![]() |
![]() |
|
| هر گونه کپی حتی با قید نام وبلاگ ممنوع بوده و پیگرد قانونی به همراه دارد. |
|
سلام و هزاران سلام همراه با عشق به شما. شما كه مي خواهيد از دولت عشق به توانگري برسيد! اين درس را با كلام " گاندي " شروع مي كنم كه گفته است : " در طول تاريخ، پيروزي همواره با طريقت عشق و حقيقت بوده است. " عشق از آن رو در دل شما به وديعه گذاشته نشده تا همان جا بماند. مادامي كه عشق را به ديگران نبخشاييد، عشق نيست. _ قانون گشودن گره ها : هر گاه فردي را مي بينيد كه گرفتار مشكلات است، آرام بنشينيد و برايش موهبت محبت را بطلبيد. بعد از مدتي، با تكرار عبارتهاي تاكيدي مربوط به عشق، انگار جريان برق روشن مي شود و آن فرد با آن جريان هماهنگ مي شود. معمولا" افراد با گرايشها و رفتاري هماهنگ ، به سرعت پاسخ مي دهند . اگر نه، بايد به تكرار عبارتهاي تاكيدي بيشتر ادامه بدهيد زيرا ميزان مقاومت آدمها در برابر دولت عشق متفاوت است. اين تمرين را در مورد خودتان هم انجام بدهيد. در باب سيزدهم رساله ي اول پولس رسول به قرنتيان مي گويد : " اگر به زبانهاي مردم و فرشتگان سخن گويم و محبت نداشته باشم، مثل نحاس صدادهنده و سنج فغان كننده شده ام. اگر نبوت داشته باشم و جميع اسرار و همه ي علم را بدانم و ايمان كامل داشته باشم به حدي كه كوهها را نقل كنم و محبت نداشته باشم، هيچ هستم. و اگر جميع اموال خود را صدقه بدهم و بدن خود را بسپارم تا سوخته شود و محبت نداشته باشم، هيچ سود نمي برم. محبت حليم و مهربان است. محبت حسد نمي كند. محبت كبر و غرور ندارد. اطوار ناپسنديده ندارد و نفع خود را طالب نمي شود. خشم نمي گيرد و سوظن ندارد. از ناراستي خوشوقت نمي گردد ولي با راستي شادي مي كند. در همه چيز صبر مي كند و همه را باور مي نمايد. در همه حال اميدوار مي باشد و هر چيز را متحمل مي باشد. محبت هرگز ساقط نمي شود و ..." _ محبت شخصي و محبت غير شخصي : ما بايد در محبت شخصي و غير شخصي، به ديگران عشق بورزيم. از نوع همان عشقي كه " پولس رسول " مي گويد. در عشق و محبت شخصي مي توان نسبت به افراد خانواده و خويشاوندان ، مهرباني و ملاحظه و ايثار نشان داد. اما ما بايد به درجه اي برسيم كه بتوانيم، محبت غير شخصي هم داشته باشيم. عشق و محبت غير شخصي، در اصل يعني توانايي كنار آمدن با مردم، بدون دلبستگي شخصي و وابستگي عاطفي. _ تمرين : براي آفرينش آگاهي و پرورش محبت غير شخصي و نيكخواهي نسبت به همگان، تكرار اين عبارت موثر است : " من بدون هيچ گونه وابستگي، همه ي مردم را دوست دارم و همه ي مردم هم بدون هيچ گونه وابستگي ، مرا دوست دارند. " دعاهايي كه كلمه ي " عشق الهي " در آن باشد، يكي از بزرگترين راه حل ها براي برطرف كردن مشكلات شخصي و شغلي و باز شدن درهاي توانگري است. وقتي همه چيز قاطي و شلوغ مي شود، وقتي فكر مي كنيد ديگر توان تغيير دادن و درست كردن چيزي را نداريد، فقط آرام بمانيد و عشق الهي را به كمك بطلبيد و منتظر معجزات بمانيد! _ تمرين :فهرستي تهيه كنيد و نام افراد يا موقعيتهايي را كه مي خواهيد از دولت عشق الهي، دگرگوني و بركت بيابند ، در آن يادداشت كنيد. اگر مي توانيد چند نفر بشويد در غير اين صورت خودتان اين كار را انجام بدهيد. اگر چند نفر شديد فراموش نكنيد كه ابدا" نبايد درباره ي مشكلات آن افراد با كسي صحبت كنيد.( مگر استاد معنويتان كه مشاور اصلح است و هميشه مي توانيد با او صحبت كنيد.) آنوقت دسته جمعي يا تكي به تكرار دعاهاي مربوط به عشق الهي بپردازيد. آرام دستتان را روي اين فهرست بگذاريد و بگوئيد : " عشق الهي هم اكنون در من و از طريق من سلامت كامل و ثروت فراوان و سعادت بيكران مي آورد. " آنگاه در دل خود، براي افرادي كه نامشان در فهرست است، بگوئيد : "عشق الهي هم اكنون در تو و از طريق تو به عاليترين كار خود سرگرم است. عشق الهي هم اكنون براي تو و از طريق تو سلامت كامل و ثروت فراوان و سعادت بيكران مي آورد. " آن وقت به تدريج شاهد رخ دادن بهترين رويدادها براي خود و آنها خواهيد بود. نكته : عشق را نبايد برون از خود بيابيد. محبت را در درون خود كشف كنيد و سپس از طريق انديشه و كلام و اعمال و دعاهاي تاكيدي خويش به بيرون بيفكنيد.يعني زماني كه مسئله اي پيش مي آيد و مي خواهيد با قدرت عشق حلش كنيد فقط كافيست آرام بمانيد و عشق الهي را بطلبيد و به گونه اي رفتار كنيد كه انگار همه چيز بهترين است! براي فهم بيشتر موضوع به مثالهاي زير توجه كنيد. مثالهايي از كاربرد كلمه ي " عشق الهي " : "پاندر " در كتابهاي خود ، مثالهاي زيادي در باره ي قدرت جادويي كلمه ي " عشق الهي " دارد. _ مثال 1 : او زني را مثال مي زند كه بعد از اينكه همسرش در يك مشاجره ي سخت، خانه را ترك كرد ، تصميم گرفت از قدرت جادويي عشق استفاده كند. او مي دانست كه بايد عشق را در درون آفريد و آنگاه، آن را بيرون فرستاد. او با يقين به اينكه همسرش با روي گشاده بر خواهد گشت ( در حالي كه همسرش هرگز بعد از چنين قهرهايي براي ناهار به خانه بر نمي گشت. ) ، با عشق، مشغول پخت غذايي شد كه او دوست داشت و مدام در دل تكرار كرد : " من از عشق الهي مي خواهم كه هم اكنون پيوند زناشويي ما را شفا ببخشد. " چندي نگذشت كه همسرش با يك جعبه شيريني به خانه آمد در حالي كه از رفتارش نادم بود! _ مثال 2 : كتابداري كه دچار ناراحتي پوستي شده بود ، از مشاوري شنيد كه يكي از دلايل ناراحتيهاي پوستي، " نياز به تائيد " است كه خود شكلي از محبت است. او تمريني را شروع كرد. او هر روز دستهايش را روي صورتش مي گذاشت و تكرار مي كرد : " عشق الهي هم اكنون تو را شفا مي بخشد. " به زودي ناراحتي پوستيش برطرف شد. _ مثال 3 : يك خانم منشي كه علاقمند بود كار پر درآمدش را حفظ كند اما عصبيت رئيسش او را كلافه مي كرد، دريافت كه بايد هر طور شده با بدخلقي سر صبح رئيسش كنار بيايد. او كه از قدرت كاميابي بخش محبت آگاه شده بود به تكرار اين عبارت از " امت فاكس " پرداخت كه : " همه ي آدميان، تجلي عشق الهي هستند. پس من به جز عشق الهي ، با هيچ چيز ديگري نمي توانم روبرو بشوم! " از آن روز ، رئيس كاملا" تغيير رفتار داد. انگار عشق الهي پيشاپيش منشي حركت مي كرد و همه چيز را آماده مي كرد! _ شفاي بيماريها با " عشق الهي " : من به طور مفصل برايتان گفته ام كه هر بيماري چه علت روحي و دروني اي دارد. اينجا لازم مي دانم باز هم تاكيد كنم كه در درمان همه ي بيماريها " طلبيدن عشق الهي " و ايجاد عشق در درون و دوست داشتن خود چاره ساز است. حتي در بيماريهاي لا علاج! در يك آمار گيري گفته شد كه شست و دو درصد از بيماران سرطاني، كساني هستند كه عزيزي را از دست داده اند يا دچار اندوه شديد و افسردگي و ياسي مفرط شده اند. سرطان را "مرض اضطراب " خوانده اند. سرگذشت بيماران سرطاني نشان مي دهد كه در دوره اي از زندگي خود، احساس نگراني و كمبود محبت كرده اند. ناخود آگاه اينقدر اين احساسات و عواطف را در خود نگه داشته اند كه به تلخي و ذهني ايراد گير و چه بسا نفرت و انزجار تبديل شده و در نهايت مبتلا به سرطان شده اند. _ مثال 4 : مردي بازرگان كه بيماري دردناكي داشت، از پاندر شنيد كه مي تواند محبت را خود در درون تامين كند و با برون فرستادن عشق درون، و با بر زبان آوردن كلام محبت آميز درباره ي اعضاي بدنش خود را شفا بدهد.او كه همه ي روشهاي درماني را آزموده و به نتيجه نرسيده بود، هر روز دستش را بر موضع درد گذاشت و تكرار كرد : " من دوستت دارم! " در مدت كوتاهي درد ناپديد شد. _ بهبود بخشيدن به كسب و كار با " عشق الهي " : " اما كورتيس هاپكينز " معلم بزرگ ماورا الطبيعه ، گفته : " وضع كسب و كارتان را همانطور كه هست، بپذيريد و عشق الهي را حمد و ثنا گوئيد كه برايتان راه حلي مقتدر و خردمندانه مي يابد. " منظور اينست كه در بدترين شرايط كاري و بي درآمدي، بجاي غر زدن، از قدرت كاميابي بخش عشق كمك بخواهيد و بگوئيد : " عشق الهي را حمد و ثنا مي گويم كه برايم راه حلي مقتدر و خردمندانه مي يابد. " _ مثال 5 : در اوضاع خراب اقتصادي ، اعضاي هيات مديره ي شركتي تصميم گرفتند دسته جمعي به تكرار عبارتهاي تاكيدي بپردازند. آنها مي گفتند : " عشق الهي باطن يكايك ما،انديشه هاي تازه، شهامت تازه، و نعمت و ثروتي محسوس را هر روز به سوي ما مي كشاند. عشق الهي باطن تو؛ انديشه هاي تازه ، شهامت تازه، و نعمت و ثروتي نا محسوس را هر روز به سوي تو مي كشاند. " جالب اين جاست كه در بدترين شرايط اقتصادي كشور و مردم، آن سال به پر بركت ترين سال كاري آنها تبديل شد! _ براي ايجاد يك زندگي متعادل ، تكرار كنيد : " عشق الهي، از طريق من تجلي مي كند، و همه ي آنچه را كه براي خوشبختي و تكميل زندگيم لازم است ، هم اكنون به وي من مي كشاند. " نياز و آرزوي شما هر چه كه باشد، پاسخش طلبيدن محبت و عشق الهي است. لازم نيست براي محبت به برون از خويش، نظر بيندازيد. شروع كنيد به اينكه از درون انديشه ها و احساسهاي خود، عشق را به برون بفرستيد. آنگاه همه ي اشخاص و اوضاع و شرايطي را كه به مصلحت و منفعت شماست، به سوي خود مي كشانيد. تكرار كنيد : " من در حلقه ي سحرآميز عشق خدا گام بر مي دارم و هم اكنون چون مغناطيسي الهي در برابر خير و صلاح خود مقاومت ناپذيرم. " نكته _ راه كاميابي خود را دوست بداريد: حتما" شما هم به ياد داريد كه درزندگيتان پيش آمده كه خواسته ايد با پيكار راه خود را پيش برانيد و با اين كار، به هر عملي كه دست زده ايد با درد و رنج و شكست روبرو شده ايد. زمانهايي كه احساس مي كنيد ديگراني وجود دارند كه بين شما و توانگريتان مثل ديوار ايستاده اند. خود " پاندر " درباره ي خودش گفته است كه " زماني دچار مشكلي شده بودم كه به هيچ وجه حل نمي شد. ديگران در اين كار دخالت داشتند، و تا آنها اقدام نمي كردند ، كاري از دستم ساخته نبود.انگار كه ديواري سنگي وجود داشت. " او با خواندن جملاتي از " اما كورتيس هاپكينز " فهميد اين ديوار سنگي در درون خودش است كه نمي گذارد به توانگري دلخواهش برسد نه در بيرونش.او فهميد اين ديوار سنگي از انديشه هاي سخت خودش راجع به پيرامونش ساخته شده است. او به آرامش رسيد و عبارت تاكيدي زير را تكرار كرد و ناگهان همه ي شرايط بيروني آسان شدند. " به راستي هر آنچه از آن من و براي من است _ از جمله آن اشخاص _ از عشق لبريز است. موهبتي كه در اين وضعيت از آن من است همانقدر دوستم دارد كه من دوستش دارم! موهبتي كه در رابطه با اين موضوع به من تعلق دارد ، هم اكنون مرا مي جويد و پرواز كنان به سمت من مي آيد، زيرا اين وضعيت را به ديده ي محبت مي نگرم. " بنابراين در هر وضعيت ناخوشايند، خصوصا" وقتي فكر مي كنيد ديگران ديوار سنگي برايتان شده اند و راه توانگري شما را بسته اند، راه عبور از مشكل خود را دوست بداريد و تكرار كنيد : " اين شخص و اين وضع نسبت به من، سرشار از محبت است. و من نيز نسبت به آنها از محبت سرشارم." چه بسيار پيش آمده كه با سرزنش و ايراد گيري، امنيت يك زندگي خوشبخت از بين رفته است. حال آنكه مي شد همه ي رويدادها را دوست داشت و از همه ي تلاشها سود برد. آيا دوست داشتن راهي كه براي حل مشكلات خويش انتخاب مي كنيم، آسانتر از پيكار مداوم در طول راه نيست؟! نكته _ شرط اينكه عشق الهي بتواند توانگرتان كند اينست كه از انتقاد و ايراد گيري دست برداريد. صحبت درباره ي پليدي باعث بروز پليدي مي شود. هر چه بيشتر به شر توجه كنيد، طبق قانون جاذبه، بر شر مي افزاييد. هر عيبي را كه در ديگران ببينيد، همان عيب يا نقصي مشابه را به زندگي خود فرا مي خوانيد.وقتي با انتقاد و سرزنش، شيره ي وجود ديگري را مي مكيد، راه مي گشاييد تا شيره ي ذهن و تن و امور خودتان مكيده بشود.در واقع به استقبال تنگدستي و آشفتگي مي رويد. قانون 12 توانگري : انتقاد و سرزنش ديگران، راه معجزات عشق الهي را مي بندد و مانع توانگري مي شود. سيستم آرزوها هم اين را تائيد مي كند. قانون پنجاه و سوم سيستم آرزوها : اگر از خود يا ديگران براي نرسيدن به آرزوهايتان انتقاد مي كنيد، رسيدن به آن آرزو را فراموش كنيد! قدما رازي را مي دانستند ! آنها معتقد بودند وصف نيكي بر نيكي مي افزايد! " مي رولند " در كتابش " جرات كن كه باور داشته باشي! " درباره ي چگونگي مضاعف كردن نيكوئيهاي زندگي چنين مي نويسد : " لحظه اي كه دلتان لبريز از عشق باشد، با انتقاد و ايراد گيري خود، ديگران را بر نمي انگيزيد. تنها سرشار از جاذبه اي الهي، در برابر نيكوئيهاي زندگي، مقاومت نا پذير خواهيد شد. آنگاه جهانتان عوض خواهد شد! " راز بزرگ آفرينش : فلورانس اسكاول شين در كتابش " بازي زندگي و راه اين بازي " مي گويد : " هر انساني با تشرف به آيين عشق، به اين سياره پا مي نهد. " او مي گويد : " مشكل شما هر چه كه باشد، امتحان محبت است. اگر بتوانيد،از راه محبت در اين آزمايش پيروز شويد، مسئله ي شما حل خواهد شد اگر نه، آنقدر به درازا خواهد كشيد تا از راه محبت، مسئله ي خود را حل كنيد. زيرا مشكل شما، مجالي براي تشرف به آيين عشق است. " تمرين : اگر رفتارهاي همسرتان، فرزندتان، رئيستان،و ....آزارتان مي دهد و تحملتان را از بين برده، براي تغيير دادن آنها هر وقت كه نگاهشان مي كنيد در دلتان تكرار كنيد : " من به ديده ي محبت نگاهت مي كنم و از تماشاي كمال و بالندگي تو، به وجد مي آيم. " مثال : زني از انبوه مشكلاتش دل آزرده و خسته بود. او از ديدن شرايط و رفتارهاي اطرافيانش احساس خستگي مي كرد. او شوهري افسرده و ورشكسته داشت . پسر دانشجويش نمي توانست شهريه ي دانشگاهش را در بياورد. پسر كوچكش با وجود اينكه سالها تحت درمان اختلال رواني بود، هنوز مواقعي تا سر حد جنون دچار خشونت مي شد. دختر پانزده ساله اش بد خلق و پرخاشگر بود و خودش گرفتار عفونت شديد كليه تا جايي كه دكترش به او اعلام خطر كرد! زماني رسيد كه زن فهميد به آخر خط رسيده است و تصميم گرفت از طلبيدن عشق الهي كمك بخواهد. او انتقاد را كنار گذاشت و هر روز تكرار كرد : " من به ديده ي محبت... " او از اين تمرين استفاده كرد و حاصل امر باور نكردني بود! پسر دانشجويش از يكي از پژوهشهايش صد دلار جايزه گرفت! و شغل پر درآمدي يافت!شوهرش هر روز بهتر از روز قبل مي شد. پسرش از رفتارهاي پر خشونتش فاصله گرفت. دخترش تغيير رفتار داد و از همه عجيب تر اينكه بعد از شش هفته تكرار اين عبارت، دكتر به او گفت به طرزي معجزه آسا هيچ عفونتي در بدنش ديده نمي شود! انگار عفونت درون بدن زن، سمبلي از عفونتهايي بود كه در زندگيش ريشه دوانده بود! عفونتي كه هر چه او از آن دلزده تر مي شد و گله ي بيشتري مي كرد، بيشتر مي شد! " چارلز فيلمور " مي گويد : " به عشق توكل كنيد كه تنها عشق مي تواندشما را از مشكلاتتان بيرون بياورد. عشق الهي را فرا بخوانيد تا به حل مسايلتان بنشيند. " وقتي به جاي جنگيدن با راه زندگيتان، برآن شويد كه دريابيد چگونه اين راه را دوست بداريد، عشق اسرار كاميابي بخش خويش را بر شما، فاش مي كند. تكرار كنيد : " من از دولت عشق زنده ام. من با قانون محبت زندگي مي كنم و محبت از هم اكنون فاتح و پيروز است. " خدايا! تو عشق هستي! بر من ببار و زندگيم را آباد كن! آمين! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 22:10 توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من یک جادوگر سرگردانم...دستت را به من بده و تنهائیت را با من قسمت کن...
|
|
RSS
|