تبليغاتX
دست نوشته هاي يك جادوگر
هر گونه کپی حتی با قید نام وبلاگ ممنوع بوده و پیگرد قانونی به همراه دارد.

سلام.سلام.سلام.سلام.سلام.و هزار سلام ديگر همراه با هزاران بركت و شادماني بي پايان براي همه ي دوستان خوب وبلاگيم.من آمدم!

اگر چه هنوز به پايان سفرم سه روز ديگه باقي مونده اما خوشحالم كه پيشتونم.در مورد سفرم حرف زياد دارم اما مي گذارم براي پايان سفر.تصميم داشتم توي اين پستم از انواع عشق بنويسم اما انگار خدا چيز ديگه اي خواسته چون ديشب خواب عجيبي ديدم.

يك منادي آسماني در خواب به من گفت كه اين پست من بايد درباره ي چيز ديگه اي باشه! اون من رو به ياد داستاني به نام ريش قرمز انداخت كه من سالها ي سال پيش شنيده بودم.

 داستان "ريش قرمز " قصه ي دختري بود كه با مرد ثروتمندي به نام ريش قرمز ازدواج مي كرد. ريش قرمز به دختر مي گفت كه اون مي تونه در تمام اتاق هاي قصر اون زندگي كنه و هر جور كه مي خواد ثروت اون رو خرج كنه، اما هرگز نبايد به اتاق كوچك زيرزمين قصر نزديك بشه. يك روز ريش قرمز وانمود مي كنه كه داره مي ره سفر. دختر از روي كنجكاوي به سراغ اتاق كوچك مي ره و در اون رو باز مي كنه و مي بينه زنهاي زيادي در يك سياهچال زنداني هستند.اون ها همه ، زنهاي قبلي ريش قرمز بودند كه به خاطر كنجكاويشون و باز كردن در اون اتاق بدون اجازه ي ريش قرمز،اون جا زنداني شده بودند! ريش قرمز سر مي رسه و اون دختر رو هم در سياهچال مي اندازه. اون زنها همه با هم مشكل داشتند و هيچ كدوم ديگري رو قبول نداشته، به همين دليل هرگز حاضر به كمك كردن به هم نبودند. اما اون دختر، باهوش بوده و مي دونسته اگه همه با هم يكي بشن از دست ريش قرمز نجات پيدا مي كنند. اون مي دونسته براي يكي شدن، اون ها بايد، همه، هم رو بپذيرند.اون يكي شدن رو به همه ياد مي ده و اون ها ، با قبول كردن و پذيرفتن هم و اتحاد، براي رهايي نقشه مي كشند و آزاد مي شند.

 

منادي آسماني در خواب  به من گفت:

 

ريش قرمز رو به ياد بيار! زنداني هاي اون سياهچال فقط با يكي شدن مي تونستند از اون اتاق نجات پيدا كنند. اون اتاق همون جاييه كه صفات نيمه ي تاريك رو در اون پنهان مي كنيد. از نيمه ي تاريك بنويس!

 

خيلي عجيب بود چون ريش قرمز داستاني بود كه من اصلا" اون رو به ياد نداشتم اما وقتي منادي از اون حرف زد به ياد آوردم كه در كودكي_ شايد 5 سالگي_ كسي اون قصه رو از روي يك كتاب داستان براي من خونده بود! اين در حاليه كه من خيلي كم خاطرات بچگيم رو به ياد مي يارم.

 ديگه اينكه نيمه ي تاريك هميشه به شدت ذهن من رو اشغال كرده، اما تصميم نداشتم توي وبلاگم از اون چيزي بنويسم و براي همين كتابش رو معرفي كردم كه هر كس مي خواد خودش اون رو بخونه.اما چون اين روزها مدام از خدا در طي سفر براي دوستانم طلب بركت مي كردم و از خدا مي خواستم به من بگه كه چه چيزي رو بايد به دوستانم بگم تا به آرامش و رهايي برسند، برام خيلي جالب بود كه اين خواب رو ديدم. اون هم وقتي كه در شرايط روحي بسيار عجيبي بودم وحالتي بين خواب و بيداري داشتم . تو خوابم چيز هاي ديگه اي هم وجود داشت كه نمي تونم بگم اما به من ثابت مي كرد جزو خواب هاي صادقه است.

 

به هر حال اين ها رو گفتم كه بدونيد چرا حالا مي خوام باهاتون در باره ي نيمه ي تاريك وجود حرف بزنم. هر كس كه مي خواد در مورد اون كامل بدونه ميتونه كتاب نيمه ي تاريك وجود نوشته ي دبي فورد  ترجمه ي فرناز فرود  رو بگيره و بخونه.من هم تا جايي كه بتونم خلاصه ي درس ها و تمرين هاش رو مي گم.

 

                                     نيمه ي تاريك وجود يا سايه چيه؟

 

"كارل يونگ" نيمه ي تاريك وجود را  "سايه" مي نامد. يونگ گفته:"سايه، آن كسي است كه شما نمي خواهيد باشيد!"

سايه شامل همه ي آن ويژگيهاي شخصيتي ماست كه سعي مي كنيم پنهان و يا نفي كنيم.آن ويژگيهايي كه از نظر دوستان و اطرافيان و از همه مهم تر ، خود ما قابل پذيرفتن نيست.

 

چهره هاي مختلف سايه:

سايه، چهره هاي مختلفي داره: ترسو، خشمگين، تنبل، زشت، بي ارزش؛ عيبجو، سلطه جو و.....اين فهرست مي تونه شامل هر صفتي باشه. هر چه كه موجب شر مندگي ماست و وانمود مي كنيم كه نيستيم. همه ي ويژگيهايي كه ازشون بدمون مي ياد يا در برابرشون مقاومت مي كنيم.

 

 

ما در بدو تولد،خودمون رو مي پذيريم و دوست داريم، چون پيشداوري نمي كنيم كه اين ويژگي ما خوبه يا بده.اما به تدريج كه بزرگ مي شيم،  از اطرافيانمون ياد مي گيريم كه چي خوبه و چي بده. به تدريج ياد مي گيريم كه بعضي رفتارها باعث مي شه قبولمون كنن و بعضي رفتار ها باعث مي شه ما رو طرد كنن.ما كم كم ويژگي هامون رو به صورت  قابل قبول  و  غير قابل قبول  تقسيم بندي مي كنيم. يعني از نظر خودمون خوب  يا بد. اون وقت به اين نتيجه مي رسيم كه براي اين كه ، قبولمون داشته باشند، بايد خودمون رو از شر صفات بد رها كنيم يا لااقل پنهانشون كنيم!

ما مثل يك قصر بزرگ مي مونيم كه هزاران اتاق داره. ما هر صفتي رو كه فكر مي كنيم ما رو غير قابل قبول مي كنه ، به تدريج، در طي سالهاي زندگيمون، در اتاق هاي قصر وجودمون، زنداني مي كنيم و به در هر اتاق يك قفل گنده مي زنيم تا ديگران متوجه نشن كه ما اون صفت بد(بد از نظر ما) رو داريم.

اين صفات كه ما اون ها رو به بخش پاييني وجودمون مي رونيم و  در تاريك ترين قسمت وجودمون مخفي مي كنيم، نيمه ي تاريك ما رو تشكيل مي دن.ما همه ي عمر تلاش مي كنيم جوري زندگي كنيم كه ديگران ، متوجه ي وجود داشتن اون صفات در ما نشن و بدتر از اون ، اين كه ، حتي خودمون هم از ياد ببريم كه اون صفت رو داريم! و اين خودش باعث از دست دادن انرژي زيادي مي شه.

 

چرا پنهان كردن برخي صفات در وجودمون( راندن اون ها به قسمتهاي تاريك تا هيچ كس ،اون ها رو نبينه) باعث از دست رفتن انرژي ما مي شه؟

 

تمرين: دو تا پرتقال رو توي دستتون بگيرين.تصميم بگيرين يك ساعت اون دو تا پر تقال رو يه جوري تو دستاتون نگه دارين كه نه خودتون و نه ديگران اون ها رو نبينين! اون وقت مي بينيد چقدر ذهن و وجودتون درگير مي شه و مجبور به صرف انرژي مي شيد! حالا فكرش رو بكنين براي پنهان كردن صفاتي كه در خودمون انكارشون كرديم، چقدر انرژي صرف مي كنيم! انگار يك سبد پرتقال رو يك عمر جوري پشتمون قايم كنيم كه نه خودمون ببينيم و نه ديگران!

 

 

شناخت نيمه ي تاريك وجود به چه دردي مي خوره؟

 

ريشه ي همه ي ترسها و اضطراب ها، عصبانيت ها و غم هاي پنهان در وجود، ريشه ي اين كه چرا نمي تونيم، كاملا، خودمون و ديگران رو ببخشيم، همه در اين بخش از وجود ما ، نهفته است.

اگه يك دفعه احساس مي كنين همه ي انرژي مثبتتون از بين رفته و پر از اندوهين، باز به خاطر نيمه ي تاريك وجودتونه.براي خود من بار ها پيش اومده كه وسط يك عالم تمرينات عالي ذهني و احساس شادماني بالا، يك دفعه يك روز صبح كه از خواب بيدار شدم احساس كردم همه چيز بي فايده است! انگار يك دفعه دنيا سياه مي شه!

 احساس شكست، از دست دادن، نااميدي و حتي غم ها و  عصبانيت هاي انفجاري كه يك دفعه گرفتارش مي شيم و بعد در موردشون مي گيم " انگار خودم نبودم! اختيارم از دستم خارج شد!" اين ها همه و همه به نيمه ي تاريك ما بر مي گرده.

 اگه كسي رو از دست مي ديم و نمي تونيم فراموشش كنيم، در حالي كه مي دونيم مصلحت ما در فراموش كردن اونه، اگه اونقدر كه مي خوايم شاد نيستيم، اگه با وجود همه ي تمرينات ذهني و جملات تاكيدي نتيجه ي مثبتي نمي گيريم، همه و همه به خاطر وجود سايه است .

 

تكرار شدن درس هاي زندگي:

 

حتي درسهاي زندگي كه تكرار مي شن به خاطر اون قسمت از نيمه ي تاريك ماست كه نمي شناسيمش.  منظورم از "درس هاي تكراري زندگي" رو با يه مثال مي گم.

استاد من هميشه مي گفت اگه عشق كسي بهش خيانت كنه،اگه اون آدم جراحي پلاستيك كنه و بره به يه كشور ديگه و باز عاشق كسي بشه، حتما"اون نفر دوم هم بهش خيانت مي كنه! چون درس هاي زندگي تكرار مي شن، تا وقتي كه ما،اون درسي رو كه بايدبگيريم، از اون اتفاق بگيريم.اون وقت خودبه خود همه چيز درست ميشه و به حالت مثبت در مي ياد. اما تا وقتي ، اون درسي رو كه بايد بگيريم ، نگيريم ، حتي اگه هر شب تصوير سازي ذهني كنيم  يا تمام كلماتمون ، جملات مثبت تاكيدي باشه، باز اتفاق خوبي نمي افته!

 اگه با هر كسي كه دوست مي شين دروغگو از آب در مي ياد، اگه به هر كسي كه خوبي مي كنين، قدرتون رو نمي دونه، اگه آدم هايي با يك صفت مشترك سر راه زندگيتون قرار مي گيرن و مدام به نتايج مشابهي مي رسين، اگه وارد هر كاري كه مي شين، شكست مي خورين، اگه به هر كي عشق مي ورزيد، تركتون مي كنه، اين ها همه يعني تكرار شدن درس هاي زندگي.

چون هيچ چيز در دنيا اتفاقي نيست پس اينقدر در س هاي زندگي تكرار مي شن تا شما درسي رو كه بايد بگيرين، دريافت كنين.اون درس چيه؟ براي گرفتن اون درس ، اول،  بايد نيمه ي تاريك وجود يا همون سايه رو بشناسيم.

 

نتيجه گيري:

 

خدا انسان را كامل آفريد و به همين دليل اون رو خليفه ي خودش در زمين ناميد. پس اگر خداوند، هم صفات كمال داره و هم صفات جلال ، پس ما هم داراي همه ي صفات هستيم.براي ايجاد يك كل همه ي اجزا مورد نياز هستند.بدون نفرت، عشق و بدون ترس، شجاعت و بدون بد، خوب معني نداره!بدون شناختن تاريكي، شناخت نور معنا نداره!

بسياري از ما آرزو داريم به نور حقيقي دست پيدا كنيم و نمي دونيم براي رسيدن به اون نور، اول بايد تاريكي هاي درونمون رو بشناسيم.به قول دبي فورد، به قول يونگ، به قول ديپاك چوپرا و... و... و همه ي قريب به اتفاق دانشمندان ذهني ، الهي بودن يعني كامل بودن.يعني همه چيز بودن.مثبت و منفي، نيك و بد، مقدس و پليد!

ما، همه ي ويژگيهاي متفاوت با يكديگر را در درون خود داريم.ما بايد تمامي آنچه را كه هستيم، اعم از خوب و بد، تاريك و روشن، توانا و ناتوان ، را بپذيريم . فقط بعد از پذيرفتن كامل خودمان، مي تونيم كاملا" خودمون رو ببخشيم. ما با پذيرفتن خودمون،به يكپارچگي مي رسيم و اين يكپارچگي هدف نهايي ما در سفر زندگيست.يعني درس هاي زندگي اينقدر تكرار مي شن تا ما به نقطه اي برسيم كه نيمه ي تاريكمون رو بشناسيم و همه ي وجود خودمون رو بپذيريم و در آغوش بكشيم و يكپارچه بشيم.

با تلاش در راه شناخت نيمه ي تاريك وجودمون، به اين گفته ي يونگ پي مي بريم كه:" طلا در تاريكي نهفته است!"

و در پايان:

مي دونم كه يه كمي درس هامون سخت شدن اما اصلا" نگران نباشين.چون براي پيدا كردن نيمه ي تاريك وجود، راههاي عملي بسيار ساده اي وجود داره و ما با هم شروع به تمرينش مي كنيم.قول مي دم به نتايج فوق العاده اي مي رسين! فقط يه كمي صبر كنين.باشه؟

 

 

    تمرين اين جلسه:

 

به مدت يك هفته ، هر وقت، از هر كسي رنجيدين يا يك رفتاري در كسي، شما رو غمگين، عصباني و يا دلخور كرد ، فورا"، نظر قلبي و واقعيتون رو درباره ي اون فرد ، در دفتر مراقبه تون بنويسين .اون ويژگي اي رو كه در اطرافيانتون بيشتر از همه آزارتون مي ده، يادداشت كنيد.لطفا" راحت و بي ملاحظه ، احساس واقعيتون رو بنويسيد. حتما"،  اين تمرين رو انجام بديد، تا جلسه ي بعد بهتون بگم چه طوري نيمه ي تاريكتون رو از روي نوشته هاتون كشف كنين!

 

خدايا! به ما شجاعت اين را بده كه خودمان را در آيينه ي حقيقي بنگريم تا به يكپارچگي برسيم.آمين!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 1:13  توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من یک جادوگر سرگردانم...دستت را به من بده و تنهائیت را با من قسمت کن...

نوشته های پیشین
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
آرشیو موضوعی
سرگذشت جادوگر
چرا جادوگر سرگردان؟!
توضیحات یک جادوگر قبل از شروع کلاس جادوگری
(جلسه 1 ) دفتر مراقبه
(جلسه 2 ) ماند
(جلسه 3 ) موج مثبت و منفی
(جلسه 4 )آلفای قبل از خواب
(جلسه 5) تجسم خلاق
(جلسه6 ) کارما
(جلسه 7 )بچه غول بیشعور!
(جلسه 8 )جادوی کلمات
(جلسه 9 )قانون سپاس
(جلسه 10 ) لحظه ی ابدی اکنون
(جلسه 11) قانون بخشایش
(جلسه 12) نیمه تاریک
(جلسه 13) نیمه تاریک
(جلسه 14) نیمه تاریک
(جلسه15) نیمه تاریک
(جلسه 16) خرد کردن ترس
(جلسه17) سیستم آرزوها
(جلسه 18) سیستم آرزوها
(جلسه 19) سیستم آرزوها
(جلسه 20) سیستم آرزوها
(جلسه 21) سیستم آرزوها
(جلسه 22) سیستم آرزوها
(جلسه 23) سیستم آرزوها
(جلسه 24) سیستم آرزوها
(جلسه 25) قوانین ارتباطات
(جلسه 26) دوست داشتن خود
(جلسه 27) تولد دوباره
(جلسه 28)خانه تکانی ذهنی
(جلسه 29) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 30) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 31) خانه تکانی ذهنی
(جلسه32) گوش دادن به پیام بدن
(جلسه33) پیام بدن و شفای تن
(جلسه 34) اندیشه ی توانگر
(جلسه 35)پالایش
(جلسه 36)پالایش درونی
(جلسه 37) توانگری از راه نوشتن
(جلسه 38) توانگری از راه تصاویر
(جلسه 39) توانگری از راه کلام
(جلسه 40) پرداخت عشریه
(جلسه 41) توانگری و طرح الهی
(جلسه 42) توانگری و فرزانگی
(جلسه 43) توانگری از راه عشق
(جلسه 44) از دولت عشق
(جلسه 45)عشق شفا بخش
(جلسه 46)عشق رستاخیز بخش
(جلسه 47) بازگشت الهی
(جلسه 48)نوشتن نامه به فرشته
(جلسه 49) هفت سنخ آدمیان
(جلسه 50) مشاور اصلح
(جلسه 51) حرمت به خویشتن
(جلسه 52) هفت خوان سالک
(جلسه 53)استاد،گورو، آواتار
(جلسه 54) ادراک سلول اولیه
(جلسه 55)رهایی از خاطرات
(جلسه 56)کشف کودک درون
(جلسه 57)صحبت با کودک درون
(جلسه 58)ملاقات با کودک درون
پیوندها
اين ها جادوگرهاي خوبي هستند كه به من تو سياره ي جادوگرها سر مي زنند:
دلمشغولیهای یک ققنوس( دوست خوبم)
جادوگر 14(آناهیتای من)
توصیه های طلایی(کیمیاگر)
روانشناسی(محسن)
دنیای زیبای من(ساسان)
ترفند های یاهو (سمیرا)
افسانه ی خزان(زهرا)
دلمشغولی های من(مریم)
یادداشتهای یک وبلاگر
افسون(بهنوش)
به انتظار او(دلتنگ)
نارایانا(علی)
تولد دوباره(غزل)
alincc(علي)
ادبی(هانیه)
غم تنهایی من(لنی)
ای بهونه واسه موندن(سوگند)
ترگل ورگل(نفیسه)
سرزمین غم(راهزاد)
کبوتر خوشبختی(سعدانه)
بیا..تو.. اس ام اس(عماد)
دلتنگیهای یاس تنها(یاسمین)
خدايا خيلي دوستت دارم
ناگفته هاي آبجي كوچيكه(آبجي جادوگره)
بت پرست
زندگی یعنی توکل به خدا(یاسر)
نیلوفرانه(نیلوفر)
ساکن قلعه ی ساحلی
به نام خالق عشق(مهسا جون)
سکوت مهتاب(مهتاب)
آمیتیس تنهای دیوانه
یک قلب پاک از تمام معابد جهان زیباتر است(رضا)
کوچه(شادی)
کاش همیشه عاشق می ماندیم(زوپیتر)
مسافر خسته(شیطون)
آنجا که پیاده رو پایان می یابد(الهه)
یک طراح(امیر)
تازه های ادبی
دری به سوی سلامتی(ستایش)
تلاوت اشک(ظریفی)
عشق گمنام(رکسانا)
زندگي بهانه است براي با تو بودن(مهدي)
مناجاتكده(امير)
گربه سگ (سيمين)
ترشي هفت بيجار(مركا)
راه خاكستري(سارا)
قسم خورده(مهدي)
در حضور(آيكا)
خداي كامپيوتر(محمد رضا)
آن سوي هيچ ، فراسوي مرزهاي تنم(مونا)
سوني اريكسون ( آرش)
مرگ عشق(هميشه غايب)
صدف جنوبي(صدف)
مجنون و تنها
موفق باشي(مريم)
روزهاي عاشقي
درياي بي ساحل(مريم)
جوانه
مرد شب
غريبه
دختر مشرق(هاترا)
تولد دوباره
كوير
کلبه ی دل(داش حمید)
میکده(بچه هیئتی)
کارولین(کارولین)
گلزار(فائزه)
مدلی برای انسان(یه دوست)
پرواز تا اوج(شهروز)
شكوه تنهايي(محسن)
هجوم(احسان)
شور عشق(مولود نور)
عشق الهي(علي رضا)
تنهاترين(سعيد)
لحظه به لحظه(سبحان)
روزهاي عاشقي(عسل)
كشف بزرگ(الماس)
تيستو
مراد دل (محبوبه)
در آغوش خداوند(مرتضی)
زندگی و دیگر هیچ(حميد ژون)
سوشیانت
زندگیمون(احسان واله)
ياسمين(ياسمين)
مهر بيكران(دلتنگ)
آفتاب پرست(حسن)
آسمان آبي(كفشدوزك)
هري پاتر(پريسا)
بي قرار(مهدي)
من،سكوت،خدا(عباس)
سرزمين يخي(سودا)
پر پرواز(يكا)
بازي بزرگان(ريتا)
آواي دلكم(آوا)
پرواز تا اوج(شهروز)
از قطره تا در یا(امید)
عشق(یاسمین)
برنامه ريزي اعصاب و روان(وحيد)
جوجه طلایی
پرت و پلاهای من(فرناز)
اناش زمینی(جادوگر دریایی)
آیلار
یا ابا صالح کی می آیی(سادات)
رهاتر از پرنده(شایا)
سخی...عاشق(کیوان)
هامون تنهای من(بهار)
خاطرات پت و مت از زبان پت
دختر زمستان(سروناز)
چرت و پرت های یه پسر شیطون(مسعود جون)
عاشقی به ما نیومد(باشو خان)
دختری در مه(عاطی)
شاپرک بلاگ(مینا)
اگر که قابل بدونید خونه ی دل جای شماست(مریم)
شاپرک(شیدا)
برگی به دست باد(سارا)
در هم پیچیده(وبلاگ امین و دوستهاش)
اي آفتاب آهسته تر بر بام يارم كن نظر(مهدي)
ابر سفید
ستاره هاي ايران(شايان)
من شبنم خواب آلوده ي يك ستاره ام(ياس سپيد)
چشمك ستاره(ستاره)
ميرزا بدبين
آواي عشق(عرفان)
دئنا فرشته ي نيايش
وقتي سكوت مي كني به تو ايمان مي آورم(مسافر كوير)
سرزمين ارواح(امير)
خشونت دنيا يادم داد دوست بدارم(ج.ش)
بي نشان تر از سكوت(مزدك)
مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك
راز گل رازقي
آهنگهاي جديد،نرم افزار،عشقولانه،مطالب جالب(مسلم)
خانه ي دوست كجاست(حسين)
آنشرلي با موهاي قرمز
براي دختر ها و پسر هاي عاشق(بهروز)
آخرين فرياد(م- باران)
آدم برفی منم(علي مقدم كوهي)
گستره اي به وسعت عشق(داوود)
وسوسه اي براي زندگي(آنجل)
خيالهاي يك آدم بي خيال(مسیح قدیری)
مذهبي،كامپيوتر،سرگرمي(غلام اهل بيت)
شادي تا بي نهايت(عبدالله رضايي)
کشف دریچه های معرفت با هم(نرگس)
حرفی برای گفتن
جهانی پشت امواج
در جستجوي معنا
انتظار فرج
عشق واژه ي بي معني خداوند ( عاشق دلشكسته )
زندگي گربه اي (مريم شريعت پناهي)
ارواح(احمد)
جسم و جان
فرشته ي مهر( ميترا اقدسي)
پروانه وار پرواز كن (خودموني)
بوسه هاي عاشقانه ام بر باد(رويا)
در حضور( آيكا)
عشق يعني باران ( دختر باران )
نامه اي از آسمان (سپيده)
رسم اين دنيا عجيب است پس بيا برگرديم(نگار)
بهترينهاي يازدهمين جشنواره ي سينما(نينا)
حقايق پنهان( مهربون)
گلي از بوستان عشق ( محسن )
هنوز حرفهاي نا گفته دارم گوش كن ( پسر ايروني)
آرايشي ، عاشقانه ( شهلا)
عشق من و تو ( شهرزاد)
قرن 21 ( فريد خسروي)
روياي حقيقت (پريسا)
ماهي سياه كوچولو(تكتم)
عكسها و مطلبهاي زيبا(محمد رضا)
فرشته فيلم(احسان صباغي)
نداي منادي (آيلا)
من سكوتم از رضايت نيست(آرش)
پرواز مرغ فكر(مريم)
رهگذر مهتاب(غريبه)
خاطرات پت و مت از زبان پت
شعر و ادبيات و جك(بنيامين)
هر روز يه فكر جديد (مائده)
ايروني خسته (علي رضا)
درد هاي پنهان ( آيدا)
هرم تغذيه (منيژه)
جادوگران
سيگار دروازه ي اعتياد(يه دوست)
دلنوشته هاي باران (باران)
مجله ايران
روزهايم آفتابيست( هدي)
پروانه آرزوها (آرشيدا)
كامپيوتر من و تو ( الهام)
شهريار كوچولو
عاشقانه ها (تانيا)
كي واسه خودش همدم نمي خواد؟ ( نازي)
جزيره ي موفقيت (بابك)
خوشا آن دم كز استغناي هستي...(فريد)
سرزمين غم(راهزاد)
فرشته ام سلام ( ستاره)
آس كلاس
منو دو تا آبجيم (النا)
استعدادهاي برتر
جالبكده (مهدي)
اشعار برگزيده شاعران(شاعره)
آموزش كامپيوتر(داوود)
سلام به دوستان عزيز( وحيد)
رايحه ي عشق( ستاره ي سهيل)
كوچه هاي عشق(محمود)
چشم بر هم مي نهم...(هستي)
يادداشتهاي پراكنده و نقاشيهاي خط خطي(سيمين)
عشق تو نوشتني نيست ( ندا)
سلوك بي سامان( ساحر علي)
بدون عنوان( يه آدم كور)
ساحره
نابودگران نقره اي(مبارز سه شنبه)
گور خر بالدار
راه بازگشت ( علي)
مشقهاي بچگي(مهرانه)
من و تنهايي(امين)
قاطي پاتي ( علي)
مهدي جادوگر تنها( مهدي)
رازهاي نهفته
مجله ايران
سياوش قاسمي
سيزده (محمد رضا خالقي زاده)
جادوگران ( Neo, The Begin of an End )
جادوگران( rocrider)
آذرزاد(ليلا)
طنز نبشته هاي سعيد زاهدي(جكسون)
سارش(امين شفيعي)
جادوگر حرفه اي ( مهدي جادوگر)
آرامش سكوت (فرشته ي مهربون)
تارميتاباورد(تارمي)
درست يا نادرست( آرش پيرزاده)
عشق پوشالي( ندا)
خدا عشق است و عشق همه چيز(محمد حسين)
مديريت به سبك ايراني ( امير حسين)
خواب و رويا ( علي پويا)
هو حق مددي الله نظري(شريف علي)
ميثم كربلائي
ريكي و انرژي(ثريا)
متافيزيك و فراروانشناسي(فريور)
رنگارنگ(داريوش)
دفتر عشق من (حسين)
صداي آشنا
دو قلوها (زهرا و زهره)
هميشه بهار
جادوگران(سپنتا)
يگانه (يكرو)
براي چندمين بار( فاطمه)
گردنهاي كشيده (حپاو)
منتظران گل ياس(حسن)
داداشي
دروازه(گلادياتور بدون سپر)
قفس(خودآ)
چهار اثر از فلورانس اسكاول شين (علي اكبر)
دانا براي آنها كه بيشتر مي خواهند بدانند(علي)
سلام (فرشيد)
راوي
روزنه اي به نور(بهار)
دكتر الهي قمشه اي(داوود موسوي)
بروبكس رپر امارات
شهزاده فانوسهاي روشن(مريم)
انتظار ديدنت ديوونه ام ميكنه(آهسته)
اي كه دور از من و در قلب مني ( نازگل)
پر پرواز(زهرا)
از جهنم تا بهشت(شبنم)
طوطي(صدف)
نازنين گل يخ(نازنين)
به نام تو اي مهربان ترين، خدا(مهديا)
مي ناب (ريحانه)
انگشت فرشته (ليلي)
خداوند كجا نيست؟(سيد)
تفكر مثبت(گيلدا)
دلتنگ دلتنگيهاي آسمان
ياس كبود بهشتي(حمزه)
مجنون خانه
بي تو بودن كار من نيست(مريم)
شب مهتابي ( احسان)
آمريكا جون
در خلوت صوفي(علي يار)
صوفيان(علي يار)
فقط آف و اس ام اس(x)
يا باد آن روزگاران ( مهناز)
dark art
سايه روشن(مريم)
غريبه
اورمزد(مريم)
چسب زخم ديجيتال(نيوشا)
دندان پزشكي( دكتر سيد امير نيكوئي نهالي)
من و تو ما مي شويم ( هادي)
صدا كن مرا(جهانگرد)
آهنگ و آهنگسازي ( كارنگ)
علي عليه السلام( حامد عليشاه عيسوي)
سفر يا همسفر( فرنوش)
روح جادوگر(زهره)
فكر بزرگ( دختر آفتاب_ دختر مهتاب)
خداوند كجا نيست؟( سيد)
عشق من و تو( شهرزاد)
بانوي وحشي ( گارد جاويدان)
گاه نوشت(حميد رضا)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان