![]() |
![]() |
|
| هر گونه کپی حتی با قید نام وبلاگ ممنوع بوده و پیگرد قانونی به همراه دارد. |
|
سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام و سلام. ما همراه هم تمرينهاي " دوست داشتن خود " را مرور كرديم و من ميزان اهميت اون رو براتون توضيح دادم . اما يه مبحثي هم وجود داره به نام " حرمت به خويشتن! " با وجود اينكه تصميم نداشتم اين درس رو در اين زمان بگم اما به خاطر آفها و پيغامهايي كه دريافت مي كنم احساس كردم بعضي ها در مورد تمرينات مثبت انديشي دچار سوتفاهم هايي شده اند!بنابراين فعلا" خيلي مختصر در اين باره با هم صحبت مي كنيم و بعدها در جلسات ديگه اي مفصل تر در اين مورد حرف خواهيم زد. بعضي ها به مرور با يادگرفتن تمرينات مثبت انديشي، فكر مي كنند انجام تمرينات ذهني و مثبت بودن، يعني" هميشه از خواسته هاي خودت براي ديگران بگذري! و اگه خلاف اين كار رو انجام بدي ماند توليد كردي! "براي همين اينقدر در اين مورد زياده روي مي كنند كه كم كم از هر چي تمرين ذهني و مثبت بودنه، منزجر مي شن! اون وقت زده مي شن و گناه رو مي اندازن به گردن نا درست بودن تمرينات! نه عزيزم! افراط و تفريط در هر چيزي بده! اگه شما هم به همين حالت رسيديد ، در يك جمله مي تونم بگم كه اشتباه برداشت كرديد واصلا" اين طور نيست! ما بايد مثبت فكر كنيم، بايد طبق قانون خلا ببخشيم، بايد براي دريافت عشق، به ديگران عشق بديم و ايثار كنيم ، بايد كلام و ذهنمون رو كنترل كنيم، بايد مراقب باشيم كه حق الهي هيچ كس رو ازش دريغ نكنيم و مراقب باشيم ماند توليد نكنيم اما در طي هيچ كدوم از اين كارها اجازه نداريم فكر كنيم كه ما يك قرباني هستيم و براي مثبت بودن بايد هميشه موافق ميل ديگران رفتار كنيم! _ البته تا جايي كه قوانين ذهني اي كه با هم آموختيم، نقض نشه! _ در اين جلسه ابتدا مي خوام براتون ده قانون احترام به خويشتن را بگم كه براستي مثل ده فرمان حضرت موسي (ع) مي مونه و به همون اندازه ، بايد، براي همه ي ما، مهم و سرلوحه ي زندگيمون بشه. ده قانون" حرمت به خويشتن ": 1 _ با آنان كه موجب مي شوند درباره ي خودت احساسي نامطلوب داشته باشي، نشست و برخاست نكن! يعني فكر نكن چون بايد طبق قوانين ذهني پيش بري پس اجازه نداري حتي آدمهاي نادرست رو از زندگيت حذف كني! ابدا"! هيچ قانون ذهني تو رو مجبور نمي كنه با كساني كه مدام تو رو از اهدافت دور مي كنن و به تو احساس شكست و تحقير مي دهند، رفت و آمد كني! البته حق نداري اونها رو تحقير كني چون نيمه ي تاريك خودت هستند. (اگه جزو كساني باشن كه وظيفه داري در كنارشون باشي اجازه ي تركشون رو نداري و بايد با نامه نوشتن به فرشته شون و پيدا كردن صفات نيمه ي تاريكت كه باعث شده اطرافيانت اين طوري باشن، و آماده بودن براي دريافت درسي كه مي خواهند به تو بياموزند، باعث تغييرشون بشي) اما در غير اين صورت هر كس رو كه به تو احساس به درد نخور بودن و نا موفق بودن مي ده كنار بگذار! 2 _ نكوش رفتار نابجاي ديگران را توجيه كني! بيشتر ما يك عادت بسيار بد داريم. اينكه از هر چيزي براي خودمون يك احساس گناه به وجود بياريم. همون طور كه قبلا" هم گفته بودم در اكثريت آدمها اين حس وجود داره كه" اونقدري كه بايد خوب باشم، نيستم! " به همين دليل بعضي وقتها كه ما نمي تونيم براي رفتارهاي غير منطقي ديگران دليلي پيدا كنيم بي دليل در اعماق وجودمون شروع مي كنيم به گفتن اينكه" همه اش تقصير منه به خاطر فلان كار يا فلان حرفم! اگه فلاني تركم كرده، به اين دليله كه من بدم! اگه فلاني بهم بي احترامي كرده به خاطر اينه كه من قابل احترام نيستم!" ...نه! نه! نه! خواهش مي كنم به خودتون رحم كنيد وبه خاطر رفتار نابجاي ديگران اينقدر خودتون رو مورد انتقاد بيجا قرار نديد! 3 _ با آنان كه از خودت نا متعادل ترند، معاشر مباش! يعني اينكه بايد سعي كني دوستهات از خودت بهتر باشند يا لااقل كساني باشند كه تو رو به سوي تعادل بيشتر در زندگي سوق بدهند نه بي تعادلي بيشتر. يك آدمي كه در دين مشكلاتي داره اگه با آدمي كه در دين قويتره دوست بشه راحت تر به سمت تعادل مي ره. يك آدم غمگين اگه با يك آدم شادتر از خودش نشست و برخاست كنه بيشتر به سمت شادي كشيده ميشه. اما متاسفانه ما تا يه مشكلي پيدا مي كنيم سعي مي كنيم دنبال كساني براي دوستي بگرديم كه بدتر از ما همون مشكل رو دارن و فكر مي كنيم اگه اينطوري باشند بيشتر دركمون مي كنند! در حالي كه بايد با متعادل تر از خودت دوست بشي و در عين حال سعي كني خودت رو به اون برسوني نه اينكه اون رو پائين بكشوني تا هم سطح تو بشه! البته اين اصلا" قضيه ي كمك به پائين ترها رو نقض نمي كنه و نبايد باعث بشه كه مدام به همه برچسب بزني كه از تو نامتعادل ترند و طردشون كني. 4 _ همه ي روزهاي عمرت به جسمت اعتماد كن! مدام ننشين و فكر نكن كه عمر داره مي گذره و تو داري مدام پير تر و از كار افتاده تر مي شي و همه چي خصوصا" جسمت با تو سر ناسازگاري داره! نه! دست از اين انديشه ها بردار و به جسمت، به سلامتش، به اينكه هميشه سالم و فعال باهات هست، اعتماد كن! تا وقتي تو ذهنت رو كنترل كني، جسم تو در سلامت و شادي كامل كنارت باقي مي مونه! 5 _ همواره مجازي " نه " بگويي، نظرت را تغيير بدهي و احساس واقعيت را بيان كني! داري تمرين مي كني كه ايثار كني ، كه مهربون باشي، مي خواي به ديگران كمك كني ، مي خواي به ديگران ببخشي تا بهترينها رو دريافت كني و...يعني كلا" داري سعي مي كني همه ي تمرينهايي رو كه من تو وبلاگم گفتم انجام بدي. عاليه. آفرين به همتت. اما چي باعث شده فكر كني وقتي هزار تا كار داري اما دوستت اصرار داره اون روز تو رو ببينه و باهات گپ بزنه بايد طبق قانونهاي مثبت بودن همه ي زندگيت رو بريزي به هم تا اون رو ببيني كه كار مهمي هم نداره و فقط مي خواد امروزش رو بگذرونه؟ يا مثلا" يه آدمي بهت علاقه داره و مي خواد تو نامزدش يا دوستش باشي،اما تو از هيچ نظر قبولش نداري، نمي توني حتي تحملش كني، و مي دوني انتخاب درستي نيست، اما فكر مي كني اگه ردش كني ، اگه رك و پوست كنده بهش بگي نه ، ماند توليد كردي؟ نه به خدا مثبت بودن اين نيست! تو هميشه مجازي بگي " نه." يا بگي " نمي خوام." اما در چهارچوبي كه حق ديگران رو ضايع نكني. 6 _ آنچه به ديگران روا نمي داري، به خودت هم روا مدار! معمولا" اين جمله رو برعكسش شنيدي نه؟ سخن گهر باري از مولا علي است كه عكسش هم صادقه. طبق قوانين مثبت بودن سعي داري آنچه به خودت روا نمي داري در حق ديگران هم انجام ندي، درسته؟ پس لطفا" يادت باشه كه بايد براي خودت هم احترام قائل باشي! آنچه را كه به ديگران روا نمي داري، به خودت هم روا ندار! لباس نو رو براي جلوي مهمون خريدي؟ عزيزم. اول اون رو براي خودت بپوش!براي مهمونت هفت قلم سفره مي اندازي ولي خودت هل هلكي و بي حوصله از سر يخچال يه چيزي رو بر مي داري و سرد سرد مي خوري؟ مگه نگفتم خودت رو دوست داشته باش و به خودت احترام بگذار؟! كارهاي بدي رو كه هرگز در حق ديگران انجام نمي دي، لطفا" در حق خودت هم انجام نده! اگه انتقاد از ديگران " مانده " انتقاد الكي از خود و دوست نداشتن خود "ماند بزرگتريه"! 7 _ نبايد بيش از توانت ايثار كني! همه ي اديان، همه ي فرهنگها، همه ي قوانين توانگري تاكيد دارند كه ايثار كار فوق العاده ايه. من هم تائيدش مي كنم. اما اينقدر تند نرو كه بعدش از نفس بيفتي و ديگه يك قدم هم نتوني برداري! آهسته و پيوسته! اين شعار ماست براي ايثار كردن! در حد توان روحيت ايثار كن . اين خود تو هستي كه تشخيص ميدي كجا طاقتت تموم شده و بايد بايستي، يه نفس تازه كني و بعد دوباره راه بيفتي! 8 _ آنچه ديگران درباره ات مي انديشند، چندان اهميتي ندارد! وقتي داري كاري را انجام مي دهي كه درسته و يقين داري درسته اينقدر دنبال تائيد ديگران نباش! به كارهاي ذهني ايمان داري؟ خيلي خوب! پس انجامش بده! اما مجبور نيستي مدام نگران تائيد كردن يا نكردن ديگران باشي! براي خودت احترام قائل باش.وقتي داري طبق قواعد و اصول و شريعت حركت مي كني ، همه جا همون باش كه هستي! اگه وارد يك جمع ديگه شدي كه عقايدت را قبول نداشتند، قرار نيست خودت رو به شكل اونها در بياري. اصلا" تو اين لحظه فكر كن مهم ترين آدم دنيا خودتي و بس! وقتي كارت درسته هيچ اهميتي نداره كه ديگران درباره ي تو و كارها و انديشه هات چي فكر مي كنن! 9 _ هر جا كه هستي، ضيافت آنجاست! امروز خوشحال نيستي چون بايد اول كار پر درآمد تري پيدا كني! فردا خوشحال نيستي چون خونه ي بزرگتر مي خواي! پس فردا خوشحال نيستي چون حالا نوبت آرزوهاي بعديه! اگه الان از هموني كه هستي و هميني كه داري احساس شعف و خوشحالي و رضايت نداري لطفا" برو درس " لحظه ي ابدي اكنون " رو دوباره بخون تا به يادت بياد اين لحظه، لحظه ي شادي توئه! ضيافت درست همين جائيه كه الان هستي! هيچ جاي ديگه اي قرار نيست ضيافت ديگه اي بر پا باشه! پس لحظه ي ابدي اكنون را درياب! 10 _ همه ي روزهاي عمرت بايد خود را تحسين كني! تمرينات" دوست داشتن خود "رو كه يادته، آره؟ يه استادي در دوران دانشكده به ما مي گفت جلوي آينه ات بنويس "I am best! " يعني جلوي آينه ات بنويس " من بهترينم! " واقعا" هر كسي كه هستي، هر كاري كه كردي، الان همون جايي هستي كه بايد باشي!تو يه تكه از پازل جهان هستي هستي ،كه به قول استاد بزرگ " اشو " ، جهان بدون تو چيزي كم داره! پس همه ي عمرت خودت رو تحسين كن و دوست بدار! حالا بر اساس اين قوانين حرمت به خويشتن مي خوام يه قانون ديگه از سيستم آرزوها رو براتون بگم.البته در درسهاي " دوست داشتن خود" مشابهش رو با هم خونديم. قانون پنجاه و هشت سيستم آرزوها: كائنات فقط به آرزوي كسي احترام مي گذارند و در برآورده شدن آن مي كوشند كه خود آن شخص هم براي خويش حرمت قائل بشود. اين يك واقعيته كه اگه خودمون براي خودمون حرمت قائل نشيم ، هيچ چيز در دنيا براي ما حرمت قائل نميشه. براستي شخصيت چيزيه كه خودمون به خودمون مي ديم! اگه شما براي شادي خودتون هيچ تلاشي نمي كنيد چرا توقع داريد كائنات آستين بالا بزنند و موجبات شادماني شما را فراهم كنند؟! اگه براي جلوگيري از تكرار شدن درسهاي زندگي اينقدر براي خودتون حرمت قائل نشين كه براي خودتون وقت بگذاريد و درونتون رو كشف كنيد، اون وقت نبايد از كائنات انتظار برآورده كردن آرزوتون رو داشته باشيد! اگه براي رسيدن به هدفتون هيچ تلاشي نكنيد، نبايد انتظار داشته باشيد كه ناگهان خزائن غيبي به روتون باز بشه! بنابراين قانون بعدي سيستم آرزوها مي گه : قانون پنجاه و نه سيستم آرزوها: تلاش بذري است كه ميوه ي آن آرزويي است كه برآورده شده! يعني تا بذر تلاش رو نكاريد ، آرزوتون برآورده نميشه. پس فكر نكنيد تمرينات ذهني براي اينه كه هيچ تلاشي نكنيم اما مائده ي آسماني از آسمون برامون بباره! نه! بذر رو بباريد اون وقت تمرينات ذهنيتون ، از اون بذر به جاي يه لوبياي معمولي، لوبياي سحرآميز در مي آره! مي گين نه؟! پس امتحان كنيد! خوب! ما به طور خلاصه با هم قوانين حرمت به خويشتن را مرور كرديم و انشاالله در زمان مناسبي به جزئيات بيشتر اين موضوع مي پردازيم.فقط موند دو نكته ي خيلي مهم كه لطفا" تمام كساني كه تمرينات را پيگيري مي كنند ، بهش توجه كنند: نكته 1_ هيچ وقت فراموش نكنيد كه همه ي اين تمرينات براي اينه كه ما براي خودمون و نيروهاي خدادادي كه داريم احترام قائل بشيم و بفهميم خداوند چرا ما را اشرف موجودات خلق كرده. پس از تمرينات براي خودتون ديو نسازيد! ما در شرايط متفاوتي بزرگ شده ايم و تجربيات متفاوتي در زندگيهامون داشته ايم و استعدادهاي بالقوه مان را در درجات مختلف و متفاوتي به صورت بالفعل در آورده ايم و بار كارمايي هر كدوممون هم با اون يكي فرق داره! بنابراين خودتون رو در تمرينات با هيچ شخص ديگه اي مقايسه نكنيد. اگه كسي مثلا" اولين باري كه استاد درونش را صدا مي كند درهاي حقيقت در رويا يا بيداري ، به رويش باز مي شود اين دليل بر اين نيست كه همه بايد اين طوري باشند و اگر به همون نتيجه نرسيدند ، پس موفق نيستند! نه! بعدها در درس " آدم جادويي " براتون مي گم كه همه ي آدمها بدون استثنا داراي همه ي نيروهاي نهفته هستند اما ممكنه در بعضي ها ، بعضي حسهاي دروني قويتر و در بعضي ها ضعيف تر باشه. نكته ي 2 _ تمرينات را با عشق انجام بديد نه از روي اجبار. اگه يك روز بيدار شديد و ديديد اصلا" حوصله ي هيچ تمريني را نداريد ، خودتون رو مجبور نكنيد كه به زور تمرينات رو انجام بديد چون به نتيجه ي معكوس مي رسيد. اگه يك روز يا حتي بيشتر هيچ تمريني را انجام نداديد، تحت هيچ شرايطي شروع به انتقاد از خودتون و محكوم كردن خودتون نكنيد. فقط به خودتون نويد بديد و تلقين كنيد كه به زودي با انرژي مضاعفي ادامه خواهيد داد. پس باز هم تاكيد مي كنم يادتون باشه داريم اين تمرينات رو انجام مي ديم تا حرمت بيشري براي خودمون قائل بشيم و به آرامش بيشتري برسيم، نه اينكه خودمون رو بيشتر مورد انتقاد قرار بديم. مثالي از خودم : زماني بود كه من خيلي سمج شده بودم تا هر چه سريعتر به جواب تمريني برسم و بارها و بارها تمريني راتكرار مي كردم. صبح ها خيلي زود بيدار مي شدم تا برسم تمرينات رو انجام بدم . كم كم داشتم عصبي مي شدم كه چرا به نتيجه نمي رسم. يادمه يكي از استادهام به من گفت : " اگه يه روز صبح بيدار شدي احساس كردي دلت مي خواد تخت بگيري تا شب بخوابي و هيچ تمريني رو هم انجام ندي، اگه ديدي شرايط بيرونيش فراهمه حتما" اين كار رو بكن! اين مثل قانون " عدم مقاومت و رها كردن " عمل مي كنه و چند روز بعد وقتي دلت براي تمرينات تنگ شد و به سراغش رفتي ، مي بيني كه انگار همه ي چراغهاي خاموش يكدفعه روشن شده اند! " از اون پس من هر وقت كشش قلبيم رو به تمرينات از دست مي دادم، به خودم مي گفتم : " حالا زمان ايستادن و نفس گرفتنه براي اينكه فردا بقيه ي راه رو با انرژي بيشتري برم! " و هميشه فردا _ طبق حرف استادم _ چراغهاي بيشري روشن مي شدند! در پايان اين درس براي همگي آرزوي توانگري جاويد دارم. خدايا! تو را سپاس مي گوئيم كه راهمان را با نور خود روشن مي كني! آمين! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 2:26 توسط جادوگر طلایی( جادوگر 150 تغییر نام داد) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من یک جادوگر سرگردانم...دستت را به من بده و تنهائیت را با من قسمت کن...
|
|
RSS
|