تبليغاتX
دست نوشته هاي يك جادوگر
هر گونه کپی حتی با قید نام وبلاگ ممنوع بوده و پیگرد قانونی به همراه دارد.

سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام. قبل از هر چيز از همه ي دوستاني كه برام آف گذاشته بودن كه زودتر آپ كنم عذر خواهي مي كنم كه نتونستم به خواسته شان عمل كنم. (  هر كار مي كردم ، ياهو و بلاگفا اصلا" باز نمي شد )

 امروز در ادامه ي درس توانگري و عشق  با هم در رابطه با قدرت شفا بخش عشق صحبت مي كنيم كه از طريق بخشايش و پالايش فعال مي شود. ما با هم قبلا" مفصل درباره ي بخشايش و پالايش و انواع آن صحبت كرده ايم اما در اين مبحث ، صحبتهاي قبلي را كامل مي كنيم.

 

پاندر در كتاب از دولت عشق مي گه وقتي مسيحي ها در دوران تصليب، روزه مي گيرند، با دعا و عبادت در واقع خودشون رو آماده مي كنند براي رستاخيز زندگي و زيبايي تازه اي در دنياي شخصيشون. پاندر مي گه ما مي تونيم اين آمادگي براي رستاخيز راستين وجودمون رو در هر روز سال انجام بديم و اون با " قدرت شفا بخش عشق " امكان پذيره. براي اين كار ما بايد روزه بگيريم . روزه ي عشق.

 

_ تمرين روزه ي عشق :

براي خودتون مشارطه كنيد كه مثلا" يك روز كامل ( بعدا" تعدادش رو به هر روز برسونيد.) از خاطرات منفي گذشته و كينه ها و بخل ها و رشك و نفرت و انزجار و انتقاد و احساس بي عدالتي و آزار و هر گونه نا هماهنگي ديگر پرهيز كنيد. احساس كنيد قدرت شفا بخش عشق بر تمام خاطرات منفيتون اثر مي گذاره و به شما و همه ي اطرافيانتون، عشق رو هديه مي ده.وقتي بتونيد از شر عواطف و هيجانات مخرب خلاص بشيد، از تصليب خود و ديگران دست بر مي داريد و آنگاه براي رستاخيز موهبتهاي خود آماده مي شويد.

 

براي روزه و پرهيز از گرايشهاي منفي دو راه ويژه وجود داره كه عبارتند از بخشايش و پالايش. بنابراين در روزه ي عشق از اين دو عمل و قدرت جادويي آنها بهره مند بشيد. حتما" شنيديد كه عشق چيز با شكوهيست، اما چه بسا زماني كه قدرت پيراستن و هرس كردن عشق ، در زندگيتان در كار بوده، ( و حضور عشق باعث ايجاد دردهايي در قلب و زندگيتون شده ) احساس كرده ايد كه عشق چيز " در هم شكننده اي " است!

 اگر مشتاق پالايش و بخشايش باشيد، آنچه كه در هم شكننده است و چون خاري در پوست مي نمايد، به چيزي با شكوه تبديل مي شود. آنگاه در مي يابيد كه عشق مي تواند به سوي موهبتي عظيم تر هدايتتان كند.

 

توصيه مي كنم يك بار ديگه درسهاي مربوط به بخشايش و پالايش رو مرور كنيد. من لازم مي دونم باز هم تاكيد كنم كه آزاد كردن ديگران به معناي آزاد كردن خودتان است. وقتي شخص يا مسئله يا اوضاع و شرايطي را كه احساس مي كنيد، شما را در فشار قرار داده است رها مي كنيد، كليد را به سوي آزادي مي چرخانيد! يادتان باشد كه شما حاكم موقعيتها هستيد نه برده ي آنها. وقتي در كمال جرات و شهامت، شخص يا چيزي را كه شما را به اسارت در مي آورد، رها مي كنيد، به جاي اينكه قرباني باشيد ، قادر مي شويد!

 

 

_ تمرين بارش باران عشق :

در سكوت بنشينيد و چشمهايتان را ببنديد و براستي مجسم كنيد كه باراني از عشق بر تمام زندگيتان و آدمهاي اطرافتان مي بارد. اين باران را بر روي آدمهايي كه آزارتان مي دهند، ببارانيد و مجسم كنيد كه به محض بارش اين باران بر آنها،  تغييراتي شگفت انگيز برايشان رخ مي دهد.. اين باران را بر روي خاطرات منفي زندگيتان ببارانيد و مجسم كنيد كه با اين بارش همه ي آن خاطرات به بهترين دقايق تبديل مي شوند.

 

نكته _ اگر زير تسلط كسي هستيد و به شما امر و نهي مي شود، نشانه ي آنست كه به عملي اسارت آور دست زده ايد و بايد به پالايش و بخشايش بپردازيد و روزه ي عشق بگيريد.

 

نكته _گاهي ما كساني را در اطرافمان داريم كه هر چقدر برايشان دعا مي كنيم، مشكلاتشان حل نمي شود. گويا ذهن نيمه هشيار آنها در برابر بهبود و بركت مقاومت مي كند . شايد اين به اين خاطر باشد كه شما ذهنا" خيلي عميق به آنها چسبيده ايد. در اين زمان بايد مسئله را ذهنا" رها كنيد و به زندگي عاديتان برگرديد. ( آزاد گذاشتن ديگران كه در مبحث پالايش برايتان توضيح دادم.) با آزاد گذاشتن آنها، همه چيز درست مي شود!

 پس اگر شخص بيماري در اطرافيانتان داريد يا كسي كه هر چقدر براي  حل مشكلاتش دعا مي كنيد به نظر مي رسد كه او بيشتر به مشكلات يا بيماريش چسبيده است، حتما" از قدرت شفابخش پالايش استفاده كنيد و براي او تكرار كنيد : " من تو را به خير و صلاحت مي سپارم. دوستت دارم اما برايت آزادي كامل و آن سلامت را مي خواهم كه از هر جهت به مصلحت توست. من آزادم و تو نيز آزادي."

 

خليل جبران درباره ي عشق رهايي بخش مي گويد : " به يكديگر عشق بورزيد، اما عشق را به بند نكشانيد...بگذاريد ميان با هم بودنتان فضايي و فاصله اي باشد. با يكديگر بخوانيد و برقصيد و شادمان باشيد، اما بگذاريد هر يك از شما تنها باشد...در كنار هم بمانيد اما نه چسبيده به هم."

 

خليل جبران درباره ي عشق رهايي بخش به فرزندان گفته : " فرزندانتان از آن شما نيستند.آنان پسران و دختران زندگي براي زندگي اند.آنها از طريق شما مي آيند ، اما نه از شما. و هر چند با شما هستند، از آن شما نيستند. شايد شما تن آنها را ماوا دهيد، اما نه جانشان را...شايد بكوشيد همچون آنها باشيد ، اما نكوشيد آنها را چون خود كنيد."

 

بنابراين به همه ي پدر و مادرها توصيه مي كنم كه اگر مي خواهيد طرح الهي فرزندانتان برقرار شود، بايد بگذاريد تا آنها از راههايي كه خود مي خواهند، به دنبال خواسته ي خود بروند. ( نوعي از پالايش كه براي همه بركت مي آورد.)

 اين فقط در رابطه ي والد و فرزند صدق نمي كند. در رابطه با هر كس كه رابطه ي عاطفي داريد، اين بايد آرزوي صميمانه ي شما باشد كه آنها به راه خود بروند. اگرنه، هم براي آنها و هم براي خودتان مشكلات فراوان خواهيد آفريد.

 

نكته _ من اين را درك مي كنم كه وقتي كسي براي ما عزيزه ، نگرانش هستيم و دلمون مي خواد راه حل درست رو نشونش بديم اما به قول استادم حرف  را بايد يكبار بگوئيد . براي بارهاي بعد بايد با روح و درون آن آدم ارتباط برقرار كنيد كه راه ويژه اي دارد ( به زودي اين راه را كه نوشتن نامه به فرشته هاي درون است با هم بررسي مي كنيم.) اگر مدام اصرار كنيم تا عزيزانمان را به راهي بكشانيم كه ما صلاح مي دانيم، باعث مي شويم تا بخاطر وجود قانون مقاومت، همه چيز بر عكس ميل ما و صلاح واقعيمان بشود!

 

نكته _ بيشتر مواقعي كه دعاهايتان مستجاب نمي شود، به اين دليل است كه هنوز راه پالايش ( آزاد گذاشتن ديگران و رها كردن بسياري از موقعيتها ( مشكل مالي يا بيماري يا...) را در پيش نگرفته ايد.آن كس را كه بايد رها كنيد و آزاد بگذاريد، معمولا" نه دشمن، كه يك دوست، همسر، خويشاوند يا فرزند است! بنابراين اگر درهاي توانگري به رويتان باز نمي شود، حتما" دنبال كسي يا موقعيتي بگرديد كه ذهنا" به او چسبيده ايد . به محض در پيش گرفتن راه پالايش، مسئله تان حل مي شود و خير و صلاحتان پديدار مي شود. ( به درسهاي پالايش رجوع كنيد دراين باره مفصل توضيح داده ام كه اين رها كردن باعث از دست دادن نمي شود بلكه باعث به دست آوردن بهترين ها مي شود.)

 

قانون توانگري هم اين موضوع را تائيد مي كند.

 

قانون 13 توانگري :  اگر به بخشايش و پالايش بپردازيد مي توانيد قدرت شفا بخش عشق را تجربه كنيد و به توانگري برسيد.

 

سيستم آرزوها هم، همين را مي گويد .

 

قانون پنجاه و چهارم سيستم آرزوها : هروقت آرزو و موهبتتان به تاخير مي افتد يا از شما دريغ مي شود، زمان فرا خواندن قدرت شفا بخش عشق است كه از راه بخشايش و پالايش به انجام مي رسد.

 

 

"امت فاكس" معلم بزرگ ماوراالطبيعه مي گويد: " اگر به ديگري نفرت بورزيد، با حلقه اي كيهاني به او متصل مي شويد و به بند او در مي آئيد: به اسارت زنجيري راستين، هر چند ذهني. به هر چه نفرت بورزيد، با طوقي كيهاني به بند و اسارتش در مي آييد. اگر در تمام دنيا تنها يك نفر باشد كه به راستي از او خوشتان نيايد، همانا او كسي است كه با حلقه اي محكمتر از فولاد ، خود را به او وصل كرده ايد. "

 

به نظرتان مسخره نيست كه ما كسي را كه دوست نداريم با يك حلقه ي فولادي به خودمان وصل كنيم تا هميشه همراهمان باشد؟!!

پدرم _ بابا جادوگره _ هميشه در كودكي چيزي را به من تاكيد مي كرد كه من هم آن را به شما هديه مي كنم. او كه استاد بزرگي بود و هست ، هميشه مي گفت :" هرگز نگذار فكر كسي كه كيلومترها از تو فاصله داره و شايد الان در خواب ناز باشه، در تو حسي از نفرت و خشم به وجود بياره و نگذاره كه خواب به چشمانت بياد! "

 

خوب! شايد الان بپرسيد پس اگه كسي با كارها و رفتارهايش باعث آزارمان مي شود، چه كنيم؟ فقط او را ببخشيم؟ همين كافيست؟

 براي اين كار اول بايد بدونيم چه چيز باعث مي شه كه ديگراني وارد زندگي ما مي شوند كه باعث درد و رنجمان مي شوند. ( كه قطعا" با انجام تمرينات نيمه ي تاريك دلايل بسيار واضحي براي اونها پيدا خواهيد كرد. ) اما من نتيجه گيري اين مطلب را در پائين برايتان تكرار مي كنم.

 

سوال مهم _ وقتي ديگران آزارتان مي دهند يا نااميدتان مي كنند، معنايش چيست؟

 

هرگز فراموش نكنيد كه چون ديگران نيز فرزندان پروردگارند، نمي توانند موجب شكست ، ياس، تحقير، يا شرمندگي ما بشوند. شايد هنگامي كه از سر راهمان مي گذشتند، لغزيده باشند. اما آنها نيز، فرزندان خدا هستند، فرزنداني كه موقتا" راه خود را گم كرده اند. به اين دليل سر راه ما قرار گرفته اند كه به دعاي خير ما نياز دارند. آنها ، نا خودآگاه به ما مي نگريستند، تا تعادل و توازن خويش را باز يابند.

 

آنها هر كاري كه بكنند يا نكنند، وجودشان نمي تواند مانع از پيشرفت و كاميابي ما بشود، آنها موهبت ما را از دستمان نمي گيرند، زيرا قادر به اين كار نيستند. حتي اگر چنين به نظر برسد، كه اندك مدتي آزارمان داده اند، بنا بر مشيت الهي بر سر راهمان قرار گرفته اند.پس فراموش نكنيد كه اگر گاهي ديگران ما را مي آزارند براي اينست كه روح آنها توجه الهي و دعاي خير ما را مي جويد. اگر براي آنها بركت و آمرزش بطلبيم، ديگر آزارمان نمي دهند. از زندگيمان بيرون مي روند و خير و صلاحشان را جايي ديگر مي يابند.

 

 ( من قبلا" برايتان توضيح دادم كه هر كسي براي اين وارد مسير زندگي ما مي شود تا چيزي را به ما بياموزد. يعني همه ، آموزگاران ما هستند. بنابراين اگر حضور كسي آزارتان مي دهد براي او طلب خير كنيد و مدام بگوئيد:"  آموزگار من! من آماده ام تا درسي را كه مي خواهي به من بدهي از تو بياموزم. " آن وقت شاهد شگفت انگيز ترين تغييرات خواهيد شد! )

 

بنابراين باز براي بار چندم تاكيد مي كنم هر گاه گره اي در كارتان بود يا بيماري يا هر اتفاق ناخوشايند ديگري برايتان پيش آمد، يا به نظرتان رسيد كه بركت و موهبت شما به سراغتان نمي آيد و از شما مضايقه مي شود، فقط آرام بمانيد و از خدا بخواهيد بر شما آشكار كند كه چه كسي يا موقعيتي را بايد ببخشاييد! اگر بي درنگ پاسخ را نيافتيد، هر روز دقايقي را در سكوت بنشينيد و آرام اين جملات را تكرار كنيد : " اي خرد الهي! چه كس يا چه چيز را بايد ببخشايم؟ كدام گرايشهاي سخت را بايد از خود جدا كنم و دور بريزم؟ چه چيز را بايد رها كنم و از كدام شخص بايد دست بردارم تا مورد عفو و رحمت تو قرار بگيرم و اين وضع بر من بخشوده شود؟ "

 

مثال _ پاندر زني را مثال مي زند كه متوجه غده اي در سينه اش شد. او به جاي هياهو، شروع به تكرار اين عبارات كرد.او از مشاوري معنوي شنيده بود كه وضعيتي سخت در بدن، نشانه ي وضعيتي سخت در ذهن است. انديشه هاي ناشي از نفرت و انزجار و سرزنش و ملامت و عدم عفو و بخشش. بعد از مدتي مراقبه، پي برد كه در اعماق ذهنش هنوز از زني كه سالها قبل با شوهرش ارتباط داشت ، دلگير است. او سالها بود كه با همسرش خوشبخت بود و اين مسئله به پايان رسيده بود. اما وقتي در زمان مراقبه ناگهان به ياد آن زن افتاد فهميد در اعماق وجودش ، هنوز، آن زن و شوهرش را مسئول فشارها و تجربه هاي دردناك آن دوران مي داند.

 

پس در دعاهاي خود ، براي آن زن بركت و سلامت و سعادت طلبيد و او را رها كرد و در دل به او گفت : " من آزادانه تو را عفو مي كنم و مي گذارم به راه خود بروي و دست از سرت بر مي دارم. يقين دارم هر جا كه هستي، خوشبختي و به هر كجا كه بروي، عاليترين عطايا و موهبتها را مي ستاني. "

 

او در دل به شوهرش گفت : " من آزادانه تو را مي بخشم و هر داوري نادرست درباره ي تو را رها مي كنم. تو همسري عالي و وفاداري و زندگي زناشويي ما شيرين و بي همتاست. حاصل آن تجربه هم تنها نيكي بوده است. "

 

بعد از چند هفته غده ي داخل سينه ي او بي آنكه متوجه شده باشد، نا پديد شد!

 

 

" چارلز فيلمور" مي گويد تنها علاج قطعي براي رستاخيز سلامت و ثروت و سعادت، به كار گرفتن قدرت شفا بخش محبت از راه بخشايش و پالايش است. او مي مي گويد براي اين كار بايد مشكل خود را _ هر چه كه هست _ متبرك كنيد.

 

_ تمرين متبرك كردن مشكلات : " به مشكل خود در سكوت فكر كنيد.( چه آن مشكل وجود يك شخص باشد يا وجود يك وضعيت.) بي آنكه به آن جبهه بگيريد يا نسبت به آن دچار احساس بغض يا خشم باشيد. آنگاه در آرامش تكرار كنيد : " من اكنون تو را متبرك و رها مي كنم. عشق الهي زندگي من را نوراني مي سازد و مشكلاتش را برطرف مي كند. با اين يقين و اين ايمان، خود در آرامش به سر مي برم. "  آنگاه تمرين بارش عشق را براي آن مشكل انجام بدهيد.

 

اين جمله ي جادويي را هرگز فراموش نكنيد : " هر كس كه با عشق الهي متحد بشود، اندكي از بهشت را در زمين مي آفريند. "

 

آرزو مي كنم تاكيد من بر بخشايش و پالايش ،كه باعث فعال شدن قدرت شفا بخش عشق مي شود و  مثل جمله ي جادويي علا الدين باز كننده ي همه ي درهاي بسته است ، باعث شده باشد تا به ميزان اهميت آن پي ببريد . باشد تا همه ي ما بتوانيم با فعال كردن قدرت شفا بخش عشق از راه بخشايش و پالايش ، اندكي از بهشت را بر روي زمين بياوريم!

 

خدايا! با قدرت شفا بخش عشق همه ي درهاي بسته را برويمان بگشا! آمين!

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 23:52  توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من یک جادوگر سرگردانم...دستت را به من بده و تنهائیت را با من قسمت کن...

نوشته های پیشین
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
آرشیو موضوعی
سرگذشت جادوگر
چرا جادوگر سرگردان؟!
توضیحات یک جادوگر قبل از شروع کلاس جادوگری
(جلسه 1 ) دفتر مراقبه
(جلسه 2 ) ماند
(جلسه 3 ) موج مثبت و منفی
(جلسه 4 )آلفای قبل از خواب
(جلسه 5) تجسم خلاق
(جلسه6 ) کارما
(جلسه 7 )بچه غول بیشعور!
(جلسه 8 )جادوی کلمات
(جلسه 9 )قانون سپاس
(جلسه 10 ) لحظه ی ابدی اکنون
(جلسه 11) قانون بخشایش
(جلسه 12) نیمه تاریک
(جلسه 13) نیمه تاریک
(جلسه 14) نیمه تاریک
(جلسه15) نیمه تاریک
(جلسه 16) خرد کردن ترس
(جلسه17) سیستم آرزوها
(جلسه 18) سیستم آرزوها
(جلسه 19) سیستم آرزوها
(جلسه 20) سیستم آرزوها
(جلسه 21) سیستم آرزوها
(جلسه 22) سیستم آرزوها
(جلسه 23) سیستم آرزوها
(جلسه 24) سیستم آرزوها
(جلسه 25) قوانین ارتباطات
(جلسه 26) دوست داشتن خود
(جلسه 27) تولد دوباره
(جلسه 28)خانه تکانی ذهنی
(جلسه 29) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 30) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 31) خانه تکانی ذهنی
(جلسه32) گوش دادن به پیام بدن
(جلسه33) پیام بدن و شفای تن
(جلسه 34) اندیشه ی توانگر
(جلسه 35)پالایش
(جلسه 36)پالایش درونی
(جلسه 37) توانگری از راه نوشتن
(جلسه 38) توانگری از راه تصاویر
(جلسه 39) توانگری از راه کلام
(جلسه 40) پرداخت عشریه
(جلسه 41) توانگری و طرح الهی
(جلسه 42) توانگری و فرزانگی
(جلسه 43) توانگری از راه عشق
(جلسه 44) از دولت عشق
(جلسه 45)عشق شفا بخش
(جلسه 46)عشق رستاخیز بخش
(جلسه 47) بازگشت الهی
(جلسه 48)نوشتن نامه به فرشته
(جلسه 49) هفت سنخ آدمیان
(جلسه 50) مشاور اصلح
(جلسه 51) حرمت به خویشتن
(جلسه 52) هفت خوان سالک
(جلسه 53)استاد،گورو، آواتار
(جلسه 54) ادراک سلول اولیه
(جلسه 55)رهایی از خاطرات
(جلسه 56)کشف کودک درون
(جلسه 57)صحبت با کودک درون
(جلسه 58)ملاقات با کودک درون
پیوندها
اين ها جادوگرهاي خوبي هستند كه به من تو سياره ي جادوگرها سر مي زنند:
دلمشغولیهای یک ققنوس( دوست خوبم)
جادوگر 14(آناهیتای من)
توصیه های طلایی(کیمیاگر)
روانشناسی(محسن)
دنیای زیبای من(ساسان)
ترفند های یاهو (سمیرا)
افسانه ی خزان(زهرا)
دلمشغولی های من(مریم)
یادداشتهای یک وبلاگر
افسون(بهنوش)
به انتظار او(دلتنگ)
نارایانا(علی)
تولد دوباره(غزل)
alincc(علي)
ادبی(هانیه)
غم تنهایی من(لنی)
ای بهونه واسه موندن(سوگند)
ترگل ورگل(نفیسه)
سرزمین غم(راهزاد)
کبوتر خوشبختی(سعدانه)
بیا..تو.. اس ام اس(عماد)
دلتنگیهای یاس تنها(یاسمین)
خدايا خيلي دوستت دارم
ناگفته هاي آبجي كوچيكه(آبجي جادوگره)
بت پرست
زندگی یعنی توکل به خدا(یاسر)
نیلوفرانه(نیلوفر)
ساکن قلعه ی ساحلی
به نام خالق عشق(مهسا جون)
سکوت مهتاب(مهتاب)
آمیتیس تنهای دیوانه
یک قلب پاک از تمام معابد جهان زیباتر است(رضا)
کوچه(شادی)
کاش همیشه عاشق می ماندیم(زوپیتر)
مسافر خسته(شیطون)
آنجا که پیاده رو پایان می یابد(الهه)
یک طراح(امیر)
تازه های ادبی
دری به سوی سلامتی(ستایش)
تلاوت اشک(ظریفی)
عشق گمنام(رکسانا)
زندگي بهانه است براي با تو بودن(مهدي)
مناجاتكده(امير)
گربه سگ (سيمين)
ترشي هفت بيجار(مركا)
راه خاكستري(سارا)
قسم خورده(مهدي)
در حضور(آيكا)
خداي كامپيوتر(محمد رضا)
آن سوي هيچ ، فراسوي مرزهاي تنم(مونا)
سوني اريكسون ( آرش)
مرگ عشق(هميشه غايب)
صدف جنوبي(صدف)
مجنون و تنها
موفق باشي(مريم)
روزهاي عاشقي
درياي بي ساحل(مريم)
جوانه
مرد شب
غريبه
دختر مشرق(هاترا)
تولد دوباره
كوير
کلبه ی دل(داش حمید)
میکده(بچه هیئتی)
کارولین(کارولین)
گلزار(فائزه)
مدلی برای انسان(یه دوست)
پرواز تا اوج(شهروز)
شكوه تنهايي(محسن)
هجوم(احسان)
شور عشق(مولود نور)
عشق الهي(علي رضا)
تنهاترين(سعيد)
لحظه به لحظه(سبحان)
روزهاي عاشقي(عسل)
كشف بزرگ(الماس)
تيستو
مراد دل (محبوبه)
در آغوش خداوند(مرتضی)
زندگی و دیگر هیچ(حميد ژون)
سوشیانت
زندگیمون(احسان واله)
ياسمين(ياسمين)
مهر بيكران(دلتنگ)
آفتاب پرست(حسن)
آسمان آبي(كفشدوزك)
هري پاتر(پريسا)
بي قرار(مهدي)
من،سكوت،خدا(عباس)
سرزمين يخي(سودا)
پر پرواز(يكا)
بازي بزرگان(ريتا)
آواي دلكم(آوا)
پرواز تا اوج(شهروز)
از قطره تا در یا(امید)
عشق(یاسمین)
برنامه ريزي اعصاب و روان(وحيد)
جوجه طلایی
پرت و پلاهای من(فرناز)
اناش زمینی(جادوگر دریایی)
آیلار
یا ابا صالح کی می آیی(سادات)
رهاتر از پرنده(شایا)
سخی...عاشق(کیوان)
هامون تنهای من(بهار)
خاطرات پت و مت از زبان پت
دختر زمستان(سروناز)
چرت و پرت های یه پسر شیطون(مسعود جون)
عاشقی به ما نیومد(باشو خان)
دختری در مه(عاطی)
شاپرک بلاگ(مینا)
اگر که قابل بدونید خونه ی دل جای شماست(مریم)
شاپرک(شیدا)
برگی به دست باد(سارا)
در هم پیچیده(وبلاگ امین و دوستهاش)
اي آفتاب آهسته تر بر بام يارم كن نظر(مهدي)
ابر سفید
ستاره هاي ايران(شايان)
من شبنم خواب آلوده ي يك ستاره ام(ياس سپيد)
چشمك ستاره(ستاره)
ميرزا بدبين
آواي عشق(عرفان)
دئنا فرشته ي نيايش
وقتي سكوت مي كني به تو ايمان مي آورم(مسافر كوير)
سرزمين ارواح(امير)
خشونت دنيا يادم داد دوست بدارم(ج.ش)
بي نشان تر از سكوت(مزدك)
مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك
راز گل رازقي
آهنگهاي جديد،نرم افزار،عشقولانه،مطالب جالب(مسلم)
خانه ي دوست كجاست(حسين)
آنشرلي با موهاي قرمز
براي دختر ها و پسر هاي عاشق(بهروز)
آخرين فرياد(م- باران)
آدم برفی منم(علي مقدم كوهي)
گستره اي به وسعت عشق(داوود)
وسوسه اي براي زندگي(آنجل)
خيالهاي يك آدم بي خيال(مسیح قدیری)
مذهبي،كامپيوتر،سرگرمي(غلام اهل بيت)
شادي تا بي نهايت(عبدالله رضايي)
کشف دریچه های معرفت با هم(نرگس)
حرفی برای گفتن
جهانی پشت امواج
در جستجوي معنا
انتظار فرج
عشق واژه ي بي معني خداوند ( عاشق دلشكسته )
زندگي گربه اي (مريم شريعت پناهي)
ارواح(احمد)
جسم و جان
فرشته ي مهر( ميترا اقدسي)
پروانه وار پرواز كن (خودموني)
بوسه هاي عاشقانه ام بر باد(رويا)
در حضور( آيكا)
عشق يعني باران ( دختر باران )
نامه اي از آسمان (سپيده)
رسم اين دنيا عجيب است پس بيا برگرديم(نگار)
بهترينهاي يازدهمين جشنواره ي سينما(نينا)
حقايق پنهان( مهربون)
گلي از بوستان عشق ( محسن )
هنوز حرفهاي نا گفته دارم گوش كن ( پسر ايروني)
آرايشي ، عاشقانه ( شهلا)
عشق من و تو ( شهرزاد)
قرن 21 ( فريد خسروي)
روياي حقيقت (پريسا)
ماهي سياه كوچولو(تكتم)
عكسها و مطلبهاي زيبا(محمد رضا)
فرشته فيلم(احسان صباغي)
نداي منادي (آيلا)
من سكوتم از رضايت نيست(آرش)
پرواز مرغ فكر(مريم)
رهگذر مهتاب(غريبه)
خاطرات پت و مت از زبان پت
شعر و ادبيات و جك(بنيامين)
هر روز يه فكر جديد (مائده)
ايروني خسته (علي رضا)
درد هاي پنهان ( آيدا)
هرم تغذيه (منيژه)
جادوگران
سيگار دروازه ي اعتياد(يه دوست)
دلنوشته هاي باران (باران)
مجله ايران
روزهايم آفتابيست( هدي)
پروانه آرزوها (آرشيدا)
كامپيوتر من و تو ( الهام)
شهريار كوچولو
عاشقانه ها (تانيا)
كي واسه خودش همدم نمي خواد؟ ( نازي)
جزيره ي موفقيت (بابك)
خوشا آن دم كز استغناي هستي...(فريد)
سرزمين غم(راهزاد)
فرشته ام سلام ( ستاره)
آس كلاس
منو دو تا آبجيم (النا)
استعدادهاي برتر
جالبكده (مهدي)
اشعار برگزيده شاعران(شاعره)
آموزش كامپيوتر(داوود)
سلام به دوستان عزيز( وحيد)
رايحه ي عشق( ستاره ي سهيل)
كوچه هاي عشق(محمود)
چشم بر هم مي نهم...(هستي)
يادداشتهاي پراكنده و نقاشيهاي خط خطي(سيمين)
عشق تو نوشتني نيست ( ندا)
سلوك بي سامان( ساحر علي)
بدون عنوان( يه آدم كور)
ساحره
نابودگران نقره اي(مبارز سه شنبه)
گور خر بالدار
راه بازگشت ( علي)
مشقهاي بچگي(مهرانه)
من و تنهايي(امين)
قاطي پاتي ( علي)
مهدي جادوگر تنها( مهدي)
رازهاي نهفته
مجله ايران
سياوش قاسمي
سيزده (محمد رضا خالقي زاده)
جادوگران ( Neo, The Begin of an End )
جادوگران( rocrider)
آذرزاد(ليلا)
طنز نبشته هاي سعيد زاهدي(جكسون)
سارش(امين شفيعي)
جادوگر حرفه اي ( مهدي جادوگر)
آرامش سكوت (فرشته ي مهربون)
تارميتاباورد(تارمي)
درست يا نادرست( آرش پيرزاده)
عشق پوشالي( ندا)
خدا عشق است و عشق همه چيز(محمد حسين)
مديريت به سبك ايراني ( امير حسين)
خواب و رويا ( علي پويا)
هو حق مددي الله نظري(شريف علي)
ميثم كربلائي
ريكي و انرژي(ثريا)
متافيزيك و فراروانشناسي(فريور)
رنگارنگ(داريوش)
دفتر عشق من (حسين)
صداي آشنا
دو قلوها (زهرا و زهره)
هميشه بهار
جادوگران(سپنتا)
يگانه (يكرو)
براي چندمين بار( فاطمه)
گردنهاي كشيده (حپاو)
منتظران گل ياس(حسن)
داداشي
دروازه(گلادياتور بدون سپر)
قفس(خودآ)
چهار اثر از فلورانس اسكاول شين (علي اكبر)
دانا براي آنها كه بيشتر مي خواهند بدانند(علي)
سلام (فرشيد)
راوي
روزنه اي به نور(بهار)
دكتر الهي قمشه اي(داوود موسوي)
بروبكس رپر امارات
شهزاده فانوسهاي روشن(مريم)
انتظار ديدنت ديوونه ام ميكنه(آهسته)
اي كه دور از من و در قلب مني ( نازگل)
پر پرواز(زهرا)
از جهنم تا بهشت(شبنم)
طوطي(صدف)
نازنين گل يخ(نازنين)
به نام تو اي مهربان ترين، خدا(مهديا)
مي ناب (ريحانه)
انگشت فرشته (ليلي)
خداوند كجا نيست؟(سيد)
تفكر مثبت(گيلدا)
دلتنگ دلتنگيهاي آسمان
ياس كبود بهشتي(حمزه)
مجنون خانه
بي تو بودن كار من نيست(مريم)
شب مهتابي ( احسان)
آمريكا جون
در خلوت صوفي(علي يار)
صوفيان(علي يار)
فقط آف و اس ام اس(x)
يا باد آن روزگاران ( مهناز)
dark art
سايه روشن(مريم)
غريبه
اورمزد(مريم)
چسب زخم ديجيتال(نيوشا)
دندان پزشكي( دكتر سيد امير نيكوئي نهالي)
من و تو ما مي شويم ( هادي)
صدا كن مرا(جهانگرد)
آهنگ و آهنگسازي ( كارنگ)
علي عليه السلام( حامد عليشاه عيسوي)
سفر يا همسفر( فرنوش)
روح جادوگر(زهره)
فكر بزرگ( دختر آفتاب_ دختر مهتاب)
خداوند كجا نيست؟( سيد)
عشق من و تو( شهرزاد)
بانوي وحشي ( گارد جاويدان)
گاه نوشت(حميد رضا)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان