تبليغاتX
دست نوشته هاي يك جادوگر - کلاس جادوگری یک جادوگر ( جلسه 47 _ بازگشت الهی و باز کردن چشم دل)
هر گونه کپی حتی با قید نام وبلاگ ممنوع بوده و پیگرد قانونی به همراه دارد.

سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام.با آرزوي توانگري راستين براي همگان، درس امروز را شروع مي كنيم. ما در رابطه با مبحث عشق، مبحث خيلي جذابي در پيش داريم به نام شيوه هاي ويژه ي عشق اما ابتدا به سراغ بقيه ي قوانين توانگري مي ريم و انشاالله در درسهاي بعد از اون به شيوه هاي عشق مي رسيم. درس امروز ما " بازگشت الهي " نام داره .

 

يكي از راههاي تجلي توانگري، كه كمتر كسي از اون با خبره، انديشيدن به " بازگشت الهي " است.اگه بتونيد به گذشته و تجربه هاي ناخوشايندتون نگاه دقيقي بندازيد، در مي يابيد كه همه ي بيماريها و مشكلات در زمينه هاي مالي و روابط انساني، زاييده ي اعتقاد به فقدان و خسارت بوده اند.

همه ي ما، گاهي در زندگي اين احساس را داشته ايم كه چيزي را از دست داده ايم و آن فقدان عذابمان داده است. بارها از ديگران شنيديم كه " مشكلاتم از وقتي شروع شد كه سلامتم را از دست دادم يا همسرم را از دست دادم يا عشقم، تركم كرد يا كارم را از دست دادم يا والدينم مردند يا..."

بيشتر مردم معتقدند مشكلاتشان از وقتي شروع شده كه چيزي را از دست داده اند. اين باعث شده كه ناخودآگاه به آن مشكلات بچسبند و سالها اين بار بيهوده را به دوش بكشند.

 

نكته_ اگر ذهن هشيار و نيمه هشيار، سرشار از اعتقاد به فقدان و خسارت باشد، تنها فايده اش مشكلات بي وقفه و پي در پي زندگي است. اعتقاد به فقدان و خسارت، خودش را در تجربه هاي كوچك و بزرگ زندگي عيان مي سازد.

 

مثال : " پاندر " مي گه زني كه مدام از اينكه همسرش تركش كرده بود، مي ناليد، مدام وسايلش را گم مي كرد!چون به از دست دادن معتقد بود، هر روز چيزي را از دست مي داد! اين زن آموخت تا " بازگشت الهي " را در خود بيدار كند و با اين كار، اعتقاد به از دست دادن را در خود نابود كند. آن وقت از گم كردن و از دست دادن اشيا خلاص شد!

 

_ تمرين براي يافتن شئ گمشده :  اگر چيزي گم كرديد يقين بدونيد چون هر اتفاق بيروني نتيجه ي اتفاقي درونيست، پس اعتقاد به از دست دادن باعث آن گم كردن شده است. پس تكرار كنيد : " در ذهن الهي از دست دادن وجود ندارد. هم اكنون شئ گمشده يا معادل آن به من بر مي گردد."

 

نكته _ از دست دادن يعني تخريب و نابودي. طبيعي است كه اگر ذهن انسان به تخريب و نابودي بينديشد، خرابي افزون تر به بار مي آورد. اگر به از دست دادن بينديشيد، چيزي را از دست مي دهيد. اين چيز مي تواند سلامت، اشيا، آرامش و رضايت و حتي خوشبختي باشد!

 

نكته _ اگر مدتهاست با مشكلاتي دست و پنجه نرم مي كنيد كه دعاهايتان آنها را برطرف نمي كند، بنشينيد و ببينيد كه در گوشه اي از ذهنتان به كدام انديشه ي مخرب و ويرانگر " از دست دادن " چسبيده ايد!

 

بهترين راه براي غلبه بر انديشه ي از دست دادن اين است كه به اين حقيقت بينديشيد و بياد بياوريد كه :

در ذهن الهي ، فقدان و خسارت و از دست دادن وجود ندارد. اگر چنين به نظر مي رسد كه موهبتتان را از دست داده ايد ، به اين دليل است كه موهبتتان تغيير شكل داده است! به خاطر داشته باشيد كه در هيچ مرحله از طبيعت، از دست دادن وجود ندارد. عناصر طبيعت فقط تغيير مي كنند و به شكلي ديگر در مي آيند. هر گاه چنين به نظر مي رسد كه موهبتتان شما را ترك كرده يا از پنجره به بيرون پرواز كرده است ، رهايش كنيد و بگذاريد برود! بدانيد كه هر چه بوده، از نظر معنوي آن را پشت سر گذاشته ايد پس ديگر به دردتان نمي خورد. مراقب تجلي موهبتهاي تازه اي باشيد كه هر لحظه ممكن است از راه برسد!

اگر گلي از شاخه چيده شود، هرگز نمي گوييد كه ديگر گلي نخواهد روئيد. مي دانيد كه گلها هر روز مي رويند چون ريشه ها كنده نشده اند. افزايش همواره با خداست!

 

بازگشت الهي :  اين كلمه شايد يكي از بزرگترين و جادويي ترين وردهاي جادوگري است!

زيرا بازگشت الهي، به اين مفهوم است كه موهبت گذشته با كاملترين و مناسب ترين شكل توفيق در زمان حال يا آينده بر مي گردد. واژه ي بازگشت ( restore ( به معني ديگر بار زيبا ساختن است.  يعني هر گاه نسبت به از دست دادن و فقدان، گرايشي درست داشته باشيد، زندگيتان ديگر بار زيبا مي شود.انديشيدن به توفيق، اعتقاد به از دست دادن را از ذهن پاك مي كند.

 

قانون هفدهم توانگري بر بازگشت الهي تاكيد دارد.

 

قانون 17 توانگري : با فرا خواندن " بازگشت الهي " درهاي توفيق و توانگري به رويتان باز مي شود.

 

سيستم آرزوها هم اين موضوع را تصديق مي كند.

قانون پنجاه وشش سيستم آرزوها : براي برآورده شدن آرزوهايتان از ورد جادويي " بازگشت الهي " ياري بجوئيد.

 

راههاي فراخواندن بازگشت الهي به زندگي :

 

1 _ تكرار كلمه ي " بازگشت الهي " به جاي جنگ و جدل و به جاي غصه خوردن بر گذشته.

 

2 _ تغيير دادن گرايش ذهني و عاطفي به گذشته.

 

 

تمرين _ مدام تكرار كنيد : در ذهن جان جانان، فقدان و خسارت و از دست دادن وجود ندارد. نمي توانم موهبتم را از دست بدهم. موهبتم را از دست نداده ام. اگر چه ممكن است از نظر معنوي، نياز به آن را پشت سر گذاشته باشم. موهبتم تنها شكل خود را عوض كرده است و به شكلي ديگر به سراغم مي آيد. اكنون به موهبت تازه ام خوشامد مي گويم. موهبت تازه ام از راه حكيمانه و خردمندانه خدا، به عاليترين و كاملترين شكل به نزدم مي آيد تا عظيم ترين شادمانيها را برايم به ارمغان آورد. موهبتم هم اكنون به شيوه اي الهي باز مي گردد. زندگيم ديگر بار زيبا مي شود. زندگيم روز به روز شيرين تر و دلپذير تر مي شود. "

 

نكته _ اعتقاد به از دست دادن، عواقبي خطرناك دارد. براي رها كردن اين اعتقاد، به توفيق در زمان حال يا آينده بينديشيد. انديشيدن به عبارت " بازگشت الهي" براي ذهن دلپذير است و به آساني آن را مي پذيرد.

 

 

تمرين : تكرار روزانه ي كلمه ي  "بازگشت الهي " در همه ي زمينه ها معجزه مي كند! خواه براي رهايي از خاطرات تلخ گذشته و خواه براي بهبود روابط انساني ناموفق و خواه براي پيدا نمودن شغل بهتر و درآمد بيشتر و خواه براي توفيق معنوي و خواه براي حل مسايل زندگي. هر روز در سكوت و آرامش بارها و بارها تكرار كنيد : " بازگشت الهي".

 

تمرين : در بي عدالتيها و موقعيتهاي ناجوانمردانه، وقتي احساس مي كنيد حق شما دارد پايمال مي شود، به جاي جروبحث و جنگ و ستيز ، آرام گوشه اي بنشينيد و پانزده دقيقه در دلتان تكرار كنيد : " بازگشت الهي! "

 

تمرين : كائنات آفريده شده اند تا نيكوئيهاي خود را براي انسان و از طريق انسان متجلي كنند. انسان آفريده شده تا صاحب همه چيز باشد. عشق، سلامت، ثروت، موفقيت ، خلاقيت يا هر موهبت دلخواه ديگر! پس به اين سه انديشه بچسبيد و هر روز بارها اين سه واژه ي مقدس را تكرار كنيد : " حصول " " بازگشت " "توفيق" آنگاه معصومانه منتظر فيض خدا و فراواني كائنات بشويد. موهبتهاي بيكران از آن شماست!

 

 

_ سالهايي كه ملخ ها خورده اند:

 

از طريق بازگشت الهي آنچه از دست رفته چندين برابر باز مي گردد. يوييل نبي مي گويد : " اي زمين مترس.وجد و شادي بنما زيرا خدا كارهاي عظيم كرده است. سالهايي را كه ملخها خورده اند به شما رد خواهم نمود و غذاي بسيار خورده سير خواهيد شد."

 سالهايي كه ملخ ها خورده اند، نمايانگر دورانهايي است كه زندگيتان خالي از موهبت به نظر مي رسيد يا گرفتار مشكلات بوديد. شايد شما هم دررابطه با روزهايي از عمرتان اين تصور را داشته باشيد كه روزهاي بد و غمگين و پرفشاري بوده اند. روزهايي كه انگار همه ي ملخها همه ي درختان سبز را خورده بودند! سالهايي بدون شادماني يا سالهايي سرشار از شرمساري كه مي خواهيد فراموشش كنيد يا به طريقي ازآن بگريزيد، سالها يي كه مي خواهيد احدي درباره ي آنها هيچ نداند، اما نمي توانيد آن را فراموش يا پنهان كنيد زيرا نخست بايد در انديشه ها و احساساتتان ، آنها را به جاي درست خود باز گردانيد. به همين دليل آنها با شما مي مانند، و نمي توانيد فراموششان كنيد.

 

خدا به بني اسراييل در كتاب مقدس وعده داد كه موهبت آنها را بر مي گرداند.( سالهايي را كه ملخها خورده اند به شما رد خواهم نمود.)  يقين بدانيد كه اگر گرايش خود را نسبت به دورانهاي سخت يا فقدان و خسارتها عوض كنيد، موهبت شما نيز به شما باز برگردانده مي شود.

به شرط فرا خواندن بازگشت الهي، خداوند سالهايي را كه ملخها خورده اند به شما بر مي گرداند!

 

_ براي فرا خواندن بازگشت الهي بايد گرايش ذهني و عاطفي خود را به گذشته عوض كنيد.

گذشته را نمي شود عوض كرد اما مي توان گرايش ذهني و عاطفي خود را نسبت به آن عوض كرد.

بدون آن روزها و سالها، نمي توانستيد انسان امروز باشيد. بدون آن تجربه ها شايد حتي الان در حال خواندن اينها و آموزش نهضت حقيقت نبوديد و هرگز لزوم يادگيري قوانين توانگري را درك نمي كرديد! پس آن تجربه ها را به باد ملامت نگيريد. فراموش نكنيد شما در هر زمان به بهترين كاري كه در آن زمان از دستتان بر مي آمده، مشغول بوده ايد! پس خود را براي تنگ شدن پيراهن پنج سالگيتان ملامت نكنيد!

براي ايجاد بازگشت الهي، براي اينكه خدا روزها و سالهايي را كه ملخ ها خورده اند به شما برگرداند، بايد با گذشته آشتي كنيد. نخواهيد كه از گذشته بگريزيد.گذشته را سرزنش نكنيد. فقط بكوشيد كه در انديشه تان آن را در جاي درست خود بگذاريد و ندا در دهيد كه آن تجربه ها نيكو و در جهت خير بوده اند، زيرا آگاهي شما را به جايگاه گسترده ي امروز رسانده است.

هرگونه اضطراب و ملامت را كنار بگذاريد و همه ي كساني را كه به نحوي در گذشته ي شما سهيم بودند ، را صميمانه ببخشيد.

 

_ چگونه گرايش ذهني مان را به خاطرات روزهاي بد گذشته عوض كنيم؟

روي همه ي خاطرات آن سالها كه از دست دادن را به يادتان مي آورد، در ذهنتان بنويسيد: " به دست آوردن! "به آن دورانهاي تلخ و خاطراتي كه از آن شرمنده و گريزانيد فكر كنيد ، خوب بينديشيد و به خودتان بگوئيد: " آنها كه از دست دادن نبود.حصول بود. از آن تجربه ، چه چيزها كه نياموختم.مگر موهبتي بزرگتر از آموزش هم وجود دارد؟آن تجربه باعث رشد و كمال افزون تر من شد پس من آن را به دست آوردن و حصول مي نامم."

 

نكته _ خدا هميشه بوده و هست! همان گونه كه خدا در امروز شما هست، در ديروزتان هم بود.همان گونه كه خدا در اكنون شما هست ، در گذشته هم بود. در طي همه ي سالهايي كه مي پنداريد بر باد رفته اند، يا تجربه هاي تلخي كه به شما كمك كرده اند تا رشد كنيد. اگر چه شايد احساس كنيد كه در طول آن سالها و تجربه ها خدا با شما نبوده است ، اما حقيقت اينست كه بوده است! دست شما را گرفته و به سوي موهبتي عظيم تر كشانده ، پس چگونه گذشته مي توانست ، شريرانه و بيهوده و تباه باشد؟ هيچ چيز ضايع نشده و به هدر نرفته است! پس بگذاريد خدا اكنون سالهايي را كه ملخها خورده اند، به شما برگرداند!

 

_ قانون جبران : " امرسون " گفته طبق قانوني به نام قانون جبران ، اگر چيزي را از دست بدهيد ، چيزي در ازاي آن مي ستانيد. يعني هر چه از دست رفته باشد، چيزي به جايش مي آيد پس در عوض از دست دادن بايد آن را " حصول " يعني " حاصل شدن موهبتي جديد " ناميد!

 

تمرين _ بازگشت الهي بزرگترين قانون كاميابي است. بايد به آساني بگذاريد كه شكل موهبتتان عوض شود و به شكلي تازه به سراغتان آيد.اين در صورتي انجام مي شود كه شهامت رها كردن موهبت پيشين و پذيرش موهبت تازه ي خود را داشته باشيد. مدام تكرار كنيد : " همه ي موهبتهاي گذشته و اكنونم كه بنا به حق الهي به من متعلق هستند ، هم اكنون متجلي مي شوند تا برايم شادماني و رضايت كامل بياورند! "

 

تمرين _ براي رهايي از كارماهايي كه گذشته ي شما در بر دارد، مدام تكرار كنيد : " عشق بخشاينده ي خدا مرا از گذشته ام آزاد كرده است. عشق بخشاينده ي خدا مرا از خطاهاي گذشته و عواقب آنها رهانده است. من منتظر ثمراتي نيكو هستم و خردمندانه و آزادانه و بي باكانه با آينده درخشان و تابناكم روبرو مي شوم. "

 

 

راز كهن بازگشت الهي:

 

قدما درباره ي كائنات رازي بزرگ را مي دانستند كه شما هم بايد بدانيد. هرگاه از اين حقيقت ازلي و ابدي آگاه باشيد مي توانيد شكست را به موفقيت و خسارت را به حصول و افزايش بدل كنيد. رازي كه بايد بدانيد اينست :

خدا به عنوان پدري مهربان براي يكايك فرزندانش كه شما هم يكي از آنها هستيد، بركت و موهبت بيكران تدارك ديده است. اين موهبتها ابدي و جاودان و همواره آماده و قابل دسترسي هستند. اگر احساس مي كنيد موهبتتان از شما گريخته يا دريغ و مضايقه شده ، تنها به علت گرايشها و اعمال خودتان است نه به علت گرايشها و اعمال ديگران.

راههاي تجلي موهبت بيكران بيشمار است ، مگر اينكه انديشه هاي خودتان اين راهها را بند آورد. چون اين موهبت بيكران ميراث الهي شماست، همواره منتظر مي ماند تا آن را دريابيد و بطلبيد. آنگاه پديدار مي شود. وانگهي موهبتهايي كه در گذشته نشناخته ايد و فرا نخوانده ايد، گم نشده اند و از بين نرفته اند. در حيطه ي نامرئي جمع شده اند و منتظرند تا آنها را دريابيد و فرا خوانيد. موهبتي كه گم شده و از دست رفته به نظر مي رسد، هنوز از آن شماست، فقط در حيطه ي نامرئي گرد هم آمده است. مانند پس انداز پولي دست نخورده در بانك كه سود به آن تعلق گرفته و روي هم انباشته شده است. موهبت شما هنوز مي خواهد كه هم اكنون به صورت سلامت و ثروت و شادماني و سعادت افزون تر برايتان متجلي شود.

موهبتتان همانقدر دوستتان دارد و شما را مي خواهد كه شما دوستش داريد و آن را مي خواهيد. هنوز موهبتتان مي تواند به سراغتان بيايد.همه ي موهبتهايي كه در گذشته نطلبيديد، منتظرند كه آنها را بطلبيد تا يكجا به سراغتان بيايند. پس از هم اكنون همه ي موهبتهاي اكنون و آينده را بطلبيد. هر آنچه از شما گرفته شده مي توان از طريق الهي بازگشت نمايد!

 

تمرين : روي ورق كاغذ ( يا در دفتر مراقبه ) بارها و بارها بنويسيد : " خدا سالهايي را كه ملخ ها خورده اند به من باز مي گرداند."

 

مثال : "پاندر" مردي را مثال مي زند كه زير بار قرض فرو رفته بود. تصادف كرده بود و به مدت يك سال اجازه نداشت كار بكند. و كساني كه در اين يكسال عهده دار انجام كارهاي او شده بودند داشتند او را به ورشكستگي مي كشاندند. هيچ سازماني به خاطر موقعيتي كه داشت به او وام نمي داد.پاندر مي گويد دو گرايش نمي گذاشت كه موهبت دلخواه او متجلي بشود. اول اينكه در ياس و نااميدي فرو رفته بود، و در اين حال نمي توانست راه خروج و نجات را ببيند. دوم اينكه :درباره ي يكسالي كه بيمار و در خانه بود احساس فقدان و خسارتي عظيم مي كرد. مدام به خودش مي گفت كه اگر تصادف نكرده بودم هيچ يك از اينها پيش نمي آمد و همچنان توانگر مي ماندم.

پاندر به او گفت پيش از آنكه وضعيت او بتواند تغيير كند و عوض بشود، اول بايد گرايش خود او تغيير كند.او به مرد بازرگان توصيه كرد، هر روز تكرار كند كه : " اين وضع راه حل دارد. راه حل الهي والاترين راه حل است. سپاس مي گذارم كه راه حل الهي هم اكنون متجلي مي شود. "

براي رفع احساس فقدان و خسارتي كه درباره ي يك سال گذشته اش داشت ، به او توصيه شد كه هر روز تكرار كند : " اگرچه اين لحظه ملال انگيز به نظر مي رسد، مي دانم كه خسارت اين تجربه پايدار نيست. خسارت مالي اين يكسال جبران مي شود و سلامت و موفقيت و شادمانيم از طريق بازگشت الهي به من باز مي گردد. "

مرد اين عبارت را روي كارتي نوشت و آن را در كيف پولش گذاشت تا هر گاه دچار نااميدي شد آن را بخواند. همچنين به مرد گفته شد هر وقت دچار دلسردي شد، اين عبارت را بارها با صداي بلند بخواند كه : " اكنون بازگشت الهي در امور بازرگانيم به عاليترين كار خود سرگرم است. از اين كه بي درنگ ثمرات كامل و نيكو پديدار مي شوند سپاس مي گذارم. خدا را شكر مي كنم كه از راه حكيمانه و اعجاب انگيز خودش همه ي تعهدات ماليم را مي پردازد. "

چند هفته گذشت و چيزي پيش نيامد اما مرد با پشتكار و مداومت به تكرار عبارات تاكيدي اش ادامه مي داد و دائما" مي گفت راه حلي هست. ناگهان يك روز همه چيز عوض شد. در يك مهماني خانوادگي، زن برادري كه فوت شده بود به او گفت : روزگاري كه شما عمارتي را كه اكنون دفتر كار شماست از برادرتان خريديد، احساسم اين بود كه همسر مرحومم آن را ده هزار دلار گرانتر به شما فروخت.حالا كه او فوت شده مي خواهم اين ده هزار دلار را به شما برگردانم! اين موضوع همه ي مشكلات مالي مرد را حل كرد.

 

پس به جاي گله و شكايت و بر زبان آوردن كلام منفي، بدانيد كه موهبتتان نمي تواند از شما گرفته بشود! روزي، جايي، به طريقي، به شما باز مي گردد : در وقت درست و از راه درست!

هميشه نيرويي متعادل كننده در كار است تا فقدان و خسارت ، جبران بشود.چه بسا آنها كه در حق شما خطا كردند ، موهبت شما را به شما برگردانند يا حتي موهبتتان در تجربه اي كاملا" متفاوت به سوي شما برگردد.

 

تمرين : اگر احساس مي كنيد در گذشته،  چيزي را از دست داده ايد و موهبتتان به شما باز نگشته است، جسورانه تكرار كنيد : " موهبتم را در آن تجربه از دست نداده ام . موهبتم هنوز مي تواند پديدار بشود. "

به جاي توسل به ضرب و زور و در پيش گرفتن راهي كه خودتان آن را بهتر مي دانيد، با تكرار اين عبارت تاكيدي راه تجلي موهبتتان را بگشاييد : " موهبتم از بين نرفته است. موهبتم هم اكنون از راههاي حكيمانه ي خدا پديدار مي شود. " در دلتان تكرار كنيد : " اكنون همه ي درها و دروازه ها گشوده اند. اكنون همه ي راهها باز و آزاد هستند. همه ي جهان به من پاسخ مثبت مي دهد! "

 

بازگشت الهي به وقت الهي :

بازگشت الهي به " وقت الهي "مي آيد ، نه به زمان بشري.گاه بازگشت الهي، در پايان راه قديم، يا در آغاز راه جديد پديدار مي شود. گاه راه پيشين باز مي گردد تا آنچه را كه از روي لغزش از دست داده ايم ديگر بار بيابيم. ممكن است موهبتي را از دست داده باشيد چون فكر نكرده ايد كه آن يك موهبت است! در مجالهاي تازه به آن خوشامد بگوئيد و دريافتشان كنيد. از اين رو، اگر موهبتي كه پيش بيني مي كرديد، در زمان دلخواهتان نصيب شما نشد ، آزرده نشويد چون بازگشت الهي همواره سرگرم كار است و در لحظه ي درست و در زمان الهي، موهبتتان پديدار خواهد شد.

 

 تمرين :  براي بيدار كردن بازگشت الهي ، اين نوشته را بنويسيد و همراه خود داشته باشيد. در هر فرصتي آن را بخوانيد و با خود تكرار كنيد : " اقتدار بازگشت الهي را فرا مي خوانم. موهبتهاي گذشته و اكنونم به شيوه اي الهي به من باز مي گردند. اگر موهبتي حق الهيم باشد هنوز از آن من است و به شكلي مناسب به سويم باز مي گردد. موهبتهايم از دست نرفته اند. از راههاي حكيمانه ي خدا ديگر بار متجلي مي شوند. علاوه بر موهبتهاي گذشته، موهبتهاي اكنونم را نيز فرا مي خوانم. همه ي موهبتهاي اكنونم يكجا و بي درنگ ظاهر مي شوند. همه ي اين موهبتها را با آغوش باز مي پذيرم. هم اكنون همه ي موهبتهايم را دريافت مي كنم :والاترين موهبتهاي ذهن و تن و امورم را! همه ي موهبتهاي گذشته و اكنونم ، اكنون به سيماي انبوهي از بركتهاي غني بر زندگيم مي بارند. اكنون لحظه ي توفيق الهي است. اكنون به موهبتهاي فراوان و بيكرانم خوشامد مي گويم. از به آغوش كشيدن اين همه موهبت و شادماني به وجد مي آيم. صميمانه بازگشت الهي را در ذهن و تن و امورم سپاس مي گزارم و شادمانه مي آسايم! "

 

خوب! ما بازگشت الهي را هم بررسي كرديم. حالا می ریم سراغ قانون بعدی قانون توانگري.

 

قانون 18 توانگري : چشم دل بگشا تا دريافت كني!

 

" پاندر " استاد بزرگ آموزش توانگري ، مي گويد : اگر سنجيده و آگاهانه به " دريافت " بينديشيد، سبب مي شود تا فنون توانگري اي كه آموختيد، به ثمر برسند.

 چرا بايد سنجيده و آگاهانه ذهنمان را به روي دريافت بگشاييم؟

زيرا بيشتر ما ذهنمان را محدود كرده ايم و در اين فرايند، راه تجلي موهبتمان را بند آورده ايم. زندگي محدود نشانه ي معنويت نيست. هر كس كه به زندگي محدود روي آورد، از هستي معنوي خود دور شده است.

دريافت يعني پذيرش! براي تجلي توانگري بايد نخست آن را ذهنا" بپذيريم. روانشناسان مي گويند هر چه را كه بتوانيم ذهنا" بپذيريم، مي توانيم به دست آوريم. بزرگترين راه دريافت اين است كه به جاي مقاومت ذهني، ذهنا" موهبت خود را بپذيريم.

 

بسياري از افراد با موهبت خود در ستيزند، چون مي پندارند كه نمي توانند آن را به دست بياورند يا شايد آن را نمي طلبند ، از آن رو تجلي آن را به تاخير مي اندازند يا راه آن را بند مي آورند. پس هنگامي كه قوانين توانگري را آموختيد، چشم دلتان را به روي بركت بيكراني كه ميراث شماست، بگشاييد .

 

تمرين _  براي گشودن چشم دل به روي دريافت ، هر روز تكرار كنيد : " با آغوش گشوده موهبتهايم را دريافت مي كنم. خواست خداست كه بركتهاي بيكرانش را به من بدهد. خواست من خواست خداست.پس مي خواهم كه همه ي موهبتهايم را، اكنون و اينجا، دريافت كنم. همه ي ثروتي را كه خدا برايم مقدر كرده است، اكنون دريافت مي كنم. اكنون سرشار از سلامت و شادماني، ثروت بيكرانم را به آغوش مي كشم! "

 

انديشه ي توانگرانه اغلب در شما و جهانتان دگرگونيهايي به وجود مي آورد ، دگرگونيهايي كه آمادگي و نيازش را داريد اما در برابرشان مقاومت مي ورزيد ، مگر اينكه بدانيد چه چيز در حال رخ دادن است.هنگامي كه چشم دلتان را به روي توانگري مي گشاييد، بايد بدانيد كه هر تغييري كه پديد آيد، در جهت خير و نيكوئيست. پس آرام بياسائيد و بگذاريد انديشه ي توانگرانه به كاملترين و عاليترين كار خود سرگرم باشد و زندگيتان را از نو بنا كند. دل و جرات به خرج بدهيد و چشم دلتان را به روي دريافت بگشاييد!

و اما آخرين قانون توانگري.

 

قانون 19 توانگري : خدا منشا توانگري است پس توانگري راستين را از او بخواهيد.

 

 

خدايا! كمكمان كن تا چشم دلمان را به روي دريافت بگشائيم! آمين!

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 1:7  توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من یک جادوگر سرگردانم...دستت را به من بده و تنهائیت را با من قسمت کن...

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
آرشیو موضوعی
سرگذشت جادوگر
چرا جادوگر سرگردان؟!
توضیحات یک جادوگر قبل از شروع کلاس جادوگری
(جلسه 1 ) دفتر مراقبه
(جلسه 2 ) ماند
(جلسه 3 ) موج مثبت و منفی
(جلسه 4 )آلفای قبل از خواب
(جلسه 5) تجسم خلاق
(جلسه6 ) کارما
(جلسه 7 )بچه غول بیشعور!
(جلسه 8 )جادوی کلمات
(جلسه 9 )قانون سپاس
(جلسه 10 ) لحظه ی ابدی اکنون
(جلسه 11) قانون بخشایش
(جلسه 12) نیمه تاریک
(جلسه 13) نیمه تاریک
(جلسه 14) نیمه تاریک
(جلسه15) نیمه تاریک
(جلسه 16) خرد کردن ترس
(جلسه17) سیستم آرزوها
(جلسه 18) سیستم آرزوها
(جلسه 19) سیستم آرزوها
(جلسه 20) سیستم آرزوها
(جلسه 21) سیستم آرزوها
(جلسه 22) سیستم آرزوها
(جلسه 23) سیستم آرزوها
(جلسه 24) سیستم آرزوها
(جلسه 25) قوانین ارتباطات
(جلسه 26) دوست داشتن خود
(جلسه 27) تولد دوباره
(جلسه 28)خانه تکانی ذهنی
(جلسه 29) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 30) خانه تکانی ذهنی
(جلسه 31) خانه تکانی ذهنی
(جلسه32) گوش دادن به پیام بدن
(جلسه33) پیام بدن و شفای تن
(جلسه 34) اندیشه ی توانگر
(جلسه 35)پالایش
(جلسه 36)پالایش درونی
(جلسه 37) توانگری از راه نوشتن
(جلسه 38) توانگری از راه تصاویر
(جلسه 39) توانگری از راه کلام
(جلسه 40) پرداخت عشریه
(جلسه 41) توانگری و طرح الهی
(جلسه 42) توانگری و فرزانگی
(جلسه 43) توانگری از راه عشق
(جلسه 44) از دولت عشق
(جلسه 45)عشق شفا بخش
(جلسه 46)عشق رستاخیز بخش
(جلسه 47) بازگشت الهی
(جلسه 48)نوشتن نامه به فرشته
(جلسه 49) هفت سنخ آدمیان
(جلسه 50) مشاور اصلح
(جلسه 51) حرمت به خویشتن
(جلسه 52) هفت خوان سالک
(جلسه 53)استاد،گورو، آواتار
(جلسه 54) ادراک سلول اولیه
(جلسه 55)رهایی از خاطرات
(جلسه 56)شفای کودک درون
پیوندها
اين ها جادوگرهاي خوبي هستند كه به من تو سياره ي جادوگرها سر مي زنند:
دلمشغولیهای یک ققنوس( دوست خوبم)
جادوگر 14(آناهیتای من)
توصیه های طلایی(کیمیاگر)
روانشناسی(محسن)
دنیای زیبای من(ساسان)
ترفند های یاهو (سمیرا)
افسانه ی خزان(زهرا)
دلمشغولی های من(مریم)
یادداشتهای یک وبلاگر
افسون(بهنوش)
به انتظار او(دلتنگ)
نارایانا(علی)
تولد دوباره(غزل)
alincc(علي)
ادبی(هانیه)
غم تنهایی من(لنی)
ای بهونه واسه موندن(سوگند)
ترگل ورگل(نفیسه)
سرزمین غم(راهزاد)
کبوتر خوشبختی(سعدانه)
بیا..تو.. اس ام اس(عماد)
دلتنگیهای یاس تنها(یاسمین)
خدايا خيلي دوستت دارم
ناگفته هاي آبجي كوچيكه(آبجي جادوگره)
بت پرست
زندگی یعنی توکل به خدا(یاسر)
نیلوفرانه(نیلوفر)
ساکن قلعه ی ساحلی
به نام خالق عشق(مهسا جون)
سکوت مهتاب(مهتاب)
آمیتیس تنهای دیوانه
یک قلب پاک از تمام معابد جهان زیباتر است(رضا)
کوچه(شادی)
کاش همیشه عاشق می ماندیم(زوپیتر)
مسافر خسته(شیطون)
آنجا که پیاده رو پایان می یابد(الهه)
یک طراح(امیر)
تازه های ادبی
دری به سوی سلامتی(ستایش)
تلاوت اشک(ظریفی)
عشق گمنام(رکسانا)
زندگي بهانه است براي با تو بودن(مهدي)
مناجاتكده(امير)
گربه سگ (سيمين)
ترشي هفت بيجار(مركا)
راه خاكستري(سارا)
قسم خورده(مهدي)
در حضور(آيكا)
خداي كامپيوتر(محمد رضا)
آن سوي هيچ ، فراسوي مرزهاي تنم(مونا)
سوني اريكسون ( آرش)
مرگ عشق(هميشه غايب)
صدف جنوبي(صدف)
مجنون و تنها
موفق باشي(مريم)
روزهاي عاشقي
درياي بي ساحل(مريم)
جوانه
مرد شب
غريبه
دختر مشرق(هاترا)
تولد دوباره
كوير
کلبه ی دل(داش حمید)
میکده(بچه هیئتی)
کارولین(کارولین)
گلزار(فائزه)
مدلی برای انسان(یه دوست)
پرواز تا اوج(شهروز)
شكوه تنهايي(محسن)
هجوم(احسان)
شور عشق(مولود نور)
عشق الهي(علي رضا)
تنهاترين(سعيد)
لحظه به لحظه(سبحان)
روزهاي عاشقي(عسل)
كشف بزرگ(الماس)
تيستو
مراد دل (محبوبه)
در آغوش خداوند(مرتضی)
زندگی و دیگر هیچ(حميد ژون)
سوشیانت
زندگیمون(احسان واله)
ياسمين(ياسمين)
مهر بيكران(دلتنگ)
آفتاب پرست(حسن)
آسمان آبي(كفشدوزك)
هري پاتر(پريسا)
بي قرار(مهدي)
من،سكوت،خدا(عباس)
سرزمين يخي(سودا)
پر پرواز(يكا)
بازي بزرگان(ريتا)
آواي دلكم(آوا)
پرواز تا اوج(شهروز)
از قطره تا در یا(امید)
عشق(یاسمین)
برنامه ريزي اعصاب و روان(وحيد)
جوجه طلایی
پرت و پلاهای من(فرناز)
اناش زمینی(جادوگر دریایی)
آیلار
یا ابا صالح کی می آیی(سادات)
رهاتر از پرنده(شایا)
سخی...عاشق(کیوان)
هامون تنهای من(بهار)
خاطرات پت و مت از زبان پت
دختر زمستان(سروناز)
چرت و پرت های یه پسر شیطون(مسعود جون)
عاشقی به ما نیومد(باشو خان)
دختری در مه(عاطی)
شاپرک بلاگ(مینا)
اگر که قابل بدونید خونه ی دل جای شماست(مریم)
شاپرک(شیدا)
برگی به دست باد(سارا)
در هم پیچیده(وبلاگ امین و دوستهاش)
اي آفتاب آهسته تر بر بام يارم كن نظر(مهدي)
ابر سفید
ستاره هاي ايران(شايان)
من شبنم خواب آلوده ي يك ستاره ام(ياس سپيد)
چشمك ستاره(ستاره)
ميرزا بدبين
آواي عشق(عرفان)
دئنا فرشته ي نيايش
وقتي سكوت مي كني به تو ايمان مي آورم(مسافر كوير)
سرزمين ارواح(امير)
خشونت دنيا يادم داد دوست بدارم(ج.ش)
بي نشان تر از سكوت(مزدك)
مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك
راز گل رازقي
آهنگهاي جديد،نرم افزار،عشقولانه،مطالب جالب(مسلم)
خانه ي دوست كجاست(حسين)
آنشرلي با موهاي قرمز
براي دختر ها و پسر هاي عاشق(بهروز)
آخرين فرياد(م- باران)
آدم برفی منم(علي مقدم كوهي)
گستره اي به وسعت عشق(داوود)
وسوسه اي براي زندگي(آنجل)
خيالهاي يك آدم بي خيال(مسیح قدیری)
مذهبي،كامپيوتر،سرگرمي(غلام اهل بيت)
شادي تا بي نهايت(عبدالله رضايي)
کشف دریچه های معرفت با هم(نرگس)
حرفی برای گفتن
جهانی پشت امواج
در جستجوي معنا
انتظار فرج
عشق واژه ي بي معني خداوند ( عاشق دلشكسته )
زندگي گربه اي (مريم شريعت پناهي)
ارواح(احمد)
جسم و جان
فرشته ي مهر( ميترا اقدسي)
پروانه وار پرواز كن (خودموني)
بوسه هاي عاشقانه ام بر باد(رويا)
در حضور( آيكا)
عشق يعني باران ( دختر باران )
نامه اي از آسمان (سپيده)
رسم اين دنيا عجيب است پس بيا برگرديم(نگار)
بهترينهاي يازدهمين جشنواره ي سينما(نينا)
حقايق پنهان( مهربون)
گلي از بوستان عشق ( محسن )
هنوز حرفهاي نا گفته دارم گوش كن ( پسر ايروني)
آرايشي ، عاشقانه ( شهلا)
عشق من و تو ( شهرزاد)
قرن 21 ( فريد خسروي)
روياي حقيقت (پريسا)
ماهي سياه كوچولو(تكتم)
عكسها و مطلبهاي زيبا(محمد رضا)
فرشته فيلم(احسان صباغي)
نداي منادي (آيلا)
من سكوتم از رضايت نيست(آرش)
پرواز مرغ فكر(مريم)
رهگذر مهتاب(غريبه)
خاطرات پت و مت از زبان پت
شعر و ادبيات و جك(بنيامين)
هر روز يه فكر جديد (مائده)
ايروني خسته (علي رضا)
درد هاي پنهان ( آيدا)
هرم تغذيه (منيژه)
جادوگران
سيگار دروازه ي اعتياد(يه دوست)
دلنوشته هاي باران (باران)
مجله ايران
روزهايم آفتابيست( هدي)
پروانه آرزوها (آرشيدا)
كامپيوتر من و تو ( الهام)
شهريار كوچولو
عاشقانه ها (تانيا)
كي واسه خودش همدم نمي خواد؟ ( نازي)
جزيره ي موفقيت (بابك)
خوشا آن دم كز استغناي هستي...(فريد)
سرزمين غم(راهزاد)
فرشته ام سلام ( ستاره)
آس كلاس
منو دو تا آبجيم (النا)
استعدادهاي برتر
جالبكده (مهدي)
اشعار برگزيده شاعران(شاعره)
آموزش كامپيوتر(داوود)
سلام به دوستان عزيز( وحيد)
رايحه ي عشق( ستاره ي سهيل)
كوچه هاي عشق(محمود)
چشم بر هم مي نهم...(هستي)
يادداشتهاي پراكنده و نقاشيهاي خط خطي(سيمين)
عشق تو نوشتني نيست ( ندا)
سلوك بي سامان( ساحر علي)
بدون عنوان( يه آدم كور)
ساحره
نابودگران نقره اي(مبارز سه شنبه)
گور خر بالدار
راه بازگشت ( علي)
مشقهاي بچگي(مهرانه)
من و تنهايي(امين)
قاطي پاتي ( علي)
مهدي جادوگر تنها( مهدي)
رازهاي نهفته
مجله ايران
سياوش قاسمي
سيزده (محمد رضا خالقي زاده)
جادوگران ( Neo, The Begin of an End )
جادوگران( rocrider)
آذرزاد(ليلا)
طنز نبشته هاي سعيد زاهدي(جكسون)
سارش(امين شفيعي)
جادوگر حرفه اي ( مهدي جادوگر)
آرامش سكوت (فرشته ي مهربون)
تارميتاباورد(تارمي)
درست يا نادرست( آرش پيرزاده)
عشق پوشالي( ندا)
خدا عشق است و عشق همه چيز(محمد حسين)
مديريت به سبك ايراني ( امير حسين)
خواب و رويا ( علي پويا)
هو حق مددي الله نظري(شريف علي)
ميثم كربلائي
ريكي و انرژي(ثريا)
متافيزيك و فراروانشناسي(فريور)
رنگارنگ(داريوش)
دفتر عشق من (حسين)
صداي آشنا
دو قلوها (زهرا و زهره)
هميشه بهار
جادوگران(سپنتا)
يگانه (يكرو)
براي چندمين بار( فاطمه)
گردنهاي كشيده (حپاو)
منتظران گل ياس(حسن)
داداشي
دروازه(گلادياتور بدون سپر)
قفس(خودآ)
چهار اثر از فلورانس اسكاول شين (علي اكبر)
دانا براي آنها كه بيشتر مي خواهند بدانند(علي)
سلام (فرشيد)
راوي
روزنه اي به نور(بهار)
دكتر الهي قمشه اي(داوود موسوي)
بروبكس رپر امارات
شهزاده فانوسهاي روشن(مريم)
انتظار ديدنت ديوونه ام ميكنه(آهسته)
اي كه دور از من و در قلب مني ( نازگل)
پر پرواز(زهرا)
از جهنم تا بهشت(شبنم)
طوطي(صدف)
نازنين گل يخ(نازنين)
به نام تو اي مهربان ترين، خدا(مهديا)
مي ناب (ريحانه)
انگشت فرشته (ليلي)
خداوند كجا نيست؟(سيد)
تفكر مثبت(گيلدا)
دلتنگ دلتنگيهاي آسمان
ياس كبود بهشتي(حمزه)
مجنون خانه
بي تو بودن كار من نيست(مريم)
شب مهتابي ( احسان)
آمريكا جون
در خلوت صوفي(علي يار)
صوفيان(علي يار)
فقط آف و اس ام اس(x)
يا باد آن روزگاران ( مهناز)
dark art
سايه روشن(مريم)
غريبه
اورمزد(مريم)
چسب زخم ديجيتال(نيوشا)
دندان پزشكي( دكتر سيد امير نيكوئي نهالي)
من و تو ما مي شويم ( هادي)
صدا كن مرا(جهانگرد)
آهنگ و آهنگسازي ( كارنگ)
علي عليه السلام( حامد عليشاه عيسوي)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان