تبليغاتX
دست نوشته هاي يك جادوگر
هر گونه کپی حتی با قید نام وبلاگ ممنوع بوده و پیگرد قانونی به همراه دارد.

سلام و هزاران سلام. با درود بي پايان به شما كه رهرو راه توانگري هستيد ، به سراغ بقيه ي قوانين توانگري مي ريم . همونطور كه در جلسه ي قبل گفتم اين قوانين رو از درسهاي كاترين پاندر براتون مي گم.

 

به گفته ي " پاندر " عارفان براي كاميابي، قاعده اي مشتمل بر سه گام داشتند:

1 _ پالايش يا نظافت.

2 _ اشراق يا دريافت هدايت براي چگونگي پيشروي.

3 _ يگانگي با خدا و موهبتهاي او.

 

امروز مي خوايم با هم در مورد پالايش صحبت كنيم. كتاب مقدس سرشار از قوانين پالايشگر است:

ايثار، توبه،ترك دنيا. حتي " جايي كه در كتاب مقدس به رها كردن " ديوارهاي فرياد برآورنده ي اورشليم " اشاره شده، منظور رها كردن عواطف و هيجانات منفي است، كه تا رها نشوند، توانگري نمي تواند تجلي يابد.

يونانيان باستان ، آيين پالايش را به جا مي آوردند.زندگي فرايند پالايش مدام است.اگه بكوشيدذهنا" در انديشه ها و احساساتتان از اين فرايند پالايش بگريزيد، از موهبت خويش گريخته ايد زيرا هنوز ذهن و هيجانات و عواطف خود را براي دريافت موهبت دلخواهتان پاك نكرده ايد. دكتر " اولين آندرهيل " مي گويد: " فرايند پالايش، بخش عظيمي از زندگي معنوي آدمي را تشكيل مي دهد و اگر در همين زندگي پالوده نشويم، قصور ورزيده ايم. "

 

قانون 6 توانگري : لازمه ي ايجاد توانگري پالايش است. پالايش يعني بايد چيزهاي اضافي را دور بريزيد، هم در ذهن، هم در عواطف و هم در تمام اجزاي زندگيتان.

 

اين يكي از قوانين سيستم آرزوها هم هست ، كه ميگه :

 

قانون چهلم سيستم آرزوها :بايد خودتان را از شر آنچه نمي خواهيد، رها كنيد تا براي آنچه مي خواهيد، جا بگشاييد.

 

يعني براي رسيدن به توانگري، اول بايد در بيرون و درون خلا ايجاد كنيد. نيروهاي مغناطيسي در خلا مي توانند به طور كامل انتقال يابند و سرگرم كار شوند.بنابراين قانون پالايش ، قانون خلا هم ناميده ميشه.

 

_ پالايش يا نظافت دو حالت داره: پالايش دروني و پالايش بيروني.

پالايش بيروني يعني پالايشي كه بايد در محيط و اطراف و دنيامون به وجود بياريم. پالايش دروني يعني پالايشي كه بايد در درون و احساسات و عواطف و ذهنمون به وجود بياريم.

پالايش بيروني از دو طريق انجام ميشه. 1_از طريق ايجاد خلاء 2 _ از طريق ايجاد نظم.

 

 

پالايش بيروني***** 1 _پالايش از طريق ايجاد خلاء:

 

خودتون رو از شر هر چيزي كه نمي خواهيد، يا لازم نداريد، خلاص كنيد.

به نظافت و منظم كردن گنجه هاي لباس و كشوهاي ميز تحرير و خانه و اتومبيل و اتاق و دفتر كارتون بپردازيد و هر چيز اضافه ( چيزهاي كهنه، چيزهايي كه به درد نمي خوره ، چيزهاي غير ضروري كه فقط گاهي استفاده مي شن، و حتي چيزهاي گرانبهايي كه مدتيه داريدشون اما ازشون استفاده نمي كنيد) رو ببخشيد يا دور بريزيد.به اين مي گن ايجاد خلاء.

 ايجاد خلاء ( بيرون ريختن هر چيزي كه ديگه مورد استفاده يا ضروري نيست ) در ذهن نيمه هشيارتون اعتقادي راسخ به وجود مي آره كه موجب تجلي توانگري عظيمتر و موهبتهاي دلخواه تر براي شما ميشه. بايد از دست كهنه ها رها شد تا بتوان جا براي تازه ها گشود. ايجاد خلاء ، موهبتيه كه موانع رو از سر راه موهبتهاي دلخواه بر مي داره.

كاترين پاندر در كتاب قانون توانگريش مثالهاي زيادي مي زنه از آدمهايي كه به محض ايجاد خلاء در لوازم زندگيشون، هديه ها يا پول يا انواع و اقسام چيزهايي رو كه دوست داشتند، به دست آوردند.

 

قانون خلاء :كائنات نمي تونند خلاء رو تحمل كنند.طبيعت به خلاء نفرت مي ورزد. يعني به محض اينكه در جايي خلاء به وجود بياد ، كائنات جاي اون رو پر مي كنند تا توازن برقرار بشه.

 

نكته : معمولا" ذهن استدلالي ( عقل) زماني كه مي خواهيد خلاء بيروني ايجاد كنيد، سعي مي كنه ته دلتون رو خالي كنه! و مدام به شما مي گه اول بگذار موهبت دلخواهت رو به دست بياري بعدا" كهنه ها رو دور بريز!

اگه تابع قوانين ذهني باشين، بايد بدونين كسي از ايجاد خلاء مي ترسه كه باور نداره چيز بهتري جاي چيزهايي رو كه اون كنار گذاشته، پر مي كنه! پس اگه خلاء ايجاد نكنيد اما منتظر دريافت موهبت  جديدي باشين، قطعا" به آرزويي كه دارين نمي رسين و توانگريتون رو دريافت نمي كنين! چون ترس از ايجاد خلاء در اعماق وجودتون به معني اينه كه باور نداريد موهبت جديدي در راهه!

حتما" يادتونه كه تو قوانين سيستم آرزوها ، براتون درباره ي ايمان فعال حرف زدم و كندن گودال.

خلاء ايجاد كردن همون ايجاد گوداله براي آمدن باران. اين مصداق همون جمله ي قشنگيه كه مي گه : از بين كساني كه براي طلب باران مي روند، فقط كساني به آمدن باران در اثر دعا ، اعتقاد راستين دارند كه چتري را هم با خود بر داشته اند!

 حالا من اين جمله رو به اين شكل براتون مي گم : فقط كساني از راه قوانين توانگري به موهبت دلخواهشون مي رسند، كه واقعا" ايمان به دريافت اون موهبت داشته باشند و فقط كساني كه ايمان به دريافت موهبت جديد دارند جرات دارند خلاء ايجاد كنند!

 

مثال براي قانون خلاء: مثلا دلتون يه مبل خيلي شيك ، جديد و گرون مي خواد اما عقلتون مي گه فعلا"كه پول نداري،پس همين مبلهاي كهنه رو نگه دار بعدا" اگه تونستي مبلهايي رو كه مي خواي تهيه كني اين مبلهاي قديمي رو رد كن! اما قانون خلاء مي گه تا مبلهاي قديمي به درد نخورت رو رد نكني، پولي به دست نمي آري كه مبلهاي جديد رو تهيه كني! اول خلاء ايجاد كن و مبلهاي قديمي رو رد كن بره اونوقت كائنات مبلهاي جديد رو به تو مي رسونن! اين شايد مثال خيلي ساده اي باشه اما در مورد دريافت تمام آرزوها صدق مي كنه. تا خلاء ايجاد نكني، موهبت دلخواهت رو به دست نمي آري!

 

مثال براي قانون خلاء: كسي رو مي شناختم كه دلش مي خواست همسر مورد علاقه اش رو پيدا كنه. اما آدمي رو كه مي خواست پيدا نمي كرد. براي اينكه احساس تنهايي نكنه گاهي تلفني و گاهي با اينترنت با ديگران گپ مي زد. هر كدوم از دوستهاي اون يكي از صفاتي رو كه اون براي فرد ايده آلش تصور مي كرد داشت، اما هرگز اوني نبود كه اون مي خواست . به قول خودش ، سرش رو با آدمهايي كه خيلي هم تو زندگيش مهم نبودند، گرم مي كرد و هميشه مي گفت وقتي همسر دلخواهم رو پيدا كردم اين آدمهاي اضافي رو از زندگيم خارج مي كنم!

اما من بهش گفتم طبق قانون خلاء تا تو اين آدمهاي اضافي رو از زندگيت خارج نكني ،نمي توني فرد مورد نظرت رو پيدا كني! يعني حتي براي دريافت يك دوست واقعي هم اول بايد دوستهاي الكي و غير واقعي رو از زندگي بيرون كنين يعني خلاء ايجاد كنين. دوست من ، اول به شدت از اين تنها شدن مي ترسيد اما بالاخره قانون خلاء رو پياده كرد. اون هر كسي رو كه واقعا" زوج دلخواهش نبود از زندگيش كنار گذاشت.به محض ايجاد خلاء ، فرد مورد نظرش رو به طرزي معجزه آسا پيدا كرد. اون دقيقا" همون كسي بود كه دوستم توي روياهاش داشت.

 

 

جمله ي تاكيدي : يكي از بي همتا ترين عبارتهاي تاكيدي كه مي تونيد، به هنگام ايجاد خلاء، تكرار كنيد، اينه :

" اكنون چيزهاي پوسيده و اوضاع و شرايط كهنه و فرسوده را، رها مي كنم. اكنون نظم الهي در من و جهانم استقرار مي يابد و پايدار مي ماند. "

 

سوال _ در ايجاد خلاء چه چيزهايي رو بايد رها كنيد؟

جواب _ چيزهاي كهنه، چيزهاي غير سودمند، چيزهايي كه يكسال ازشون استفاده نشده، چيزهايي كه خيلي باب ميلتون نيستند، چيزهاي گرانبها، و حتي اشياي تازه!!

 

 دكتر " ارنست ويلسون "مي گه : " تنها نبايد پليدي و شر را رها كرد.خير و نيكويي را هم بايد رها كرد. نيكي اي كه ايستا نيست، پوياست.تكامل مي يابد و عوض مي شود.هنگامي كه براي پيشرفت خودمان يا ديگري ضرورت دارد، بايد بگذاريم موهبتهايي كه به آنها خو گرفته ايم، رها شوند. نبايد از اعتماد به قانون بهراسيم. همان قانوني كه آن موهبت را مي آورد، موهبتي عظيم تر را برايمان به ارمغان مي آورد. بايد مشتاق باشيم كه فرشته هايمان را رها كنيم تا فرشته هايي بزرگتر در زندگيمان پديدار شوند."

 

بله! در ايجاد خلاء ، حتي اشيا ي گرانبهايي كه ديگه براتون كاربرد نداره ، را هم رها كنين.افرادي كه قوانين توانگري رو انجام مي دهند، رسم زيبايي دارند. اونها مي گند هر چيزي كه يكسال ازش گذشته باشه در حالي كه تو اين يكسال ازش استفاده نكردين، متعلق به شما نيست! حتي اگه گرانبها باشه!

به علاوه ، چيزهاي تازه را هم بايد رها كرد! آيا پيش نيومده كه از سر بي صبري چيزي رو خريده باشيد و بعد احساس كرده باشيد كه خيلي هم باب ميلتون نيست؟ تو اين مواقع هم بايد اونها رو ببخشيد، پس بديد يا دور بريزيد. وقتي رهايشان كنيد، براي دريافت چيزي سودمند تر راه مي گشاييد.

استاد من ، هر وقت مي ديد كه ما آرزويي داريم يا مسئله ي حل نشده اي نگرانمون كرده،  مي گفت: برو گنجه ي لباس و ظروفت رو باز كن و ببين چه چيزهايي هست كه بايد رها كني!

من با انجام حرف اون ، به مرور دريافتم كه اين دستور به طرزي اعجاب انگيز ، معجزه مي كنه.

گاهي وقتي مي خوام، لباسهاي نو و ظروف زيبايي رو كه در يك سال ازشون استفاده نكردم، ببخشم ، عقل استدلالي مي گه : اين كار رو نكن!

اما تو اين لحظه، به ياد مي آرم كه اونها فقط جاي موهبتهايي رو كه منتظرش هستم ، گرفتند.

 

"كاترين پاندر "در كتابش داستان واقعي مردي بازرگان رو مطرح مي كنه كه مدتها دچار بيماري بود. اون با دور ريختن تمام داروهاي قديمي كه در خانه داشت، ايجاد خلاء كرد و از اون روز به بعد، به طرزي شگفت انگيز شفا يافت! "

 

 

خوب! تا اينجا ما از انجام پالايش با ايجاد خلاء صحبت كرديم. اما پالايش از طريق ايجاد نظم هم انجام ميشه.

 

پالايش بيروني***** 2_ پالايش از طريق ايجاد نظم :

 

طبق قوانين توانگري، با ايجاد نظم در يكايك جزئيات زندگيتان، مي توانيد ذهن خود را بپالاييد و چشم دلتان را به روي توانگري بگشاييد. خدا نظم و ترتيب رويدادها را به هم نمي زند، بعكس، گويي پيشرفت بعدي را آنقدر متوقف نگه مي دارد، تا در وضع موجود،يا حال ذهني كنوني شخص، نظم برقرار شود.

 

كاترين پاندر مي گه :" هر گاه امور زندگيتان، ناهماهنگ و بي نظم به نظر مي رسه، مثل ديوانه ها سراسيمه اين و و آنسو نپريد تا از راههاي بيروني، به كارهايتان سامان بدهيد، يا بكوشيد ديگران را عوض كنيد، و به آنها نظم و ترتيب بيشتري را بياموزيد. به جاي اين كار، به خاطر بياوريد كه بي نظمي نخست در خودتان است.اگر بتوانيد انديشه ها و احساسات خود را منظم كنيد، مردم و اوضاع و شرايط و جهان پيرامونتان هم به شيوهاي منظم تر به شما پاسخ خواهند داد."

 

پاندر آدمهاي زيادي رو مثال مي زنه كه در شرايط بد به محض اينكه سعي مي كنند آروم باقي بمانند و مدام از خدا طلب نظم الهي و متعالي بكنند، مشكلاتشون از بين مي ره.شايد به نظرتون عجيب بياد اما خود من بارها اين رو تجربه كرده ام. چندين بار وقتي در مسافرت با آب و هواي بدي روبرو شدم كه مي تونست شرايطم رو كاملا" به هم بريزه ؛ فقط سعي كردم آروم بمونم و از نظم الهي كمك بخوام.

شگفت انگيز تر اينكه در دقايقي كوتاه چنان تغييرات جوي به نفع خواسته ي من تغيير مي كرد كه خودم هم متعجب مي شدم.

 

تمرين _ در اوضاع و شرايط نابسامان( بي پولي، مشكلات، اختلافات، برآورده نشدن آرزوها، گره خوردن كارها ، بيماري و...) به مراقبه بنشينيد و نظم الهي رو طلب كنيد." امرسون" به جاي نظم الهي ، از " نظم متعالي " نام مي بره و مي گه " آدمي بايد خودش را شادمانه به آغوش نظم متعالي پرتاب كند."يكي از بهترين جملات تاكيدي براي انجام اين كار ، تكرار روزانه ي اين عبارته: " من از نظم الهي سرشارم. من اكنون در نظم متعالي قرار دارم. " و يا گفتن : " هر دم و باز دم زندگيم سرشار از نظم الهي است. من آرام و متوازنم: لبريز از آرامش و تعادل. "

 

تمرين تهيه ي فهرست براي ايجاد نظم _ يك فهرست تهيه كنيد از تمام چيزهايي  كه دلتون مي خواد از زندگيتون حذف بشه.

خود پاندر تجربه ي جالبي در اين باره داره. اون مي گه  "سالها فهرست تهيه مي كردم از چيزهايي كه دلم مي خواست داشته باشم.اما مشكلي داشتم كه حل نمي شد. در آموزشهاي ذهني ياد گرفتم اول بايد فهرستي تهيه كنم از چيزهايي كه بايد در زندگيم حذف بشوند! به محض انجام اين كار ، مشكلاتي كه سالها دست از سرم بر نمي داشتند، بي درنگ از صحنه ي زندگيم حذف شدند." ( ما در درسهاي بعدي با هم تمرين مي كنيم كه چه طور بايد فهرست از چيزهايي كه مي خواهيم داشته باشيم، تهيه كنيم. فعلا" شما فهرست چيزهايي را كه مي خواهيد از زندگيتان حذف بشود تا نظم واقعي در امورتان جريان پيدا كند، را بنويسيد. ) نوشتن اين فهرست باعث ايجاد نظم در پالايش بيروني و همين طور دروني مي شه. عمل حذف ، عملي دو گانه است: حذف اشتباه و خطا ، و گسترش نيكي و موهبت. حذف چيزي از زندگي همواره نشانه اينه كه چيزي بهتر در راهه.پس بعد از نوشتن اين فهرست ، ندا در دهيد : "من رها و اعتماد مي كنم! "

 

تمرين _ به اطرافتون دقيق نگاه كنيد. اگر در زندگيتان طالب موهبتهايي عظيم تر هستيد، به پيرامونتان بنگريد و ببينيد چه چيزهايي را مي توانيد رها كنيد تا براي موهبتهاي بزرگ تر جا بگشاييد. چگونه خودتون رو از شر چيزهايي كه نمي خواهيد، خلاص مي كنيد؟ اگه آرزويي داريد كه برآورده نميشه يا مسئله اي كه حل نميشه يا بيماري اي كه درمان نمي شه، حتما" بايد چيزي رو رها كنيد و ايجاد خلاء كنيد. اگه نمي دونيد اون چيه كه بايد رهاش كنيد؛ آروم بنشينيد ( يا مراقبه كنيد) و مدام تكرار كنيد : " خرد الهي من از تو مي خواهم تا بر من آشكار كني كه چه چيزي را بايد رها كنم."

 

 

******پالايش دروني:

 

پاندر، طلايي كه از آسمان مي بارد، يا قدرت توانگري بخش ذهن شما رو در تعاليمش به نام جوهر مي خونه و مي گه جوهر، در اوضاع و شرايط آشفته و درهم و برهم و شلوغ و بي نظم، چگونه بايد جرياني سيال بيابد؟فراموش نكنيم كه جوهر ( توانگري راستين ما) نمي تواند بر ذهني پريشان و سرشار از نفرت و انزجار ببارد. بنابراين اگه مي خواهيد كه به توانگري دست پيدا كنيد، اول بايد پالايش ذهن و عواطف و زندگي رو انجام بديد.

 

پالايش درون شامل اين موارده :

_پالايش عواطف درون يعني همان قانون بخشايش دشمنان .

_قانون آزاد گذاشتن دوستان .

_پالايش زندگي يعني كنار گذاشتن ماند ها.

_پالايش ذهن يعني انجام  پالايش از طريق رهايي.

 

پاندر در باره ي پالايش عواطف درون ، تاكيد مي كنه كه بخشايش به معني " دست كشيدن و رها كردن " است. هر روز بايد قانون بخشايش رو انجام داد. حتي اگه فكر مي كنين از كسي كينه نداريد، هر روز بنشينيد و در سكوت عبارات مربوط به بخشايش رو انجام بديد. اون وقت يكدفعه متوجه مي شيد و به ياد مي آريد در اعماق وجود از چه كساني آزرده هستيد.

 

تمرين _ عبارت تاكيدي مناسب براي بخشايش : خداي درونم اقتدار بخشاينده ي من است و همه را عفو مي كند. خداي درونم من را از نفرت و انزجار مي رهاند و خودم و ديگران را آزاد مي كند. هر آنچه را كه آزارم داده است، عفو مي كنم. در درون و برون، همه چيز و همه كس را عفو مي كنم. همه ي چيزهاي گذشته و حال و آينده را مي بخشم. هر چيز و هر كس را كه در گذشته و اكنونم نيازمند بخشايش است، مي بخشم. همه را به شيوه اي مثبت عفو مي كنم. من آزادم و ديگران هم آزادند. اكنون همه چيز ميان من و ديگران پاك شده و تا ابد هم پاك خواهد ماند.

وقتي تكرار مي كنيد كه ديگران رو مي بخشيد،  اين را هم تكرار كنيد كه ديگران هم شما را مي بخشند.براي ديگران بگوييد : "خداي درونت مرا مي بخشد و آزاد مي كند. همه چيز ميان ما از اكنون تا ابد پاك و صاف شده است. "

 

تمرين مهم _ عفو و بخشايش فرايندي مداوم است. هر گاه مانعي بر سر راه موهبتهاتون ديدين، از خودتون بپرسيد : " خدايا چه كسي را بايد ببخشم؟ كدام تجربه يا اوضاع و شرايط را بايد عفو كنم؟ "

از نظر دانشمندان ذهني هر گاه آرزويي برآورده نمي شه، حتما" كسي يا چيزي يا شرايط و تجربه اي در زندگي داريد كه هنوز اون رو نبخشيديد. و با بخشيدن اون ، مي تونيد در خودتون ايجاد خلاء كنيد تا جا براي دريافت موهبت جديدتون باز بشه. ."( درباره ي تكنيكهاي بخشايش قبلا" زياد صحبت كرده ايم)

 

قانون سي و نه سيستم آرزوها ، در همين مورده و مي گه :

 

قانون چهل و یکم سيستم آرزوها : نفرت راه موهبت و توانگري را مي بندد .

 

خوب ، من از پالايش درون ، قسمت بخشايشش رو عنوان كردم و سه قسمت ديگه اش ، به خاطر طولاني شدن مطلب،  موند براي جلسه ي بعد.

 

خدايا! تو را سپاس مي گوئيم كه ما را در نظم الهي و متعالي خود قرار مي دهي.آمين!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 1:31  توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) | 

سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام. در ادامه ي درسهاي جادوگري مي ريم سراغ قوانين توانگري و در لابلاي اون بقيه ي قوانين سيستم آرزوها رو هم بررسي مي كنيم. شايد بعضي از شما، اين مطالب رو قبلا" هم خونده و شنيده باشين اما چون در اين وبلاگ قراره پله به پله جلو بريم پس بايد طبق ترتيب دروس پيش بريم. ما تا به حال ، 36 قانون از قوانين سيستم آرزوها رو با هم مرور كرديم . قانون 37 اين سيستم ميگه :

 

قانون 37 سيستم آرزوها _ براي برآورده شدن هر آرزو بايد درباره ي آن انديشه ي توانگر داشته باشيم.

انديشه ي توانگر داشتن ، يعني رعايت كردن قوانين توانگري.

 

قوانين توانگري خودش مبحث بسيار بزرگ و بي نظيريه كه ما اون رو با هم در چند جلسه مرور مي كنيم.ما در يادگيري قوانين توانگري از آموزشهاي  " كاترين پاندر " استفاده مي كنيم . اون كه در ابتدا يك منشي بيوه شكست خورده و فقير بود و حتي از پس مخارج كودك خودش هم بر نمي اومد،امروز يكي از شفاده هاي بزرگ به حساب مي آد و يك توانگر واقعي محسوب ميشه!

 اون بعد از سالها تجربه ي شكست، بي پولي و بدبختي ،از دست دادن همسر ، تحمل بيماري افسردگي و به قول خودش گذروندن سالهاي بي بركتي كه گويا همه ي دنيا بر ضد اون بودند، با اين دروس آشنا ميشه .اون با عمل كردن به اين شيوه، زندگيش رو دگرگون ميكنه. و بعد از اون عمرش رو براي آموزش اين شيوه صرف مي كنه . امروزه اون رو به عنوان يك دانشمند ذهني مي شناسن كه با كلامش و با آموزش اين شيوه باعث ميشه درهاي توانگري به روي آدمها باز بشه! ( اون در واقع به نوعي يك كشيش غير فرقه ايه كه نهضت حقيقت رو آموزش مي ده با نام انديشه ي نو). امروز اون جزو  مقامات برجسته ي معنوي آمريكا به حساب مي آد و قوانين توانگري اون نه تنها در پنجاه ايالت آمريكا، بلكه در بسياري از كشورهاي دنيا آموزش داده مي شه! نام او در موسسه ي بزرگ آمريكا به نام ( who is who ) به نام استاد بزرگ معنوي ثبت شده.

 

_ توانگري چيست؟

هر چيزي كه آرزوش رو دارين. هر چيزي كه به شما بركت و شادماني مي ده. شفاي تن و ذهن و جان.

و كسب ثروت! واژه ي " ثروتمند " به معناي برخورداري از وفور نعمت و همچنين زندگي غني تر و رضايت بخش تر است.پس ميزان آرامش و تندرستي و شادماني و فراواني شما، ميزان توانگري شما رو نشون مي ده.توانگري يعني فراواني مال. يعني هماهنگي. يعني آرامش ذهن.يعني تندرستي.

 

  كاترين پاندر در كتاب "قانون توانگري" و "چشم دل بگشا" ، نمونه هاي زيادي رو مثال مي زنه از آدمهايي كه مشكلات زناشويي يا مالي يا جسمي يا هر مشكلي رو كه در زتدگي داشتند ، با انجام اين قوانين حل كردند. پس هر موردي كه براتون مهم باشه شامل قوانين توانگري مي شه.

 گفتيم كه توانگري باعث كسب ثروت هم ميشه!بله! كسب ثروت! چه كسي گفته اين تمرينات فقط براي كسب آرامش روحيه؟ اگه اين تصور رو داريد، همين الان اون رو دور بريزيد چون همين باور باعث ميشه در بركت و ثروت به روتون بسته بشه!

كاترين پاندر از بازرگاني حرف مي زنه كه هر وقت از اون مي پرسيدند اوضاع چه طوره؟ مي گفت: از آسمون برام طلا مي باره!  و اين كلام اون باعث شده بود به هر كاري كه دست مي زد، سود فراواني مي كرد. اين موضوع اينقدر همه رو شگفت زده كرده بود كه در موردش مي گفتن : اون كيمياگره! به هر چي دست بزنه، طلا مي شه!

بنابراين در آغاز اين مبحث از همه مي خوام اين گرايش ذهني رو داشته باشيد كه با مطالعه و انجام تمرينات اين قسمت، از آسمون براتون طلا مي باره! پس تكرار كنيد :

 

" از آسمان براي من طلا مي بارد. از طريق انديشه ي توانگر، آگاهانه طلايي را كه از آسمان مي بارد، با تمام وجودم جذب مي كنم. هم اكنون ثمرات  طلايي انديشه ي توانگرم را تجربه مي كنم. "

 

 

سوال _ يادگيري قوانين توانگري و ايجاد انديشه ي توانگر چه منفعتي براي ما داره؟

 

جواب _اگه از روي تعمدي سنجيده، انديشه ي توانگر رو به كار بگيريد، اشخاص و اماكن و اوضاع و حوادث ، نمي تونند اون كاميابي و توانگري را كه مشيت الهي شماست، از شما بگيرند يا آن را باز دارند. در واقع خواهيد ديد كه اشخاص و امور و رويدادهايي كه سابقا" بر ضد شما بودند، يا به خدمتتان در مي آيند يا از زندگيتان بيرون مي روند و جاي خودشون رو به اشخاص و رويدادهايي تازه مي دهند تا راه كاميابي شما هموار تر بشه و اين ها همه ناشي از انديشه ي توانگرانه است.

 

 

نكته_ امروزه دوره ها و كتابهاي متعددي درباره ي كاميابي پيدا ميشه .بيشتر اونها ياد مي دهند كه نخست بايد توانگري خود را ، ذهني، بيافرينيد.عمل آفرينش توانگري اگه فقط  به صورت تجسم ذهني باشه ، ثمرات گذرايي به وجود مي آره كه در ابتدا براتون هيجان انگيزه اما وقتي ثمرات ناپديد مي شن، شما دوباره در ناكامي و نااميدي فرو مي ريد  و به خودتون مي گيد كه : " اين قانون كه موثر نيست و اثر ماندگاري به جا نمي گذاره! "

اما كاترين پاندر" به شيوه اي جديد، اول به ما ياد مي ده كه موانع رواني رو كه در ذهن و اعماق وجودمون درباره ي توانگري داريم، پاك كنيم.بعد پالايش ذهني و گشودن راه تجلي توانگري رو به ما مي آموزه و ساختن پايه ي معنوي براي توانگري و ايجاد خلا در درون و بيرون و ... كه در نهايت براي ما يك توانگري ماندگار به ارمغان مي آره." پس لطفا" با من همراه بشين تا اين قوانين رو با هم مرور كنيم :

 

قانون 1 توانگري _ چشم دل بگشا تا باور كني كه لازم نيست براي طلب توانگري احساس گناه كني.

خيلي ها دچار اين انديشه هستند كه فقر فضيلتي معنوي است و از ديدگاه معنوي، ثروت اندوزي گناهه! اونها در اعماق وجودشون فكر مي كنند دنيا بده و پولدار شدن آدم رو از معنويت دور مي كنه!

اما اين كاملا" اشتباهه! ما در احاديث دينيمون هرگز نداريم كه دنيا بده .بلكه اونچه كه بده دل بستن به دنياست. ثروت بد نيست اونچه كه بده دل بستن به ثروته.بنابراين براي معنوي بودن لازم نيست كه فقير باشيد! به قول پاندر : " فقر گناهه!  چون فقر جهنمي زائيده ي كور بودن انسان در برابر نعمات بيكران خدا براي آدميست! "

خيلي از ما به آمدن منجي اعتقاد داريم. ما مسلمانها، منتظر ظهور حضرت صاحب الزمان ( عج) هستيم. مسيحي ها منتظر ظهور حضرت عيسي هستند و حتي يهوديان هم منتظر يك منجي هستند.اونچه كه در همه ي اديان مشتركه اينه كه وقتي منجي مي آيد ، زمين گنجهاي خودش رو بيرون مي ريزه و همه ثروتمند مي شن! اينقدر كه آدمها نمي تونن كسي رو پيدا كنند كه بهش چيزي رو ببخشند! ( در اين مورد حديث هم وجود داره. ) خوب! اين رو گفتم تا مطمئن بشين ثروتمند بودن گناه نيست و فقر جزو فضايل نيست. ( در غير اين صورت با آمدن منجي همه فقير مي شدند!! )

كاترين پاندر ميگه راه توانگر شدن اينه كه " چشم دل بگشايي " و باور كني كه توانگري گناه نيست! اون معتقده بيشتر كساني كه دچار مشكلات مالي هستند، درباره ي توانگري مانعي رواني دارند. اونها در اعماق وجودشون معتقدن كه توانگر بودن نشانه ي شرارته ! به اونها آموخته اند كه هر كس توانگر باشه حتما" شياده و در هر صورت يك گناهكاره! اون ميگه اگه چشم دل باز نكنيم و دست از اين اعتقاد مسخره كه مي گه" فقر فضيلته" بر نداريم،  هرگز نمي تونيم منتظر برآورده شدن آرزوهامون باشيم .

 

بنابراين قانون 38 سيستم آرزوها مي گه :

 

قانون 38سيستم آرزوها _ براي به دست آوردن آوردن هر آرزويي كه داريد( توانگري) ، نبايد از كسب آن احساس گناه داشته باشيد.

 

قانون 2 توانگري _ دليل اصلي اين كه مي خواهيد توانگر باشيد، اين است كه بايد توانگر باشيد!

صرفا" به اين دليل كه مي توانيد كارهاي نيك بسيار به انجام برسونيد، نخواهيد كه توانگر بشويد! دليل اصلي اينكه مي خواهيم و مي تونيم توانگر بشيم اينه كه توانگري حق مسلم ماست!( در قسمت جوهر اصلي آرزو در سيستم آرزوها من دليلش رو براتون توضيح دادم .)

كتاب مقدس پر از وعده هايي شكوهمند درباره ي توانگري است.اين حق انسانه كه توانگر و دولتمند و صاحب همه ي نعمتها باشه چون خداوند ما را توانگر مي خواهد! زيرا ما خليفه ي خدا هستيم و توانگري ميراث الهي ماست! در كتاب مقدس اين وعده ي الهي آمده كه : " همه چيز از آن شماست!" و همچنين اومده كه : " خدا به موسي گفت خداي خود را به ياد آور زيرا كه اوست كه به تو قوت مي دهد تا توانگري پيدا نمايي!  " بنابراين خداوند ما را توانگر مي خواهد.

تمرين _ براي پايدار ساختن اين گرايش توانگرانه در ذهنمون ، كه خدا به عنوان آفريننده ي اين عالم غني، منشا بركت آدميست و اراده ي خدا براي ما در اين عالم اين است كه ثروتمند باشيم، كلامي را كه خدا به حضرت موسي ( ع) گفت، به خود بگوييد : " خداي خود را به ياد مي آورم زيرا او است كه به من قوت مي دهد تا توانگري پيدا كنم. "

 

قانون 3 توانگري _ توانگري را از زندگي معنويتان جدا نكنيد!

دليلي نداره كه توانگري رو از زندگي معنوي خودتون جدا كنيد!

بيشتر شخصيتهاي كتاب مقدس توانگرند يا اينكه هر وقت نياز ي پيش مي اومده، به ثروتهاي بيكران دسترسي داشتند. در نخستين كتاب " عهد عتيق"در ميان رهبران بزرگ يهود، چهار ميليونر داريم كه عبارتند از : ابراهيم و اسحاق و يعقوب و يوسف. ( كه بر همه ي آنها سلام باد.) به وضوح در آياتي به ميزان ثروت آنها هم اشاره شده است.

زندگي و تعاليم حضرت عيسي نشون مي ده كه اون به قوانين توانگري وقوف كامل داشته.بسياري از معجزات حضرت عيسي، معجزات توانگري بودند.( در لابلاي دروس جادوگري، با تحليل آيات انجيل،به اين موضوع زياد اشاره كرده ايم. )

 كتاب مقدس، سراسر ، سرشار از قوانين توانگري است! كتاب مقدس، نشون مي ده كه با در پيش گرفتن يك زندگي بخور و نمير، نه موجب رضاي خدا مي شيد و نه موجب رضاي خلق خدا و نه موجب رضاي خودتون! پس فراموش نكنيم كه زندگي معنوي ما از توانگري جدا نيست!

 در كتاب مقدس داستانهاي زيادي درباره ي نان و ماهي ذكر شده.اينها هر دو از شگفت انگيز ترين نمادهاي توانگري هستند.نان نمايانگر جوهر كائناته كه با انديشه ها و كلام سرشار از توانگري خود به اون قالب و شكل مي بخشيم. ماهي نماد آرمان افزايش است.

در كتاب مقدس بيش از چهار صد بار واژه ي "طلا" ذكر شده ! قران مجيد پر از توصيف بهشته كه در اون آدمها توانگرانه زندگي مي كنند در ميان نعمتهاي بيكران. پس زندگي معنوي از توانگري جدا نيست!

توانگري براي رشد و كمال معنوي ضرورت داره، زيرا اين آزادي و مجال رو به آدم مي ده تا بدون دل نگراني درباره ي امور مالي و درگيريهاي زندگي روزمره، متوجه شكوفايي معنوي باشه.

 

قانون 4 توانگري_ خدا رو منشا همه ي بركات و ثروتها بدونيد.

لازم نيست فكر كنيد كه شش روز هفته رو ، بايد به تنهايي ، بدويد و فقط روز هفتم به خدا فرصت بديد نشونتون بده كه چه مي تواند بكند! نه! هر روز هفته و هر لحظه، خدا رو به چشم پدري دولتمند و پر محبت بنگريد كه وضع شما رو مي فهمه و مراقب همه ي اجزاي زندگي شماست!

بركت غني خدا، از روز ازل پيرامون شما بوده و خواهد بود.منتها بايد با اين خزانه ي غني تماس حاصل كرد.ذهنتان حلقه ي اتصال شماست.خداوند تنها چيزي رو به شما مي بخشه كه با انديشه ي توانگر اون رو جذبش كنيد.

تمرين _ از هم اكنون براي تماس با جوهر غني جهان پيرامون و جوهر غني عالم درونتون ندا در دهيد كه : " از همين لحظه هدايا و عطاياي خدا را در درون و پيرامونم بر مي انگيزانم و از هر جهت و هر دست، بركت كامراني و شادماني و كاميابي راستين به سوي من مي آيد. "

 

تمرين _ به دعايي كه مربوط به مزمور چهل و ششم است ، بينديشيد  كه مي گويد : " باز بايستيد و بدانيد كه من خدا هستم! " كاترين پاندر در كتابش از زني صحبت مي كنه در موعد پرداخت قسط خونه اش كه چهل دلار بوده، يك سنت هم پول نداشته، اون با خودش فكر مي كنه بايد به كلام خدا عمل كنه! اون مدام با خودش تكرار مي كنه كه : "خدا الان براي حل مسئله ي من سرگرم بهترين كار خودشه! " ساعتي بعد دوستي به اون مراجعه مي كنه و ميگه كه در خزانه شون ، بيش از مخارجشون پول دارند و تصميم گرفتند اين بركت رو با اون سهيم بشن! جالبه كه مبلغ پول دقيقا" چهل دلار بوده! اين زن با ادامه دادن توكل به خدا درهاي توانگري رو به روي خودش باز كرد.

 

تمرين _در شرايط مختلف مي تونين از جملات تاكيدي زير ، استفاده كنيد. جملاتي كه تاكيد بر اين دارند كه خداوند منشا رزق و روزي است. مي تونيد اونها رو به صورت آواز براي خودتون بخونيد يا اينكه در سكوت به اونها فكر كنيد ( در مراقبه ، كه بعدها به درسش مي رسيم. ) يا هر وقت يادتون اومد با خودتون تكرارش كنيد. جملاتي چون :

_" كفايت ما از خداست " كه از دعاي رباني ( متي: 11:6) گرفته شده كه مي گويد : " نان كفاف ما را امروز به ما بده ."

_ " خداوند شبان من است. محتاج به هيچ چيز نخواهم بود. "( كه از مزمور 23 گرفته شده است.)

_ " خدا دوستم دارد.اكنون همه ي موهبتها و عطاياي گرانقدر او را مي پذيرم. كاميابي شادمانه ام مشيت خداست، اين كامراني به سيماي آرمانهاي شكوهمند و ثمرات نيكو هم اكنون پديدار مي شود"

 

هر گاه از خداوند به عنوان تنها منشا بركت رو بتابيد و براي توانگري خود به مردمان و شرايط چشم بدوزيد، دچار مشكلات مالي مي شيد! البته مردمان و شرايط و اوضاع مي تونند وسايلي باشند تا بركت شما از راه آنها به دستتون برسه اما فقط خدا منشا اين بركت است.آگاهي از اين امر سبب ميشه تا هر گاه وسايل و راههاي كسب روزي عوض شدند ناراحت نشيد و به عذاب نيفتيد. اگه چنين موردي پيش اومد ، شما بايد به تنها منشا روزي، يعني خدا، چشم بدوزيد و بگيد : " من براي كسب توانگري خود، به انسانها و اوضاع و شرايط متكي نيستم. منشا توانگري من خداست و هم اكنون از راههاي ويژه ي خودش، توانگري و بركاتم را ، به من مي رساند.

 

بنابراين قانون 39 سيستم آرزوها تاكيد داره :

 

قانون39سيستم آرزوها _ تنها آرزويي از طريق سيستم، برآورده ميشه كه شما خداوند رو منشا برآورده شدن اون آرزو بدونيد!

 

نكته _ شايد فكر كنيد : " اما من آدمهايي رو مي شناسم كه خداشناس و معنوي نيستند و روز به روز هم توانگر تر مي شن و خدا رو هم منشا رزق و روزي و ثروت خودشون نمي دونند. "

 دوباره به معني توانگري كه در ابتداي اين پست نوشته شد رجوع كنيد! شايد اونها از نظر مالي توانگر باشند ، اما به ياد داشته باشين كه توانگري راستين ، آرامش جان و روح و تندرستي را هم در بر مي گيره.آيا ذهن اونها هم آرومه و تن اونها هم سالمه ؟!

نكته _ خيلي از آرزوها رو ميشه با جادوي سياه  هم برآورده كرد اما هر كدوم اونها چيزي و سهمي از آرامش يا سلامتي يا شادابي رو از بين مي برند و كارماي سنگيني رو در بر دارند. اين همون چيزيه كه در قران از اون به عنوان سحر ياد شده و خدا گفته از اون به خداوند پناه ببريم.پس از اين طريق هم نميشه به توانگري راستين رسيد.فقط و فقط با انجام "قوانين توانگري" ميشه توانگري راستين رو تجربه كرد.

 

نتيجه : خدا تنها منشا روزي و بركت است، نه مردمان و اوضاع و شرايط. اين گرايش كه پايه و اساس توانگري معنوي است، گرايشي عملي است و كاميابي مالي را هم تضمين مي كند.

 

قانون 5 توانگري _ هيچ كس نمي تواند ميان من و آنچه كه از آن من است بايستد!

اگه ما خداوند رو منشا روزي خودمون بدونيم ، و معتقد باشيم اگه چيزي حق الهي ما باشه و همه ي دنيا بخواهند مانع رسيدن اون به ما بشن، تو اين كار موفق نمي شن ( و برعكسش هم صادقه، يعني اگه خداوند نخواد چيزي به ما برسه اگه همه ي دنيا تلاش كنند نمي تونند اون رو به ما برسونند) بنابراين با تصور اين كه چيزهايي بين ما و خواسته ي ما قرار گرفته ، نااميد نميشيم.در اين گونه از موارد كه دچار اين تصور غلط مي شيد كه فردي يا شرايطي بين شما و تحقق آرزوتون ايستاده،و ديگران نمي گذارند كه شما به آرزوهاتون برسيد،  مدام تكرار كنيد : " به روشني مي بينم كه هيچ كس و هيچ چيز نمي تواند ميان من و آنچه كه از آن من است، بايستد! "

و تكرار كنيد : "من اين انديشه را كه حق من مي تواند از من مضايقه شود، در ذهن خودم و ذهن ديگران نابود مي كنم.همه ي آنچه كه شايسته ي خير و صلاحم است، به سراغم مي آيد و من با ادراك و بينش روشن به آن خوشامد مي گويم. "

و تكرار كنيد : "من از توانگري ديگري ايراد نمي گيرم و انتقاد نمي كنم، به خدا چشم مي دوزم و هدايت او را مي طلبم و توانگر مي شوم."

و تكرار كنيد : " زندگي و درآمدم نمي تواند محدود باشد. خداي درونم هم اكنون من را از هر گونه محدوديت مي رهاند.هم اكنون در ذهنم دولتمندم و توانگريم، متجلي مي شود. "

 

خوب! ما توي اين پست به اون بخش از قوانين توانگري پرداختيم كه به ما ياد مي ده تا موانع رواني رو كه در ذهن و اعماق وجودمون درباره ي توانگري داريم، پاك كنيم.توي پست بعدي به قوانين عملي تري در رابطه با قوانين توانگري مي رسيم. قوانيني كه با انجام اونها معجزات شگفت انگيز خداوندي رو در همه ي اجزاي زندگيتون مشاهده مي كنيد! لطفا" باز هم با من همراه باشيد!

 

خدايا! ياريمان كن تا انديشه اي توانگر داشته باشيم! آمين!

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 22:58  توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من یک جادوگر سرگردانم...دستت را به من بده و تنهائیت را با من قسمت کن...

نوشته های پیشین
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
آرشیو موضوعی
سرگذشت جادوگر
چرا جادوگر سرگردان؟!
توضیحات یک جادوگر قبل از شروع کلاس جادوگری
(جلسه 1 ) دفتر مراقبه
(جلسه 2 ) ماند
(جلسه 3 ) موج مثبت و منفی
(جلسه 4 )آلفای قبل از خواب
(جلسه 5) تجسم خلاق
(جلسه6 ) کارما
(جلسه 7 )بچه غول بیشعور!
(جلسه 8 )جادوی کلمات
(جلسه 9 )قانون سپاس
(جلسه 10 ) لحظه ی ابدی اکنون
(جلسه 11) قانون بخشایش
(جلسه 12) نیمه تاریک
(جلسه 13) نیمه تاریک
(جلسه 14) نیمه تاریک
(جلسه15) نیمه تاریک
(جلسه 16) خرد کردن ترس
(جلسه17) سیستم آرزوها
(جلسه 18) سیستم آرزوها
(جلسه 19) سیستم آرزوها
(جلسه 20) سیستم آرزوها
(جلسه 21) سیستم آرزوها
(جلسه 22) سیستم آرزوها
(جلسه 23) سیستم آرزوها
(جلسه 24) سیستم آرزوها
(جلسه 25) قوانین ارتباطات
(جلسه 26) دوست داشتن خود
(جلسه 27) تولد دوباره
(جلسه 28)خانه تکانی ذهنی
(جلسه 29) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 30) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 31) خانه تکانی ذهنی
(جلسه32) گوش دادن به پیام بدن
(جلسه33) پیام بدن و شفای تن
(جلسه 34) اندیشه ی توانگر
(جلسه 35)پالایش
(جلسه 36)پالایش درونی
(جلسه 37) توانگری از راه نوشتن
(جلسه 38) توانگری از راه تصاویر
(جلسه 39) توانگری از راه کلام
(جلسه 40) پرداخت عشریه
(جلسه 41) توانگری و طرح الهی
(جلسه 42) توانگری و فرزانگی
(جلسه 43) توانگری از راه عشق
(جلسه 44) از دولت عشق
(جلسه 45)عشق شفا بخش
(جلسه 46)عشق رستاخیز بخش
(جلسه 47) بازگشت الهی
(جلسه 48)نوشتن نامه به فرشته
(جلسه 49) هفت سنخ آدمیان
(جلسه 50) مشاور اصلح
(جلسه 51) حرمت به خویشتن
(جلسه 52) هفت خوان سالک
(جلسه 53)استاد،گورو، آواتار
(جلسه 54) ادراک سلول اولیه
(جلسه 55)رهایی از خاطرات
(جلسه 56)کشف کودک درون
(جلسه 57)صحبت با کودک درون
(جلسه 58)ملاقات با کودک درون
پیوندها
اين ها جادوگرهاي خوبي هستند كه به من تو سياره ي جادوگرها سر مي زنند:
دلمشغولیهای یک ققنوس( دوست خوبم)
جادوگر 14(آناهیتای من)
توصیه های طلایی(کیمیاگر)
روانشناسی(محسن)
دنیای زیبای من(ساسان)
ترفند های یاهو (سمیرا)
افسانه ی خزان(زهرا)
دلمشغولی های من(مریم)
یادداشتهای یک وبلاگر
افسون(بهنوش)
به انتظار او(دلتنگ)
نارایانا(علی)
تولد دوباره(غزل)
alincc(علي)
ادبی(هانیه)
غم تنهایی من(لنی)
ای بهونه واسه موندن(سوگند)
ترگل ورگل(نفیسه)
سرزمین غم(راهزاد)
کبوتر خوشبختی(سعدانه)
بیا..تو.. اس ام اس(عماد)
دلتنگیهای یاس تنها(یاسمین)
خدايا خيلي دوستت دارم
ناگفته هاي آبجي كوچيكه(آبجي جادوگره)
بت پرست
زندگی یعنی توکل به خدا(یاسر)
نیلوفرانه(نیلوفر)
ساکن قلعه ی ساحلی
به نام خالق عشق(مهسا جون)
سکوت مهتاب(مهتاب)
آمیتیس تنهای دیوانه
یک قلب پاک از تمام معابد جهان زیباتر است(رضا)
کوچه(شادی)
کاش همیشه عاشق می ماندیم(زوپیتر)
مسافر خسته(شیطون)
آنجا که پیاده رو پایان می یابد(الهه)
یک طراح(امیر)
تازه های ادبی
دری به سوی سلامتی(ستایش)
تلاوت اشک(ظریفی)
عشق گمنام(رکسانا)
زندگي بهانه است براي با تو بودن(مهدي)
مناجاتكده(امير)
گربه سگ (سيمين)
ترشي هفت بيجار(مركا)
راه خاكستري(سارا)
قسم خورده(مهدي)
در حضور(آيكا)
خداي كامپيوتر(محمد رضا)
آن سوي هيچ ، فراسوي مرزهاي تنم(مونا)
سوني اريكسون ( آرش)
مرگ عشق(هميشه غايب)
صدف جنوبي(صدف)
مجنون و تنها
موفق باشي(مريم)
روزهاي عاشقي
درياي بي ساحل(مريم)
جوانه
مرد شب
غريبه
دختر مشرق(هاترا)
تولد دوباره
كوير
کلبه ی دل(داش حمید)
میکده(بچه هیئتی)
کارولین(کارولین)
گلزار(فائزه)
مدلی برای انسان(یه دوست)
پرواز تا اوج(شهروز)
شكوه تنهايي(محسن)
هجوم(احسان)
شور عشق(مولود نور)
عشق الهي(علي رضا)
تنهاترين(سعيد)
لحظه به لحظه(سبحان)
روزهاي عاشقي(عسل)
كشف بزرگ(الماس)
تيستو
مراد دل (محبوبه)
در آغوش خداوند(مرتضی)
زندگی و دیگر هیچ(حميد ژون)
سوشیانت
زندگیمون(احسان واله)
ياسمين(ياسمين)
مهر بيكران(دلتنگ)
آفتاب پرست(حسن)
آسمان آبي(كفشدوزك)
هري پاتر(پريسا)
بي قرار(مهدي)
من،سكوت،خدا(عباس)
سرزمين يخي(سودا)
پر پرواز(يكا)
بازي بزرگان(ريتا)
آواي دلكم(آوا)
پرواز تا اوج(شهروز)
از قطره تا در یا(امید)
عشق(یاسمین)
برنامه ريزي اعصاب و روان(وحيد)
جوجه طلایی
پرت و پلاهای من(فرناز)
اناش زمینی(جادوگر دریایی)
آیلار
یا ابا صالح کی می آیی(سادات)
رهاتر از پرنده(شایا)
سخی...عاشق(کیوان)
هامون تنهای من(بهار)
خاطرات پت و مت از زبان پت
دختر زمستان(سروناز)
چرت و پرت های یه پسر شیطون(مسعود جون)
عاشقی به ما نیومد(باشو خان)
دختری در مه(عاطی)
شاپرک بلاگ(مینا)
اگر که قابل بدونید خونه ی دل جای شماست(مریم)
شاپرک(شیدا)
برگی به دست باد(سارا)
در هم پیچیده(وبلاگ امین و دوستهاش)
اي آفتاب آهسته تر بر بام يارم كن نظر(مهدي)
ابر سفید
ستاره هاي ايران(شايان)
من شبنم خواب آلوده ي يك ستاره ام(ياس سپيد)
چشمك ستاره(ستاره)
ميرزا بدبين
آواي عشق(عرفان)
دئنا فرشته ي نيايش
وقتي سكوت مي كني به تو ايمان مي آورم(مسافر كوير)
سرزمين ارواح(امير)
خشونت دنيا يادم داد دوست بدارم(ج.ش)
بي نشان تر از سكوت(مزدك)
مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك
راز گل رازقي
آهنگهاي جديد،نرم افزار،عشقولانه،مطالب جالب(مسلم)
خانه ي دوست كجاست(حسين)
آنشرلي با موهاي قرمز
براي دختر ها و پسر هاي عاشق(بهروز)
آخرين فرياد(م- باران)
آدم برفی منم(علي مقدم كوهي)
گستره اي به وسعت عشق(داوود)
وسوسه اي براي زندگي(آنجل)
خيالهاي يك آدم بي خيال(مسیح قدیری)
مذهبي،كامپيوتر،سرگرمي(غلام اهل بيت)
شادي تا بي نهايت(عبدالله رضايي)
کشف دریچه های معرفت با هم(نرگس)
حرفی برای گفتن
جهانی پشت امواج
در جستجوي معنا
انتظار فرج
عشق واژه ي بي معني خداوند ( عاشق دلشكسته )
زندگي گربه اي (مريم شريعت پناهي)
ارواح(احمد)
جسم و جان
فرشته ي مهر( ميترا اقدسي)
پروانه وار پرواز كن (خودموني)
بوسه هاي عاشقانه ام بر باد(رويا)
در حضور( آيكا)
عشق يعني باران ( دختر باران )
نامه اي از آسمان (سپيده)
رسم اين دنيا عجيب است پس بيا برگرديم(نگار)
بهترينهاي يازدهمين جشنواره ي سينما(نينا)
حقايق پنهان( مهربون)
گلي از بوستان عشق ( محسن )
هنوز حرفهاي نا گفته دارم گوش كن ( پسر ايروني)
آرايشي ، عاشقانه ( شهلا)
عشق من و تو ( شهرزاد)
قرن 21 ( فريد خسروي)
روياي حقيقت (پريسا)
ماهي سياه كوچولو(تكتم)
عكسها و مطلبهاي زيبا(محمد رضا)
فرشته فيلم(احسان صباغي)
نداي منادي (آيلا)
من سكوتم از رضايت نيست(آرش)
پرواز مرغ فكر(مريم)
رهگذر مهتاب(غريبه)
خاطرات پت و مت از زبان پت
شعر و ادبيات و جك(بنيامين)
هر روز يه فكر جديد (مائده)
ايروني خسته (علي رضا)
درد هاي پنهان ( آيدا)
هرم تغذيه (منيژه)
جادوگران
سيگار دروازه ي اعتياد(يه دوست)
دلنوشته هاي باران (باران)
مجله ايران
روزهايم آفتابيست( هدي)
پروانه آرزوها (آرشيدا)
كامپيوتر من و تو ( الهام)
شهريار كوچولو
عاشقانه ها (تانيا)