تبليغاتX
دست نوشته هاي يك جادوگر
هر گونه کپی حتی با قید نام وبلاگ ممنوع بوده و پیگرد قانونی به همراه دارد.

سلام و سلام و سلام.خوشحالم كه با پنجاهمين جلسه كلاسهاي جادوگري در خدمتتون هستم.

 

تعداد آفها و ايميل هايي كه به من زده شده خيلي زياد شده و بعضي سوالات خيلي شبيه همه. به همين دليل من در اين پست كه درباره ي " مشاور اصلح " يا همون " مشاور معنوي" است، به سوالات مشتركتون هم پاسخ مي دم. در ضمن دوستاني كه نوشته اند، نمي تونند جواب ايميلهايي را كه من دادم بخوانند به خاطر اينه كه تو كامپيوترشون فارسي ساز ندارند چون من ايميلهام را فارسي مي فرستم و چون خيلي به سيستم وارد نيستم واقعا" نمي دونم چه كاري بايد انجام بدم تا بتونند جواب ايميلها رو فارسي بگيرند و فكر مي كنم بهتره اونها فارسي ساز نصب كنند.

 

و اما " مشاور اصلح " يا " مشاور معنوي " :

 

من قبلا" هم در توضيح قانون هفتم سيستم آرزوها براتون گفتم كه نبايد با هر كسي راجع به كارها و تمريناتي كه مي كنيد ، حرف بزنيد.به هر كسي كه مي رسيد در مورد آرزوهاتون توضيح نديد.چون ممكنه اون ها با افكار يا حرفهاي منفيشون، مانع تحقق اون آرزو بشن. وقتي هم ناراحت و غمگينيد با گفتن اون به ديگران باعث ازدياد مشكلات مي شويد چون ما هر چيزي را كه مي گوئيم، به خودمان جذب مي كنيم.

اما هر كسي مي تونه از مشكلاتش، آرزوهاش و تمريناتي كه مي كنه و نتايجي كه مي گيره و ...فقط با يك نفر صحبت كنه و اون همون كسيه كه ما بهش مي گيم " استاد  يا مشاور معنوي " يا " مشاور اصلح."

صحبت با مشاور اصلح هيچ اشكالي نداره كه هيچ، باعث موفقيت هم ميشه چون مشاور شما براي شما چراغ ميشه تا شما راه رو ببينيد و بيراهه نريد. پيمودن هر راهي با كمك استاد خيلي راحت تر و سريع تره. ثانيا" طبق انجيل " اگر دو نفر، بر روي زمين، بر چيزي اتفاق نظر كنند، آن، حتما" انجام خواهد شد! " و مشاور معنوي شما ، چون اصول مثبت انديشي را بلده، براي شما مثبت فكر مي كنه و باعث تقويت انرژي شما ميشه.

 

مشاور معنوي كسي است كه قوانين توانگري و نهضت حقيقت  را به شما مي آموزد .

 

مشاور يا استاد معنوي را  " مشاور اصلح "مي ناميم، چون:

 

1 _ مثبت انديش است 2 _ در مورد موضوع مشاوره، دانا است3 _ سو ئ نيت ندارد.

 

حالا به چند تا از سوالهايي كه خيلي در ايميلهاتون تكرار شده، پاسخ مي دم.  

 

_ سوال يك دوست: اگر استادي شاخه اي ديگر از مسايل متافيزيك را به ما بياموزد( مثل هيپنوتيزم يا تله پاتي يا ...) آيا به خاطر اينكه پول مي گيرد، استاد به حساب نمي آيد؟ آيا نبايد تحت آموزش او قرار بگيريم؟

جواب: اينطور نيست. استادان زيادي در شاخه هاي مختلف علم متافيزيك وجود دارند . اونها حق دارند براي اونچه كه به شما مي آموزند، دستمزد بگيرند. و گرفتن دستمزد دليل بد بودن اون استاد ها نيست . خود من هم در دوره هاي مختلفي تحت آموزش چنين استاداني بوده ام و به آنها دستمزد هم داده ام. اما آنها مشاور اصلح ناميده نمي شوند.

شما هم مي تونيد تحت آموزش اونها باشيد. فراموش نكنيد كه مسايل ذهني بسيار گسترده اند. مثلا هيپنوتيزم يا مديتيشن يا تله پاتي يا پرواز روح يا...  اما منظور از نهضت حقيقت آموزش قوانين توانگري است نه شاخه هاي فرعي متافيزيك.

  

نكته ي مهم _ لازم مي دونم اين رو يكبار ديگه تاكيد كنم. دوستان زيادي براي من اينگونه نوشته اند:" تمرينات نيمه ي تاريك را انجام دادم اما هنوز توانگر نشده ام و درسهاي زندگيم دارند تكرار مي شوند! چه كنم؟ "  يا " تمرينات دوست داشتن خود را انجام داده ام پس چرا معجزه اي اتفاق نمي افتد؟ 

 

براي توانگري بايد تمامي قوانين توانگري را رعايت كرد.  پس خواهش مي كنم اگه خودتون كاري براي خودتون انجام نمي ديد، از من انتظار معجزه نداشته باشيد! من ادعای انجام هیچ معجزه ای را برای شما ندارم و فقط سعی دارم آنچه را که فکر می کنم به شما آرامش و برکت می دهد به شما بیاموزم.

 

_ كساني هستند كه به من مي گويند ما همه ي صفات نيمه ي تاريكمون رو پيدا كرديم بعد وقتي من به حرفهاشون دقت مي كنم مي بينم مدام در حال نسبت دادن صفات مختلف به ديگران هستند! وقتي بهشون مي گم كه همون صفات رو دارند ، عصباني مي شوند و سعي مي كنند با هزار دليل و برهان به من ثابت كنند كه اون صفات رو ندارند! عزيز من! اگه اون صفات در شما نبود كه اينقدر از شنيدنش عصبي نمي شديد!

معمولا" موقع تمرين نيمه ي تاريك ما خيلي از صفات رو به تدريج مي پذيريم اما اساسي ترينش رو كه باعث تكرار شدن درسهاي زندگيمون ميشه چنان از همه و خصوصا" خودمون مخفي مي كنيم كه حتي باور نمي كنيم بايد اون صفت را هم بررسي كنيم! پس اگه هنوز داره درسهاتون تكرار ميشه مطمئن باشيد هنوز اون صفت اصلي رو پيدا نكرديد.

بعضي وقتها هم با كساني روبرو ميشم كه صفاتشون رو در خلوت تنهائيشون يا حتي در حضور يك مشاور مي پذيرن اما به محض اينكه مي خوان بين مردم برن دوباره يه نقاب گنده به صورتشون مي زنن تا خودشون رو پنهان كنند! اينها بار احساسيشون رو به صفاتشون از دست ندادند.

اما فكر مي كنند در تمرينات نيمه ي تاريك موفق بوده اند! نه! يادتون باشه طبيعيه كه در حضور مشاورتون كه بهش اعتماد داريد، هر چيزي رو مي پذيريد اما فقط در صورتي كه در مقابل ديگران هم بار احساسي به اون صفات نداشتيد، باور كنيد كه اون صفات نيمه ي تاريك رو پذيرفتين!

 

به وبلاگ دوستي كه مي گفت درهاي بركت به رويش بسته است، سر زدم. پر بود از كلمات منفي و ياس آلود درباره ي زندگي و آينده. پر از سياهي و نااميدي!  پر بود از جملات منفي و قضاوتهاي شخصي درباره ي آدمهاي مختلف حتي بعضي از كساني كه طبق دينهاي توحيدي مورد احترام ديگران هستند!

دوست من! عزيز من! كلامت را كنترل كن! از كلام تو بر تو حكم رانده مي شود! اگه مدام در حال بدگويي از زندگي باشي، غول چراغ جادوي تو همانهايي را برايت به وجود مي آورد كه خودت بر زبان مي آوري!

 

دوست من!عزيز من! در قران آمده :" لا اكراه في الدين " تو مي تواني دين داشته باشي يا نداشته باشي. اين كاملا" به خودت مربوط است و همه ي مسئوليتش هم با خودت است اما این دلیل نمی شود که به ادیان توهین کنی!  در هر ديني كه هستي، اگر خداوند يكتا را مي پرستي ، پس با همه ي دينداران دنيا ،  در تمام جهان ، متحدي!  پس اجازه ي توهين به مقدسات هيچ ديني را نداري. ماندي به اين بزرگي توليد مي كني و بعد مدعي اين هستي كه تمام تمرينات را انجام داده اي و كاملا" مثبت انديش شده اي اما توانگري از تو دريغ شده است؟! ( لطفا" دقت كنيد من نمي گم كه پيرو همه ي اديان باشيد بلكه مي گم به همه ي اديان احترام بگذاريد. به معتقدات مردم احترام بگذاريد حتي اگر اونها رو قبول نداريد.) فراموش نكن وقتي جاهلانه درباره ي ديگران قضاوت كني ، در مورد تو هم جاهلانه قضاوت خواهد شد!

 ما شيوه ي انتقاد كردن درست رو بلد نيستيم. از كسي  بدمان مي آيديا شيوه ي كاري كسي را قبول نداريم ، باشه! اشكالي نداره! قبول نداشته باش!اما اجازه نداري  كل ديني را كه اون آدم بهش معتقده زير پات له كني! عيب يك آدم عيب اونه نه عيب اون ديني كه بهش معتقده!

دانشمند دين شناس هستي؟ خيلي عاليه! پس كتابهايي را كه دانشمندان دين شناس درباره ي اديان توحيدي نوشتند ، بخون! توي كدومش توهين مي بيني يا انتقاد شخصي كه ناشي از احساسات شخصي است! همه با دليل و سند با هم حرف مي زنند اما در كمال احترام.  نه با زير سوال بردن شخصيت هاي هم و ...

 

بنابراين فراموش نكنيد براي رسيدن به توانگري راستين بايد همه ي قوانين توانگري را رعايت كنيد نه فقط بعضي از آنها را.

 

بعضي ها هم مي خواهند يك شبه ره صد ساله بروند!

دوستي كه حوصله ي انجام تمرينات را ندارد وبسيار منفي باف است،شكايت كرده كه چرا با يك بار نامه نوشتن به فرشته چيزي برايش عوض نمي شود؟!

دوست من! عزيز من! يك عمر كلامت را كنترل نكرده اي، پر از جملات منفي هستي، مدام در حال توليد ماند هستي، وبلاگت پر از آه و ناله و فغان و ايراد به ديگرانه ( خاصيت جادويي دست نوشته ها رو فراموش كردي!) ، چطور انتظار داري وقتي خودت كاري براي خودت نمي كني ، فرشته ها كاري برايت بكنند؟! ثانيا" شرط موفقيت در امور ذهني ، تكرار و مداومت در يك كاره تا به باور برسه. يكي شايد با يك بار انجام يك تمرين به باور برسه و كسي ديگر با هزار بار هم نتونه اثر منفي افكار و كلام و كارهاي منفيش رو پاك كنه! بر اساس تلاش خودت به تو خواهد شد و بر اساس باورت! به همين دليل از هزاران مرغ شايد فقط سي تاشون بمونن كه سيمرغ رو بسازن! فراموش نکنید تمرین نامه نوشتن به فرشته برای ایجاد باوره تا آرزوها انجام بشه. در اصل اون چیزی که مهمه باور شما به انجام گرفتن آرزوست.

 

سوال : خيلي ها از من سوالات ديني كرده اند كه من در حدي نيستم كه بتوانم جواب بدهم و بهتره از علما سوال كنيد.

خيلي ها دين من را پرسيده بودند و خواسته بودند بدانند كه من چگونه دينم را انتخاب كرده ام؟ من فكر مي كنم لزومي نداره از افسانه هاي شخصيم خيلي حرف بزنم اما چون تعداد اين سوال خيلي زياد شده فكر كردم حتما" خيري در اون هست. پس جوابش رو مي گم.

 

پدر بزرگ من ، حاج آقاي مسلمان خيري بود كه مسجدي هم از خودش به جا گذاشته. ( جالب اينجاست كه با وجود اينكه من اون رو به ياد ندارم، معمولا" به عنوان روح راهنما در بعضي تمرينات متافيزيكي ام،اون حاضر مي شه و كمكم مي كنه. روحش شاد! )

اما پدر من _ باباجادوگره _ با وجود اينكه در خانواده اي مذهبي بزرگ شده بود، تصميم گرفت آگاهانه دينش رو انتخاب كنه. اون بيست و اندي سال ، همه ي اديان مختلف رو  شخصا" تجربه كرد.حتي فرقه هاي متفاوت رو. توحيدي و غير توحيدي...اون هر فرقه يا ديني را با مطالعه ي كتب و گفتگو با متوليان اون دين و ...اينقدر ادامه مي داد تا به نقطه اي مي رسيد كه متوجه مي شد اون دين كامل نيست! وقتي مطمئن مي شد ، كه رهبران اون فرقه يا دين هم نمي تونن جوابي براي سوالهاي اون پيدا كنند اون وقت به سراغ فرقه يا دين بعدي مي رفت! بعد از بيست سال اون اسلام رو به عنوان دين راستينش پذيرفت. البته مشاهدات و مكاشفات عجيبي داشت كه نمي تونم بگم اما فكر مي كنم به عنوان مزد تلاشي كه براي انتخاب دين راستين داشت، خدا اونها رو بهش مي داد. مي گم اسلام راستين كه به يادتون بيارم اسلام سرشار از محبته و با اونچه كه خيلي از ما با بد گمانيها و جهل هامون درباره ي اسلام قضاوت مي كنيم، بسيار تفاوت داره! اون مدتها در اين باره تحقيق كرد.و حالا هميشه مي گه اسلام دين كامله!

من هرگز نديدم كه به هيچ ديني بي احترامي كنه  يا احساسات شخصيش رو درباره ي اديان بگه .اون هميشه با دليل حرف مي زد. اون هميشه مي گفت : " فقط آدمهايي كه دليل كافي ندارن، برآشفته مي شن و از روي كم آوردن ، شروع مي كنن ديگران و دينهاشون رو،  ترور شخصيتي كردن!"  بابا جادوگره، استاد علوم ماورايي بود و اولين استادي بود كه من تحت آموزشش بودم. اما هيچ وقت توي خونه ي ما اجباري براي دين وجود نداشت و آزادانه درباره ي همه ي فرقه ها و  دينها كتاب وجود داشت.با وجود اينكه اون روياها و مشاهدات بسيار عجيبي داشت اما هرگزما رو براي چيزي مجبور نمي كرد.

 

_ پيامي از خداوند :  توي پنج سالگي ام يعني زماني كه هنوز واقعا"هيچ چيز از دين حتي از پدرم، نشنيده بودم ، روياي عجيبي ديدم. چيزي بين خواب و بيداري. كساني رو كه در خواب مي ديدم واقعا" نمي شناختم اما اون خواب صادقه، كه واقعا" لطف خدا و پيام خدا براي من بود، كاملا" به برحق بودن حضرت علي (ع)و فرزندان اون تا امام عصر (عج) گواهي مي داد. من كوچكتر از اون بودم كه بفهمم معني اون خواب چيه و اون رو براي كسي نگفتم اما اونقدر اون رويا عجيب و با شكوه بود كه هرگز فراموشش نكردم. چند سال بعد ،شروع كردم به يواشكي گوش دادن به درسهايي كه پدرم به شاگردانش كه پيش اون ماورا الطبيعه مي آموختند، ياد مي داد!  وقتي از بابا جادوگره در رابطه با اديان مختلف پرس و جو كردم ، و اون من رو هم در انتخاب دين آزاد گذاشت، لحظه لحظه ي اون رويا رو به ياد آوردم و تازه اون رو براي با با جادوگره هم تعريف كردم.روياي يه بچه ي پنج ساله كه حتي نمي دونست چه چيز بزرگي رو بهش نشون دادند! نمي دونم شايد واقعا" اين لطف خداوند به خاطر تلاشي كه پدرم براي كسب حقيقت كرده بود ،نصيب من شده بود! لطفا" با این حرفها نتیجه گیری نکنید که من یه بنده ی فوق العاده ی خدا هستم ! اصلا"! من فقط لطف خدا شامل حالم شد. همین!

من مسلمانم و همه جا با افتخار و در حالي كه قلبم لبريز از سپاس به خداست ، اين رو عنوان مي كنم. بهترين دليلم ، چيزهايي است كه به چشم خودم درباره ي حقانيت اين دين ديده ام! ( كه اجازه ندارم بگم.) اما هميشه براي همه ي اديان احترام قائلم. هميشه حضرت عيسي مسيح رو دوست داشتم و روياهاي زيادي هم درباره اش ديده ام اما به دليل اونچه كه به چشم ديدم ( بعدها روياهاي بيشتري ديدم كه تائيد اون خواب بود.)و قلبا" احساس كردم ،هرگز ديني را بر اسلام رجحان نمي دهم.

 

اما شما.... از هر ديني كه هستيد، پيرو هر مكتبي كه هستيد، از امروز با خودتون عهد كنيد به همه ي اديان احترام بگذاريد و تا اطلاعاتتون جامع و كامل نيست، شروع به رد چيزي بر اساس احساسات يا شنيده ها تون يا آموزشهاي ديني اي كه ديگراني به شما داده اند كه خودشون هم كامل نبودند، نكنيد. بي غرضانه سكوت كنيد و از خدا بخواهيد تا حقيقت رو نشونتون بده. مسلما" هيچ دليلي به اندازه ي اونچه كه خداوند خودش به شما نشون مي ده و با چشم خودتون مي بينيد به دلهاتون آرامش نخواهد داد بنابراين لطفا" از من نخواهيد كه به شما بگويم چه ديني را انتخاب كنيد كه به نتيجه برسيد!

 

سوال ديگه اي كه خيلي در ايميلها تكرار شده اينه كه : آيا مي شه از وبلاگ كپي گرفت يا نه؟

 

جواب :

كپي از وبلاگ در هر جايي حتي با قيد نام وبلاگ ممنوعه و چون اگه كسي حق كسي رو از بين ببره، حق خودش هم در اثر كارماي اون از بين مي ره، يقين دارم كسي وسوسه نميشه اين كار رو بكنه! ( البته طبق قانون كپي رايت و حمايت از نويسنده ها، پيگرد قانوني هم داره! )

بعضي دوستان خوبم كه نيتشون  واقعا" كمك كردن به ديگران بود و نمي دونستند كه من مايل نيستم وبلاگ كپي بشه،  اين كار رو كرده بودن كه رفعش كردند و من ازشون صميمانه ممنونم.

يك دليلش اينه كه شايد بعدها اين وبلاگ به صورت يك كتاب يا سي دي در اختيار ديگران قرار بگيره . دليل دومش اينه كه قطعا" وقتي چيزي نيمه كاره كپي ميشه حق مطلب ادا نمي شه و من هميشه نگرانم كه يك نفر تحت آموزش نيمه كاره ي كسي ديگه قرار بگيره و بعد از مدتي به جاي رسيدن به آرامش براي هميشه به مسايل ذهني بدگمان و بي اعتماد بشه! ( كه اين براي ياد دهنده كارماي بدي خواهد داشت! و من نمي خوام در اين كارما سهيم بشم!)

 به همين دليل صادقانه از همه ي كساني كه قصد كمك به ديگران رو دارندخواهش مي كنم مستقيما" شروع به آموزش نكنيد. اگه مايل به تبليغ وبلاگ بوديد، اسم اون رو و لينكش رو در وبلاگتون قرار بديد  تا بتونن مطالب رو كامل و از ابتدا بخونن نه نيمه كاره. كساني كه مايلند گروهي به صورت حضوري با هم كار كنند، لطفا" به گروهتون توصيه كنيد يك درس رو از روي وبلاگ بخونند و بعد همه با هم شروع به تمرين بكنيد. ( نه اينكه پست به پست وبلاگ رو دوباره در جاي ديگه اي كپي كنيد! )

فقط بعضي ها نوشته بودند دوستاني دارند كه كامپيوتر ندارند يا پيرند و حوصله ي خوندن از روي كامپيوتر ندارند يا اينكه مي خوان مطالب رو پرينت بگيرن تا هميشه همراهشون باشه. از نظر من اين كارشون اصلا" اشكالي نداره و راضي هم هستم كه با قيد نام وبلاگ و مشخصات دقيق اون، اون رو در اختيار كساني كه ابدا" امكان دسترسي مستقيم به كامپيوتر ندارند، قرار بديد.

 

سوال ديگه اي كه خيلي از من پرسيده ميشه اينه كه بعضي از دوستان مايلند ببينند من جايي كلاس دارم كه در اون شركت كنند يا من شاگرد خصوصي مي گيرم يا نه؟

من  خيلي مشغولم و واقعا" نمي تونم به صورت خصوصي براي كسي وقت بگذارم. در واقع اگه بخوام اين كار رو بكنم زماني كه براي آپ كردن وبلاگ دارم كم ميشه و بنابراين ، ترجيح مي دم آموزشهاي رایگان همگاني را ادامه بدهم. باور كنيد كه اگر شاگرد خصوصي من هم باشيد همين ها رو و به همين ترتيب كه داريد در وبلاگ مي خونيد به شما ياد خواهم داد نه بيشتر! پس خواهش مي كنم با درسهاي وبلاگ پيش بيائيد.  ( به من حق بديد چون من بايد فرصت كنم به تعداد زيادي از شاگردها جواب بدم نه فقط به تعداد اندكي. شما هر كدوم يك نفريد اما من يك نفرم كه قلبا" مايلم به تك تك شما پاسخ بدم و كمكتون كنم اما به نظر خودتون مي تونم هر روز لااقل سي تا ايميل رو جواب بدم كه همه وقت مشاوره مي خوان؟ يا لا اقل بيست نفرشون مايلن حضوري در اون روز من رو ببينن؟ خوب اگه من بخوام اين كار رو براي همه ي اين افراد حضوري انجام بدم واقعا" نمي رسم حتي ماهي يك بار وبلاگ رو آپ كنم در حالي كه من هنوز مطالب زيادي رو بايد بگم تا با هم بررسي كنيم. من در ادامه ي درسها ، انشاالله ، به اين مي رسم كه چطور حسهاي درونيتون رو تقويت كنيدو چطور تصوير ذهني ببينيد و آدمي جادويي باشيد و بعد به انرژي درماني و كار كردن روي چاكراهاي بدن و آموزش تله پاتي و تاثير گذاري روي ديگران و هيپنوتيزم و...مي رسم اما لطفا" پله به پله. دوستان خوبي كه براي رسيدن به پاسخهاي درسهاي بعدي عجوليد، باور كنيد براي رسيدن به دانشگاه بايد اول دبستان رو گذروند و بعد راهنمايي و بعد دبيرستان. پس از اينكه من زودتر جواب سوالهاتون رو نمي دم دلگير نشيد چون حتي اگه جواب هم بدم، به نتيجه نمي رسيد چون شما بايد با اين تمرينات پيش بريد و مرحله به مرحله قوي تر بشيد تا به مرحله هاي بالا برسيد. )

 

 اما هر سوالي كه همگام با درسهاي وبلاگ باشه ، در حد آگاهيم، جواب مي دم.البته این رو هم می گم که من دانشمند نیستم و خیلی چیزها را نمی دانم یا ناقص می دانم. قلبم براي تك تكتون مي تپه و براي همه تون از ته قلب آرزوي توانگري دارم و آرزو دارم زماني برسه كه موقعيتش را داشته باشم كه در كلاسي به وسعت دنيا با همه ي تان روبرو شوم و در خدمتتان باشم.

 

خوب! من مي خواستم توي اين پست درباره ي انواع استادهاي ديگه مثل گوروها و آواتارها و اينكه هر پيرو حقيقت چه طوري با استادهاش روبرو ميشه حرف بزنم اما فرصت نشد بنابراين ، اين مطالب مي مونه براي پستي كه در زمان مناسبش نوشته خواهد شد.

 

خدايا! تو پاسخ دهنده ي همه ي سوالاتي! حقيقت را به ما بنما! آمين!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 21:26  توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من یک جادوگر سرگردانم...دستت را به من بده و تنهائیت را با من قسمت کن...

نوشته های پیشین
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
آرشیو موضوعی
سرگذشت جادوگر
چرا جادوگر سرگردان؟!
توضیحات یک جادوگر قبل از شروع کلاس جادوگری
(جلسه 1 ) دفتر مراقبه
(جلسه 2 ) ماند
(جلسه 3 ) موج مثبت و منفی
(جلسه 4 )آلفای قبل از خواب
(جلسه 5) تجسم خلاق
(جلسه6 ) کارما
(جلسه 7 )بچه غول بیشعور!
(جلسه 8 )جادوی کلمات
(جلسه 9 )قانون سپاس
(جلسه 10 ) لحظه ی ابدی اکنون
(جلسه 11) قانون بخشایش
(جلسه 12) نیمه تاریک
(جلسه 13) نیمه تاریک
(جلسه 14) نیمه تاریک
(جلسه15) نیمه تاریک
(جلسه 16) خرد کردن ترس
(جلسه17) سیستم آرزوها
(جلسه 18) سیستم آرزوها
(جلسه 19) سیستم آرزوها
(جلسه 20) سیستم آرزوها
(جلسه 21) سیستم آرزوها
(جلسه 22) سیستم آرزوها
(جلسه 23) سیستم آرزوها
(جلسه 24) سیستم آرزوها
(جلسه 25) قوانین ارتباطات
(جلسه 26) دوست داشتن خود
(جلسه 27) تولد دوباره
(جلسه 28)خانه تکانی ذهنی
(جلسه 29) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 30) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 31) خانه تکانی ذهنی
(جلسه32) گوش دادن به پیام بدن
(جلسه33) پیام بدن و شفای تن
(جلسه 34) اندیشه ی توانگر
(جلسه 35)پالایش
(جلسه 36)پالایش درونی
(جلسه 37) توانگری از راه نوشتن
(جلسه 38) توانگری از راه تصاویر
(جلسه 39) توانگری از راه کلام
(جلسه 40) پرداخت عشریه
(جلسه 41) توانگری و طرح الهی
(جلسه 42) توانگری و فرزانگی
(جلسه 43) توانگری از راه عشق
(جلسه 44) از دولت عشق
(جلسه 45)عشق شفا بخش
(جلسه 46)عشق رستاخیز بخش
(جلسه 47) بازگشت الهی
(جلسه 48)نوشتن نامه به فرشته
(جلسه 49) هفت سنخ آدمیان
(جلسه 50) مشاور اصلح
(جلسه 51) حرمت به خویشتن
(جلسه 52) هفت خوان سالک
(جلسه 53)استاد،گورو، آواتار
(جلسه 54) ادراک سلول اولیه
(جلسه 55)رهایی از خاطرات
(جلسه 56)کشف کودک درون
(جلسه 57)صحبت با کودک درون
(جلسه 58)ملاقات با کودک درون
پیوندها
اين ها جادوگرهاي خوبي هستند كه به من تو سياره ي جادوگرها سر مي زنند:
دلمشغولیهای یک ققنوس( دوست خوبم)
جادوگر 14(آناهیتای من)
توصیه های طلایی(کیمیاگر)
روانشناسی(محسن)
دنیای زیبای من(ساسان)
ترفند های یاهو (سمیرا)
افسانه ی خزان(زهرا)
دلمشغولی های من(مریم)
یادداشتهای یک وبلاگر
افسون(بهنوش)
به انتظار او(دلتنگ)
نارایانا(علی)
تولد دوباره(غزل)
alincc(علي)
ادبی(هانیه)
غم تنهایی من(لنی)
ای بهونه واسه موندن(سوگند)
ترگل ورگل(نفیسه)
سرزمین غم(راهزاد)
کبوتر خوشبختی(سعدانه)
بیا..تو.. اس ام اس(عماد)
دلتنگیهای یاس تنها(یاسمین)
خدايا خيلي دوستت دارم
ناگفته هاي آبجي كوچيكه(آبجي جادوگره)
بت پرست
زندگی یعنی توکل به خدا(یاسر)
نیلوفرانه(نیلوفر)
ساکن قلعه ی ساحلی
به نام خالق عشق(مهسا جون)
سکوت مهتاب(مهتاب)
آمیتیس تنهای دیوانه
یک قلب پاک از تمام معابد جهان زیباتر است(رضا)
کوچه(شادی)
کاش همیشه عاشق می ماندیم(زوپیتر)
مسافر خسته(شیطون)
آنجا که پیاده رو پایان می یابد(الهه)
یک طراح(امیر)
تازه های ادبی
دری به سوی سلامتی(ستایش)
تلاوت اشک(ظریفی)
عشق گمنام(رکسانا)
زندگي بهانه است براي با تو بودن(مهدي)
مناجاتكده(امير)
گربه سگ (سيمين)
ترشي هفت بيجار(مركا)
راه خاكستري(سارا)
قسم خورده(مهدي)
در حضور(آيكا)
خداي كامپيوتر(محمد رضا)
آن سوي هيچ ، فراسوي مرزهاي تنم(مونا)
سوني اريكسون ( آرش)
مرگ عشق(هميشه غايب)
صدف جنوبي(صدف)
مجنون و تنها
موفق باشي(مريم)
روزهاي عاشقي
درياي بي ساحل(مريم)
جوانه
مرد شب
غريبه
دختر مشرق(هاترا)
تولد دوباره
كوير
کلبه ی دل(داش حمید)
میکده(بچه هیئتی)
کارولین(کارولین)
گلزار(فائزه)
مدلی برای انسان(یه دوست)
پرواز تا اوج(شهروز)
شكوه تنهايي(محسن)
هجوم(احسان)
شور عشق(مولود نور)
عشق الهي(علي رضا)
تنهاترين(سعيد)
لحظه به لحظه(سبحان)
روزهاي عاشقي(عسل)
كشف بزرگ(الماس)
تيستو
مراد دل (محبوبه)
در آغوش خداوند(مرتضی)
زندگی و دیگر هیچ(حميد ژون)
سوشیانت
زندگیمون(احسان واله)
ياسمين(ياسمين)
مهر بيكران(دلتنگ)
آفتاب پرست(حسن)
آسمان آبي(كفشدوزك)
هري پاتر(پريسا)
بي قرار(مهدي)
من،سكوت،خدا(عباس)
سرزمين يخي(سودا)
پر پرواز(يكا)
بازي بزرگان(ريتا)
آواي دلكم(آوا)
پرواز تا اوج(شهروز)
از قطره تا در یا(امید)
عشق(یاسمین)
برنامه ريزي اعصاب و روان(وحيد)
جوجه طلایی
پرت و پلاهای من(فرناز)
اناش زمینی(جادوگر دریایی)
آیلار
یا ابا صالح کی می آیی(سادات)
رهاتر از پرنده(شایا)
سخی...عاشق(کیوان)
هامون تنهای من(بهار)
خاطرات پت و مت از زبان پت
دختر زمستان(سروناز)
چرت و پرت های یه پسر شیطون(مسعود جون)
عاشقی به ما نیومد(باشو خان)
دختری در مه(عاطی)
شاپرک بلاگ(مینا)
اگر که قابل بدونید خونه ی دل جای شماست(مریم)
شاپرک(شیدا)
برگی به دست باد(سارا)
در هم پیچیده(وبلاگ امین و دوستهاش)
اي آفتاب آهسته تر بر بام يارم كن نظر(مهدي)
ابر سفید
ستاره هاي ايران(شايان)
من شبنم خواب آلوده ي يك ستاره ام(ياس سپيد)
چشمك ستاره(ستاره)
ميرزا بدبين
آواي عشق(عرفان)
دئنا فرشته ي نيايش
وقتي سكوت مي كني به تو ايمان مي آورم(مسافر كوير)
سرزمين ارواح(امير)
خشونت دنيا يادم داد دوست بدارم(ج.ش)
بي نشان تر از سكوت(مزدك)
مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك
راز گل رازقي
آهنگهاي جديد،نرم افزار،عشقولانه،مطالب جالب(مسلم)
خانه ي دوست كجاست(حسين)
آنشرلي با موهاي قرمز
براي دختر ها و پسر هاي عاشق(بهروز)
آخرين فرياد(م- باران)
آدم برفی منم(علي مقدم كوهي)
گستره اي به وسعت عشق(داوود)
وسوسه اي براي زندگي(آنجل)
خيالهاي يك آدم بي خيال(مسیح قدیری)
مذهبي،كامپيوتر،سرگرمي(غلام اهل بيت)
شادي تا بي نهايت(عبدالله رضايي)
کشف دریچه های معرفت با هم(نرگس)
حرفی برای گفتن
جهانی پشت امواج
در جستجوي معنا
انتظار فرج
عشق واژه ي بي معني خداوند ( عاشق دلشكسته )
زندگي گربه اي (مريم شريعت پناهي)
ارواح(احمد)
جسم و جان
فرشته ي مهر( ميترا اقدسي)
پروانه وار پرواز كن (خودموني)
بوسه هاي عاشقانه ام بر باد(رويا)
در حضور( آيكا)
عشق يعني باران ( دختر باران )
نامه اي از آسمان (سپيده)
رسم اين دنيا عجيب است پس بيا برگرديم(نگار)
بهترينهاي يازدهمين جشنواره ي سينما(نينا)
حقايق پنهان( مهربون)
گلي از بوستان عشق ( محسن )
هنوز حرفهاي نا گفته دارم گوش كن ( پسر ايروني)
آرايشي ، عاشقانه ( شهلا)
عشق من و تو ( شهرزاد)
قرن 21 ( فريد خسروي)
روياي حقيقت (پريسا)
ماهي سياه كوچولو(تكتم)
عكسها و مطلبهاي زيبا(محمد رضا)
فرشته فيلم(احسان صباغي)
نداي منادي (آيلا)
من سكوتم از رضايت نيست(آرش)
پرواز مرغ فكر(مريم)
رهگذر مهتاب(غريبه)
خاطرات پت و مت از زبان پت
شعر و ادبيات و جك(بنيامين)
هر روز يه فكر جديد (مائده)
ايروني خسته (علي رضا)
درد هاي پنهان ( آيدا)
هرم تغذيه (منيژه)
جادوگران
سيگار دروازه ي اعتياد(يه دوست)
دلنوشته هاي باران (باران)
مجله ايران
روزهايم آفتابيست( هدي)
پروانه آرزوها (آرشيدا)
كامپيوتر من و تو ( الهام)
شهريار كوچولو
عاشقانه ها (تانيا)
كي واسه خودش همدم نمي خواد؟ ( نازي)
جزيره ي موفقيت (بابك)
خوشا آن دم كز استغناي هستي...(فريد)
سرزمين غم(راهزاد)
فرشته ام سلام ( ستاره)
آس كلاس
منو دو تا آبجيم (النا)
استعدادهاي برتر
جالبكده (مهدي)
اشعار برگزيده شاعران(شاعره)
آموزش كامپيوتر(داوود)
سلام به دوستان عزيز( وحيد)
رايحه ي عشق( ستاره ي سهيل)
كوچه هاي عشق(محمود)
چشم بر هم مي نهم...(هستي)
يادداشتهاي پراكنده و نقاشيهاي خط خطي(سيمين)
عشق تو نوشتني نيست ( ندا)
سلوك بي سامان( ساحر علي)
بدون عنوان( يه آدم كور)
ساحره
نابودگران نقره اي(مبارز سه شنبه)
گور خر بالدار
راه بازگشت ( علي)
مشقهاي بچگي(مهرانه)
من و تنهايي(امين)
قاطي پاتي ( علي)
مهدي جادوگر تنها( مهدي)
رازهاي نهفته
مجله ايران
سياوش قاسمي
سيزده (محمد رضا خالقي زاده)
جادوگران ( Neo, The Begin of an End )
جادوگران( rocrider)
آذرزاد(ليلا)
طنز نبشته هاي سعيد زاهدي(جكسون)
سارش(امين شفيعي)
جادوگر حرفه اي ( مهدي جادوگر)
آرامش سكوت (فرشته ي مهربون)
تارميتاباورد(تارمي)
درست يا نادرست( آرش پيرزاده)
عشق پوشالي( ندا)
خدا عشق است و عشق همه چيز(محمد حسين)
مديريت به سبك ايراني ( امير حسين)
خواب و رويا ( علي پويا)
هو حق مددي الله نظري(شريف علي)
ميثم كربلائي
ريكي و انرژي(ثريا)
متافيزيك و فراروانشناسي(فريور)
رنگارنگ(داريوش)
دفتر عشق من (حسين)
صداي آشنا
دو قلوها (زهرا و زهره)
هميشه بهار
جادوگران(سپنتا)
يگانه (يكرو)
براي چندمين بار( فاطمه)
گردنهاي كشيده (حپاو)
منتظران گل ياس(حسن)
داداشي
دروازه(گلادياتور بدون سپر)
قفس(خودآ)
چهار اثر از فلورانس اسكاول شين (علي اكبر)
دانا براي آنها كه بيشتر مي خواهند بدانند(علي)
سلام (فرشيد)
راوي
روزنه اي به نور(بهار)
دكتر الهي قمشه اي(داوود موسوي)
بروبكس رپر امارات
شهزاده فانوسهاي روشن(مريم)
انتظار ديدنت ديوونه ام ميكنه(آهسته)
اي كه دور از من و در قلب مني ( نازگل)
پر پرواز(زهرا)
از جهنم تا بهشت(شبنم)
طوطي(صدف)
نازنين گل يخ(نازنين)
به نام تو اي مهربان ترين، خدا(مهديا)
مي ناب (ريحانه)
انگشت فرشته (ليلي)
خداوند كجا نيست؟(سيد)
تفكر مثبت(گيلدا)
دلتنگ دلتنگيهاي آسمان
ياس كبود بهشتي(حمزه)
مجنون خانه
بي تو بودن كار من نيست(مريم)
شب مهتابي ( احسان)
آمريكا جون
در خلوت صوفي(علي يار)
صوفيان(علي يار)
فقط آف و اس ام اس(x)
يا باد آن روزگاران ( مهناز)
dark art
سايه روشن(مريم)
غريبه
اورمزد(مريم)
چسب زخم ديجيتال(نيوشا)
دندان پزشكي( دكتر سيد امير نيكوئي نهالي)
من و تو ما مي شويم ( هادي)
صدا كن مرا(جهانگرد)
آهنگ و آهنگسازي ( كارنگ)
علي عليه السلام( حامد عليشاه عيسوي)
سفر يا همسفر( فرنوش)
روح جادوگر(زهره)
فكر بزرگ( دختر آفتاب_ دختر مهتاب)
خداوند كجا نيست؟( سيد)
عشق من و تو( شهرزاد)
بانوي وحشي ( گارد جاويدان)
گاه نوشت(حميد رضا)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان