تبليغاتX
دست نوشته هاي يك جادوگر
هر گونه کپی حتی با قید نام وبلاگ ممنوع بوده و پیگرد قانونی به همراه دارد.

سلام و سلام و سلام. در اين جلسه در ادامه ي درسهاي توانگري مي خواهيم با هم درباره ي " قدرت رستاخيز بخش عشق " صحبت كنيم. پس بي مقدمه بريم سر درس جادوگري امروز.

 

واژه ي رستاخيز به معناي " بازگشت و ديگر بار زنده شدن " است. انسان داراي فطرت الهي، و به سيماي پروردگار آفريده شده است. اما آدمي با رو آوردن به اعتقاد به شر، فطرت الهي خويش را در راه نادرست به كار برد و به همين دليل، الوهيت خود و شيوه ي كاربرد آن را فراموش كرد.

 

بعضي از شخصيتهاي بزرگ " عهد عتيق " كوشيدند الوهيت آدمي را به ياد او بياورند. مثلا" حضرت داوود در مزمور هشتم، در باره ي انسان گفت : " او را از فرشتگان اندكي كمتر ساختي. و تاج جلال و اكرام را بر سر او گزاردي. "و در مزمور هشتاد و دوم مي گويد : " من گفتم كه شما خدايانيد. و جميع شما فرزندان حضرت اعلي." و ايوب دريافت " ليكن در انسان روحي هست. "

در قرآن كريم هم بارها به مقام شامخ انسان و خليفه الله بودن او اشاره شده است. هيچ دين توحيدي اي وجود ندارد مگر اينكه انسان را برترين بنده ي خدا مي داند.

 

حتما" داستان آدم و حوا را مي دانيد. تا حالا دقيق و با توجه به سمبلها به آن فكر كرده ايد؟

 

آدم و حوا تا قبل از خوردن ميوه ي ممنوعه كاملا" الهي بودند. انسان الهي يعني خير مطلق. يعني انساني ذهني كه هر چه را اراده كند به منصه ي ظهور در مي آورد. ( و در نوشته ها خوانده ايم كه هر چه اراده مي كردند از بهترين ميوه ها و بركات در آني در برابرشان قرار مي گرفت چون آنها در بهشت الهي بودند)

شيطان در برابر آدم سجده نكرد و ملعون شد. شيطان آدم و حوا را وسوسه كرد تا از درختي كه خدا منع كرده بود بخورند. ( اين درخت كه بعضي ها آن را درخت مايا يا درخت دانايي مي نامند، به تعبير بعضي دانشمندان ذهني درخت انتخاب بود.انتخاب بين خير و شر. يعني آدم با خوردن آن فهميد چيزي به نام شر هم مي تواند وجود داشته باشد. يعني آدم اختيار انتخاب بين خير و شر را دريافت. از زماني كه آدم باور كرد شر هم مي تواند وجود داشته باشد،توانست شر را هم به وجود آورد! )

 آدم با پيدا كردن قدرت انتخاب بين خير و شر به زمين رانده شد. اما خدا به او وعده داد اگر دوباره به سوي خير الهي ( الوهيت درون) برگردد ، و اين بار مختارانه بين شر و خير ، خير را انتخاب كند،  آنگاه آدم دوباره مي تواند به خانه برگردد و دوباره در بهشت سكني خواهد گزيد!

آدم و حوا توبه كردند. آدم و حوا بعد از سالها سرگرداني بر روي كره ي زمين، دوباره به هم رسيدند. در جبل الرحمه.( و آنهم بعد از اينكه آدم توسط جبرائيل ياد گرفت تا خدا را به نامهايي كه بر سر در بهشت نوشته شده بود، قسم بدهد! )

فرزندان آنها هم دو دسته شدند : هابيل و خواهر دو قلويش(لوئيزا) . قابيل و خواهر دو قلويش(اقليما). يكي سمبل شر و زميني بودن و ديگري سمبل خير و الهي بودن. حتي امروز ، بعد از هزاران سال،  فرزندان آنان هم سمبلي از هر دو هستند! ميوه ي ممنوعه كار خودش را كرده است! فرزندان آدم مختارند تا بين خير و شر انتخاب كنند. شيطان به آدم سجده نكرد و ملعون شد! پس چه وحشتناك است كه انسان به خدا سجده نكند!! آن وقت از شيطان هم ملعون تر خواهد شد!

اما هر كس كه به الوهيت خود رو كند و در برابر خدا سجده كند و به او توكل كند ، مي تواند در بازگشت به خانه، به همان جايي برگردد كه روزي پدرش آدم از آنجا رانده شد! و به همان مقام و منزلتي برسد كه همه موظف باشند به او سجده كنند! ( خدا به آدم گفت همه را براي تو آفريدم و تو را براي خودم! يعني اگر چه همه به آدم سجده كردند اما انسان براي سجده به خدا آفريده شد.)

 

انسان معنوي هميشه تاج اكرام بر سر داشته است . هر چند آدمي درطي سده هاي بسيار، رويت الوهيت شكوهمندش را از دست داد. براي بينش مجدد اين الوهيت شكوهمند، خداوند ناجي و رهاننده اي خلق كرده است تا جميع انسانها را با باز گشت دادن دوباره به سوي او، به رستاخيز راستين برساند و  زنده كند! او پيامبران را فرستاده تا آدمي را به سوي اين الوهيت راهنمايي كنند.

شگفت اينجاست كه اين ناجي و رهاننده در درون خود ما و فطرت خداگونه ي ماست. وقتي عيسي مسيح گفت : " ملكوت خدا در ميان شماست. " به الوهيت انسان اشاره مي كرد.

آنچه را كه الهيات " روح گمشده " مي خواند، روحي است كه رويت الوهيت را از دست داده است. هر گاه ديگر بار الوهيت به بينش و كنش آدمي برگردد، مي تواند ما را از هر گونه تنگنا برهاند.

 

تمرين _ براي بيدار كردن اين الوهيت دروني و بيدار كردن روح گمشده  تكرار كنيد : " خداي درونم اكنون مرا از هر گونه محدوديت و تنگنا مي رهاند. من رستاخيز و حياتم."

 

" پولس رسول " در باب هفتم رساله ي اول به قرنتيان، اين فطرت الهي را كه نسلها در آدمي نهفته مانده است، "اميد جلال انسان" خواند و به مسيحيان آن دوران، الوهيت آنها را چنين يادآوري كرد:" آيا نمي دانيد كه بدن شما هيكل روح القدس است كه در شما است ، كه از خدا يافته ايد و از آن خود نيستيد.زيرا كه به قيمتي خريده شديد.پس خدا را در بدن خود تمجيد نماييد."

 

مامي توانيم الوهيت درون خود و ديگران را برخيزانيم و زنده كنيم.با اين كار يك انسان معنوي و الهي مي شويم. خود را در راهي بزرگ و شكوهمند ببينيد تا چيزهاي كوچك زندگي اهميت خود را از دست بدهد. همه چيز را از ديدگاهي عظيم بنگريد. به جاي اينكه خود را يك انسان فاني ببينيد، به سيماي موجودي الهي به خويشتن نگاه كنيد.

 

 سوال _ چگونه قدرت رستاخيز بخش عشق را به جريان در آوريم ؟

 

جواب _  هر گاه زيبايي و زندگي و شگفتيهاي دلپذير طبيعت را پيرامون خود مي بينيد، به وجد در آييد و از طريق تمجيد و تحسين، قدرت عشق را برخيزانيد و زنده كنيد. ديگران را تائيد كنيد و اوضاع و شرايط را علي رغم ظاهر مخالف آنها نيكو و عالي بخوانيد و سيماي خودتان و جهان را بستائيد! با اين كار جزئي از قدرت رستاخيز بخش عشق مي شويد كه با اقتداري هر چه تمام تر در يكايك ذرات كائنات سرگرم كار است.

 

راههاي بر انگيختن قدرت رستاخيز بخش عشق :

 

1 _ اولين راه برانگيختن قدرت رستاخيز بخش عشق، تحسين و تمجيد است:

 

مي توانيد با تحسين و تمجيد، خودتان و ديگران را ببينيد كه به سيماي موجواتي الهي ، عملا" در راهي بزرگ گام بر مي داريد.تحسين و تمجيد يكي از نيرومند ترين صورتهاي عشق و محبت است. تحسين و تمجيد بر موهبتها مي افزايد.تحسين و تمجيد، قدرت رستاخيز بخش شماست، زيرا نيكوئيهاي شما و ديگران را عيان مي كند. تمجيد و تحسين، يعني ابراز تائيد و تجليل و ستايش از موهبتها و نيكوئيها. اگه يادتون باشه من در قانون شكر گفته بودم كه شكر و سپاس چگونه باعث ازدياد نعمت مي شود. پس بخيل نباشيد! در برابر كوچكترين لبخندي كه دريافت مي كنيد، سپاسگزار باشيد.از خصوصيات خوب ديگران تجليل كنيد.كوچكترين هديه اي كه دريافت مي كنيد، ذوق زده بشويد و آن را سپاس گوئيد تا نعمتهاي توانگرانه برايتان ازدياد يابد.

ما كوچكترين مشكلمان را در بوق و كرنا مي كنيم و به همه مي گوئيم اما به سختي درباره ي چيزهاي خوبي كه از ديگران دريافت مي كنيم ، حرف مي زنيم. اگر مي خواهيد درهاي توانگري برويتان باز شود، به خاطر هر چه دريافت مي كنيد ، حتي اگر يك لبخند يا يك تلفن محبت آميز يا يك نگاه مهربان باشد، تمجيد كنيد .

 ناسپاسي كه مي تواند به شكل سكوت در برابر آنچه دريافت مي كنيد، باشد ، به سرعت جلوي توانگري بعدي را مي گيرد. حتي اگر كتابي يا نوشته اي را مي خوانيد و از آن لذت مي بريد در صورتي كه به نويسنده ي آن دسترسي داريد بايد از او تشكر كنيد حتي اگر شده در حد يك پيام كوتاه. فراموش نكنيد اگر چيزي را كه حق الهي كسي است، از او دريغ كنيد، حق الهي شما از شما دريغ مي شود!

 

قانون 14 توانگري :تمجيد و تحسين كه از نيرومند ترين صورتهاي عشق است، باعث ازدياد توانگري مي شود.

 

" الا ويلرويل كاكس " والاترين صورت تحسين و تمجيد را در شعرش بيان مي كند. او مي گويد : " بدان كه بزرگي و بزرگي تو از خداست..."

 

تمرين _ اغلب به خود بگوئيد :" به قدرت خداي درونم، زندگيم مي تواند به همان شگفتي و زيبايي كه مي خواهم باشد! " مهم نيست كه در اين لحظه به نظرتان حقيقي مي آيد يا نه، در هر حال خود را شكوهمند و سرشار از شوكت و جلال و عظمت ببينيد. ببينيد كه موجودي سالم و دوست داشتني و لايق هستيد. دنيا را به صورت مكاني بسيار زيبا براي شادمانه زيستن ، شادمانه كار كردن و شادمانه باليدن ببينيد: بهترين جا براي رشد و شادي و تفريح و لذت و بازي! فراموش نكنيد آنچه باور كنيد، از آن شما مي شود.

 

تمرين _ مكرر درباره ي ديگران، مخصوصا" كساني كه آزارتان مي دهند به تاكيد بگوئيد : " به قدرت خدايي كه در توست، زندگيت مي تواند به همان شگفتي و زيبايي كه مي خواهي باشد! " درباره ي هر وضعيتي كه آزارتان مي دهد، بارها تكرار كنيد : " من اين وضعيت را عالي و نيكو مي خوانم! "

حتما" به شگفت مي آئيد وقتي ببينيد كه با همين عبارات ساده چگونه درهاي موهبت و توانگري برويتان باز مي شود!

 

2 _ دومين راه برانگيختن قدرت رستاخيز بخش عشق، فزودن بر زيبايي است :

 

اگر هم اكنون در هر جا كه هستيد بكوشيد تا حد امكان بر زيبايي پيرامونتان بيفزاييد، در جهانتان صاحب زيبايي بيشتري خواهيد شد. با اين كار ، زيبايي هاي زندگيتان، به صورتي تصاعدي افزايش خواهد يافت. هر چه بيشتر به زيبايي بينديشيد و با زيبايي به سر ببريد، و با تمام توانايي خود بكوشيد كه بر زيبايي اين دنيا بيفزاييد ، بر ميزان كاميابيتان افزوده مي شود.

 با توجه مدام به يك شي زيبا، تصوير ذهني آن را مي آفرينيد و آن تصوير از طريق شما و ديگران، وارد كار و فعاليتي مي شود تا زيبايي بيشتري را برايتان بيافريند.مهم اينست كه دست به كاري بزنيد كه گام آغازين به سوي زيبايي محسوب مي شود، حتي اگر گامي كوچك باشد.با اين كار ، زيبايي بركت و فزوني مي يابد. آنگاه شما قادر مي شويد، كه زيبايي را برخيزانيد و زنده كنيد و زندگي و جهانتان را بستائيد.

 

قانون 15 توانگري : زيبا ببينيد و دنبال ايجاد زيبايي باشيد،  تا توانگري دنيايتان را زيبا كند.

 

تمرين _ حتما" قانون " ايجاد كردن خلا" را بياد داريد. به اتاقتان نگاه كنيد. هر چيز كهنه را كه به نظرتان زيبا نيست ، از آن خارج كنيد. يك شي زيبا كه دوستش داريد در آن بگذاريد. به آن تمركز كنيد. به زودي اتاقتان از لوازم زيبا پر خواهد شد! همين كار را براي گنجه ي لباسهايتان انجام بدهيد. در آن خلا ايجاد كنيد. آن وقت يك دست لباس زيبا كه به شما احساس ثروتمند بودن مي دهد در آن بگذاريد و اغلب آن را بپوشيد و در دل خود آن را بستائيد. اين كار ، راه را مي گشايد تا ساير لباسهاي زيبا را هم به سوي خود بكشانيد.

 

حالا كه به اين جا رسيديم خوبه كه درباره ي " قدرت شفا بخش زيبايي " هم با هم صحبت كنيم.

زيبايي داراي قدرت شفا بخش هم هست.

 هنگامي كه مي كوشيد تا خود را از هر گونه درد برهانيد، بايد رنگهاي روشن و زنده و درخشان بپوشيد. بدن به رنگهاي درخشان روشن كه نشانه ي حيات و طراوت و زندگي است ، پاسخ مثبت مي دهد.شفا با استفاده از رنگها، علمي كهن است كه امروزه ديگر بار در حال اكتشاف است. در معابد شفا بخش باستاني مصر و چين و هند ، اين شيوه را به كار مي گرفتند. در بعضي از بيمارستانهاي جديد، براي پي بردن به اثر رنگها، در بهبود بيماران، آزمايشهايي انجام شده است. خصوصا" بيمارستانهايي كه به درمان بيماريهاي روحي و رواني مي پردازند، رنگ درماني را بسيار موفق و موثر يافته اند.

 

مثال _ درماني براي جوشهاي صورت و بيماريهاي پوستي :

" پاندر " مي گويد معلمي ، دچار ناراحتي كهير مانند دردناكي شد. تمام صورتش پر از جوشهاي كهير مانند زشتي شده بود و او جرات نمي كرد با آن قيافه از خانه بيرون برود. دكترها از مداواي او عاجز شده بودند. به او توصيه شد كه لباسهاي شاد و خوش رنگ بپوشد و مدام از اين كه دارد كاملا" شفا مي يابد سپاسگزاري كند و به جاي اينكه خود و جوشهايش را مخفي كند ، هر روز به مهماني و بيرون برود. انگار كه او زيباترين فرد عالم است! تجويز مضحكي به نظر مي رسيد اما زن كه از همه جا نااميد شده بود، اين كار را انجام داد و در كمال تعجب، كهيرهاي صورتش ناپديد شدند.

 

تمرين  براي درمان دردهاي جسمي _ پوشيدن رنگهاي تيره را كنار بگذاريد. رنگهاي شاد و درخشان بپوشيد.مدام خودتان را در جلوي آينه تحسين كنيد و براي سلامتتان شكر گذار باشيد و مدام تكرار كنيد : " در معبد تن خود، روغن عشق مي ريزم و به آن جامه ي تمجيد و تحسين مي پوشانم. "

 

 

3 _ سومين راه برانگيختن قدرت رستاخيز بخش عشق،شادماني است :

 

" اما كورتيس هاپكينز" قدرت شفا بخش شادماني را چنين توصيف كرده است: " بهجت و سرور، مغناطيسي است كه همه ي موهبتهاي عالم را وا مي دارد تا به سوي شما بشتابند. افسردگي و اضطراب نيز مغناطيسي است تا تمام مشكلات به سوي شما، پرواز كنند. براي پيروزي در حيطه ي ماورا الطبيعه، و براي كاميابي از عاليترين ثمره ي كار خود، بايد در وجد و سرخوشي باشيد. "

 

قانون 16 توانگري : شادماني درهاي توانگري را باز مي كند.  

 

" چارلز فيلمور " مي گويد :  " همه ي نظامهاي شفا دريافته اند كه شادماني موثرترين عامل براي شفا و درمان بيماران است و بي ترديد ميان شادي و تندرستي رابطه اي نزديك وجود دارد. "

 

تفريح و شادماني و خنده، ارزانترين و بهترين داروي اين دنياست! هر روز مقدار زيادي از اين دارو مصرف كنيد. اين دارو نه تنها شما را از داروهاي گران قيمت نجات مي دهد، سالمتر و خوشحال ترتان هم مي كند. و چون دنيايتان را زيباتر مي كند، درهاي توانگري به رويتان باز مي شود. " پاندر " در كتابهاي خود مثالهاي جالبي مي زند.

 

مثال: زني پس از تجربه ي مصيبتي بزرگ، دچار اندوه و افسردگي و بي خوابي شده بود.پزشكش به او گفت تنها راه درمان افسردگي او، اين است كه خواه خوشش بيايد و خواه نه، دست كم بايد روزي سه بار با صداي بلند بخندد. هر چند توصيه ي دكتر به نظرش مضحك مي رسيد، اما او روزي سه بار به اتاقش مي رفت و به زور مي خنديد. به زودي ، خنده هاي اجباري او به خنده هاي واقعي تبديل شد و او كاملا" سلامتيش را باز يافت.

 

مثال : رئيس شركتي ناگهان دچار سو ء هاضمه اي شديد و دردناك شد. او در يك سخنراني شنيده بود كه " اگر بتوانيد به مدت پنج دقيقه بي وقفه لبخند بزنيد، مي توانيد هر دردي را درمان كنيد. " او به سوي آينه رفت و با ساعتش وقت گرفت تا مطمئن شود كه پنج دقيقه لبخند زده است. در آخر پنج دقيقه، آنقدر از اين شيوه به وجد آمد كه قاه قاه به خنده در آمد ناگهان درد شديد پنج دقيقه ي قبل خود را به ياد آورد اما از درد خبري نبود.

 

تمرين _ هر روز لااقل سه بار _ حتي اگر شده، به زور _ بخنديد. اگر اين كار برايتان سخت است، جلوي آينه آن را انجام بدهيد. آنگاه منتظر اثرات شگفت انگيز آن باشيد. اين همان شيوه اي است كه به نام " خنده درماني " معروف است.

 

سوال _ اگر كسي از قدرت شفا دهنده و رستاخيز بخش شادماني و گرايشهاي ذهني دلپذير بي خبر بود، آيا مي شود براي او كاري كرد؟

 

جواب _ بله. اطرافيان و نزديكانش مي توانند نسبت به زندگي و امور او ، گرايشي سرشار از خوشي داشته باشند و از اين راه به او كمك كنند.

 

مثال _ به يك گوينده ي راديو گفته شد كه سرطان دارد. وقتي پزشكان به همسر او گفتند كه بيماري شوهرش درمان ندارد، پاسخ داد: " ديگر اين حرف را جلوي من تكرار نكنيد. من اين تشخيص را قبول ندارم.او هنوز صاحب هزاران چيز است كه به جهان ببخشد. من ايمان دارم كه شوهرم شفا پيدا مي كند. "اين مرد نه تنها سرطان داشت، معتاد به الكل هم بود. اما هر گاه دوستان زن مي خواستند با او در اين باره حرف بزنند او همدردي آنها را نمي پذيرفت و مي گفت : " شوهر من دوستداشتني تر از آنست كه به الكل معتاد شود.او مشروب را ترك خواهد كرد. "

زن به يك گروه معنوي پيوست. او روش شادمانه زندگي كردن را برگزيد و شروع به تمرينات توانگري كرد. زن سعي كرد شرايطي را فراهم كند كه همسرش شادمانه زندگي كند انگار كه در سلامت كامل است.

 نگاه پر از شادماني زن به الكلي بودن و بيماري لاعلاج همسرش، و دعاهاي مداوم زن در رابطه با او، باعث شفاي مرد از هر دو مشكلش شد و اين گوينده ي راديو سالهاي مديد در سلامت به زندگيش ادامه داد. وقتي يكي از دوستان مرد كه به سرطان مبتلا شده بود،  از او پرسيد كه راز شفاي او چه بوده ، مرد پاسخ داد : " اولا هيچ تشخيصي را نپذير مگر اينكه به تو گفته باشد، كه شفا خواهي يافت. بجز اين هيچ تشخيص ديگري را قبول نكن. ثانيا" هر روز دعا كن و از خدا بپرس كه به راستي در زندگي چه بايد بكني و به كدام كار بايد " شادمانه " مشغول باشي؟ " اين روش باعث شفاي دوست او هم شد.

اگر باور اين قضيه برايتان سخت است به كتابهايي كه زندگي بيماران سرطاني شفا يافته را نوشته مراجعه كنيد. همه ي آنها به محض شادمانه زندگي كردن مداوا شده اند! و اين يعني قدرت رستاخيز بخش عشق!

 

نكته ي مهم _ با بيان كلام شادي انگيز ، شادمانه زندگي كردن را براي خود و ديگران، به ارمغان بياوريد. جادوي كلام را كه بياد داريد؟!

 

" لاول فيلمور " قدرت رستاخيز بخش كلام شادي انگيز را چنين توصيف كرده است :

" هر گاه كلام نيكو بر زبان آيد، برايمان نيكبختي و توانگري به ارمغان مي آورد. حال آنكه كلام ناشي از خشم، به معده و دستگاه هاضمه و ساير اندامهاي بدن صدمه مي زند. هنگامي كه به ديگري نيش زبان مي زنيد، به خودتان بيشتر از شخص مقابل آسيب مي رسانيد. در كلمات انتقاد آميز كه با پليدي در ارتباط است، كدام خوراك را مي شود يافت؟ به كار بردن واژه هايي كه چون ضربه ي شلاق درد مي آفريند، نه سبب رشد مي شود و نه توانگري. بگذاريد كلامتان لبريز از كلامي باشد كه از ويتامينهاي سازنده ي جان سرشار است! پس هر گاه حرف نيكوئي براي گفتن داريد، محض خاطر نيكي آن را بر زبان آريد. "

 

همانگونه كه طبيعت از راه عيان ساختن زيبايي و شادماني زنده مي شود، و رستاخيز مي يابد، شما هم مي توانيد از طريق تجلي زيبايي و شادماني، الوهيت خود را جلوه گر سازيد و قدرت رستاخيز بخش عشق را در خود زنده كنيد.

 

خلاصه ي آنچه  كه در اين جلسه با هم مرور كرديم،قانوني از سيستم آرزوها را ساخته است.

 

قانون پنجاه و پنجم سيستم آرزوها : براي رسيدن به هر آرزو، قدرت رستاخيز بخش عشق را به كمك بطلبيد.

 

تمرين _ براي زنده كردن قدرت رستاخيز بخش عشق، اين عبارت را تكرار كنيد :

" به قدرت خداي درونم، زندگيم مي تواند به همان شگفتي و زيبايي باشد كه مي خواهم! در معبد تنم روغن عشق مي ريزم و به آن جامه ي زيبا مي پوشانم . ديگران را نيز نيكو مي خوانم و به تاكيد درباره ي آنها مي گويم : " به قدرت خداي درونت ، زندگيت مي تواند به همان شگفتي و زيبايي باشد كه مي خواهي! و اين را محض خاطر نيكي مي گويم. و سپاس مي گذارم كه همه ي ما بزرگيم و عظمت ما از الوهيت است! "

 

خدايا! با قدرت رستاخيز بخش عشق به ما رستاخيزي دوباره ببخش! آمين!

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 21:1  توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من یک جادوگر سرگردانم...دستت را به من بده و تنهائیت را با من قسمت کن...

نوشته های پیشین
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
آرشیو موضوعی
سرگذشت جادوگر
چرا جادوگر سرگردان؟!
توضیحات یک جادوگر قبل از شروع کلاس جادوگری
(جلسه 1 ) دفتر مراقبه
(جلسه 2 ) ماند
(جلسه 3 ) موج مثبت و منفی
(جلسه 4 )آلفای قبل از خواب
(جلسه 5) تجسم خلاق
(جلسه6 ) کارما
(جلسه 7 )بچه غول بیشعور!
(جلسه 8 )جادوی کلمات
(جلسه 9 )قانون سپاس
(جلسه 10 ) لحظه ی ابدی اکنون
(جلسه 11) قانون بخشایش
(جلسه 12) نیمه تاریک
(جلسه 13) نیمه تاریک
(جلسه 14) نیمه تاریک
(جلسه15) نیمه تاریک
(جلسه 16) خرد کردن ترس
(جلسه17) سیستم آرزوها
(جلسه 18) سیستم آرزوها
(جلسه 19) سیستم آرزوها
(جلسه 20) سیستم آرزوها
(جلسه 21) سیستم آرزوها
(جلسه 22) سیستم آرزوها
(جلسه 23) سیستم آرزوها
(جلسه 24) سیستم آرزوها
(جلسه 25) قوانین ارتباطات
(جلسه 26) دوست داشتن خود
(جلسه 27) تولد دوباره
(جلسه 28)خانه تکانی ذهنی
(جلسه 29) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 30) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 31) خانه تکانی ذهنی
(جلسه32) گوش دادن به پیام بدن
(جلسه33) پیام بدن و شفای تن
(جلسه 34) اندیشه ی توانگر
(جلسه 35)پالایش
(جلسه 36)پالایش درونی
(جلسه 37) توانگری از راه نوشتن
(جلسه 38) توانگری از راه تصاویر
(جلسه 39) توانگری از راه کلام
(جلسه 40) پرداخت عشریه
(جلسه 41) توانگری و طرح الهی
(جلسه 42) توانگری و فرزانگی
(جلسه 43) توانگری از راه عشق
(جلسه 44) از دولت عشق
(جلسه 45)عشق شفا بخش
(جلسه 46)عشق رستاخیز بخش
(جلسه 47) بازگشت الهی
(جلسه 48)نوشتن نامه به فرشته
(جلسه 49) هفت سنخ آدمیان
(جلسه 50) مشاور اصلح
(جلسه 51) حرمت به خویشتن
(جلسه 52) هفت خوان سالک
(جلسه 53)استاد،گورو، آواتار
(جلسه 54) ادراک سلول اولیه
(جلسه 55)رهایی از خاطرات
(جلسه 56)کشف کودک درون
(جلسه 57)صحبت با کودک درون
(جلسه 58)ملاقات با کودک درون
پیوندها
اين ها جادوگرهاي خوبي هستند كه به من تو سياره ي جادوگرها سر مي زنند:
دلمشغولیهای یک ققنوس( دوست خوبم)
جادوگر 14(آناهیتای من)
توصیه های طلایی(کیمیاگر)
روانشناسی(محسن)
دنیای زیبای من(ساسان)
ترفند های یاهو (سمیرا)
افسانه ی خزان(زهرا)
دلمشغولی های من(مریم)
یادداشتهای یک وبلاگر
افسون(بهنوش)
به انتظار او(دلتنگ)
نارایانا(علی)
تولد دوباره(غزل)
alincc(علي)
ادبی(هانیه)
غم تنهایی من(لنی)
ای بهونه واسه موندن(سوگند)
ترگل ورگل(نفیسه)
سرزمین غم(راهزاد)
کبوتر خوشبختی(سعدانه)
بیا..تو.. اس ام اس(عماد)
دلتنگیهای یاس تنها(یاسمین)
خدايا خيلي دوستت دارم
ناگفته هاي آبجي كوچيكه(آبجي جادوگره)
بت پرست
زندگی یعنی توکل به خدا(یاسر)
نیلوفرانه(نیلوفر)
ساکن قلعه ی ساحلی
به نام خالق عشق(مهسا جون)
سکوت مهتاب(مهتاب)
آمیتیس تنهای دیوانه
یک قلب پاک از تمام معابد جهان زیباتر است(رضا)
کوچه(شادی)
کاش همیشه عاشق می ماندیم(زوپیتر)
مسافر خسته(شیطون)
آنجا که پیاده رو پایان می یابد(الهه)
یک طراح(امیر)
تازه های ادبی
دری به سوی سلامتی(ستایش)
تلاوت اشک(ظریفی)
عشق گمنام(رکسانا)
زندگي بهانه است براي با تو بودن(مهدي)
مناجاتكده(امير)
گربه سگ (سيمين)
ترشي هفت بيجار(مركا)
راه خاكستري(سارا)
قسم خورده(مهدي)
در حضور(آيكا)
خداي كامپيوتر(محمد رضا)
آن سوي هيچ ، فراسوي مرزهاي تنم(مونا)
سوني اريكسون ( آرش)
مرگ عشق(هميشه غايب)
صدف جنوبي(صدف)
مجنون و تنها
موفق باشي(مريم)
روزهاي عاشقي
درياي بي ساحل(مريم)
جوانه
مرد شب
غريبه
دختر مشرق(هاترا)
تولد دوباره
كوير
کلبه ی دل(داش حمید)
میکده(بچه هیئتی)
کارولین(کارولین)
گلزار(فائزه)
مدلی برای انسان(یه دوست)
پرواز تا اوج(شهروز)
شكوه تنهايي(محسن)
هجوم(احسان)
شور عشق(مولود نور)
عشق الهي(علي رضا)
تنهاترين(سعيد)
لحظه به لحظه(سبحان)
روزهاي عاشقي(عسل)
كشف بزرگ(الماس)
تيستو
مراد دل (محبوبه)
در آغوش خداوند(مرتضی)
زندگی و دیگر هیچ(حميد ژون)
سوشیانت
زندگیمون(احسان واله)
ياسمين(ياسمين)
مهر بيكران(دلتنگ)
آفتاب پرست(حسن)
آسمان آبي(كفشدوزك)
هري پاتر(پريسا)
بي قرار(مهدي)
من،سكوت،خدا(عباس)
سرزمين يخي(سودا)
پر پرواز(يكا)
بازي بزرگان(ريتا)
آواي دلكم(آوا)
پرواز تا اوج(شهروز)
از قطره تا در یا(امید)
عشق(یاسمین)
برنامه ريزي اعصاب و روان(وحيد)
جوجه طلایی
پرت و پلاهای من(فرناز)
اناش زمینی(جادوگر دریایی)
آیلار
یا ابا صالح کی می آیی(سادات)
رهاتر از پرنده(شایا)
سخی...عاشق(کیوان)
هامون تنهای من(بهار)
خاطرات پت و مت از زبان پت
دختر زمستان(سروناز)
چرت و پرت های یه پسر شیطون(مسعود جون)
عاشقی به ما نیومد(باشو خان)
دختری در مه(عاطی)
شاپرک بلاگ(مینا)
اگر که قابل بدونید خونه ی دل جای شماست(مریم)
شاپرک(شیدا)
برگی به دست باد(سارا)
در هم پیچیده(وبلاگ امین و دوستهاش)
اي آفتاب آهسته تر بر بام يارم كن نظر(مهدي)
ابر سفید
ستاره هاي ايران(شايان)
من شبنم خواب آلوده ي يك ستاره ام(ياس سپيد)
چشمك ستاره(ستاره)
ميرزا بدبين
آواي عشق(عرفان)
دئنا فرشته ي نيايش
وقتي سكوت مي كني به تو ايمان مي آورم(مسافر كوير)
سرزمين ارواح(امير)
خشونت دنيا يادم داد دوست بدارم(ج.ش)
بي نشان تر از سكوت(مزدك)
مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك
راز گل رازقي
آهنگهاي جديد،نرم افزار،عشقولانه،مطالب جالب(مسلم)
خانه ي دوست كجاست(حسين)
آنشرلي با موهاي قرمز
براي دختر ها و پسر هاي عاشق(بهروز)
آخرين فرياد(م- باران)
آدم برفی منم(علي مقدم كوهي)
گستره اي به وسعت عشق(داوود)
وسوسه اي براي زندگي(آنجل)
خيالهاي يك آدم بي خيال(مسیح قدیری)
مذهبي،كامپيوتر،سرگرمي(غلام اهل بيت)
شادي تا بي نهايت(عبدالله رضايي)
کشف دریچه های معرفت با هم(نرگس)
حرفی برای گفتن
جهانی پشت امواج
در جستجوي معنا
انتظار فرج
عشق واژه ي بي معني خداوند ( عاشق دلشكسته )
زندگي گربه اي (مريم شريعت پناهي)
ارواح(احمد)
جسم و جان
فرشته ي مهر( ميترا اقدسي)
پروانه وار پرواز كن (خودموني)
بوسه هاي عاشقانه ام بر باد(رويا)
در حضور( آيكا)
عشق يعني باران ( دختر باران )
نامه اي از آسمان (سپيده)
رسم اين دنيا عجيب است پس بيا برگرديم(نگار)
بهترينهاي يازدهمين جشنواره ي سينما(نينا)
حقايق پنهان( مهربون)
گلي از بوستان عشق ( محسن )
هنوز حرفهاي نا گفته دارم گوش كن ( پسر ايروني)
آرايشي ، عاشقانه ( شهلا)
عشق من و تو ( شهرزاد)
قرن 21 ( فريد خسروي)
روياي حقيقت (پريسا)
ماهي سياه كوچولو(تكتم)
عكسها و مطلبهاي زيبا(محمد رضا)
فرشته فيلم(احسان صباغي)
نداي منادي (آيلا)
من سكوتم از رضايت نيست(آرش)
پرواز مرغ فكر(مريم)
رهگذر مهتاب(غريبه)
خاطرات پت و مت از زبان پت
شعر و ادبيات و جك(بنيامين)
هر روز يه فكر جديد (مائده)
ايروني خسته (علي رضا)
درد هاي پنهان ( آيدا)
هرم تغذيه (منيژه)
جادوگران
سيگار دروازه ي اعتياد(يه دوست)
دلنوشته هاي باران (باران)
مجله ايران
روزهايم آفتابيست( هدي)
پروانه آرزوها (آرشيدا)
كامپيوتر من و تو ( الهام)
شهريار كوچولو
عاشقانه ها (تانيا)
كي واسه خودش همدم نمي خواد؟ ( نازي)
جزيره ي موفقيت (بابك)
خوشا آن دم كز استغناي هستي...(فريد)
سرزمين غم(راهزاد)
فرشته ام سلام ( ستاره)
آس كلاس
منو دو تا آبجيم (النا)
استعدادهاي برتر
جالبكده (مهدي)
اشعار برگزيده شاعران(شاعره)
آموزش كامپيوتر(داوود)
سلام به دوستان عزيز( وحيد)
رايحه ي عشق( ستاره ي سهيل)
كوچه هاي عشق(محمود)
چشم بر هم مي نهم...(هستي)
يادداشتهاي پراكنده و نقاشيهاي خط خطي(سيمين)
عشق تو نوشتني نيست ( ندا)
سلوك بي سامان( ساحر علي)
بدون عنوان( يه آدم كور)
ساحره
نابودگران نقره اي(مبارز سه شنبه)
گور خر بالدار
راه بازگشت ( علي)
مشقهاي بچگي(مهرانه)
من و تنهايي(امين)
قاطي پاتي ( علي)
مهدي جادوگر تنها( مهدي)
رازهاي نهفته
مجله ايران
سياوش قاسمي
سيزده (محمد رضا خالقي زاده)
جادوگران ( Neo, The Begin of an End )
جادوگران( rocrider)
آذرزاد(ليلا)
طنز نبشته هاي سعيد زاهدي(جكسون)
سارش(امين شفيعي)
جادوگر حرفه اي ( مهدي جادوگر)
آرامش سكوت (فرشته ي مهربون)
تارميتاباورد(تارمي)
درست يا نادرست( آرش پيرزاده)
عشق پوشالي( ندا)
خدا عشق است و عشق همه چيز(محمد حسين)
مديريت به سبك ايراني ( امير حسين)
خواب و رويا ( علي پويا)
هو حق مددي الله نظري(شريف علي)
ميثم كربلائي
ريكي و انرژي(ثريا)
متافيزيك و فراروانشناسي(فريور)
رنگارنگ(داريوش)
دفتر عشق من (حسين)
صداي آشنا
دو قلوها (زهرا و زهره)
هميشه بهار
جادوگران(سپنتا)
يگانه (يكرو)
براي چندمين بار( فاطمه)
گردنهاي كشيده (حپاو)
منتظران گل ياس(حسن)
داداشي
دروازه(گلادياتور بدون سپر)
قفس(خودآ)
چهار اثر از فلورانس اسكاول شين (علي اكبر)
دانا براي آنها كه بيشتر مي خواهند بدانند(علي)
سلام (فرشيد)
راوي
روزنه اي به نور(بهار)
دكتر الهي قمشه اي(داوود موسوي)
بروبكس رپر امارات
شهزاده فانوسهاي روشن(مريم)
انتظار ديدنت ديوونه ام ميكنه(آهسته)
اي كه دور از من و در قلب مني ( نازگل)
پر پرواز(زهرا)
از جهنم تا بهشت(شبنم)
طوطي(صدف)
نازنين گل يخ(نازنين)
به نام تو اي مهربان ترين، خدا(مهديا)
مي ناب (ريحانه)
انگشت فرشته (ليلي)
خداوند كجا نيست؟(سيد)
تفكر مثبت(گيلدا)
دلتنگ دلتنگيهاي آسمان
ياس كبود بهشتي(حمزه)
مجنون خانه
بي تو بودن كار من نيست(مريم)
شب مهتابي ( احسان)
آمريكا جون
در خلوت صوفي(علي يار)
صوفيان(علي يار)
فقط آف و اس ام اس(x)
يا باد آن روزگاران ( مهناز)
dark art
سايه روشن(مريم)
غريبه
اورمزد(مريم)
چسب زخم ديجيتال(نيوشا)
دندان پزشكي( دكتر سيد امير نيكوئي نهالي)
من و تو ما مي شويم ( هادي)
صدا كن مرا(جهانگرد)
آهنگ و آهنگسازي ( كارنگ)
علي عليه السلام( حامد عليشاه عيسوي)
سفر يا همسفر( فرنوش)
روح جادوگر(زهره)
فكر بزرگ( دختر آفتاب_ دختر مهتاب)
خداوند كجا نيست؟( سيد)
عشق من و تو( شهرزاد)
بانوي وحشي ( گارد جاويدان)
گاه نوشت(حميد رضا)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان