تبليغاتX
دست نوشته هاي يك جادوگر
هر گونه کپی حتی با قید نام وبلاگ ممنوع بوده و پیگرد قانونی به همراه دارد.

سلام سلام سلام سلام سلام.با جلسه ي شانزدهم از كلاس جادوگري در خدمت شما هستم!خوب!

 

اول از اون دوستاني كه از من هفت مراقبه براي هفت روز هفته خواسته بودن ، عذر خواهي مي كنم كه تك تك ، جواب آف هاشون رو ندادم. اما در عوض توي نظرات پست قبلم ، اون هفت مراقبه رو نوشتم كه يه جور هايي مرور بر درسهايي هم كه تا حالا داشتيمه _ چون اگه اين جا مي نوشتم اين پست خيلي طولاني مي شد. _ اگه شما هم دوست داشتين، مي تونين اون ها رو بخونين و انجام بدين.

 

اما بيشتر دوستهاي خوبم در آف هاشون خواسته بودند كه همچنان تمرينات و درسهاي  نيمه ي تاريك رو ادامه بديم.  ما در آينده  باز هم از نيمه ي تاريك با هم حرف مي زنيم .من توي اين پستم هم سعي مي كنم ريشه يابي ترس و ارتباطش با نيمه ي تاريك رو توضيح بدم چون بيشتر سوال ها يي كه از من شده بود، در اين مورد بود.

خوب! بريم سراغ مبحث جديد. مي خوايم با هم درباره ي " ترس " صحبت كنيم. باشه؟

 

             "  ترس ‌ " چيه؟!

 

يكي از دوستان خوبم پرسيده  "چرا هر كسي رو كه دوست مي دارم از دست مي دم؟ حتي حالا كه سعي ميكنم مثبت فكر كنم هميشه ترس از دست دادن دارم. انگار همين باعث ميشه همه ي چيز هايي رو كه دوست دارم ، از دست بدم! "

 

و چند تا از دوستهاي خوبم هم آف گذاشته بودن كه چرا وقتي روي به دست آوردن چيزي خيلي متمركز مي شند، انگار يك دفعه همه چي به هم مي ريزه و بر عكس ميشه؟ " ترس انجام نشدن و به دست نياوردن يك چيز " گاهي اينقدر در ما شديده كه وقي مثلا" 5 گاست( گاست واحد انرژيه، مي تونين بخونين مثلا" 5 كيلو!)  به داشتن چيزي متمركز مي شيم ، 8 گاست در ته وجودمون " مي ترسيم " كه "اگه نشه " چي؟! اگه  به دستش نيارم چي؟! واسه همين دانشمندان ذهني مي گن

 

           " ترس " يه جور تمركزه اما همراه با انرژي منفي.

 

وقتي تمرينات نيمه ي تاريك رو انجام مي ديم ، به اين نتيجه مي رسيم كه در همه ي ما " ترس" از يك چيزي وجود داره. ترس از فقر، از تنهايي، از بيكاري،ترس از دست دادن عزيزان، ترس از دست دادن همه ي چيز هايي كه دوستشون داريم.و حتي ترس ها و اضطرابهاي ناشناخته كه نمي دونيم ريشه شون در كجاست! اما به هر حال چون ترس در ما خيلي قدمت داره و ريشه در ايام كودكي و نيمه ي تاريك و خيلي چيز هاي ديگه داره ، قدرت خيلي عجيبي داره!

 حتما" شنيدين مي گن " از هر چي كه بترسي، سرت مي آد!!! " واقعا" همينه! چون قانون كائنات مي گه به هر چيزي كه تمركز كني، و باورش كني ، اون رو مي سازي و خلق مي كني، به همين دليل از هر چيزي كه بترسي و اضطراب و نگراني اون رو داشته باشي ، خلقش مي كني.

 

 

 

تكنيك بررسي ريشه هاي  يك ترس:

 

يك ورق كاغذ بردارين و بر اساس اولويت هاتون، پنج تا از ترس هاتون رو بنويسين. مثلا" ترس از تاريكي. ترس از گربه. ترس از بودن در جمع. ترس از بلندي. ترس از آينده. ترس از ، ازدست دادن يك دوست ، ترس از قبول نشدن در كنكور و.....( مهمترين هاش رو بنويسين.)

 

حالا تمرين " خرد كردن و بررسي كردن " رو براي هر كدوم اون ها انجام بدين. چه طوري؟ به صورت سوال و جواب.

مثلا" من اين رو از صحبت با يكي از دوستان وبلاگيم _ بعد از كسب اجازه از خودش _

براتون مي نويسم.اون از " از دست دادن كسي كه دوستش داره  " مي ترسه. اون مدام سعي ميكنه خودش رو به شكلي در بياره كه طرف مقابلش مي خواد و براي همين مدام خواسته هاي خودش رو زير پا مي گذاره.

 اون اين سوال و جواب ها رو، با راهنمايي من، براي خودش نوشت و بهش صادقانه جواب داد.

 

- اگه اون رو از دست بدم ، چي مي شه؟

- تنها مي شم.

- اگه تنها بشم چي مي شه؟

- غمگين مي شم.

- اگه غمگين بشم، چي مي شه؟

- بي حوصله و بي انگيزه مي شم.

- اگه بي انگيزه بشم چي مي شه؟

- از زندگي بدم مي آد.

- اگه از زندگي بدم بياد چي مي شه؟

- احساس بدبختي مي كنم.

- اگه احساس بدبختي كنم چي مي شه؟

-دلم مي خواد برم بميرم.طاقتش رو ندارم.

-اگه نميرم و مجبور باشم تحمل كنم چي ميشه؟

- احساس بي ارزشي مي كنم. احساس اين كه به اندازه ي كافي خوب نبودم كه از دستش دادم.

-اگه احساس بي ارزشي كني چي ميشه؟

- عصباني ميشم. دلخور مي شم.يعني لايق اين نيستم كه دوست داشته بشم!

و....

 

خوب! اين يعني بررسي ريشه ي يك ترس.اين ترس از احساس " بي ارزش بودن" و احساس " به اندازه ي كافي خوب و دوستداشتني نبودن" منشا گرفته. در واقع اون فكر مي كنه فقط وقتي با ارزشه ، كه توسط ديگران مورد دوست داشتن و پذيرش قرار بگيره. اون خودش رو دوست نداره به همين دليل حتي نمي تونه قانون بخشايش رو در باره ي خودش انجام بده. در واقع اون صفت" خوب نبودن" رو كه در نيمه ي تاريكش قايم كرده، نمي تونه بپذيره و نمي تونه خودش رو به خاطر داشتن اون صفت ببخشه!

 خوب! حالا به نظرتون اون بايد چه طوري با اين ترس " از دست دادن" مقابله كنه؟ درسته! براي اين كار، حتي هزار بار گفتن و تكرار اين كه " من شجاعم و  من نمي ترسم! " واقعا" بي فايده است!

 اون بايد با اين ترس برخورد ريشه اي بكنه. يعني چي؟

يعني اگه اون خودش رو بپذيره و احساس با ارزش بودن پيدا كنه ، ديگه فكر نمي كنه كه فقط وقتي مورد تاييد ديگران قرار بگيره ، باارزشه. اول بايد بار احساسي اي رو كه به اين صفت داره از دست بده و خودش رو كامل بپذيره. براي اين كار بايد به پست قبلي و نحوه ي تحت تملك درآورن ويژگي ها رجوع كنه و اون تمرينات رو انجام بده.

 

نكته: ترس ها فقط روحي نيستن. براي ترس هايي كه خيلي فيزيكي  و خاص هستن  _ و خصوصا" براي ترس هاي موهومي _ انتهاي هر كدوم از جواب هاتون ، براي خودتون بنويسين كه چقدر احتمال داره اين اتفاق براي من بيفته؟ يه مثال واقعي مي زنم.

 

مثال دوم: دوستي داشتم  به شدت از ارتفاع مي ترسيد! اين واقعا" يه ترس بيمار گونه و موهومي،  نسبت به ارتفاع بود! اون هرگز با كسي كوه  نمي رفت! هرگز مهموني يكي از دوستها، كه خونه اش طبقه ي پنجم بود و پله هاشون نرده نداشت، نمي رفت! هرگز پشت بوم نمي رفت! اون هميشه از بيرون رفتن با ديگران وحشت داشت چون مي ترسيد مجبور بشه با اون ها به جايي بره كه روي بلندي و ارتفاعه!!!

( شايد ترس اون، به نظر ما خيلي مضحك بياد اما واقعا" وجود داشته و داره! شايد جوابهايي كه به سوالات داده به نظرتون عجيب بياد اما واقعيت اينه كه اون سعي كرده با عميق شدن در تاريكي هاي درونش عميق ترين احساساتش رو صادقانه بررسي كنه و اين شجاعت بزرگيه كه همه ي ما نداريم!)

 

 وقتي ترسش رو به شيوه ي سوال و جواب خرد كرد، به اين نتيجه رسيد كه:

 

- اگه بالاي بلندي برم ، چي ميشه؟

- شايدزبونم از ترس بند بياد!            ( چقدر احتمال داره واقعا" اين اتفاق بيفته؟)

- اگه زبونم از ترس بند بياد چي ميشه؟

- آبروم پيش اونهايي كه اون جا هستند ميره!

- اگه اين طوري بشه چي ميشه؟

- به من مي خندن و توي دلشون مي گند چقدر مسخره هستم!    (چقدر احتمال داره اين اتفاق بيفته؟)

- اگه همه ي اين ها پيش بياد مگه چي ميشه؟

- شايد من رو به ديگران نشون بدن و بهم بخندن!   (چقدر احتمال داره اين اتفاق بيفته؟)

- اگه اين كار رو بكنن چي مي شه؟

- شايد اين موضوع كم كم  به گوش همه برسه!      (چقدر احتمال داره اين اتفاق بيفته؟)

- اگه برسه چي ميشه؟

-  اگه اين طوري بشه، من هميشه تنها مي مونم ! هر كسي رو كه دوست بدارم، به خودش ميگه من چقدر ترسو ئم ! و براي همين از من متنفر مي شه و تركم مي كنه!       (چقدر احتمال داره اين اتفاق بيفته؟)

- اگه همه ي اين ها پيش بياد و طرف مقابل من، بگه من ترسو هستم و تركم كنه، چي مي شه؟

- احساس وحشتناكي به خودم پيدا ميكنم!فكر مي كنم واقعا" بي ارزشم كه اين طوري در مورد من فكر مي كنه! فكر مي كنم واقعا" دوست داشتني نيستم! شايد تا آخر عمرم تنها بمونم و هرگز كسي رو پيدا نكنم كه بتونم دوستش داشته باشم و دوستم بداره!

- و.....

بعضي وقت ها ، با محاسبه ي درصد اين كه واقعا" چقدر احتمال داره چيز هايي كه ازشون مي ترسيم همون جوري كه ما فكر مي كنيم ، اتفاق بيفته، خودمون خنده مون مي گيره!

يه نكته ي ديگه كه از اين مثال دوم ميشه فهميد  اينه كه ريشه ي خيلي از ترس ها، و اضطرابها همون احساس " بي ارزش بودن و عدم پذيرش خود" و " نياز به تائيد ديگرانه." يعني باور اين كه فقط وقتي خوبم كه ديگران دوستم داشته باشن و تائيدم كنند!

 

نتيجه: از هر چيزي كه مي ترسيم اول بايد اون رو بررسي كنيم و بعد از پيدا كردن ريشه ها،از تمرين هاي به تملك در آوردن ويژگيها( پست قبلي) استفاده كنيم. البته تمرين هاي ديگه اي هم هست كه وقتي درسمون بهشون برسه حتما" با هم انجامش مي ديم.

 

در پايان مي خوام چند خطي هم از قول " فلورانس اسكاول شين" معلم بزرگ ماورا الطبيعه، بنويسم.

اون ، در چهار اثرش، مي گه:ترس و نگراني و دلشوره همزاد هايي همجنس هستند. اگر در مورد چيزي نگراني يا دلشوره و اضطراب داري، در واقع ، از چيزي مي ترسي! بزرگترين ترس در انسان "ترس از دست دادن " است و آن ، از اين جا نشات مي گيرد كه ما باور مي كنيم ، قدرتهاي زيادي وجود دارند كه مي توانند چيزهايي را كه دوست مي داريم، از ما بگيرند! در واقع ، انگار ، به غلط، باور كرده ايم،غير از خدا ، قدرتي هم هست! هر وقت بترسي، از دست مي دهي! هر وقت بترسي، شكست مي خوري!

در انجيل آمده:"اي كم ايمانان! چرا ترسان هستيد؟!"پس ترس يعني ايمان انحراف يافته و وارونه!

موسي به قوم خود گفت:"نترسيد! بايستيد تا نجات خداوند را ببينيد!" در مزمور بيست و هفتم ، كه بشارت فتح و ظفر مي دهد، آمده :"خداوند نور و نجات من است، از كه بترسم؟! خداوند، ملجا جان من است، از كه هراسان شوم؟!"

"اسكاول شين " ميگه هر وقت احساس ترسي كردي خصوصا" در مورد از دست دادن چيزي، از قدرت سحرآميز كلامت كه مثل عصاي موسي شكافاننده ي درياست ، استفاده كن و اين جمله ي تاكيدي را به كار ببر كه:

در ذهن الهي، از دست دادن وجود ندارد! پس محال است من چيزي را كه حق الهي من است، از دست بدهم!  چون تنها يك قدرت وجود دارد و آن هم قدرت خداست!

 

پروردگارا!كمكمان كن تا در يابيم كه در دنيا فقط يك قدرت وجود دارد و آن هم تو هستي! آمين!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 2:14  توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من یک جادوگر سرگردانم...دستت را به من بده و تنهائیت را با من قسمت کن...

نوشته های پیشین
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
آرشیو موضوعی
سرگذشت جادوگر
چرا جادوگر سرگردان؟!
توضیحات یک جادوگر قبل از شروع کلاس جادوگری
(جلسه 1 ) دفتر مراقبه
(جلسه 2 ) ماند
(جلسه 3 ) موج مثبت و منفی
(جلسه 4 )آلفای قبل از خواب
(جلسه 5) تجسم خلاق
(جلسه6 ) کارما
(جلسه 7 )بچه غول بیشعور!
(جلسه 8 )جادوی کلمات
(جلسه 9 )قانون سپاس
(جلسه 10 ) لحظه ی ابدی اکنون
(جلسه 11) قانون بخشایش
(جلسه 12) نیمه تاریک
(جلسه 13) نیمه تاریک
(جلسه 14) نیمه تاریک
(جلسه15) نیمه تاریک
(جلسه 16) خرد کردن ترس
(جلسه17) سیستم آرزوها
(جلسه 18) سیستم آرزوها
(جلسه 19) سیستم آرزوها
(جلسه 20) سیستم آرزوها
(جلسه 21) سیستم آرزوها
(جلسه 22) سیستم آرزوها
(جلسه 23) سیستم آرزوها
(جلسه 24) سیستم آرزوها
(جلسه 25) قوانین ارتباطات
(جلسه 26) دوست داشتن خود
(جلسه 27) تولد دوباره
(جلسه 28)خانه تکانی ذهنی
(جلسه 29) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 30) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 31) خانه تکانی ذهنی
(جلسه32) گوش دادن به پیام بدن
(جلسه33) پیام بدن و شفای تن
(جلسه 34) اندیشه ی توانگر
(جلسه 35)پالایش
(جلسه 36)پالایش درونی
(جلسه 37) توانگری از راه نوشتن
(جلسه 38) توانگری از راه تصاویر
(جلسه 39) توانگری از راه کلام
(جلسه 40) پرداخت عشریه
(جلسه 41) توانگری و طرح الهی
(جلسه 42) توانگری و فرزانگی
(جلسه 43) توانگری از راه عشق
(جلسه 44) از دولت عشق
(جلسه 45)عشق شفا بخش
(جلسه 46)عشق رستاخیز بخش
(جلسه 47) بازگشت الهی
(جلسه 48)نوشتن نامه به فرشته
(جلسه 49) هفت سنخ آدمیان
(جلسه 50) مشاور اصلح
(جلسه 51) حرمت به خویشتن
(جلسه 52) هفت خوان سالک
(جلسه 53)استاد،گورو، آواتار
(جلسه 54) ادراک سلول اولیه
(جلسه 55)رهایی از خاطرات
(جلسه 56)کشف کودک درون
(جلسه 57)صحبت با کودک درون
(جلسه 58)ملاقات با کودک درون
پیوندها
اين ها جادوگرهاي خوبي هستند كه به من تو سياره ي جادوگرها سر مي زنند:
دلمشغولیهای یک ققنوس( دوست خوبم)
جادوگر 14(آناهیتای من)
توصیه های طلایی(کیمیاگر)
روانشناسی(محسن)
دنیای زیبای من(ساسان)
ترفند های یاهو (سمیرا)
افسانه ی خزان(زهرا)
دلمشغولی های من(مریم)
یادداشتهای یک وبلاگر
افسون(بهنوش)
به انتظار او(دلتنگ)
نارایانا(علی)
تولد دوباره(غزل)
alincc(علي)
ادبی(هانیه)
غم تنهایی من(لنی)
ای بهونه واسه موندن(سوگند)
ترگل ورگل(نفیسه)
سرزمین غم(راهزاد)
کبوتر خوشبختی(سعدانه)
بیا..تو.. اس ام اس(عماد)
دلتنگیهای یاس تنها(یاسمین)
خدايا خيلي دوستت دارم
ناگفته هاي آبجي كوچيكه(آبجي جادوگره)
بت پرست
زندگی یعنی توکل به خدا(یاسر)
نیلوفرانه(نیلوفر)
ساکن قلعه ی ساحلی
به نام خالق عشق(مهسا جون)
سکوت مهتاب(مهتاب)
آمیتیس تنهای دیوانه
یک قلب پاک از تمام معابد جهان زیباتر است(رضا)
کوچه(شادی)
کاش همیشه عاشق می ماندیم(زوپیتر)
مسافر خسته(شیطون)
آنجا که پیاده رو پایان می یابد(الهه)
یک طراح(امیر)
تازه های ادبی
دری به سوی سلامتی(ستایش)
تلاوت اشک(ظریفی)
عشق گمنام(رکسانا)
زندگي بهانه است براي با تو بودن(مهدي)
مناجاتكده(امير)
گربه سگ (سيمين)
ترشي هفت بيجار(مركا)
راه خاكستري(سارا)
قسم خورده(مهدي)
در حضور(آيكا)
خداي كامپيوتر(محمد رضا)
آن سوي هيچ ، فراسوي مرزهاي تنم(مونا)
سوني اريكسون ( آرش)
مرگ عشق(هميشه غايب)
صدف جنوبي(صدف)
مجنون و تنها
موفق باشي(مريم)
روزهاي عاشقي
درياي بي ساحل(مريم)
جوانه
مرد شب
غريبه
دختر مشرق(هاترا)
تولد دوباره
كوير
کلبه ی دل(داش حمید)
میکده(بچه هیئتی)
کارولین(کارولین)
گلزار(فائزه)
مدلی برای انسان(یه دوست)
پرواز تا اوج(شهروز)
شكوه تنهايي(محسن)
هجوم(احسان)
شور عشق(مولود نور)
عشق الهي(علي رضا)
تنهاترين(سعيد)
لحظه به لحظه(سبحان)
روزهاي عاشقي(عسل)
كشف بزرگ(الماس)
تيستو
مراد دل (محبوبه)
در آغوش خداوند(مرتضی)
زندگی و دیگر هیچ(حميد ژون)
سوشیانت
زندگیمون(احسان واله)
ياسمين(ياسمين)
مهر بيكران(دلتنگ)
آفتاب پرست(حسن)
آسمان آبي(كفشدوزك)
هري پاتر(پريسا)
بي قرار(مهدي)
من،سكوت،خدا(عباس)
سرزمين يخي(سودا)
پر پرواز(يكا)
بازي بزرگان(ريتا)
آواي دلكم(آوا)
پرواز تا اوج(شهروز)
از قطره تا در یا(امید)
عشق(یاسمین)
برنامه ريزي اعصاب و روان(وحيد)
جوجه طلایی
پرت و پلاهای من(فرناز)
اناش زمینی(جادوگر دریایی)
آیلار
یا ابا صالح کی می آیی(سادات)
رهاتر از پرنده(شایا)
سخی...عاشق(کیوان)
هامون تنهای من(بهار)
خاطرات پت و مت از زبان پت
دختر زمستان(سروناز)
چرت و پرت های یه پسر شیطون(مسعود جون)
عاشقی به ما نیومد(باشو خان)
دختری در مه(عاطی)
شاپرک بلاگ(مینا)
اگر که قابل بدونید خونه ی دل جای شماست(مریم)
شاپرک(شیدا)
برگی به دست باد(سارا)
در هم پیچیده(وبلاگ امین و دوستهاش)
اي آفتاب آهسته تر بر بام يارم كن نظر(مهدي)
ابر سفید
ستاره هاي ايران(شايان)
من شبنم خواب آلوده ي يك ستاره ام(ياس سپيد)
چشمك ستاره(ستاره)
ميرزا بدبين
آواي عشق(عرفان)
دئنا فرشته ي نيايش
وقتي سكوت مي كني به تو ايمان مي آورم(مسافر كوير)
سرزمين ارواح(امير)
خشونت دنيا يادم داد دوست بدارم(ج.ش)
بي نشان تر از سكوت(مزدك)
مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك
راز گل رازقي
آهنگهاي جديد،نرم افزار،عشقولانه،مطالب جالب(مسلم)
خانه ي دوست كجاست(حسين)
آنشرلي با موهاي قرمز
براي دختر ها و پسر هاي عاشق(بهروز)
آخرين فرياد(م- باران)
آدم برفی منم(علي مقدم كوهي)
گستره اي به وسعت عشق(داوود)
وسوسه اي براي زندگي(آنجل)
خيالهاي يك آدم بي خيال(مسیح قدیری)
مذهبي،كامپيوتر،سرگرمي(غلام اهل بيت)
شادي تا بي نهايت(عبدالله رضايي)
کشف دریچه های معرفت با هم(نرگس)
حرفی برای گفتن
جهانی پشت امواج
در جستجوي معنا
انتظار فرج
عشق واژه ي بي معني خداوند ( عاشق دلشكسته )
زندگي گربه اي (مريم شريعت پناهي)
ارواح(احمد)
جسم و جان
فرشته ي مهر( ميترا اقدسي)
پروانه وار پرواز كن (خودموني)
بوسه هاي عاشقانه ام بر باد(رويا)
در حضور( آيكا)
عشق يعني باران ( دختر باران )
نامه اي از آسمان (سپيده)
رسم اين دنيا عجيب است پس بيا برگرديم(نگار)
بهترينهاي يازدهمين جشنواره ي سينما(نينا)
حقايق پنهان( مهربون)
گلي از بوستان عشق ( محسن )
هنوز حرفهاي نا گفته دارم گوش كن ( پسر ايروني)
آرايشي ، عاشقانه ( شهلا)
عشق من و تو ( شهرزاد)
قرن 21 ( فريد خسروي)
روياي حقيقت (پريسا)
ماهي سياه كوچولو(تكتم)
عكسها و مطلبهاي زيبا(محمد رضا)
فرشته فيلم(احسان صباغي)
نداي منادي (آيلا)
من سكوتم از رضايت نيست(آرش)
پرواز مرغ فكر(مريم)
رهگذر مهتاب(غريبه)
خاطرات پت و مت از زبان پت
شعر و ادبيات و جك(بنيامين)
هر روز يه فكر جديد (مائده)
ايروني خسته (علي رضا)
درد هاي پنهان ( آيدا)
هرم تغذيه (منيژه)
جادوگران
سيگار دروازه ي اعتياد(يه دوست)
دلنوشته هاي باران (باران)
مجله ايران
روزهايم آفتابيست( هدي)
پروانه آرزوها (آرشيدا)
كامپيوتر من و تو ( الهام)
شهريار كوچولو
عاشقانه ها (تانيا)
كي واسه خودش همدم نمي خواد؟ ( نازي)
جزيره ي موفقيت (بابك)
خوشا آن دم كز استغناي هستي...(فريد)
سرزمين غم(راهزاد)
فرشته ام سلام ( ستاره)
آس كلاس
منو دو تا آبجيم (النا)
استعدادهاي برتر
جالبكده (مهدي)
اشعار برگزيده شاعران(شاعره)
آموزش كامپيوتر(داوود)
سلام به دوستان عزيز( وحيد)
رايحه ي عشق( ستاره ي سهيل)
كوچه هاي عشق(محمود)
چشم بر هم مي نهم...(هستي)
يادداشتهاي پراكنده و نقاشيهاي خط خطي(سيمين)
عشق تو نوشتني نيست ( ندا)
سلوك بي سامان( ساحر علي)
بدون عنوان( يه آدم كور)
ساحره
نابودگران نقره اي(مبارز سه شنبه)
گور خر بالدار
راه بازگشت ( علي)
مشقهاي بچگي(مهرانه)
من و تنهايي(امين)
قاطي پاتي ( علي)
مهدي جادوگر تنها( مهدي)
رازهاي نهفته
مجله ايران
سياوش قاسمي
سيزده (محمد رضا خالقي زاده)
جادوگران ( Neo, The Begin of an End )
جادوگران( rocrider)
آذرزاد(ليلا)
طنز نبشته هاي سعيد زاهدي(جكسون)
سارش(امين شفيعي)
جادوگر حرفه اي ( مهدي جادوگر)
آرامش سكوت (فرشته ي مهربون)
تارميتاباورد(تارمي)
درست يا نادرست( آرش پيرزاده)
عشق پوشالي( ندا)
خدا عشق است و عشق همه چيز(محمد حسين)
مديريت به سبك ايراني ( امير حسين)
خواب و رويا ( علي پويا)
هو حق مددي الله نظري(شريف علي)
ميثم كربلائي
ريكي و انرژي(ثريا)
متافيزيك و فراروانشناسي(فريور)
رنگارنگ(داريوش)
دفتر عشق من (حسين)
صداي آشنا
دو قلوها (زهرا و زهره)
هميشه بهار
جادوگران(سپنتا)
يگانه (يكرو)
براي چندمين بار( فاطمه)
گردنهاي كشيده (حپاو)
منتظران گل ياس(حسن)
داداشي
دروازه(گلادياتور بدون سپر)
قفس(خودآ)
چهار اثر از فلورانس اسكاول شين (علي اكبر)
دانا براي آنها كه بيشتر مي خواهند بدانند(علي)
سلام (فرشيد)
راوي
روزنه اي به نور(بهار)
دكتر الهي قمشه اي(داوود موسوي)
بروبكس رپر امارات
شهزاده فانوسهاي روشن(مريم)
انتظار ديدنت ديوونه ام ميكنه(آهسته)
اي كه دور از من و در قلب مني ( نازگل)
پر پرواز(زهرا)
از جهنم تا بهشت(شبنم)
طوطي(صدف)
نازنين گل يخ(نازنين)
به نام تو اي مهربان ترين، خدا(مهديا)
مي ناب (ريحانه)
انگشت فرشته (ليلي)
خداوند كجا نيست؟(سيد)
تفكر مثبت(گيلدا)
دلتنگ دلتنگيهاي آسمان
ياس كبود بهشتي(حمزه)
مجنون خانه
بي تو بودن كار من نيست(مريم)
شب مهتابي ( احسان)
آمريكا جون
در خلوت صوفي(علي يار)
صوفيان(علي يار)
فقط آف و اس ام اس(x)
يا باد آن روزگاران ( مهناز)
dark art
سايه روشن(مريم)
غريبه
اورمزد(مريم)
چسب زخم ديجيتال(نيوشا)
دندان پزشكي( دكتر سيد امير نيكوئي نهالي)
من و تو ما مي شويم ( هادي)
صدا كن مرا(جهانگرد)
آهنگ و آهنگسازي ( كارنگ)
علي عليه السلام( حامد عليشاه عيسوي)
سفر يا همسفر( فرنوش)
روح جادوگر(زهره)
فكر بزرگ( دختر آفتاب_ دختر مهتاب)
خداوند كجا نيست؟( سيد)
عشق من و تو( شهرزاد)
بانوي وحشي ( گارد جاويدان)
گاه نوشت(حميد رضا)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان