تبليغاتX
دست نوشته هاي يك جادوگر
هر گونه کپی حتی با قید نام وبلاگ ممنوع بوده و پیگرد قانونی به همراه دارد.

 

سلام و سلام و سلام.

 

توي درس پيش ما هفت خواني رو كه يه سالك پشت سر مي گذاره رو بررسي كرديم. بعضي ها فكر مي كنند رسيدن به مرحله ي هفت  ديگه بالاترين مرحله است! نه! در واقع اون هفت مرحله، مرحله ي قبل از شروع سفره! با شروع مرحله ي هفت، و بعد از اون با رسيدن استاد و مشاور ذهني، تازه سفر " جاده ي سانتياگو " ي شما شروع مي شه! (منظورم همون سفر كيمياگر در كتاب كيمياگر اثر پائولو كوئليو است.)

در واقع با " تشنه شدن شاگرد " كه خوان هفتم سالك بود، استاد هم سر مي رسه و اين سفر جادويي آغاز مي شه.

 

سوال مهم : آيا اساتيد متافيزيك داشتن استاد را تائيد كرده اند؟ و چطور بايد استاد را پيدا كرد؟

 

من پاسخ اين سوال را بر اساس نوشته هاي  گورو و استاد بزرگ" ليندا گودمن" كه ستاره شناس و استادي گرانقدر در علم ذهني و متافيزيكه، براتون مي گم.

 

 " گودمن " مي گه : " لازم نيست به صفحات دفترچه ي تلفنتان رجوع كنيد يا در شهر راه بيفتيد و هر جا كلاسي ذهني ديديد با دستمزدي هنگفت، فكر كنيد كه به سرمنزل رسيده و استاد را يافته ايد! حتي اگر جملاتي شيرين در اين كلاسها تحويلتان داده بشود! راه حل ديگري هست!

 شما مي توانيد عازم سفري " اديسه مانند" ( اديسه قهرمان يوناني بود كه هومر، شاعر عهد باستان يونان، سفرهاي او رابه نظم درآورده است.)  بشويد و گوش دادن به صداي فرشته ي باطن رفيع خود را بياموزيد.اين مسيري است كه شما را مستقيما به شهر زمرد روشن بيني و التفاتات باطني هدايت خواهد كرد، نه به شهر دروغين جادوگرهاي تقلبي!

شما حق داريد گورو ( در زبان سانسكريت گورو به معني استاد و معلم است.) داشته باشيد. استاد يا آواتاري ( در مورد آواتار بعدا" براتون توضيح مي دم.) شخصي كه نه تنها قادر خواهد بود فضيلت و دانش رسولان عهد كهن را به شما بنماياند، بلكه شما را به مرحله اي هدايت كند كه پي ببريد شما هم مي توانيد فرشته باشيد. "

 

سوال_ شما و معلم ( گورو) چگونه مي توانيد هم را بيابيد؟

 

يكي از قديمي ترين ضرب المثلهاي متافيزيكي كه حتي پيش از تاريخ ثبت شده ي رهبانيت تبتي ها هم وجود داشته است، مي گويد : " هر زمان كه دانشجو آماده باشد، استاد ظاهر خواهد شد!"

ممكنه اين پيشگويي، به نظرتان عجيب بيايد، اما واقعا" حقيقت دارد. وقتي دانشجو به مرحله ي هفتم مي رسه و تشنه ميشه،استاد و مشاور اصلح از راه مي رسه.خير! اين استادان ارواح راهنما نيستند كه از دنيايي ديگر آمده باشند، بلكه انسانهايي ملموس هستند كه مانند من و شما از گوشت و خون آفريده شده اند! آنها با ظاهر انسانهاي عادي بر شما ظاهر خواهند شد.

وقتي شما واقعا" آماده ي فراگيري مي شيد استاد خودش از راه مي رسه.از همون راههايي كه ما اون رو تصادف مي ناميم اما همون طور كه در پست قبل گفتم، تصادف نيستند.

 

من خصوصيات مشاور اصلح رو قبلا" براتون گفتم به همين دليل ديگه تكرار نمي كنم و شما مي تونيد با مراجعه به پست مشاور اصلح خصوصياتي رو كه يك مشاور اصلح داره بخونيد.

 

نكته : من تعداي آف و ايميل دريافت كردم از شاگرداني كه مشاور اصلح دارند و بعضی هاشون به او عشريه هم مي دهند اما براي من از كم كاري استادهايشان نوشته اند يا خواسته اند من استادآنها باشم. معمولا" هم ايرادي كه به استادشان گرفته اند اين بوده كه پاسخ صريح به آنها نمي دهد! من از پذيرفتن دوستان به شاگردي يا قبول عشريه ها معذورم. مطمئن باشيد من از استاد شما سختگير ترم. چون صفاتي كه از استادشون گفته بودند نشون مي داد كه واقعا" مشاور اصلحه و همه ي خصوصيات مشاور اصلح رو داره. من لازم مي دونم اينجا به همه ي اين دوستان يك جواب كلي بدهم. استاد بر اساس توان و تلاش شما به شما مي آموزه.آموزش هاي كلي ثابت هستند ( مثل درسهاي خود من كه در اين وبلاگ براي همه يكسانه)و استاد تون از نظر وظيفه  فقط موظف به آموختن همين آموزشهاي كلي است نه بيشتر.و مي تونه هرگز شما رو نبينه يا حتي باهاتون صحبت نكنه.اون فقط وظيفه داره اين آموزشها رو به شما برسونه با هر شيوه اي كه خودش مي دونه.

اما اين شاگرده كه با تلاش خودش به استاد نشون مي ده در چه مرحله ايست. مشاور اصلح شما فقط وظيفه داره همين درسهاي كلي را به شما بياموزه و بس. اما هر مشاوري وقتي شاگردي كوشا پيدا مي كنه بر حسب نياز و تلاش اون شاگرد مي تونه به اون چيزهايي فراتر از ديگران بياموزه. بنابراين لطفا" از كم كاري استادتون ( كه طبق نيمه ي تاريك نشانه ي كم كاري خود شماست) براي من ننويسيد!

هر استاد فقط زماني شما رو به سمت پاسخي راهنمايي مي كنه كه از نظر اون شما آماده ي فراگيري باشيد.يقين بدونيد اگر آماده باشيد، استاد مي رسه و فقط در صورتي كه آمادگي بيشتري نسبت به بقيه از خودتون نشون بديد استاد كمكتون مي كنه تادرهاي بيشتري برويتان بازشود. اما اين شما هستيد كه بايد درهاي بيشتر را به روي خودتان باز كنيد.

 هميشه به ياد داشته باشيد استاد به اندازه ي ظرف وجودي خودتان شما را لبريز مي كند. اين ظرف نيست كه تشخيص مي ده چقدر آب پرش مي كنه! بلكه اين سقاست( استاد) كه تشخيص مي ده هر ظرف با چه مقداري آب پر مي شه!

 

شيوه اي هم كه بعضي ها نوشته بودند كه استادشان از اين طريق آموزش مي دهد كاملا" درست است و من آن را در پائين شرح مي دهم.

 

 مشاور اصلح از راه سوالهاي پي در پي و رجوع به استاد درون آموزش مي دهد.

 

 

_ روش سوال هاي پي در پي:

 

همون طور كه گفتم وقتي شاگرد آماده باشه، استاد از راه مي رسه.

اين آموزگار و استاد شما را با شيوه ي سقراط گونه تعليم خواهد داد : يعني با كمك كردن شما براي به خاطر آوردن چيزهايي كه پيشتر هم از آنها اطلاع داشتيد اما از خاطر برده ايد!

در اين روش استاد معمولا"پاسخ مستقيم به شاگرد نمي دهد، بلكه با سوالات مختلف باعث مي شود تا خودتان به پاسخ برسيد. استاد به شما مي آموزد تا استاد درونتان را بيدار كنيد و از درون خودتان پاسخ را دريافت كنيد.

 

" گودمن " گوروي بزرگ متافيزيك در اين باره مي گه :

 

" هنگامي كه به جاي بيان اظهاراتي، استاد از شما سوالي مي پرسد يا شما را به استاد درونتان رجوع مي دهد، مغز شما به بانك ذخيره ي اطلاعات خود مراجعه مي كند( گودمن چون به تناسخ معتقده مي گه از اين زندگي يا زندگيهاي پيشين شما همه ي چيزهاي دانستني را مي دانيد. چيزهايي كه به صورت ثابت و ماندگار در عناصر آسماني ثبت شده است،چيزي كه به آن گزارشات آكاشيك مي گويند. يعني گزارشات ثبت شده كه حاصل زندگي همه ي ابناي بشر  از ازل بوده و از بين نرفته و باقي مانده و شما توسط روح و استاد درونتان با آن ارتباط پيدا مي كنيد و پاسخ هر سوالي را در آن مي يابيد. چيزهايي در رابطه با گذشته و حال و آينده.) و بعد معمولا" پاسخي مي يابيدكه قبلا" متوجه نبوده ايد كه از آن آگاهيد. شما مي توانيد با مراجعه به استاد درون پاسخ هر سوالي را در گزارشات آكاشيك بخوانيد. شما فقط شيوه ي خواندن را فراموش كرده ايد و استاد سعي مي كند با هدايت شما، كمكتان كند تا شيوه ي خواندن را به ياد بياوريد. "

 

نكته : آدمها بر حسب بار كارمايي و تلاش خودشان در طي اين راه و چند دليل ديگر، در زمانهاي متفاوتي قادر مي شوند كه صداي استاد درونشون رو بشنوند. براي بعضي ها در همان ابتدا و براي بعضي ها در طي سالها. اين خود مائيم كه تعيين مي كنيم با چه سرعتي اين مسير رو پيش بريم. همون طور كه در درس " استاد درون " هم توضيح دادم، اگه مدام دنبال اين باشيد كه جواب رو راحت از استادتون دريافت كنيد ممكنه نتونيد هيچ وقت صداي استاد درونتون رو بشنويد. پس دوستان عزيزي كه از مشاورهايتان گله كرده ايد كه به شما پاسخ صريح نمي دهند، اين رو بدونيد كه از نظر من استاد شما كار درستي انجام مي ده.

 

سوال _ بعضي ها ادعا مي كنند استاد درون ندارند يا قادر به شنيدن صداي او نيستند، آيا مي شود بعضي ها استثنا باشند؟! بعضي ها هم مي گويند گاهي اتفاقي چيزهايي را زودتر از بقيه مي فهمند و مثلا" تصاويري از آينده مي بينند يا صداهايي مي شنوند كه علامت بيداري استاد درونشان است و تصور مي كنند يك روشن بين شده اند، آيا همين طور است؟!

 

پاسخ _ هر عملي كه تا بحال صورت گرفته، و هر حرفي كه تا به حال بر زبان رانده شده است، با ارتعاشاتي كه داراي فركانس بالاتري هست، باقي مي ماند، و مي تواند تحت شرايطي ويژه، به آگاهي هشيار ما، مجددا" جذب بشود.

 " گودمن " مي گه : "ادعاي اين كه شما قادر نيستيد ، درست مثل اين مي ماند،كه صاحب دستگاه راديويي باشيد كه به موج اف ام و تعدادي ديگر از موجها و دستگاهها، مجهز باشد و شما بگوييد به هيچ وجه قادر نيستيد از آن صدايي در بياوريد. البته كودكي خردسال كه در مقابل راديويي خاموش نشسته، قادر به پيدا كردن موجهاي مختلف نيست و بديهي است كه انسانها همه كودكان خردسالي هستند، كه فعلا" بنا برميزان و وضعيت كنوني روشن بيني خود، اين گونه شده اند. اما تمام كودكان هم بزرگ مي شوند و رشد مي كنند. به همان نسبت همه ي آدمها هم سرانجام به پختگي معنوي مي رسند. با در نظر گرفتن اين مقايسه، اين امكان وجود دارد كه تصادفا" راديويي كه در برابر اين طفل خردسال قرار گرفته با دست زدن كودك به دگمه ي روشن كننده ي راديو ، روشن بشود و صداي موسيقي هم از آن در بيايد. اين نوزاد بنا بر ميل و اراده ي شخصي خود آن ايستگاه راديو را پيدا نكرده است و ابدا " نمي تواند بار ديگر آگاهانه امواج راديو را روي همين موج تنظيم كند.اين نمونه درست مثل انسان بالغي است كه تصادفا" تصاويري از يك سري حوادث آينده يا گذشته را مي بيند و يا دچار غييب شنوايي يا روشن بيني مي شود يا بي اختيار برون فكني كالبدي ( پرواز روح ) پيدا مي كند. "

 

بنابراين آنچه مهم است اين است كه ما آگاهانه و به ميل خود بتوانيم هر وقت كه خواستيم راديو را روي ايستگاه مورد نظرمان تنظيم كنيم ! و استاد با روش سوالهاي پي در پي و رجوع دادن ما به استاد درونمان به ما ياد مي دهد كه اين كار را انجام بدهيم.

 

به دليل آفها و ايميلهايي كه دريافت كرده ام  از دوستاني كه عيبهاي مشاور ها و اساتيدشان را براي من نوشته اند لازم مي دونم همين جا قوانيني را كه هر شاگرد موظف به پيروي از آن است برايتان بازگو كنم.

 

هر استاد و مشاوري كه داريد به اين قوانين پايبند باشيد :

 

1 _ استاد شما  فقط بايد قوانين كلي را به شما بياموزد و در باقي مراحل فقط بايد به سوي استاد درونتان راهنمائيتان بكند، بنابراين بدانيد در هر مرحله اي كه باشيد قرار نيست استاد شما را به دوش بكشد و به سر منزل مقصود برساند. پس اگر كم كاري يا كاهلي كنيد ممكنه سالها در يك نقطه باقي بمانيد. گودمن مي گه : " استاد اين راه را به شما نشان مي دهد اما هر كس بايد به تنهايي اين مسير را طي كند."

 

2 _ استاد ممكنه گاهي در برابر شما سكوت كنه تا وادارتون كنه خودتون به نتيجه برسيد. گاهي هم شما را مختار مي گذارد تا انتخاب كنيد. چون انتخاب شما كه چگونه رفتار كنيد نشان مي دهد در چه مرحله اي هستيد.

 

3 _ استاد طبق قوانين حرمت به خويشتن ممكنه زماني خيلي رك و تلخ به شما بگه كه پاسخ شما را نخواهد داد.اين نبايد باعث بشود كه احساس كنيد دنيا تمام شده و شما شكست خورده ايد. هرگز! حتما" در آن نه گفتن استاد حكمتيست براي رساندن شما به مرحله اي بالاتر.

 

4 _ يادتان باشد داروي استاد را كامل استفاده كنيد . اگر تمريني را كه به شما مي دهد نيمه كاره انجام بدهيد ممكن است به نتايج بدتري برسيد.

 

5 _ در زندگي استاد ( و هر كس ديگر) پرس و جو نكنيد. آدمها براي خود افسانه اي شخصي دارند و لزومي ندارد همه ي زندگيشان را در يك طبق جلوي شما قرار بدهند. اگر قرار باشد چيزي از استادتان بدانيد حتما" در زمان الهي اش آن را دريافت خواهيد كرد. اما استاد مي تواند از شما هر چيزي را بپرسد تا بتواند بيشتر راهنمائيتان بكند. پس به او صادقانه جواب بدهيد تا داروي درست برايتان تجويز بشود.

 

6 _ بايد به استادتان اعتماد كنيد. سالكي كه به استاد ايمان ندارد هرگز نمي تواند با آرامش پا جاي پاي استاد بگذارد. يادتان باشد او استاد شماست. او حتي زماني ممكن است شما را بيازمايد تا ببيند در كجا ايستاده ايد.

 

7 _ قرار نيست يك استاد ، يك قديس باشد كه هرگز خطا نمي كند! فقط امامان معصوم از گناه مبری هستند و بس.استاد هم مثل شما نيمه ي تاريك دارد و زماني مثل شما همه ي اين تمرينات را با استادي ديگر انجام داده است. پس فكر نكنيد استاد شما يك انسان مبري از هر گناه و خطاست. او هم مي تواند استادي بالاتر از خود داشته باشد.( كه ممكنه يك گوروي بزرگ يا يك آواتار باشد و بعدها اگر به حدي برسيد كه لازم باشد شما را به استاد بالاتر معرفي كند.) پس بگذاريد از راه خودش و آن اندازه كه خود صلاح مي داند، به شما بياموزد نه از راهي كه شما صلاح مي دانيد! فراموش نكنيد او استاد شماست نه شما، استاد او!

 

حالا كه به اينجا رسيدم دوست دارم مثالي از خودم برايتان بزنم. زماني استادي داشتم كه فوق العاده با انرژي بود و وقتي كلاسش تمام مي شد من احساس مي كردم مسخ شده ام و توي آسمانها هستم! اون کارهای خارق العاده ی زیادی می کرد .دوستي داشتم كه خيلي بيمار بود و در شرايط روحي بدي به سر مي برد. من دوستم را پيش استادم بردم و استاد اجازه داد كه او سر كلاس حضور داشته باشه. اولين چيزي كه دوستم گفت اين بود كه : چقدر اين استاد عصباني و بد اخلاقه! چه طوري كسي كه خودش داره مثبت انديشي رو تدريس مي كنه اينقدر تند خوست؟! چطور مي توني به حرفهاش گوش بدي وقتي حتي جواب سوالاتت رو نمي ده؟!

من تازه اون موقع سعي كردم مسخ نشم و ديدم درسته! استاد بسيار تند بود. ازبيشتر سوالات عصباني مي شد و بيشتر مواقع جواب سوالات رو نمي داد.

 

من ياد درسي كه خود استاد داده بود، افتادم و به دوستم گفتم : " موقع شنيدن هر حرفي فقط بايد به حرف دقت كني و اجازه نداري ببيني اون كه داره اين حرف رو مي زنه چه خصوصيتي داره. حرف درست از دوست و دشمن، از خوب يا بد، شنيدني و عمل كردنيه .استاد در اولين جلسه اش، به ما ياد داده بود كه اگر ديديد يك خانم صد كيلويي در تلويزيون در مورد نحوه ي لاغر شدن حرف مي زنه، نگيد اين كه خودش داره مي تركه!!بلكه به حرفش گوش بديد و ببينيد چه حرفي داره از دهنش بيرون مي آد! "

 

من اين قانون رو با تمام وجودم پذيرفته بودم به همين دليل از عصبانيت استاد هيچ چيز نمي ديدم و اگر هم مي ديدم آزارم نمي داد چون يقين داشتم من شاگردم و اون استاد. و من اجازه ندارم اون رو تحليل كنم چون نمي دونم علت رفتارش چيه و چرا يك دفعه از يك سوال برآشفته ميشه. من با اون استاد ادامه دادم اما دوستم نتونست. بعدها با رفتن به مراحل بالاتر فهميدم اون يك امتحان بوده براي ميزان مقاومت و صبر من.هميشه خدا رو شكر كردم كه اون مرحله را با سربلندي سپري كردم چون به مرور دريافتم علت رفتار استاد چي بود و مي خواست ما به كجا برسيم و چرا گاهي از دست ما بر آشفته مي شد و گاهي با كلامي تند، ما رو سرشار از احساس ناكامي و شكست مي كرد و گاهي با تشويقي به اوج آسمون مي برد.

 

 بنابراين انتظار نداشته باشيد استاد شما ، شما را در پر قو بگذارد و به سرمنزل مقصود برساند! قبلا" هم گفته ام بايد مراحل مختلفي را طي كنيد تا فقط سي مرغ براي سيمرغ شدن باقي بمانند!

 

اما در مورد تند خويي اساتيد اصلح، بايد بگم دليل خاصي داره كه اگه لازم باشه زماني دليلش را كشف مي كنيد! اين چيزيه كه خود من هم زماني كشف كردم و بعد در مطالعاتم ديدم كه حتي ليندا گودمن هم اون رو تائيد كرده كه بيشتر مشاورين اصلح به نظر عصباني مي آيند!

 

 من فقط مي خوام اين رو بدونيد كه استاد شما هم يك آدمه. اون هم روزهايي نيمه ي تاريكش بيرون مي زنه.اون هم شاگرد استادي بزرگتره كه شايد نتونه حتي اسمش رو پيش شما بگه! فكر نكنيد استاد شما يك آدم كاملا" آروم و خوشبخته كه هرگز دردي رو تجربه نكرده! اگه چيزي بر زبون نمي آره به خاطر جادوي كلامه و اين كه بيشتر از شما بايد رعايت كنه! بر خلاف تصور خيلي ها ، بيشتر اساتيد بزرگ متافيزيك كساني بودند كه مشكلات بزرگي در زندگيشون داشتند و بعد از اين روش خودشون رو نجات دادند. مثل دبي فورد . كاترين پاندر و... كه فكر كنم براتون از دربدريها و فقر يا سرطان لاعلاج و ...اونها در طي درسها گفته باشم. اما جالب اينجاست كه همين انسانهاي پر درد از راه همين درسها خودشان را درمان كردند!

در ضمن فراموش نكنيد كه به گفته ي پرومته "دانايي رنجه." يك استاد ممكنه بيشتر از شما رنج بكشه چون روحش حساس تر از شماست.

اون خيلي وقتها از شما عصباني مي شه چون شما اون رو به ياد نادانيهاي خودش يا دوران شاگردي خودش مي اندازيد! گاهي از شما عصباني ميشه چون مي بينه داريد راه رو اشتباه مي ريد اما اون حق نداره جلوتون رو بگيره تا تجربه كسب كنيد و خودتون روي پاي خودتون بايستيد! در ضمن مي دونيد كسي كه انرژي بالايي داره به همون نسبت كه مي تونه چيزهاي مثبت بسازه مي تونه خيلي خيلي سريع تر از ديگران با انديشه اش چيزهاي بدي رو بسازه؟! و اون وقت كارماهايي هم كه دريافت مي كنه خيلي بيشتر از شماست؟! به همين دليل استاد شما مي تونه هميشه نگران باشه كه خطا نره. اون بايد ششدانگ حواسش رو جمع كنه كه صحبت با شما باعث ايجاد افكار منفي در وجودش نشه!هر وقت با اون درد دل مي كنيد اون به شما انرژي مثبت مي ده و خودش بايد اين افت انرژيش رو جبران كنه!

ديگه اين كه اگه يه روز بتونيد با ديدن هر آدم هاله اش رو ببينيد و تشخيص بديد داره راست مي گه يا دروغ، و با ديدن تصوير ذهني از ديگران بفهميد كه عاقبت راهي كه مي رن كجاست ، اون وقت درك مي كنيد كه چرا استاد شما به نظر عصباني مي آد!

 فراموش نكنيد اگه مي گن دانايي رنجه براي اينه كه آدم اگه از يه نردبون يه متري بيفته شايد چيزيش نشه( وضعيت يك شاگرد) اما اگه هزارها متر بالا بره _ مثل استادتون _ اون وقت با يك تلنگر ممكنه چنان زمين بخوره كه چيزي از استخون هاش هم نمونه!

 

خوب. من در اينجا در رابطه با استاد يا مشاور اصلح و نوع آموزش اون براتون توضيح دادم.ممكنه كسي تا پايان عمر در مرحله ي اول سالك بمونه و هرگز با اين مشاور روبرو نشه يا حتي اگه هم روبرو شد به دليل " بودن در مراحل ديگه ي سالك و تشنه نبودن" نتونه از فيض داشتن استاد بهره مند بشه. اما هستند كساني كه با راهنمايي هاي استادشون چنان با استاد درونشون ارتباط برقرار مي كنند كه به سرعت پيش مي روند و به سيمرغ مي رسند! و حتي بعضي از اونها، با دو گروه ديگر از استادها هم روبرو مي شوند. البته تعداد كساني كه با اين اساتيد گروه دوم و سوم روبرو مي شوند محدوده . در واقع همون سي مرغي كه سيمرغ رو مي سازن ممكنه با اين دوگروه هم روبرو بشن.اين دو گروه از اساتيد ، گورو ها و آواتارها هستند.

 

_ گورو  كيست؟

گورو به معني شخص سنگين و موقر و محترم است. در زبان سانسكريت به معلم و استاد ، گورو مي گويند. يك گورو قادر به ديدن چيزهايي از آينده و گذشته و ارواح و هاله ي انسانيست و از تله پاتي و علم سايكومتري( گرفتن و لمس يك شي و سخن گفتن از وضعيت پيشين آن و صاحب آن شي) اطلاع داره. اما هر كسي كه اين خصوصيات رو داشت يك گورو نيست. ( چون خيلي از اساتيد حتي مشاورين اصلح يا حتي آدمهاي معمولي كه مشاور اصلح نيستند اما اين علوم را آموخته اند، در درجه اي هستند كه اين علوم رو كاملا" بلدند.)

 گورو بايد روحي والا و رفيع داشته باشه و قادر باشه به هر دو جهان مادي و عرفاني سفر كنه و از بسياري از رازهاي مكتوب اطلاع داشته باشه يعني خيلي از رازهاي هستي بر اون نمايان شده باشه.

 

_ آواتار كيست؟

آواتارها امروز به ندرت در روي كره ي زمين وجود دارند.بنا بر فرهنگنامه ي " لوسبانگ رامپا" ، آواتار شخصي است كه كارما يا سرنوشت ندارد! موجودي است كه الزاما" نبايد انسان باشد، اما پوشش و شكل ظاهري انسانها را مي تواند به خود بگيرد تا به كمك انسانها بيايد. آواتارها ( چه زن و چه مرد) بر اساس تجربيات گوروهايي كه آنها را ديده اند، معمولا" قدي بلند دارند.آواتارها وقتي در جهان ظاهر مي شوند كه اغتشاش و خطري براي بشريت وجود داشته باشد معمولا" كسي اين آواتارها را نمي شناسد و توان شناسايي آنان را ندارد ، مگر آنكه خودشان هويت خود را آشكار كنند.اين موجودات پاك هستند و فقط زماني قادرند بر روي كره ي زمين زندگي كنند كه شرايط زجر كشيدن و تحمل مشقات سخت را بپذيرند.

 

هر كدام از گوروها و آواتارها هم انواع مختلف دارند . ليندا گودمن ، گوروي بزرگ گفته است : " آواتار داريم تا آواتار...!بعضي از آنها هنوز هم صاحب بدن فيزيكي و انساني خود هستند ( تعدادي از آنها به محاسبات زميني، بيش از چند قرن عمر دارند! ) بعضي ديگر به كالبد انسان زميني مي روند كه فكر و روحشان مجراي كانالي را براي آنها فراهم مي آورد و با اجازه ي باطن رفيع آن كالبد ، آواتار مزبور اين شخص را به عنوان مجرايي براي تنوير افكار جهاني استفاده مي كند. آن هم در زمانهايي كه در تاريخ جهاني كره ي زمين لازم است كشف جديد يا اختراعي تازه صورت بگيرد تا جهان قادر شود به تكامل و رشد خود ادامه دهد. كه به اين كار مي گويند : " تحت الشعاع قرار دادن. "

 

خوب! من اين توضيحات رو محض اطلاعتون دادم تا بدونيد غير از مشاورين اصلح ، دو نوع ديگه هم استاد برتر وجود دارندو فكر مي كنم فعلا" همين مقدار درباره ي گوروها و آواتارها بدونيد كافيه.این مطالب رو بر اساس نوشته های لیندا گودمن براتون نوشتم. در آينده ، در زمان درستش، باز هم سر وقت اين موضوع  مي ريم.

 

نكته : غير از مشاور اصلح ، گورو و آواتار شما ممكنه با اساتيد ديگه اي هم روبرو بشيد كه در ازاي دريافت پول شاخه هاي مختلف علوم متافيزيك رو مي آموزند. اونها هم استاد هستندو گاهي مطالب فوق العاده اي را هم آموزش مي دهند. ( خود من هم سالها پيش چنين استاداني شاخه هاي مختلف متافيزيك را ياد گرفتم و براشون احترام زيادي هم قائلم.) فقط بايد بدونيد وجود اونها شما رو از داشتن مشاور اصلح بي نياز نمي كنه. چون سالك بايد به مرحله اي برسه كه مشاور اصلح اون از راه برسه!

 

فقط يك نكته ي مهم ديگه باقي موند كه نمي تونم اون رو خيلي باز كنم اما مستقيما" از قول " ليندا گودمن " براتون منتقل مي كنم  تا " آنها كه بايد بدانند، بدانند! " اين قسمت در رابطه با شاگردان عالي رتبه يا استادانيست كه فكر مي كنند آنقدر بالا رفته اند كه مي توانند گوروي شخصيشان را ملاقات كنند!!

 

ليندا گودمن مي گه : " بنا بر اعتقادي ديرين هر گاه جوينده آماده باشد، استاد از راه مي رسد. البته چنانچه شخصي مدام از خداوند طلب ديدار با استادي را داشته باشد، بر عكس وضعيت رخ مي دهد. هميشه آن دسته از اشخاصي كه انتظار فرا رسيدن گورو را دارند ، با استاد برتر روبرو نمي شوند. صدا زدن گورو و يا فرا خواندن استاد، امري گستاخانه و جسورانه در نظام هستي محسوب مي شود (و مجازات دارد.) كسي كه مايل است با استاد خود روبرو شود بايد نخست از تواضع و فروتني ويژه اي برخوردار باشد. آنگاه شرايط فراهم مي شود تا از هر موقعيتي براي تشديد كردن اين نيروهاي خفته بهره برده شود تا شاگرد براي ملاقات با استاد آماده شود."    (شاید يكي از دلايل عصباني بودن مشاورين اصلح اينه كه ما با صبر در برابر عصبانيت استاد، به مرحله ي تواضع برسيم.)

 

منظور از كلمه ي استاد و شاگرد كه در پايان اين مطلب اومده نسبي بودن دانشه! فراموش نكنيد هر استاد ، خودش يك شاگرده. شاگرد استاد يا گورويي بالاتر. و هر گورو مي تونه تحت آموزش يك آواتار باشه! بنابراين هر استاد ممكنه هميشه اونقدر متواضع باقي بمونه كه شما هرگز متوجه نشيد با يك گورو در ارتباطيد پس باز تاكيد مي كنم درباره ي اساتيد اصلحتان براي من ننويسيد!  چون:

 

ما معمولا" نمي دونيم استاد ما يك گوروست يا يك آواتار يا يك مشاور اصلح. تا وقتي كه خود او به ما بگه كه كدوم يكي از اونهاست. پس به استادتون احترام بگذاريد و از افسانه ي شخصي او نپرسيد. براي ديدنش يا ارتباط بيشتر به اون اصرار نكنيد. با تواضع درسها يي را كه به شما مي دهد بياموزيد. هر چيزي كه لازم باشد اتفاق بيفتد در زمان الهي اش رخ خواهد داد!

 

و فراموش نكنيد :

 

فقط اگر شما آماده باشيد استاد فرا مي رسد و چراغي مي شود تا راحت تر اين راه را بپيمائيد!

 

خدايا! كمكمان كن تا با نور تو به راه مستقيم هدايت شويم! آمين!

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 3:16  توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من یک جادوگر سرگردانم...دستت را به من بده و تنهائیت را با من قسمت کن...

نوشته های پیشین
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
آرشیو موضوعی
سرگذشت جادوگر
چرا جادوگر سرگردان؟!
توضیحات یک جادوگر قبل از شروع کلاس جادوگری
(جلسه 1 ) دفتر مراقبه
(جلسه 2 ) ماند
(جلسه 3 ) موج مثبت و منفی
(جلسه 4 )آلفای قبل از خواب
(جلسه 5) تجسم خلاق
(جلسه6 ) کارما
(جلسه 7 )بچه غول بیشعور!
(جلسه 8 )جادوی کلمات
(جلسه 9 )قانون سپاس
(جلسه 10 ) لحظه ی ابدی اکنون
(جلسه 11) قانون بخشایش
(جلسه 12) نیمه تاریک
(جلسه 13) نیمه تاریک
(جلسه 14) نیمه تاریک
(جلسه15) نیمه تاریک
(جلسه 16) خرد کردن ترس
(جلسه17) سیستم آرزوها
(جلسه 18) سیستم آرزوها
(جلسه 19) سیستم آرزوها
(جلسه 20) سیستم آرزوها
(جلسه 21) سیستم آرزوها
(جلسه 22) سیستم آرزوها
(جلسه 23) سیستم آرزوها
(جلسه 24) سیستم آرزوها
(جلسه 25) قوانین ارتباطات
(جلسه 26) دوست داشتن خود
(جلسه 27) تولد دوباره
(جلسه 28)خانه تکانی ذهنی
(جلسه 29) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 30) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 31) خانه تکانی ذهنی
(جلسه32) گوش دادن به پیام بدن
(جلسه33) پیام بدن و شفای تن
(جلسه 34) اندیشه ی توانگر
(جلسه 35)پالایش
(جلسه 36)پالایش درونی
(جلسه 37) توانگری از راه نوشتن
(جلسه 38) توانگری از راه تصاویر
(جلسه 39) توانگری از راه کلام
(جلسه 40) پرداخت عشریه
(جلسه 41) توانگری و طرح الهی
(جلسه 42) توانگری و فرزانگی
(جلسه 43) توانگری از راه عشق
(جلسه 44) از دولت عشق
(جلسه 45)عشق شفا بخش
(جلسه 46)عشق رستاخیز بخش
(جلسه 47) بازگشت الهی
(جلسه 48)نوشتن نامه به فرشته
(جلسه 49) هفت سنخ آدمیان
(جلسه 50) مشاور اصلح
(جلسه 51) حرمت به خویشتن
(جلسه 52) هفت خوان سالک
(جلسه 53)استاد،گورو، آواتار
(جلسه 54) ادراک سلول اولیه
(جلسه 55)رهایی از خاطرات
(جلسه 56)کشف کودک درون
(جلسه 57)صحبت با کودک درون
(جلسه 58)ملاقات با کودک درون
پیوندها
اين ها جادوگرهاي خوبي هستند كه به من تو سياره ي جادوگرها سر مي زنند:
دلمشغولیهای یک ققنوس( دوست خوبم)
جادوگر 14(آناهیتای من)
توصیه های طلایی(کیمیاگر)
روانشناسی(محسن)
دنیای زیبای من(ساسان)
ترفند های یاهو (سمیرا)
افسانه ی خزان(زهرا)
دلمشغولی های من(مریم)
یادداشتهای یک وبلاگر
افسون(بهنوش)
به انتظار او(دلتنگ)
نارایانا(علی)
تولد دوباره(غزل)
alincc(علي)
ادبی(هانیه)
غم تنهایی من(لنی)
ای بهونه واسه موندن(سوگند)
ترگل ورگل(نفیسه)
سرزمین غم(راهزاد)
کبوتر خوشبختی(سعدانه)
بیا..تو.. اس ام اس(عماد)
دلتنگیهای یاس تنها(یاسمین)
خدايا خيلي دوستت دارم
ناگفته هاي آبجي كوچيكه(آبجي جادوگره)
بت پرست
زندگی یعنی توکل به خدا(یاسر)
نیلوفرانه(نیلوفر)
ساکن قلعه ی ساحلی
به نام خالق عشق(مهسا جون)
سکوت مهتاب(مهتاب)
آمیتیس تنهای دیوانه
یک قلب پاک از تمام معابد جهان زیباتر است(رضا)
کوچه(شادی)
کاش همیشه عاشق می ماندیم(زوپیتر)
مسافر خسته(شیطون)
آنجا که پیاده رو پایان می یابد(الهه)
یک طراح(امیر)
تازه های ادبی
دری به سوی سلامتی(ستایش)
تلاوت اشک(ظریفی)
عشق گمنام(رکسانا)
زندگي بهانه است براي با تو بودن(مهدي)
مناجاتكده(امير)
گربه سگ (سيمين)
ترشي هفت بيجار(مركا)
راه خاكستري(سارا)
قسم خورده(مهدي)
در حضور(آيكا)
خداي كامپيوتر(محمد رضا)
آن سوي هيچ ، فراسوي مرزهاي تنم(مونا)
سوني اريكسون ( آرش)
مرگ عشق(هميشه غايب)
صدف جنوبي(صدف)
مجنون و تنها
موفق باشي(مريم)
روزهاي عاشقي
درياي بي ساحل(مريم)
جوانه
مرد شب
غريبه
دختر مشرق(هاترا)
تولد دوباره
كوير
کلبه ی دل(داش حمید)
میکده(بچه هیئتی)
کارولین(کارولین)
گلزار(فائزه)
مدلی برای انسان(یه دوست)
پرواز تا اوج(شهروز)
شكوه تنهايي(محسن)
هجوم(احسان)
شور عشق(مولود نور)
عشق الهي(علي رضا)
تنهاترين(سعيد)
لحظه به لحظه(سبحان)
روزهاي عاشقي(عسل)
كشف بزرگ(الماس)
تيستو
مراد دل (محبوبه)
در آغوش خداوند(مرتضی)
زندگی و دیگر هیچ(حميد ژون)
سوشیانت
زندگیمون(احسان واله)
ياسمين(ياسمين)
مهر بيكران(دلتنگ)
آفتاب پرست(حسن)
آسمان آبي(كفشدوزك)
هري پاتر(پريسا)
بي قرار(مهدي)
من،سكوت،خدا(عباس)
سرزمين يخي(سودا)
پر پرواز(يكا)
بازي بزرگان(ريتا)
آواي دلكم(آوا)
پرواز تا اوج(شهروز)
از قطره تا در یا(امید)
عشق(یاسمین)
برنامه ريزي اعصاب و روان(وحيد)
جوجه طلایی
پرت و پلاهای من(فرناز)
اناش زمینی(جادوگر دریایی)
آیلار
یا ابا صالح کی می آیی(سادات)
رهاتر از پرنده(شایا)
سخی...عاشق(کیوان)
هامون تنهای من(بهار)
خاطرات پت و مت از زبان پت
دختر زمستان(سروناز)
چرت و پرت های یه پسر شیطون(مسعود جون)
عاشقی به ما نیومد(باشو خان)
دختری در مه(عاطی)
شاپرک بلاگ(مینا)
اگر که قابل بدونید خونه ی دل جای شماست(مریم)
شاپرک(شیدا)
برگی به دست باد(سارا)
در هم پیچیده(وبلاگ امین و دوستهاش)
اي آفتاب آهسته تر بر بام يارم كن نظر(مهدي)
ابر سفید
ستاره هاي ايران(شايان)
من شبنم خواب آلوده ي يك ستاره ام(ياس سپيد)
چشمك ستاره(ستاره)
ميرزا بدبين
آواي عشق(عرفان)
دئنا فرشته ي نيايش
وقتي سكوت مي كني به تو ايمان مي آورم(مسافر كوير)
سرزمين ارواح(امير)
خشونت دنيا يادم داد دوست بدارم(ج.ش)
بي نشان تر از سكوت(مزدك)
مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك
راز گل رازقي
آهنگهاي جديد،نرم افزار،عشقولانه،مطالب جالب(مسلم)
خانه ي دوست كجاست(حسين)
آنشرلي با موهاي قرمز
براي دختر ها و پسر هاي عاشق(بهروز)
آخرين فرياد(م- باران)
آدم برفی منم(علي مقدم كوهي)
گستره اي به وسعت عشق(داوود)
وسوسه اي براي زندگي(آنجل)
خيالهاي يك آدم بي خيال(مسیح قدیری)
مذهبي،كامپيوتر،سرگرمي(غلام اهل بيت)
شادي تا بي نهايت(عبدالله رضايي)
کشف دریچه های معرفت با هم(نرگس)
حرفی برای گفتن
جهانی پشت امواج
در جستجوي معنا
انتظار فرج
عشق واژه ي بي معني خداوند ( عاشق دلشكسته )
زندگي گربه اي (مريم شريعت پناهي)
ارواح(احمد)
جسم و جان
فرشته ي مهر( ميترا اقدسي)
پروانه وار پرواز كن (خودموني)
بوسه هاي عاشقانه ام بر باد(رويا)
در حضور( آيكا)
عشق يعني باران ( دختر باران )
نامه اي از آسمان (سپيده)
رسم اين دنيا عجيب است پس بيا برگرديم(نگار)
بهترينهاي يازدهمين جشنواره ي سينما(نينا)
حقايق پنهان( مهربون)
گلي از بوستان عشق ( محسن )
هنوز حرفهاي نا گفته دارم گوش كن ( پسر ايروني)
آرايشي ، عاشقانه ( شهلا)
عشق من و تو ( شهرزاد)
قرن 21 ( فريد خسروي)
روياي حقيقت (پريسا)
ماهي سياه كوچولو(تكتم)
عكسها و مطلبهاي زيبا(محمد رضا)
فرشته فيلم(احسان صباغي)
نداي منادي (آيلا)
من سكوتم از رضايت نيست(آرش)
پرواز مرغ فكر(مريم)
رهگذر مهتاب(غريبه)
خاطرات پت و مت از زبان پت
شعر و ادبيات و جك(بنيامين)
هر روز يه فكر جديد (مائده)
ايروني خسته (علي رضا)
درد هاي پنهان ( آيدا)
هرم تغذيه (منيژه)
جادوگران
سيگار دروازه ي اعتياد(يه دوست)
دلنوشته هاي باران (باران)
مجله ايران
روزهايم آفتابيست( هدي)
پروانه آرزوها (آرشيدا)
كامپيوتر من و تو ( الهام)
شهريار كوچولو
عاشقانه ها (تانيا)
كي واسه خودش همدم نمي خواد؟ ( نازي)
جزيره ي موفقيت (بابك)
خوشا آن دم كز استغناي هستي...(فريد)
سرزمين غم(راهزاد)
فرشته ام سلام ( ستاره)
آس كلاس
منو دو تا آبجيم (النا)
استعدادهاي برتر
جالبكده (مهدي)
اشعار برگزيده شاعران(شاعره)
آموزش كامپيوتر(داوود)
سلام به دوستان عزيز( وحيد)
رايحه ي عشق( ستاره ي سهيل)
كوچه هاي عشق(محمود)
چشم بر هم مي نهم...(هستي)
يادداشتهاي پراكنده و نقاشيهاي خط خطي(سيمين)
عشق تو نوشتني نيست ( ندا)
سلوك بي سامان( ساحر علي)
بدون عنوان( يه آدم كور)
ساحره
نابودگران نقره اي(مبارز سه شنبه)
گور خر بالدار
راه بازگشت ( علي)
مشقهاي بچگي(مهرانه)
من و تنهايي(امين)
قاطي پاتي ( علي)
مهدي جادوگر تنها( مهدي)
رازهاي نهفته
مجله ايران
سياوش قاسمي
سيزده (محمد رضا خالقي زاده)
جادوگران ( Neo, The Begin of an End )
جادوگران( rocrider)
آذرزاد(ليلا)
طنز نبشته هاي سعيد زاهدي(جكسون)
سارش(امين شفيعي)
جادوگر حرفه اي ( مهدي جادوگر)
آرامش سكوت (فرشته ي مهربون)
تارميتاباورد(تارمي)
درست يا نادرست( آرش پيرزاده)
عشق پوشالي( ندا)
خدا عشق است و عشق همه چيز(محمد حسين)
مديريت به سبك ايراني ( امير حسين)
خواب و رويا ( علي پويا)
هو حق مددي الله نظري(شريف علي)
ميثم كربلائي
ريكي و انرژي(ثريا)
متافيزيك و فراروانشناسي(فريور)
رنگارنگ(داريوش)
دفتر عشق من (حسين)
صداي آشنا
دو قلوها (زهرا و زهره)
هميشه بهار
جادوگران(سپنتا)
يگانه (يكرو)
براي چندمين بار( فاطمه)
گردنهاي كشيده (حپاو)
منتظران گل ياس(حسن)
داداشي
دروازه(گلادياتور بدون سپر)
قفس(خودآ)
چهار اثر از فلورانس اسكاول شين (علي اكبر)
دانا براي آنها كه بيشتر مي خواهند بدانند(علي)
سلام (فرشيد)
راوي
روزنه اي به نور(بهار)
دكتر الهي قمشه اي(داوود موسوي)
بروبكس رپر امارات
شهزاده فانوسهاي روشن(مريم)
انتظار ديدنت ديوونه ام ميكنه(آهسته)
اي كه دور از من و در قلب مني ( نازگل)
پر پرواز(زهرا)
از جهنم تا بهشت(شبنم)
طوطي(صدف)
نازنين گل يخ(نازنين)
به نام تو اي مهربان ترين، خدا(مهديا)
مي ناب (ريحانه)
انگشت فرشته (ليلي)
خداوند كجا نيست؟(سيد)
تفكر مثبت(گيلدا)
دلتنگ دلتنگيهاي آسمان
ياس كبود بهشتي(حمزه)
مجنون خانه
بي تو بودن كار من نيست(مريم)
شب مهتابي ( احسان)
آمريكا جون
در خلوت صوفي(علي يار)
صوفيان(علي يار)
فقط آف و اس ام اس(x)
يا باد آن روزگاران ( مهناز)
dark art
سايه روشن(مريم)
غريبه
اورمزد(مريم)
چسب زخم ديجيتال(نيوشا)
دندان پزشكي( دكتر سيد امير نيكوئي نهالي)
من و تو ما مي شويم ( هادي)
صدا كن مرا(جهانگرد)
آهنگ و آهنگسازي ( كارنگ)
علي عليه السلام( حامد عليشاه عيسوي)
سفر يا همسفر( فرنوش)
روح جادوگر(زهره)
فكر بزرگ( دختر آفتاب_ دختر مهتاب)
خداوند كجا نيست؟( سيد)
عشق من و تو( شهرزاد)
بانوي وحشي ( گارد جاويدان)
گاه نوشت(حميد رضا)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان