تبليغاتX
دست نوشته هاي يك جادوگر
هر گونه کپی حتی با قید نام وبلاگ ممنوع بوده و پیگرد قانونی به همراه دارد.

سلام سلام سلام سلام سلام.به بيستمين كلاس جادوگري خوش اومدين! هزار تا سلام و خوش آمد، همراه با تبريك سال نو و آرزوي برآورده شدن آرزوهاي خوب همه تون در جهت خير و صلاح همگان. خوشحالم كه ادامه ي سيستم آرزوها رو در سال جديد براتون مي نويسم.بي مقدمه مي ريم سراغ قانون 17 آرزوها. آماده اين؟ پس لطفا" حسابي با دقت بخونين و بهش عمل كنين.

 

قانون  17_جادوي كلام را فراموش نكن! بعد از آرزو كردن بايد از يه سري ورد هاي جادوگري براي برآورده شدن آرزوها استفاده كرد! جملاتي مثل " من هر چي كه مي خوام ، از راه هاي عالي، فوري بهش مي رسم! خدا هميشه دعاهاي من رو به بهترين شكل ممكن اجابت مي كنه ! و ... " از نمونه هاي اين ورد ها هستند.

ما با كلاممون براي خودمون دو جور قانون ، وضع مي كنيم : 1 _ قانون شكست.  2 _ قانون موفقيت.  كسي كه جادوي كلام رو ميشناسه، بسيار مواظبه كه با كلامي كه بر زبان مي ياره، براي خودش قوانين شكست وضع نكنه!

من اين مبحث رو در درسهاي پيش مفصلا" توضيح دادم كه بچه غول بيشعور چه طوري كلام ما رو برامون ميسازه بدون اينكه به خير يا شر بودن اون فكر كنه. حالا فقط مي خوام يه بار ديگه بگم لطفا" مراقب كلامتون باشين! چون طبق گفته ي انجيل " از سخنان خود عادل شمرده خواهي شد و از سخن هاي تو بر تو حكم رانده خواهد شد! "

مراقب باشين امثال اين جملات رو كه  " من كه هر چي بخوام ، خدا بهم نمي ده!  اي بابا! ما كه از اين شانس ها نداريم! اووه! حالا كو تا من به اين آرزوها برسم! و ...." رو براي هميشه از فهرست جملاتتون حذف كنين!

 

 

قانون 18 _ كندن گودال براي آمدن باران. ( يعني داشتن ايمان فعال) در كتاب مقدس ، حكايت سه پادشاه كه بدون ذره اي آب براي افراد و اسبهايشان مانده بودند، ذكر شده است. مدتها بود باران نيومده بود و اثري از هيچ ابري در كار نبود.

 آنها با الياس نبي مشورت كردند و او اين پيام حيرت انگيز رو به آنها دادكه: "خداوند مي فرمايد آنگاه كه اثري از باد و باران نمي بينيد، اين دره را از گودالها پر كنيد. " اونها به حرف الياس نبي براي آمدن باران ، ايمان واقعي داشتند، و براي همين ، براي جمع شدن آب باران ، مشغول كندن گودال شدند و دقايقي بعد، گودالهاي اونها با آب باران پر شد!

كندن گودالها يعني انسان درست لحظه اي كه كوچكترين نشانه اي از آنچه طلبيده، نمي بيند، بايد براي دريافت آن تدارك ببيند! شايد اين رو شنيده باشين كه مي گن " از بين اون كساني كه براي آمدن باران به بيابان ميرن و دعا مي كنند فقط اون هايي كه با خودشون چتر بردن ، به اثر دعا و آمدن باران، ايمان دارند! آوردن چتر، علامت " ايمان فعال " اونها ست!

 

اين جمله رو به خاطر بسپرين : انسان تنها آن چيزي را مي تواند به دست آورد كه خود را در حال ستاندن آن ببيند!

 

ايمان فعال :

فقط اين كه ما بگيم دعا كرديم  تا آرزو مون رو به دست بياريم و به سيستم آرزوها ايمان داريم ، كافي نيست! ما بايد باور داشته باشيم كه اگه چيزي رو مي خوايم، كائنات موظفند اون رو در اختيار ما قرار بدهند.  اما ما بايد اين باور رو به صورت يه كار عملي به منصه ي ظهور برسونيم .به انجام كاري كه علامت ايمان و باور واقعي ما به انجام شدن يه آرزوئه، مي گن : " داشتن ايمان فعال " .

 هيچ آرزويي بدون داشتن ايمان فعال برآورده نميشه! .( يعني اگه بگيم به اومدن بارون ايمان داريم اما چتر با خودمون نبريم، يعني ته قلبمون ايمان و  باور نداريم كه بارون مي ياد!  و اين يعني كه ايمان فعال نداريم.)

 

فراموش نكنين هر آرزو مثل يك آتشفشان خاموشه. اگه بخوايم يه آتشفشان  واقعي ببينيم ، بايد آتشفشان خاموش رو به آتشفشان فعال تبديل كنيم!

 

قانون 19 _ ذهن استدلالي را زنداني كنيد! وقتي الياس نبي به اون سه پادشاه گفت كه اگه بارون مي خوايد اول گودالتون رو بكنيد، اونها چي فكر كردند؟ مجسم كنين توي شرايط آب و هوايي خشك و داغ كه ماهها بارون نيومده، در حالي كه هزاران نفر از افراد و زير دستان دارن از تشنگي هلاك ميشند و توانايي كار كردن هم ندارند، سه پادشاه شروع به كندن گودال كردند و به همه هم گفتند گودال بكنين تا بارون بياد!  حتما" خيلي از اون ها توي دلشون گفتن: بارون از كجا؟ حتي يه ابر هم توي آسمون نيست! "اما به اون فكر اهميتي ندادند. به نبود ابر ها فكر نكردند و گفتند: گودال مي كنيم تا آب باروني كه قراره بياد، توي اون ذخيره بشه!

  هر وقت كه ما مي خوايم گودالي بكنيم، اون قسمت از ذهن ما كه مدام دنبال دلايل منطقي و استدلال مي گرده، شروع ميكنه به آيه ي ياس خوندن!  " از كجا معلوم كه بشه؟! معلومه كه نميشه! اگه مي خواست بشه ، تا حالا شده بود! و .... "به اين قسمت از وجود ما ميگن : " ذهن استدلالي "

حتما" موقع انجام دادن قوانين سيستم آرزوها، ذهن استدلاليتون رو زنداني كنين و تحت هيچ شرايطي به حرف اون گوش ندين!

 

 

نكته ي مهم – گاهي اطرافيان ما مثل ذهن استدلالي عمل مي كنند! يعني مدام دليل مي يارن كه چرا امكان نداره ما به آرزومون برسبم! لطفا" تحت تاثير اون ها قرار نگيرين.

 

چون اين مبحث در سيستم آرزوها خيلي مهمه من سه تا مثال براتون مي زنم.

 

مثال اول _ ازچهار كتاب فلورانس اسكاول شين : يه زني كه صاحب خانه اش جوابش كرده بود در سالي كه مردم در  نيويورك دچار مشكل تامين مسكن بودند، دعا مي كرد كه بتونه با پول اندكش خونه ي مورد نيازش رو پيدا بكنه. اون آرزوي به دست آوردن خونه اي رو داشت كه آدمهاي زيادي ، براي به دست آوردن اون با هم رقابت مي كردند.

 اون مدتها بود كه دوست داشت اگه به خونه ي جديد ميره ، پتوهاش رو عوض كنه و پتوهاي نو بخره. اما ذهن استدلاليش مدام بهش مي گفت كه " پتوها رو نخر! اول بگذار خونه رو به دست بياري ، بعد! شايد نتوني خونه  رو بگيري و اين پتوها روي دستت بمونه! "

 اون تصميم گرفت كه از قوانين ذهني براي رسيدن به آرزوش استفاده كنه، واسه ي همين به خودش نهيب زد كه " من با خريدن اين پتوها، گودالهام رو حفر مي كنم! چون تا وقتي پتوها رو نخرم، يعني ته دلم ايمان ندارم كه خونه اي رو كه مي خوام پيدا مي كنم! " اون با خريد اون پتوها جوري رفتار كرد كه انگار پيشاپيش صاحب خونه ي جديد شده! پتوها نمايانگر ايمان فعال اون بودند. بعد از خريد پتوها از بين دويست متقاضي به گونه اي معجزه آسا، خونه به اون داده شد!

 

مثال دوم _  يه مثال از دوست خوبم ( جادوگر 14 )  اون  دوست داشت به سفر هاي گردشي و ديدن جاهاي ديدني بره.اما ظاهر امر اين جوري نشون مي داد كه نه از نظر خانواده و نه شرايط ديگه امكان اين موضوع فراهم نيست. اما اون ايمان فعال داشت! چه جوري؟

 در شرايطي كه هرگز زمينه براي اين آرزوي اون فراهم نبود، اون جوري رفتار مي كرد كه انگار همين الان  يه گروه منتظرن كه اون باهاشون به سياحت بره! يادمه كه اون اومده بود پيش من و با جديت تمام دنبال يه كوله پشتي خيلي بزرگ مي گشت تا در اين سفر هاي تفريحي از اون استفاده بكنه.

من مي ديدم كه ديگران ، مدام در موردش مي گفتن : "آخه حالا چه عجله ايه واسه خريد وسايل سفر؟! كو شرايط سفر؟! اين كار الان يعني حروم كردن پول!  " اما اون با جديت دنبال كوله پشتيش گشت و بالاخره اون رو خريد. ( اطرافيان اون مثل ذهن استدلالي عمل مي كردند. )

دفعه ي بعد كه ديدمش، داشت كوله پشتي بزرگش رو مي بست چون قرار بود با يه گروه براي ديدن يه مكان سياحتي برن! همه ي شرايط و حتي شرايط خانواده اش ، فوري، براي اين موضوع درست شده بود!كوله پشتي بزرگ ، ايمان خاموش اون رو به ايمان فعال تبديل كرده بود!

 

مثال سوم _ ( يه ماجراي واقعي درباره ي خودم ) من توي خونه ام يه اتاق سنتي دارم كه توش از وسايل سنتي استفاده كردم. به همسرم گفتم : " من هشت تا كوسن مي خوام كه پارچه اش عين طرح سنتي روي مبل ها باشه. شبيه پارچه ي مبل قديمي خانه ي پدريم! اگه يه پارچه پيدا بشه كه توش هشت تا مربع باشه با طرح قديمي ميشه اين كوسن ها رو از توش درست كرد!"

 اما پيدا كردن همچين پارچه اي مستلزم وقت  و جستجوي زياد بود و من اصلا" زمان و حوصله اش رو نداشتم. از طرفي داشت از شهرستان برامون مهمون مي رسيد.

 من به همسرم گفتم " بايد چرخ خياطي رو براي دوختن اين كوسن آماده كنيم! " همسرم متعجب گفت : " كو پارچه اش؟! اصلا" از كجا معلوم همچين پارچه اي تا حالا بافته شده باشه؟! آوردن چرخ خياطي و تعميرش در اين شرايط، خنده دار نيست؟!  " ( اين جا همسر من داشت مثل ذهن استدلالي عمل مي كرد.)

اما من مي خواستم ايمان خفته رو به ايمان فعال تبديل كنم.براي همين چرخ خياطي رو كه دم دست نبود بيرون آوردم و چرخ خراب رو تعمير كردم .

 دو روز بعد مادرم رو ديدم. اون كه در شهر ديگه اي بود بدون اين كه از ماجراي كوسن خبري داشته باشه يه پارچه براي من هديه گرفته بود! يه پارچه كه توش دقيقا" هشت مربع با طرح مبل هاي قديمي داشت!

 خودش مي گفت : " داشتم از توي بازار رد مي شدم وقتي اين پارچه رو ديدم احساس كردم بايد براي تو بخرمش. اما هر كسي اون رو ديد گفت آخه اين به چه دردي مي خوره! نه ميشه براي لباس ازش استفاده كرد نه كاربرد ديگه اي داره اما نمي دونم چرا فكر كردم بايد اون رو براي تو بگيرم! " ( در واقع مادرم بدون اينكه بدونه، از شهودش پيروي كرده بود.)

 

باور مي كنين؟ دقيقا: هشت تا مربع با همون رنگ و طرحي كه خواسته بودم! آماده كردن چرخ خياطي ايمان فعال رو ساخته بود!

اما ماجرا تموم نشد! دور و بر خونه ي ما جايي نبود كه ابر خورده بفروشند. همسرم خنديد و گفت : "ديگه چه جادوگري اي مي خواي بكني؟ حالا مجبوري يه روز سر كار نري تا دنبال ابر خورده بگردي! ابر خورده كه نمي تونه با پاي خودش بياد! ناسلامتي مهمون داريم،  بهتره چرخ خياطي رو از جلوي دست و پا جمع كنيم!" (باز هم داشت نقش ذهن استدلالي رو بازي مي كرد! )

 اما من باور داشتم كه " براي يه كيسه ابر خورده كه نبايد يك روز از كارم بيفتم! به همسرم گفتم" نخ همرنگ كوسن رو بايد توي چرخ گذاشت! من وقت ندارم از كارم بزنم پس چه اشكالي داره ابر خورده خودش با پاي خودش بياد بدون اين كه من دنبالش برم؟! " و با خودم گفتم : "خدا رو شكرميكنم كه ابر خورده ي مورد نياز من از راه عالي به من مي رسه در جهت خير و صلاح همگان!  (اين يعني جادوي كلام )

 شايد باور نكنين اما فرداش كه داشتم از سر كار به خونه بر مي گشتم ديدم خانم همسايه يه گوني ابر خورده رو گذاشت جلوي در !  درست همون اندازه اي كه من نياز داشتم! ابر خورده با پاي خودش اومده بود!

همسايه مون، مونده بود كه تا شب كه ماشين شهرداري نمي ياد اون رو چي كار كنه؟! واقعا" ابر خواستن من در جهت خير همگان بود! هم من به ابرم رسيدم و هم اون از شر ابر خورده ها راحت شد!

 

نكته ي مهم _ ما به اندازه ي باورمون دريافت مي كنيم! باور من اين بود كه يه كيسه ابر خورده اينقدر مهم نيست كه من براي به دست آوردنش اذيت بشم! براي همين هم راحت به دست آوردمش. استادم مي گفت اگه كسي باور واقعي داشته باشه كه يه كيسه پول با پاي خودش مي ياد اين اتفاق مي افته! هيچ چيز آرزوهاي ما رو محدود نمي كنه به جز باور هامون. ( فراموش نكنين اين به معني هيچ كاري نكردن و منتظر رسيدن پول از غيب بودن نيست. داشتن ايمان فعال يعني همان " از تو حركت از خدا بركت! )

 

نكته ي مهم _ اگه دنبال موفقيت باشين اما خودتون رو براي شكست آماده كنين، دچار همون وضعي مي شين كه براي اون تدارك ديدين. مثلا" كسي كه مي گه :" من منتظرم پولي به دست بيارم تا قرض هام رو بدم و اگه اين جوري بشه يه پولي هم به فلان فقير كمك مي كنم."

 اما مدام نقشه مي كشه كه اگه نتونه قرضهاش رو بده ، چه بلايي سرش مي ياد؟اون در واقع داره براي شكست تدارك مي بينه .

 اما اگه اين آدم ، خودش رو در حال پرداخت ديونش ببينه  ( يعني پيشاپيش وانمود كنه كه چيزي رو كه مي خواد دريافت كرده ) و مثلا" زودتر اون كمكي رو كه مي خواد به اون آدم فقير بكنه ، يعني ايمان خاموشش رو به ايمان فعال تبديل كرده و براي اومدن بارون گودال كنده.

 

تمرين _ جلوي آرزوتون توي دفتر مراقبه بنويسين كه اگه اون رو به دست بيارين، چه كارهايي مي كنين. حالا بايد تصور كنين كه اون رو پيشاپيش ستانده ايد! پس اون كارها رو انجام بديد! ببينيد چه كارهايي مي تونيد انجام بديد كه ايمان خاموش درباره ي آرزوتون رو به " ايمان فعال " تبديل بكنيد.

 

خوب! من مجبورم به خاطر كمي وقت اين مبحث رو باز نيمه تموم بگذارم . در واقع الان فقط به خاطر اين كه به آف هاي پر محبتتون پاسخي داده باشم آپ كردم اما قول مي دم اين دفعه خيلي زودتر آپ كنم پس من رو به خاطر تاخيرم كه به خاطر شرايط بود ببخشيد. لطفا" حتما" به راههايي كه مي تونين به وسيله ي اون ايمان خاموش در باره ي يك آرزو رو به ايمان فعال تبديل كنين ، فكر كنيد.چون اين راه براي هر آرزويي فرق ميكنه و خودتون بايد راهش رو پيدا بكنيد.

 

خدايا! به نام نامي تو، گذشته را به دور مي اندازم و در اكنون شگفت انگيز زندگي مي كنم.آنجا كه هر روز، شادمانيهايي شگفت انگيز و دور از انتظار در بر دارد! آمين!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 3:49  توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من یک جادوگر سرگردانم...دستت را به من بده و تنهائیت را با من قسمت کن...

نوشته های پیشین
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
آرشیو موضوعی
سرگذشت جادوگر
چرا جادوگر سرگردان؟!
توضیحات یک جادوگر قبل از شروع کلاس جادوگری
(جلسه 1 ) دفتر مراقبه
(جلسه 2 ) ماند
(جلسه 3 ) موج مثبت و منفی
(جلسه 4 )آلفای قبل از خواب
(جلسه 5) تجسم خلاق
(جلسه6 ) کارما
(جلسه 7 )بچه غول بیشعور!
(جلسه 8 )جادوی کلمات
(جلسه 9 )قانون سپاس
(جلسه 10 ) لحظه ی ابدی اکنون
(جلسه 11) قانون بخشایش
(جلسه 12) نیمه تاریک
(جلسه 13) نیمه تاریک
(جلسه 14) نیمه تاریک
(جلسه15) نیمه تاریک
(جلسه 16) خرد کردن ترس
(جلسه17) سیستم آرزوها
(جلسه 18) سیستم آرزوها
(جلسه 19) سیستم آرزوها
(جلسه 20) سیستم آرزوها
(جلسه 21) سیستم آرزوها
(جلسه 22) سیستم آرزوها
(جلسه 23) سیستم آرزوها
(جلسه 24) سیستم آرزوها
(جلسه 25) قوانین ارتباطات
(جلسه 26) دوست داشتن خود
(جلسه 27) تولد دوباره
(جلسه 28)خانه تکانی ذهنی
(جلسه 29) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 30) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 31) خانه تکانی ذهنی
(جلسه32) گوش دادن به پیام بدن
(جلسه33) پیام بدن و شفای تن
(جلسه 34) اندیشه ی توانگر
(جلسه 35)پالایش
(جلسه 36)پالایش درونی
(جلسه 37) توانگری از راه نوشتن
(جلسه 38) توانگری از راه تصاویر
(جلسه 39) توانگری از راه کلام
(جلسه 40) پرداخت عشریه
(جلسه 41) توانگری و طرح الهی
(جلسه 42) توانگری و فرزانگی
(جلسه 43) توانگری از راه عشق
(جلسه 44) از دولت عشق
(جلسه 45)عشق شفا بخش
(جلسه 46)عشق رستاخیز بخش
(جلسه 47) بازگشت الهی
(جلسه 48)نوشتن نامه به فرشته
(جلسه 49) هفت سنخ آدمیان
(جلسه 50) مشاور اصلح
(جلسه 51) حرمت به خویشتن
(جلسه 52) هفت خوان سالک
(جلسه 53)استاد،گورو، آواتار
(جلسه 54) ادراک سلول اولیه
(جلسه 55)رهایی از خاطرات
(جلسه 56)کشف کودک درون
(جلسه 57)صحبت با کودک درون
(جلسه 58)ملاقات با کودک درون
پیوندها
اين ها جادوگرهاي خوبي هستند كه به من تو سياره ي جادوگرها سر مي زنند:
دلمشغولیهای یک ققنوس( دوست خوبم)
جادوگر 14(آناهیتای من)
توصیه های طلایی(کیمیاگر)
روانشناسی(محسن)
دنیای زیبای من(ساسان)
ترفند های یاهو (سمیرا)
افسانه ی خزان(زهرا)
دلمشغولی های من(مریم)
یادداشتهای یک وبلاگر
افسون(بهنوش)
به انتظار او(دلتنگ)
نارایانا(علی)
تولد دوباره(غزل)
alincc(علي)
ادبی(هانیه)
غم تنهایی من(لنی)
ای بهونه واسه موندن(سوگند)
ترگل ورگل(نفیسه)
سرزمین غم(راهزاد)
کبوتر خوشبختی(سعدانه)
بیا..تو.. اس ام اس(عماد)
دلتنگیهای یاس تنها(یاسمین)
خدايا خيلي دوستت دارم
ناگفته هاي آبجي كوچيكه(آبجي جادوگره)
بت پرست
زندگی یعنی توکل به خدا(یاسر)
نیلوفرانه(نیلوفر)
ساکن قلعه ی ساحلی
به نام خالق عشق(مهسا جون)
سکوت مهتاب(مهتاب)
آمیتیس تنهای دیوانه
یک قلب پاک از تمام معابد جهان زیباتر است(رضا)
کوچه(شادی)
کاش همیشه عاشق می ماندیم(زوپیتر)
مسافر خسته(شیطون)
آنجا که پیاده رو پایان می یابد(الهه)
یک طراح(امیر)
تازه های ادبی
دری به سوی سلامتی(ستایش)
تلاوت اشک(ظریفی)
عشق گمنام(رکسانا)
زندگي بهانه است براي با تو بودن(مهدي)
مناجاتكده(امير)
گربه سگ (سيمين)
ترشي هفت بيجار(مركا)
راه خاكستري(سارا)
قسم خورده(مهدي)
در حضور(آيكا)
خداي كامپيوتر(محمد رضا)
آن سوي هيچ ، فراسوي مرزهاي تنم(مونا)
سوني اريكسون ( آرش)
مرگ عشق(هميشه غايب)
صدف جنوبي(صدف)
مجنون و تنها
موفق باشي(مريم)
روزهاي عاشقي
درياي بي ساحل(مريم)
جوانه
مرد شب
غريبه
دختر مشرق(هاترا)
تولد دوباره
كوير
کلبه ی دل(داش حمید)
میکده(بچه هیئتی)
کارولین(کارولین)
گلزار(فائزه)
مدلی برای انسان(یه دوست)
پرواز تا اوج(شهروز)
شكوه تنهايي(محسن)
هجوم(احسان)
شور عشق(مولود نور)
عشق الهي(علي رضا)
تنهاترين(سعيد)
لحظه به لحظه(سبحان)
روزهاي عاشقي(عسل)
كشف بزرگ(الماس)
تيستو
مراد دل (محبوبه)
در آغوش خداوند(مرتضی)
زندگی و دیگر هیچ(حميد ژون)
سوشیانت
زندگیمون(احسان واله)
ياسمين(ياسمين)
مهر بيكران(دلتنگ)
آفتاب پرست(حسن)
آسمان آبي(كفشدوزك)
هري پاتر(پريسا)
بي قرار(مهدي)
من،سكوت،خدا(عباس)
سرزمين يخي(سودا)
پر پرواز(يكا)
بازي بزرگان(ريتا)
آواي دلكم(آوا)
پرواز تا اوج(شهروز)
از قطره تا در یا(امید)
عشق(یاسمین)
برنامه ريزي اعصاب و روان(وحيد)
جوجه طلایی
پرت و پلاهای من(فرناز)
اناش زمینی(جادوگر دریایی)
آیلار
یا ابا صالح کی می آیی(سادات)
رهاتر از پرنده(شایا)
سخی...عاشق(کیوان)
هامون تنهای من(بهار)
خاطرات پت و مت از زبان پت
دختر زمستان(سروناز)
چرت و پرت های یه پسر شیطون(مسعود جون)
عاشقی به ما نیومد(باشو خان)
دختری در مه(عاطی)
شاپرک بلاگ(مینا)
اگر که قابل بدونید خونه ی دل جای شماست(مریم)
شاپرک(شیدا)
برگی به دست باد(سارا)
در هم پیچیده(وبلاگ امین و دوستهاش)
اي آفتاب آهسته تر بر بام يارم كن نظر(مهدي)
ابر سفید
ستاره هاي ايران(شايان)
من شبنم خواب آلوده ي يك ستاره ام(ياس سپيد)
چشمك ستاره(ستاره)
ميرزا بدبين
آواي عشق(عرفان)
دئنا فرشته ي نيايش
وقتي سكوت مي كني به تو ايمان مي آورم(مسافر كوير)
سرزمين ارواح(امير)
خشونت دنيا يادم داد دوست بدارم(ج.ش)
بي نشان تر از سكوت(مزدك)
مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك
راز گل رازقي
آهنگهاي جديد،نرم افزار،عشقولانه،مطالب جالب(مسلم)
خانه ي دوست كجاست(حسين)
آنشرلي با موهاي قرمز
براي دختر ها و پسر هاي عاشق(بهروز)
آخرين فرياد(م- باران)
آدم برفی منم(علي مقدم كوهي)
گستره اي به وسعت عشق(داوود)
وسوسه اي براي زندگي(آنجل)
خيالهاي يك آدم بي خيال(مسیح قدیری)
مذهبي،كامپيوتر،سرگرمي(غلام اهل بيت)
شادي تا بي نهايت(عبدالله رضايي)
کشف دریچه های معرفت با هم(نرگس)
حرفی برای گفتن
جهانی پشت امواج
در جستجوي معنا
انتظار فرج
عشق واژه ي بي معني خداوند ( عاشق دلشكسته )
زندگي گربه اي (مريم شريعت پناهي)
ارواح(احمد)
جسم و جان
فرشته ي مهر( ميترا اقدسي)
پروانه وار پرواز كن (خودموني)
بوسه هاي عاشقانه ام بر باد(رويا)
در حضور( آيكا)
عشق يعني باران ( دختر باران )
نامه اي از آسمان (سپيده)
رسم اين دنيا عجيب است پس بيا برگرديم(نگار)
بهترينهاي يازدهمين جشنواره ي سينما(نينا)
حقايق پنهان( مهربون)
گلي از بوستان عشق ( محسن )
هنوز حرفهاي نا گفته دارم گوش كن ( پسر ايروني)
آرايشي ، عاشقانه ( شهلا)
عشق من و تو ( شهرزاد)
قرن 21 ( فريد خسروي)
روياي حقيقت (پريسا)
ماهي سياه كوچولو(تكتم)
عكسها و مطلبهاي زيبا(محمد رضا)
فرشته فيلم(احسان صباغي)
نداي منادي (آيلا)
من سكوتم از رضايت نيست(آرش)
پرواز مرغ فكر(مريم)
رهگذر مهتاب(غريبه)
خاطرات پت و مت از زبان پت
شعر و ادبيات و جك(بنيامين)
هر روز يه فكر جديد (مائده)
ايروني خسته (علي رضا)
درد هاي پنهان ( آيدا)
هرم تغذيه (منيژه)
جادوگران
سيگار دروازه ي اعتياد(يه دوست)
دلنوشته هاي باران (باران)
مجله ايران
روزهايم آفتابيست( هدي)
پروانه آرزوها (آرشيدا)
كامپيوتر من و تو ( الهام)
شهريار كوچولو
عاشقانه ها (تانيا)
كي واسه خودش همدم نمي خواد؟ ( نازي)
جزيره ي موفقيت (بابك)
خوشا آن دم كز استغناي هستي...(فريد)
سرزمين غم(راهزاد)
فرشته ام سلام ( ستاره)
آس كلاس
منو دو تا آبجيم (النا)
استعدادهاي برتر
جالبكده (مهدي)
اشعار برگزيده شاعران(شاعره)
آموزش كامپيوتر(داوود)
سلام به دوستان عزيز( وحيد)
رايحه ي عشق( ستاره ي سهيل)
كوچه هاي عشق(محمود)
چشم بر هم مي نهم...(هستي)
يادداشتهاي پراكنده و نقاشيهاي خط خطي(سيمين)
عشق تو نوشتني نيست ( ندا)
سلوك بي سامان( ساحر علي)
بدون عنوان( يه آدم كور)
ساحره
نابودگران نقره اي(مبارز سه شنبه)
گور خر بالدار
راه بازگشت ( علي)
مشقهاي بچگي(مهرانه)
من و تنهايي(امين)
قاطي پاتي ( علي)
مهدي جادوگر تنها( مهدي)
رازهاي نهفته
مجله ايران
سياوش قاسمي
سيزده (محمد رضا خالقي زاده)
جادوگران ( Neo, The Begin of an End )
جادوگران( rocrider)
آذرزاد(ليلا)
طنز نبشته هاي سعيد زاهدي(جكسون)
سارش(امين شفيعي)
جادوگر حرفه اي ( مهدي جادوگر)
آرامش سكوت (فرشته ي مهربون)
تارميتاباورد(تارمي)
درست يا نادرست( آرش پيرزاده)
عشق پوشالي( ندا)
خدا عشق است و عشق همه چيز(محمد حسين)
مديريت به سبك ايراني ( امير حسين)
خواب و رويا ( علي پويا)
هو حق مددي الله نظري(شريف علي)
ميثم كربلائي
ريكي و انرژي(ثريا)
متافيزيك و فراروانشناسي(فريور)
رنگارنگ(داريوش)
دفتر عشق من (حسين)
صداي آشنا
دو قلوها (زهرا و زهره)
هميشه بهار
جادوگران(سپنتا)
يگانه (يكرو)
براي چندمين بار( فاطمه)
گردنهاي كشيده (حپاو)
منتظران گل ياس(حسن)
داداشي
دروازه(گلادياتور بدون سپر)
قفس(خودآ)
چهار اثر از فلورانس اسكاول شين (علي اكبر)
دانا براي آنها كه بيشتر مي خواهند بدانند(علي)
سلام (فرشيد)
راوي
روزنه اي به نور(بهار)
دكتر الهي قمشه اي(داوود موسوي)
بروبكس رپر امارات
شهزاده فانوسهاي روشن(مريم)
انتظار ديدنت ديوونه ام ميكنه(آهسته)
اي كه دور از من و در قلب مني ( نازگل)
پر پرواز(زهرا)
از جهنم تا بهشت(شبنم)
طوطي(صدف)
نازنين گل يخ(نازنين)
به نام تو اي مهربان ترين، خدا(مهديا)
مي ناب (ريحانه)
انگشت فرشته (ليلي)
خداوند كجا نيست؟(سيد)
تفكر مثبت(گيلدا)
دلتنگ دلتنگيهاي آسمان
ياس كبود بهشتي(حمزه)
مجنون خانه
بي تو بودن كار من نيست(مريم)
شب مهتابي ( احسان)
آمريكا جون
در خلوت صوفي(علي يار)
صوفيان(علي يار)
فقط آف و اس ام اس(x)
يا باد آن روزگاران ( مهناز)
dark art
سايه روشن(مريم)
غريبه
اورمزد(مريم)
چسب زخم ديجيتال(نيوشا)
دندان پزشكي( دكتر سيد امير نيكوئي نهالي)
من و تو ما مي شويم ( هادي)
صدا كن مرا(جهانگرد)
آهنگ و آهنگسازي ( كارنگ)
علي عليه السلام( حامد عليشاه عيسوي)
سفر يا همسفر( فرنوش)
روح جادوگر(زهره)
فكر بزرگ( دختر آفتاب_ دختر مهتاب)
خداوند كجا نيست؟( سيد)
عشق من و تو( شهرزاد)
بانوي وحشي ( گارد جاويدان)
گاه نوشت(حميد رضا)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان