي هاست، عنوان مي كنم. فرض مي كنيم آرزوي من " پولدار شدنه ". آره! چه اشكالي داره؟ كي گفته كه پول بده؟ حتي در احاديث ديني ما " دنيا" مذموم ناميده نشده بلكه " دنيا پرستي " مورد نكوهش قرار گرفته. پس اول از همه يه ليست مي نويسم از افكار منفيم در باره ي پولداري و پول دارها. من چند تا از اين افكار رو كه از ديگران شنيدم عنوان ميكنم. پاسخ به سوال 1 (مثال: افكار منفي درباره ي پول ) : _ پول چيز كثيفيه. آدم رو فاسد مي كنه!( چند بار براي نصيحت اون هايي كه دم از پولداري زدن از اين جور حر فها زدي؟) _ هر كسي كه پولداره، يه بدبختي بزرگ تر توي زندگيش داره، يا يه آدم در حال مرگ تو خانواده اشه يا زندگي خانوادگيش داره از هم مي پاشه! _ هر كسي كه بخواد پولدار بشه بايد حق و نا حق كنه.حرام خواري كنه. زيرآب ديگران رو بزنه و سر ديگران كلاه بگذاره! ( تا حالا، چند بار اين رو در باره ي پولدار ها گفتي؟) _هر كسي بخواد سريع پولدار بشه، از هول حليم مي افته توي ديگ و رسوا مي شه! _فقط كساني پولدار مي شن كه روابط قوي داشته باشن و پارتي هاي كله گنده! _از صد نفر يه نفر پولدار ميشه! ما كي شانس داشتيم كه حالا داشته باشيم! (اين يا مشابهش رو از پدر، مادر، و دوستات نشنيدي؟ ) _آدم بايد با سختي و مشقت كار كنه و يه قرون، يه قرون جمع كنه. بيخود منتظر معجزه نباش! ( چند بار وقتي از روياهاي جاه طلبانه ات حرف زدي، اين ها رو شنيدي؟) و.......
مراسم با شكوه رها كردن افكار منفي: خوب! وقتي به طور مثال معتقد باشي كه پول فقط بايد يه قرون، يه قرون جمع بشه يا معتقد باشي كه همه ي پولدارها از راه حروم پولدار شدن، هر چقدر هم براي پولدار شدن كار ذهني انجام بدي نميشه كه نمي شه! تازه هر كار پر منفعتي رو هم كه دنبالش بري، حتما" تهش برات منفعتي نخواهد داشت. ( ما دلايلش رو در درسهاي مربوط به جادوي ذهن و كلام خونديم.يادته؟) حالا مي خوايم طي يه مراسم با شكوه براي هميشه ، از شر افكار منفي اي كه باعث بر آورده نشدن آرزوهامون مي شه ، خلاص بشيم! اگه مي توني عود و شمع روشن كن. يه لباس تميز بپوش. حالا براي مراسم آماده شو! چه طوري؟ طي يك مراسم آييني! يه آتيش درست كن! اگه توي آپار تمان زندگي مي كني، مي توني اين كار رو، روي شعله ي گاز خونه يا توي يه منقل اسپند دود كني، انجام بدي اما لطفا" مواظب نكات ايمني هم باش! باشه؟ خوب! حالا اون ليستي رو كه مربوط به افكار منفيه، آتيش بزن و با خودت و خداوند عهد كن، هرگز پس از اين ، اين جوري در باره ي اين مسئله فكر نكني. موقع آتش زدن اون افكار منفي بگو: خدايا! از تو و لطف بيكران تو ممنونم كه اكنون همه ي اين افكار منفي و اثرات اون رو از من و زندگي من پاك مي كني!من به نام نامي خداوند، اكنون براي هميشه از شر اين افكار رها مي شوم! واقعا" مجسم كن با آتش گرفتن اون ليست، همه ي اثرات بدي كه اون ليست در مورد برآورده نشدن آرزوهاي تو داشته، براي هميشه از بين مي ره و نابود ميشه. در پايان از قدرت پاك كنندگي آتش هم تشكر كن! ( باور كن كه جدي مي گم! جادوگرها خصوصا" سرخپوستهاشون معتقدن كه آتش همه چيز رو به انرژي برتر تبديل مي كنه! چون انرژي هرگز از بين نمي ره و فقط تغيير شكل ميده، اون ها در اين مراسم آييني معتقدند كه اون انرژي منفي به شكل انرژي مثبت در مي ياد چون با نام نامي خداوند متبرك شده.) حتي اگه تشكر از آتش به نظرت خنده دار اومد به اين فكر كن كه تو داري با اين كارت سپاس يكي از نعمتهاي خداوند رو به جاي مي آري پس هيچ عيبي توش نيست. مي توني اين جوري در مورد آتش تشكر كني كه : " خدايا! از تو به خاطر قدرت پاك كنندگي كه در آتش به وديعه گذاشتي، سپاسگذارم." اين كار رو انجام بده. بعد از اين مراسم _ براي هميشه _ بايد مراقبه كني كه هرگز وقتي كسي در مورد يك پولدار حرف مي زنه يا در مورد روش هاي پولدار شدن، از اين جملات منفي استفاده نكني . نكته ي مهم _ اين كار رو در باره ي هر آرزويي انجام بده. مثلا" اگه آرزوت به دست آوردن همسر خوبي براي ازدواجه، شايد فكر هاي منفي اي كه بايد آتيششون بزني، اين ها باشه كه: _ اون قدر خوب و لايق نيستم كه اون رو به دست بيارم. _ براي به دست آوردن همچين كسي بايد يا خيلي خوشگل بود يا خيلي پولدار كه من نيستم! _ اينقدر گناهكارم كه خدا براي مجازاتم حتما" اون رو از من مي گيره! فقط آدم هاي خيلي رند و زرنگ به اين چيز هايي كه مي خوان، مي رسن. ( يادت باشه كه ما خيلي از اين افكار رو به صورت غير مستقيم ، داريم. مثلا" وقتي مي بينيم كسي دوستي يا ازدواج موفقي داشته ممكنه فكر كنيم " عجب زرنگ و مارمولك بود! نه پول داره نه خوشگلي! معلوم نيست چه جوري به همه ي چيز هايي كه مي خواست رسيد! اصلا" لايقش نبود! " پس لطفا" بيشتر توي اين افكار غير مستقيم بگردين تا افكار منفيتون رو پيدا كنين. ) و..........يادت باشه بعد از آتش زدن اين افكار منفي هرگز اجازه نداري در مورد خودت يا ديگران ، اين جوري حرف بزني والا نبايد منتظر دريافت چيزي كه مي خواي، باشي. همين جا ياد يه جمله ي خيلي پر معني افتادم كه روي جلد يه كتاب ذهني بود: وقتي در مورد كسي بگويي آيا فلاني لايق دريافت چيزي كه به دست آورده ، هست يا نه؟ براي آن شخص هيچ موردي پيش نمي آيد اما قطعا" تو _ به خاطر حكمي كه صادر كرده اي _ هرگز تا لايق دريافت چيزي نباشي ، آن را به دست نخواهي آورد! خوب! حالا ميريم سراغ سوال دوم كه اينه: سوال 2 _ فكر مي كنم اگه به اون آرزو برسم، در قبالش، چه چيز هايي رو از دست مي دم؟ پاسخ به سوال 2 (مثال : اگه پولدار بشم چه چيزهايي رو از دست مي دم؟): _ شايد ايمانم سست بشه و خدا رو فراموش كنم. _ديگه فرصت كافي براي بودن در كنار كساني كه دوستشون دارم نداشته باشم. _شايد وقتي صاحب همه چي شدم، ديگه قدرت لذت بردن و شادي واقعي رو از دست بدم و هيچ چيزي خوشحالم نكنه! _شايد به خاطر به دست آوردن چيز هاي جديد، اتفاقات بد جديد هم برام پيش بياد! و..... حالا اول از روش خرد كردن ترس كه توي پست قبلي ياد گرفتيم، استفاده كن و همه ي اون فكر ها رو " خرد " كن.و حتما" جلوي اون ها بنويس واقعا" چند در صد احتمال داره كه اين اتفاقات اون جوري كه تو، بهشون فكر كردي، بيفته؟ حالا با صداي بلند بگو: من همه ي اين ها را به خداوند مي سپارم. او براي من بهترين را مي خواهد. در جهت خير و صلاح همگان. بعد اون ها رو هم بسوزون و باز هم تشكر از خداوند آفريننده ي آتش يادت نره. حالا مي ريم سراغ سوال سوم. سوال 3 _ تصورات مثبتي كه در باره ي اون آرزو دارم ، چيه؟ پاسخ به سوال 3(مثال: تصورات مثبتم در باره ي پول): _پول داشتن من رو به رفاه كامل مي رسونه.به احساس آرامش و آسايش. _اگه پول داشته باشم، مي تونم يه زندگي خوب تشكيل بدم، همسر، بچه، ماشين، خونه، سفر و .... _ديگه مجبور نيستم كار هايي رو كه دوست ندارم ، انجام بدم. _ديگران به من احترام بيشتري مي گذارن و بيشتردوستم خواهند داشت. و...... و سوال چهارم رو هم جواب مي ديم. سوال 4 _ اگه به اون آرزو برسم، چه كارهاي مفيدي مي تونم براي ديگران انجام بدم؟ پاسخ به سوال 4 (كارهاي خوبم براي ديگران): _براي همه ي اعضاي فاميل و دوستهام، كار و خونه جور مي كنم. _به فقرا كمك مي كنم. _يه صندوق باز مي كنم و به همه وام مي دم. _همه ي بيكارها رو توي كارخونه هام سر كار مي گذارم. و.... خوب چون اين مبحث ادامه داره ، ازتون مي خوام اين كار ها رو حتما" انجام بدين و اين جواب ها رو نگه دارين و منتظر درس بعدي بشين كه مطالب بسيار مهمي در مورد قواعد آرزو كردن براتون دارم..يادتون نره ها! زود زود مي بينمتون. خدايا! به نام نامي تو ، جسم و روحم را آماده ي پذيرش بهترين هايي ميكنم كه تو برايم خواسته اي! آمين! |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم بهمن 1385ساعت 0:42 توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من یک جادوگر سرگردانم...دستت را به من بده و تنهائیت را با من قسمت کن...
|
|
RSS
|