تبليغاتX
دست نوشته هاي يك جادوگر
هر گونه کپی حتی با قید نام وبلاگ ممنوع بوده و پیگرد قانونی به همراه دارد.

 

سلام سلام سلام سلام سلام! به كلاس جادوگري خوش اومدين! اگه يادتون باشه توي پست قبلي گفتم كه قوانين اصلي سيستم آرزوها هنوز تموم نشده، اما به خاطر تنوع وبلاگ ، چند جلسه چيزهاي ديگه رو مي خونيم و بعد دوباره مي ريم سراغ سيستم آرزوها. باشه؟

 

يكي از مباحث مهم در كارهاي ذهني ، ارتباط با ديگرانه. بنابراين ما بايد اول از همه بدونيم قوانين مهم در ارتباطات ما با ديگران چيه و چي رو بايد رعايت كنيم؟ اين يكي از مباحث اصلي در NLP و همين جور اولين درسيه كه براي تاثير گذاري در ديگران و تله پاتي بايد بدونيم.حتي در تجسم خلاق وقتي در باره ي شخصي آرزويي داريم، بايد بدونيم كه اون از نظر ارتباطات، چه جور آدميه و بعد در باره ي اون تجسم خلاق كنيم، والا قوانين سيستم آرزوها نمي تونند اون رو به ما نزديك كنند! اول از همه بايد بدونيم:

 

_ آدم ها از نظر ارتباطات چند دسته اند؟

 

1 _ كساني كه ارتباطاتشون در جنبه ي شنيداري قوي تره. ( آدم هاي سمعي)

2 _ كساني كه ارتباطاتشون در جنبه هاي ديداري قوي تره. (آدم هاي بصري)

3 _ كساني كه ارتباطاتشون در جنبه هاي احساسي و لامسه قوي تره. (آدم هاي لمسي )

4 _ كساني كه هر سه را با درجات مختلف دارند.( بيشتر ما جزو اين دسته هستيم اما بايد بدونيم ، خودمون و ديگران، در كدوم جنبه قويتر هستيم.)

 

 

_خصوصيات آدم هاي شنيداري :

اين دسته از آدم ها، بيشر به شنيده هاشون توجه مي كنند.خيلي سعي مي كنند كه صحبتهاشون  شيوا و جذاب باشه و چون بيشتر تمركزشون رو روي خوب حرف زدنشون مي گذارند، معمولا" آهسته حرف مي زنند و هيجان كمتري دارند. معمولا" حركات دستشون هم موقع حرف زدن خيلي كم و كنده. اين دسته از آدمها، وقتي مي خواهند كه چيزي رو توصيف كنند، معمولا، از جنبه هاي شنيداري اون رو توصيف مي كنند. مثلا" ممكنه در مورد يه جاي زيبا از طبيعت بگند كه " نمي دوني چه صداي آبشار و رودخونه اي مي اومد. شب كه شد، همه جا پر از صداي جيرجيركها بود. پرنده ها همه جا بودند و آواز مي خوندند و....كاشكي يه ضبط صوت داشتم و صداها رو ضبط مي كردم! هيچ خبري از صداي ماشين و شلوغي مردم نبود، همه جا فقط صداي طبيعت بود. ( اونها واسه مشاغلي مثل جواب دادن به تلفن، گوينده ي راديو شدن و ...خيلي مناسبن.)

 

 

_ خصوصيات آدمهاي ديداري :

اين دسته از آدم ها، بيشتر به چيزهايي كه به چشم مي بينند، توجه مي كنند. وقتي هم كه مي خواهند در مورد چيزي حرف بزنند، طوري صحبت مي كنند كه انگار تصوير اون جلوي چشمهاشونه. وقتي هم كه چيزي رو توصيف مي كنند، مخاطبشون فكر مي كنه داره اون صحنه رو با چشم هاي خودش مي بينه!اون ها معمولا" تند و زياد حرف مي زنند.و هيجان زيادي دارند و از حركات دستشون هم زياد استفاده مي كنند. مثلا" اگه يه آدم ديداري بخواد جايي از طبيعت رو توصيف كنه، ممكنه بگه : همه جا سبز سبز بود. درختها اينقدر بلند بودند كه انگار سرشون به سقف آسمون مي خورد. رودخونه مثل آينه بود. مي تونستي خودت رو توش ببيني. اگه يه دوربين همراهم بود، بهترين عكس ها رو ثبت مي كردم.كاش نقاش بودم و اون منظره رو مي كشيدم! ( معمولا" كساني كه نقاشي بلدن يا اون رو دوست دارن،جزو آدم هاي ديداري هستند.)

 

 

_ خصوصيات آدم هاي لمسي:

اين دسته از آدمها ، بيشتر به چيزهايي كه مي شه لمسشون كرد، توجه دارند.از نظر احساسي، عميق تر از ديگران هستند.خيلي در ظاهر آروم هستند اينقدر كه گاهي فكر مي كنيم دچار سستي و رخوت هستند. اونها سعي مي كنند ملايم و متين باشند . اونها با چيزهايي كه با دست ميشه لمسشون كرد ميانه ي خوبتري دارند. وقتي يك آدم لمسي مي خواد جايي از طبيعت رو توصيف كنه، ممكنه بگه : پام رو كه توي آب رودخونه كردم، سردي آب رو توي همه ي سلول هام احساس كردم. باد خنك هم مي خورد به صورتم، گلهاي كنار رودخونه مثل مخمل نرم و لطيف بودند. بوي عطر گلها هنوز داره دماغم رو قلقلك مي ده و... ( اون ها عطر شناس هاي خوبي مي شن! )

 

 

تمرين _ به آدم هاي اطرافتون فكر كنيد و به خودتون. توي دفترتون بنويسيد كه به نظر شما ،هر كدوم ، جزو كدوم دسته هستيد. اولين كار ، هم در ارتباط واقعي و فيزيكي ، و هم در ارتباط ذهني و تجسم خلاق ، با يك آدم ، اينه كه به حرفهاش و رفتارهاش دقت كنيم و ببينيم جزو كدوم دسته ي بالا قرار داره. البته فراموش نكنين، ما ،بيشترمون، همه ي اين جنبه ها رو داريم اما حتما" يك جنبه قويتر از بقيه است.

 

نكته ي مهم :چرا مهمه كه بفهميم اطرافيان ما جزو كدوم دسته هستند؟

مثلا " اگه آرزوي شما به دست آوردن يك دوسته و طبق قانون هاي سيستم آرزوها دارين درباره ي اون تجسم خلاق مي كنين ، حتما" بايد بدونين اون جزو كدوم دسته است. فرض مي كنيم كه آرزوي شما دوستي با يك فرديه كه ديداريه. اگه شما توي تجسم خلاقتون ، مجسم كنيد كه داريد تلفني با اون حرف مي زنيد و تلفني بهش ابراز علاقه مي كنيد اون حتي اگه اين انرژي شما رو دريافت كنه، احساس خيلي خوبي در اون به وجود نمي آد . اگه مجسم كنيد كه اون رو در آغوش گرفتين ، و داريد بهش مي گيد كه چقدر براتون مهمه، باز هم  همين طوره.! حتي گاهي ممكنه اون انرژي كاملا" مثبتي دريافت نكنه يا حتي انرژي منفي دريافت كنه! شما بايد مجسم كنيد كه دارين به اون هديه مي ديد، در حالي كه كنارش هستين، بهش لبخند مي زنيد و ... اين در دنياي واقعي و فيزيكي هم همين طوره. وقتي مي خواين با همسرتون صحبت كنين، وقتي مي خواين بچه تون رو نصيحت كنين، وقتي به هر دليلي مي خواين با كسي ارتباط برقرار كنين، بايد حتما" از روي نوع حرف زدن و رفتارهاش، تشخيص بدين كه جزو كدوم دسته است تا بيشترين تاثيرگذاري رو، روي اون داشته باشين.

_ با هركدوم از اين آدم ها بايد يه جور خاص برخورد كرد.اين به اين معني نيست كه بر خلاف واقعيت خودتون رفتار كنين، بلكه به اين معنيه كه بدونين ارتباط برقرار كردن درست، يك فن و هنره و مثل هر چيزي آداب داره.

 

_ با آدمهاي ديداري (بصري) چطور بايد ارتباط برقرار كرد؟

 

اول از همه مراقب باشين كه موقع مشكلاتشون به اون ها راه حل ندين، چون اونها احساس كوچك بودن و ديده نشدن بهشون دست ميده. احساس مي كنند شما نتونستين اون همه عنصر ديدن رو كه در اون ها وجود داره، ببينيد! و نتونستين باور كنين كه اون ها خودشون خيلي خوب همه ي راه حل ها رو مي بينند! توضيح و تفسير زياد حوصله ي اون ها رو سر مي بره. بهترين كار اينه كه با دقت و عشق بهشون گوش بدين و اون ها رو ببينيد. نظر اون ها به هر چيزي كه به چشم بياد، جلب ميشه. اونها عاشق كادو دادن و كادو گرفتن هستند. حتما" روي كادوي اونها ، احساس قشنگي رو كه بهشون داريد، بنويسيد تا اون رو ببينند و بخونند. والا ممكنه با بي تفاوتي اون رو به كناري پرتاب كنند! براشون نامه بنويسين حتي در حضور خودشون! با اون ها بايد پر شور و پرهيجان بود. انگار هر روز اولين روزيه كه با اون ها برخورد كردين! ديداري ها از آدم هاي شل و ول و آدمهايي كه كند تصميم مي گيرند، متنفرند.اونها به اينكه از ديد ديگران چه طوري هستند، خيلي اهميت مي دن. واسه همين مدام بايد نشونشون بدين كه در ديد شما، بهترين هستند و دوستشون دارين . موقع حرف زدن با اون ها بهتره از حركات دست و صورتتون بهترين استفاده رو بكنين. با اون ها رفتار مودبانه و خيلي احترام آميز داشته باشين. فراموش نكنين هميشه جلوي پاي يك آدم ديداري بلند بشيد تا ببينه كه چقدر براش احترام قائليد!

 

 

_ با آدمهاي شنيداري ( سمعي) چطور بايد ارتباط برقرار كرد؟

 

چون سمعي ها خيلي به چيزهايي كه مي شنوند، اهميت مي دهند، موقع حرف زدن با اونها از جملات بسيار محترمانه و مودبانه استفاده كنين. هيچ وقت صداتون رو بلند نكنين و آروم تر از بصري ها با اون ها حرف بزنين.اگه بهترين حرفها رو با حداقل كلمات يا حس گفتاري معمولي يا بدون عشق، به يه شنيداري بگين اون هيچ چيز از مهربوني حرفهاتون نخواهد فهميد!  سعي كنين شمرده و قشنگ با اونها صحبت كنين. سمعي ها از شنيدن جمله ي دوستت دارم بيشتر از هر هديه اي خوشحال مي شن. مدام بايد از شما بشنوند كه براتون مهم هستند. گذاشتن يه موسيقي قشنگ براي اونها خيلي آرومشون مي كنه.اگه هزار تا كار براشون بكنين اما به زبون نگين كه چقدر دوستشون دارين، باز هم انگار هيچ كاري نكردين! يادتون نره وقتي با يك آدم شنيداري تند حرف بزنيد، اون ديگه هزاران نيكي و مهربوني اي رو كه در عمل نشونش دادين، نمي تونه ببينه! اون قبل از هر چيز نياز داره كه شما رو بشنوه! و شما هم حرفهاي اون رو بشنوين! پس مقابلش به سكوت  فكر نكنين. ساكت شدن شما اون رو مي ترسونه و فكر مي كنه ديگه براتون اهميت نداره! مدام با كلام تشويقش كنين.

 

 

_ با آدم هاي لمسي چطور بايد ارتباط برقرار كرد؟

 

با اون ها بايد ملايم صحبت كرد. بايد دستهاشون رو گرم فشرد . بايد اونها رو  در آغوش كشيد تا باور كنند كه شما در كنارشون هستيد. هيچ چيز بهتر از يك تماس مهربان ، اونها رو آروم نمي كنه. اين براي اونها از هر هديه يا جمله ي دوستت دارم با ارزش تره. اگه هزار بار به اون ها عشق بديد اما موقع فشردن دست شما، احساس كنند دستتون سرده، اون وقت گيج مي شن و فكر مي كنن حتما" براي شما ارزشي ندارن. مثلا" اگه فرزند شما جزو لمسي ها باشه، حتما" موقع نصيحت كردنش، اون رو در آغوش بگيرين! بدترين راه ايجاد نفرت در يك آدم لمسي اينه كه روي اون دست بلند كنيد! يادتون باشه يك آدم لمسي با بدنش صحبت مي كنه و با بدنش دريافت مي كنه. گوش و چشم اون هرگز به اندازه ي بدنش نمي بينه و نمي شنوه! اول دستش رو بگيريد بعد باهاش صحبت كنيد! اونها آدم هاي پر احساسي هستند و دوست دارند هر چيزي رو كه دوست دارند، در آغوششون بفشارند!

 

و اما قوانين ارتباطات:

 

قانون اول _ در ارتباطات نبايد از خود گذشتگي كنيم! وقتي ما از خودمان مي گذريم، ناخودآگاه ما ، براي ما ايجاد توقع مي كنه.ما با خودمون مي گيم امروز من مي گذرم و اصطلاحا" وا مي دهم تا فردا اون بگذرد و وا بدهد! اين جاست كه بعد از مدتي ضمير نا خود آگاه ما بعد از چند بار از خود گذشتگي مي گه: پس من چي ؟ كي نوبت منه؟ و اين جا ديگه فاتحه ي ارتباط خونده است! بعضي ها فكر مي كنند كارهاي ذهني يعني گذشتن كامل از خود! ابدا"! بله،  درسته! شما هر چي ببخشيد، دريافت مي كنيد، اما موقع بخشيدن تصميم بگيريد بي قيد و شرط ببخشيد نه اينكه هر بخششي در شما ايجاد يك طلبكاري نهفته بكنه.

 

قانون دوم _در ارتباطات هميشه ديوار شيشه اي بين خودتان و ديگران را حفظ كنيد.يعني

هميشه فكر كنيد يك ديوار شيشه اي بين شما و ديگران است! نه اينقدر نزديك بشيد كه اين ديوار ترك برداره و نه اينقدر دور بشيد كه نشه ارتباط برقرار كرد. متاسفانه بيشتر ما عادت كرديم كه با يك سلام همه ي زندگي خودمون رو براي ديگران شرح مي ديم و بعد كه ارتباط قطع شد، تازه پشيمون مي شيم.

 

قانون سوم _در ارتباطات هميشه ديوار حرمت را حفظ كنيم.عشق يعني احترام.بدون احترام عشقي وجود نداره! اگه ما حرمت ديگران، احساسات و افكار و عقايدشون رو نگه نداريم، كسي هم حرمت ما را نگه نخواهد داشت. يادتون نره دعواي بزرگ از شوخي كوچك شروع ميشه! در ضمن فراموش نكنيم كه، يكدفعه جوگير نشيم! اگر دو نفر خط ارتباطشون پر رنگه و دارن با هم شوخي مي كنن، ما اجازه نداريم فكر كنيم كه مي تونيم همون شوخي رو با اون ها انجام بديم!

 

قانون چهارم _ ياد بگيريم ارتباط هايمان را تفكيك كنيم.يعني به قول استادم، به خودمون بگيم با اين دوست قراره فقط تا سر كوچه بروم و با آن يكي تا قله ي قاف! با سومي تا پاي پله هم نخواهم رفت!

 

قانون پنجم _اول خطوط را كمرنگ بكشيم! بله!ارتباطات مثل نقاشيست! اول خطها را كمرنگ بكشيم، اگر مطمئن شديم، درست است، آن ها را پر رنگ كنيم. چون خطوط كمرنگ رو اگر اشتباه باشند، راحت تر از خطوط پر رنگ مي شه پاك كرد. خطوط پر رنگ، حتي اگه پاك بشن، جاي چركشون رو باقي مي گذارن!

 

قانون پنجم _اولين كار در ارتباطات شكستن حوزه ي مقاومت است! ما سعي مي كنيم ، ارتباط را برقرار كنيم و بعد آن را به ديگري منتقل كنيم. اما اين اشتباهه! چون ضمير ناخود آگاه هر انسان، به صورت ذاتي، سدي از مقاومت ايجاد مي كنه. اگه ما متوجه ي اشتباه شخصي بشويم و به او بگوييم "بيا به تو ياد بدهم ، چون داري اشتباه مي كني!"  او حتما" مقاومت مي كند و ضمير نا خود آگاهش شروع به لجبازي مي كند. اين ارتباط ، راه دارد.در واقع بايد فراموش نكنيم كه ارتباط ، برخورد دو ضمير نا خود آگاه به هم است نه برخورد فيزيكي دو آدم با هم! پس مهمترين چيز در يك ارتباط، اين است كه حوزه ي مقاومت مخاطب شكسته بشود تا بپذيرد كه با شما ارتباط برقرار كند.قانون مي گويد: راه اين كار همانند سازي است!

 

قانون ششم _  اول همانند سازي انجام مي شود بعد انتقال ارتباط! نه بر عكس! " بندلر" مي گويد: " وقتي نمي تواني كسي را شكل خودت بكني، خودرا مثل او بكن! " انگليسي ها مي گويند: " وقتي در روم هستي، همان كاري را بكن كه رومي ها مي كنند! "  به اين مي گويند " همانند سازي". همانند سازي يعني وجه مشركي پيدا كن كه بتواني از آن طريق به دل مخاطبت نفوذ كني! يعني ببينيد، طرف مقابل شما چه چيزي را دوست دارد. مثلا" اگر كسي بخواد با يك فيزيك دان كوانتم ارتباط برقرار كنه، نمي تونه در اولين برخورد از يك مرغداري با اون حرف بزنه و نظرش رو جلب كنه! وقتي كسي از شعر متنفره، نميشه با خوندن شعر ، به اون نزديك شد!  

 

يك داستان واقعي _ پسر جواني خيلي دوست داشت كه با چارلز ديكنز آشنا بشه.اين پسر 22 ساله، كه مي دونست ديكنز اهل اين ارتباطات نيست، در رفتار اون دقت كرد وديد كه ديكنز هر روز شش تا هشت صبح در پارك مي دوه! اون يه لباس و كفش شبيه لباس ديكنز خريد و هر روز به فاصله ي صد متر با ديكنز، مي دويد! پنج روز اول ديكنز به اون توجه نمي كرد اما بعد از پنج روز از اون پرسيد: " چرا خودت رو شبيه به من درست كردي؟ " پسر به اون گفت : " چون خيلي دوست دارم مثل شما باشم و با شما دوست بشم!پس تصميم گرفتم كارهايي رو كه شما دوست داريد، انجام بدم!  " شايد باور نكنين اما همين قضيه و تلاش پسر، باعث دوستي اونها شد و ديكنز شروع به هم صحبتي با اون پسر كرد! اون پسر بعد ها نويسنده ي مهمي شد!

 

نتيجه : پس اگه ما بريم و از آدم موفقي سوال كنيم كه راه موفقيتش چي بوده، ممكنه با ما ارتباط برقرار نكنه. راهش اينه كه اول شبيه اون بشيم يعني همانند سازي كنيم و بعد انتقال ارتباط ، برقرار مي شه.

 

 

قانون هفتم _ براي چيزي به نام دوستي بايد وقت بگذاريد و بهايش را هم بدهيد! ممكنه بگيد اصلا" چرا بايد براي يك ارتباط اين همه كار رو بكنم؟چرا بايد زحمت همانند سازي به خودم بدم؟ يادتون نره اين يك انتخابه!  پس منتش رو سر طرف مقابلتون نگذاريد!

 

داستان تشنه شناس  _ مردي برده اي رو به بهاي گزافي خريدو تو جواب كساني كه مي گفتن چرا اون رو خريده ، گفت كه اون برده تشنه شناسه! همه پرسيدن يعني چي؟ مرد گفت يعني اون تشنه هاي واقعي رو از غير واقعي تشخيص مي ده! به خواست دوستان، مرد يك مهموني بر پا كرد . هيچ آب يا نوشيدني اي در مهموني اون نبود. مهمانان كه تشنه شده بودن به مرد گفتن :  پس چرا اين برده ي تو متوجه ي تشنگي ما نمي شه؟ برده گفت " هنوز تشنه نيستين! اين قضيه ادامه پيدا كرد تا اون جا كه يكي از مهمونها طاقتش تموم شد. از جاش بلند شد. شير آب حياط رو باز كرد و دل سيري آب خورد. برده جلو اومد و گفت : " حالا واقعا" تشنه بودين! "

 

اگه حوصله ي وقت گذاشتن براي يك ارتباط رو ندارين ، پس واقعا" تشنه ي اون ارتباط نيستين!

 

 

قانون هشتم _ در ارتباطات،آنچه را بر خود نمي پسندي، بر ديگران هم نپسند!اگه واقعا" تمايل به ايجاد يه ارتباط درست و پا برجا دارين، آنچه را كه بر خود نمي پسندين بر ديگري هم نپسندين! اگه دوست ندارين، طرف مقابلتون به شما دروغ بگه، پس شما هم دروغ نگين! اگه كسي مدام پشت ديگران حرف مي زنه، نبايد ناراحت بشه كه ديگران پشتش حرف بزنند! چون از هر دست كه بدين، از همون دست، پس مي گيرين.( قانون كارما)  

هر وقت  مشكلي در ارتباط شما با كسي پيش اومد، هر وقت از رفتار كسي دلخور شدين، حتما" فكر كنيد آيا خودتون مشابه اون رو انجام ندادين ؟ هر توقعي كه از طرف مقابلتون داريد، فكر كنيد آيا خودتون در همون شرايط حاضرين اون كار رو انجام بدين؟

 

 

قانون نهم _ ياد بگبريم در آدم ها نكات مثبتشان را پيدا كنيم و به آنها بگوييم. اگه ما با ديگران احساس رقابت كنيم، نمي تونيم هرگز از اونها تعريف كنيم.وقتي احساس رقابت با ديگران مي كنيم كه خودمون رو با ديگران مي سنجيم.در حالي كه اين اشتباهه.ما فقط بايد خودمون رو با خودمون مقايسه كنيم چون هر كدوم از ما منحصر به فرديم! پس در ارتباطات وقتي نقطه ي مثبتي از كسي مي بينيم ، بايد حتما" به اون بگيم. يادتون باشه بايد حقيقت مثبت آدمها رو ديد و به اون ها گفت. نه اينكه مثلا" به كسي كه دماغ گنده اي داره الكي بگين كه عاشق دماغ اون هستين! در اون دنبال چيز ديگه اي بگردين! مطمئن باشيد در هر آدمي چيزي زيبا براي ستايش وجود داره!

 

 

قانون دهم _ يادمان باشد همه ي آدم ها مثل ما ضمير نا خود آگاه و خاطرات و ... دارند.

وقتي به بانك مي ريد و مي بينيد كارمند بانك عصبانيه و كارتون رو درست انجام نمي ده، اول با خودتون فكر كنيد كه شما هم گاهي پيش مي آد كه عصباني هستيد و حوصله ي كسي رو نداريد! اين جوري حد توقعتون در هر ارتباط ، پايين مي آد و در جاي درستش قرار مي گيره.

 

و اما شعار ما در ارتباطات اينه :

 

" از ما به ديگران ، خيرو آرامش برسد، چه اين ارتباط باقي بماند و چه باقي نماند! ( اين همون عشق بي قيد و شرطه! يعني بخشيدن براي عشق بخشيدن! نه براي دريافت كردن! و اين بالاترين درجه ي ارتباطه! )

 

ميدونم كه پست اين دفعه طولاني شد، اما به اين خاطربود كه مي خواستم مبحث ارتباط و قوانينش رو به صورت خلاصه، در يك جلسه عنوان كنم. زود زود با يه درس جالب ديگه مي بينمتون.

 

 

خدايا! به ما كمك كن تا از ما به همگان ، تنها خير و آرامش برسد! آمين!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 22:58  توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من یک جادوگر سرگردانم...دستت را به من بده و تنهائیت را با من قسمت کن...

نوشته های پیشین
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
آرشیو موضوعی
سرگذشت جادوگر
چرا جادوگر سرگردان؟!
توضیحات یک جادوگر قبل از شروع کلاس جادوگری
(جلسه 1 ) دفتر مراقبه
(جلسه 2 ) ماند
(جلسه 3 ) موج مثبت و منفی
(جلسه 4 )آلفای قبل از خواب
(جلسه 5) تجسم خلاق
(جلسه6 ) کارما
(جلسه 7 )بچه غول بیشعور!
(جلسه 8 )جادوی کلمات
(جلسه 9 )قانون سپاس
(جلسه 10 ) لحظه ی ابدی اکنون
(جلسه 11) قانون بخشایش
(جلسه 12) نیمه تاریک
(جلسه 13) نیمه تاریک
(جلسه 14) نیمه تاریک
(جلسه15) نیمه تاریک
(جلسه 16) خرد کردن ترس
(جلسه17) سیستم آرزوها
(جلسه 18) سیستم آرزوها
(جلسه 19) سیستم آرزوها
(جلسه 20) سیستم آرزوها
(جلسه 21) سیستم آرزوها
(جلسه 22) سیستم آرزوها
(جلسه 23) سیستم آرزوها
(جلسه 24) سیستم آرزوها
(جلسه 25) قوانین ارتباطات
(جلسه 26) دوست داشتن خود
(جلسه 27) تولد دوباره
(جلسه 28)خانه تکانی ذهنی
(جلسه 29) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 30) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 31) خانه تکانی ذهنی
(جلسه32) گوش دادن به پیام بدن
(جلسه33) پیام بدن و شفای تن
(جلسه 34) اندیشه ی توانگر
(جلسه 35)پالایش
(جلسه 36)پالایش درونی
(جلسه 37) توانگری از راه نوشتن
(جلسه 38) توانگری از راه تصاویر
(جلسه 39) توانگری از راه کلام
(جلسه 40) پرداخت عشریه
(جلسه 41) توانگری و طرح الهی
(جلسه 42) توانگری و فرزانگی
(جلسه 43) توانگری از راه عشق
(جلسه 44) از دولت عشق
(جلسه 45)عشق شفا بخش
(جلسه 46)عشق رستاخیز بخش
(جلسه 47) بازگشت الهی
(جلسه 48)نوشتن نامه به فرشته
(جلسه 49) هفت سنخ آدمیان
(جلسه 50) مشاور اصلح
(جلسه 51) حرمت به خویشتن
(جلسه 52) هفت خوان سالک
(جلسه 53)استاد،گورو، آواتار
(جلسه 54) ادراک سلول اولیه
(جلسه 55)رهایی از خاطرات
(جلسه 56)کشف کودک درون
(جلسه 57)صحبت با کودک درون
(جلسه 58)ملاقات با کودک درون
پیوندها
اين ها جادوگرهاي خوبي هستند كه به من تو سياره ي جادوگرها سر مي زنند:
دلمشغولیهای یک ققنوس( دوست خوبم)
جادوگر 14(آناهیتای من)
توصیه های طلایی(کیمیاگر)
روانشناسی(محسن)
دنیای زیبای من(ساسان)
ترفند های یاهو (سمیرا)
افسانه ی خزان(زهرا)
دلمشغولی های من(مریم)
یادداشتهای یک وبلاگر
افسون(بهنوش)
به انتظار او(دلتنگ)
نارایانا(علی)
تولد دوباره(غزل)
alincc(علي)
ادبی(هانیه)
غم تنهایی من(لنی)
ای بهونه واسه موندن(سوگند)
ترگل ورگل(نفیسه)
سرزمین غم(راهزاد)
کبوتر خوشبختی(سعدانه)
بیا..تو.. اس ام اس(عماد)
دلتنگیهای یاس تنها(یاسمین)
خدايا خيلي دوستت دارم
ناگفته هاي آبجي كوچيكه(آبجي جادوگره)
بت پرست
زندگی یعنی توکل به خدا(یاسر)
نیلوفرانه(نیلوفر)
ساکن قلعه ی ساحلی
به نام خالق عشق(مهسا جون)
سکوت مهتاب(مهتاب)
آمیتیس تنهای دیوانه
یک قلب پاک از تمام معابد جهان زیباتر است(رضا)
کوچه(شادی)
کاش همیشه عاشق می ماندیم(زوپیتر)
مسافر خسته(شیطون)
آنجا که پیاده رو پایان می یابد(الهه)
یک طراح(امیر)
تازه های ادبی
دری به سوی سلامتی(ستایش)
تلاوت اشک(ظریفی)
عشق گمنام(رکسانا)
زندگي بهانه است براي با تو بودن(مهدي)
مناجاتكده(امير)
گربه سگ (سيمين)
ترشي هفت بيجار(مركا)
راه خاكستري(سارا)
قسم خورده(مهدي)
در حضور(آيكا)
خداي كامپيوتر(محمد رضا)
آن سوي هيچ ، فراسوي مرزهاي تنم(مونا)
سوني اريكسون ( آرش)
مرگ عشق(هميشه غايب)
صدف جنوبي(صدف)
مجنون و تنها
موفق باشي(مريم)
روزهاي عاشقي
درياي بي ساحل(مريم)
جوانه
مرد شب
غريبه
دختر مشرق(هاترا)
تولد دوباره
كوير
کلبه ی دل(داش حمید)
میکده(بچه هیئتی)
کارولین(کارولین)
گلزار(فائزه)
مدلی برای انسان(یه دوست)
پرواز تا اوج(شهروز)
شكوه تنهايي(محسن)
هجوم(احسان)
شور عشق(مولود نور)
عشق الهي(علي رضا)
تنهاترين(سعيد)
لحظه به لحظه(سبحان)
روزهاي عاشقي(عسل)
كشف بزرگ(الماس)
تيستو
مراد دل (محبوبه)
در آغوش خداوند(مرتضی)
زندگی و دیگر هیچ(حميد ژون)
سوشیانت
زندگیمون(احسان واله)
ياسمين(ياسمين)
مهر بيكران(دلتنگ)
آفتاب پرست(حسن)
آسمان آبي(كفشدوزك)
هري پاتر(پريسا)
بي قرار(مهدي)
من،سكوت،خدا(عباس)
سرزمين يخي(سودا)
پر پرواز(يكا)
بازي بزرگان(ريتا)
آواي دلكم(آوا)
پرواز تا اوج(شهروز)
از قطره تا در یا(امید)
عشق(یاسمین)
برنامه ريزي اعصاب و روان(وحيد)
جوجه طلایی
پرت و پلاهای من(فرناز)
اناش زمینی(جادوگر دریایی)
آیلار
یا ابا صالح کی می آیی(سادات)
رهاتر از پرنده(شایا)
سخی...عاشق(کیوان)
هامون تنهای من(بهار)
خاطرات پت و مت از زبان پت
دختر زمستان(سروناز)
چرت و پرت های یه پسر شیطون(مسعود جون)
عاشقی به ما نیومد(باشو خان)
دختری در مه(عاطی)
شاپرک بلاگ(مینا)
اگر که قابل بدونید خونه ی دل جای شماست(مریم)
شاپرک(شیدا)
برگی به دست باد(سارا)
در هم پیچیده(وبلاگ امین و دوستهاش)
اي آفتاب آهسته تر بر بام يارم كن نظر(مهدي)
ابر سفید
ستاره هاي ايران(شايان)
من شبنم خواب آلوده ي يك ستاره ام(ياس سپيد)
چشمك ستاره(ستاره)
ميرزا بدبين
آواي عشق(عرفان)
دئنا فرشته ي نيايش
وقتي سكوت مي كني به تو ايمان مي آورم(مسافر كوير)
سرزمين ارواح(امير)
خشونت دنيا يادم داد دوست بدارم(ج.ش)
بي نشان تر از سكوت(مزدك)
مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك
راز گل رازقي
آهنگهاي جديد،نرم افزار،عشقولانه،مطالب جالب(مسلم)
خانه ي دوست كجاست(حسين)
آنشرلي با موهاي قرمز
براي دختر ها و پسر هاي عاشق(بهروز)
آخرين فرياد(م- باران)
آدم برفی منم(علي مقدم كوهي)
گستره اي به وسعت عشق(داوود)
وسوسه اي براي زندگي(آنجل)
خيالهاي يك آدم بي خيال(مسیح قدیری)
مذهبي،كامپيوتر،سرگرمي(غلام اهل بيت)
شادي تا بي نهايت(عبدالله رضايي)
کشف دریچه های معرفت با هم(نرگس)
حرفی برای گفتن
جهانی پشت امواج
در جستجوي معنا
انتظار فرج
عشق واژه ي بي معني خداوند ( عاشق دلشكسته )
زندگي گربه اي (مريم شريعت پناهي)
ارواح(احمد)
جسم و جان
فرشته ي مهر( ميترا اقدسي)
پروانه وار پرواز كن (خودموني)
بوسه هاي عاشقانه ام بر باد(رويا)
در حضور( آيكا)
عشق يعني باران ( دختر باران )
نامه اي از آسمان (سپيده)
رسم اين دنيا عجيب است پس بيا برگرديم(نگار)
بهترينهاي يازدهمين جشنواره ي سينما(نينا)
حقايق پنهان( مهربون)
گلي از بوستان عشق ( محسن )
هنوز حرفهاي نا گفته دارم گوش كن ( پسر ايروني)
آرايشي ، عاشقانه ( شهلا)
عشق من و تو ( شهرزاد)
قرن 21 ( فريد خسروي)
روياي حقيقت (پريسا)
ماهي سياه كوچولو(تكتم)
عكسها و مطلبهاي زيبا(محمد رضا)
فرشته فيلم(احسان صباغي)
نداي منادي (آيلا)
من سكوتم از رضايت نيست(آرش)
پرواز مرغ فكر(مريم)
رهگذر مهتاب(غريبه)
خاطرات پت و مت از زبان پت
شعر و ادبيات و جك(بنيامين)
هر روز يه فكر جديد (مائده)
ايروني خسته (علي رضا)
درد هاي پنهان ( آيدا)
هرم تغذيه (منيژه)
جادوگران
سيگار دروازه ي اعتياد(يه دوست)
دلنوشته هاي باران (باران)
مجله ايران
روزهايم آفتابيست( هدي)
پروانه آرزوها (آرشيدا)
كامپيوتر من و تو ( الهام)
شهريار كوچولو
عاشقانه ها (تانيا)
كي واسه خودش همدم نمي خواد؟ ( نازي)
جزيره ي موفقيت (بابك)
خوشا آن دم كز استغناي هستي...(فريد)
سرزمين غم(راهزاد)
فرشته ام سلام ( ستاره)
آس كلاس
منو دو تا آبجيم (النا)
استعدادهاي برتر
جالبكده (مهدي)
اشعار برگزيده شاعران(شاعره)
آموزش كامپيوتر(داوود)
سلام به دوستان عزيز( وحيد)
رايحه ي عشق( ستاره ي سهيل)
كوچه هاي عشق(محمود)
چشم بر هم مي نهم...(هستي)
يادداشتهاي پراكنده و نقاشيهاي خط خطي(سيمين)
عشق تو نوشتني نيست ( ندا)
سلوك بي سامان( ساحر علي)
بدون عنوان( يه آدم كور)
ساحره
نابودگران نقره اي(مبارز سه شنبه)
گور خر بالدار
راه بازگشت ( علي)
مشقهاي بچگي(مهرانه)
من و تنهايي(امين)
قاطي پاتي ( علي)
مهدي جادوگر تنها( مهدي)
رازهاي نهفته
مجله ايران
سياوش قاسمي
سيزده (محمد رضا خالقي زاده)
جادوگران ( Neo, The Begin of an End )
جادوگران( rocrider)
آذرزاد(ليلا)
طنز نبشته هاي سعيد زاهدي(جكسون)
سارش(امين شفيعي)
جادوگر حرفه اي ( مهدي جادوگر)
آرامش سكوت (فرشته ي مهربون)
تارميتاباورد(تارمي)
درست يا نادرست( آرش پيرزاده)
عشق پوشالي( ندا)
خدا عشق است و عشق همه چيز(محمد حسين)
مديريت به سبك ايراني ( امير حسين)
خواب و رويا ( علي پويا)
هو حق مددي الله نظري(شريف علي)
ميثم كربلائي
ريكي و انرژي(ثريا)
متافيزيك و فراروانشناسي(فريور)
رنگارنگ(داريوش)
دفتر عشق من (حسين)
صداي آشنا
دو قلوها (زهرا و زهره)
هميشه بهار
جادوگران(سپنتا)
يگانه (يكرو)
براي چندمين بار( فاطمه)
گردنهاي كشيده (حپاو)
منتظران گل ياس(حسن)
داداشي
دروازه(گلادياتور بدون سپر)
قفس(خودآ)
چهار اثر از فلورانس اسكاول شين (علي اكبر)
دانا براي آنها كه بيشتر مي خواهند بدانند(علي)
سلام (فرشيد)
راوي
روزنه اي به نور(بهار)
دكتر الهي قمشه اي(داوود موسوي)
بروبكس رپر امارات
شهزاده فانوسهاي روشن(مريم)
انتظار ديدنت ديوونه ام ميكنه(آهسته)
اي كه دور از من و در قلب مني ( نازگل)
پر پرواز(زهرا)
از جهنم تا بهشت(شبنم)
طوطي(صدف)
نازنين گل يخ(نازنين)
به نام تو اي مهربان ترين، خدا(مهديا)
مي ناب (ريحانه)
انگشت فرشته (ليلي)
خداوند كجا نيست؟(سيد)
تفكر مثبت(گيلدا)
دلتنگ دلتنگيهاي آسمان
ياس كبود بهشتي(حمزه)
مجنون خانه
بي تو بودن كار من نيست(مريم)
شب مهتابي ( احسان)
آمريكا جون
در خلوت صوفي(علي يار)
صوفيان(علي يار)
فقط آف و اس ام اس(x)
يا باد آن روزگاران ( مهناز)
dark art
سايه روشن(مريم)
غريبه
اورمزد(مريم)
چسب زخم ديجيتال(نيوشا)
دندان پزشكي( دكتر سيد امير نيكوئي نهالي)
من و تو ما مي شويم ( هادي)
صدا كن مرا(جهانگرد)
آهنگ و آهنگسازي ( كارنگ)
علي عليه السلام( حامد عليشاه عيسوي)
سفر يا همسفر( فرنوش)
روح جادوگر(زهره)
فكر بزرگ( دختر آفتاب_ دختر مهتاب)
خداوند كجا نيست؟( سيد)
عشق من و تو( شهرزاد)
بانوي وحشي ( گارد جاويدان)
گاه نوشت(حميد رضا)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان